[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]

 

 

  

براده های طلا در معدن مس

(بازخوانی سینمای مستند در گفت و گو با كامران شیردل)

مقدمه گفت و گو و یادداشت آیدین آغداشلو در باره شیردل

روزنامه فرهنگ آشتی، شنبه 9 آذر ماه

 

 تكنوازی در جزیره ای تنها

(بخش اول گفت و گوی فوق)

گفت و گو كنندگان : محمد بیات، امیر بهاری، و دو یادداشت از رضا بهرامی نژاد و خسرو خورشیدی در باره شیردل

 

 در وبلاگ "مستند نگاری" می خوانید

گفته هایی از جیم جارموش پیرامون مستند "سال اسب" (ترجمه : مینا كشاورز)

گفت و گو با فرانك شفر : ایده فیلم مستند باید شاهكار باشد (گفت و گو كننده : سمیه قاضی زاده)

گفت و گو با جفری اسمیت، نویسنده و كارگردان مستند بلند "جراح انگلیسی" (ترجمه مینا كشاورز)

 

ابراهیم مختاری پیشنهادكرد : شرط پروانه نمایش از جشنواره "سینما حقیقت" حذف شود، خبرگزاری "ایسنا"

 

پیروز كلانتری : چرخه اقتصادی فیلم های كوتاه و مستند در ایران فاقد معناست، خبرگزاری "ایسنا"

 

 

مهوش شیخ الاسلامی : كمبود منابع مالی باعث می شود فیلمسازان فرصت های خود را از دست بدهند، خبرگزاری "ایسنا"

 

ساحت مستند و صلاحیت نقد

احمد میراحسان، روزنامه "كارگزاران"، 10 آذر 87.

 

ابعاد پیچیده انسان

( بخش دوم مطلب فوق)

احمد میراحسان، روزنامه "كارگزاران"، 13 آذر 87

 

به بهانه "دو كمانچه" بهمن كیارستمی، نوشته محمدسعید محصصی در وبلاگ شخصی او

 

پاسخ به یك نیاز

(احمد میراحسان)

روزنامه "كارگزاران" یكشنبه، 19 آبان 87.

 

 

دماغ به سبك ایرانی مهرداد اسكویی و هویتی تازه

(احمد میراحسان)، "كارگزاران"، 26 آبان 87.

 

مطالب تازه

 صفحه " انسان شناسی تصویری " باب مارلی از نگاه اسكورسیسی (ترجمه محسن قادری)، در باره مستند "سایه كتاب مقدس" (ترجمه عاصفه صادقی)، نگاهی به مستند همه مادران من ابراهیم سعیدی (رضا بهرامی نژاد)، سرگئی ایزنشتاین (دان شا، ترجمه محسن قادری)، فیلم "خانه خدا"، یك سند انسان شناسی یا مستند توضیحی ؟ (محمد تهامی نژاد)، نگاهی به انسان شناسی تصویری در حاشیه جشنواره سینما حقیقت (محمد صادق دقتی نجد)

 

 

چاپی

 

ماهنامه "فیلم"، آذر ماه 1387 

مجموعه مطالب ذر باره دومین جشنواره "سینما حقیقت" : جشنواره خیلی خوب است (محمدسعید محصصی)، كشفی به بلندای تاركوفسكی، در باره مستندهای خارجی جشنواره (امیر پوریا)، خانواده سینمای مستند ما (رضا بهرامی نژاد)، از نگاتیو متنفرم، گفت و گو با ریچارد لیكاك (رضا بهرامی نژاد و محمد باغبانی)، سینما مستقیم، در باره لیكاك (محمد باغبانی)، كاری كنیم كه این جشنواره ریشه و پایه پیدا كند ( گفت و گوی پیروز كلانتری با محسن عبدالوهاب، عضو هیأت انتخاب جشنواره "سینما حقیقت")، صص54 تا 62.

 

ماهنامه "فیلم"، ویژه پاییز 1387

مفتون شرق، فیلم های مردم نگارانه و اكتشافی در باره قبایل كوچ رو، نمونه مورد مطالعه : "علف" (1925)، نوشته حمید نفیسی، ترجمه محمد تهامی نژاد، صص 84 تا 91.

مجموعه مطالب در باره یك مستند برگزیده : "تینار" : عاشقانه (پرویز دوایی)، پسركی كه نتوانست از بهشت فرار كند (جهانبخش نورایی)، می توان به درون آدم راه پیدا كرد؟ (روبرت صافاریان)، هم تصویر می گرفتیم، هم چوپانی می كردیم ( گفت و گوی آذر مهرابی با مهدی منیری كارگردان فیلم "تینار")، صص92 تا 101.

"خشت خام"، پیروز كلانتری، صص102 و 103.

خودمانی شدن دوربین، تجربه هایی از آشنا شدن با سوژه در سینمای مستند (ابراهیم مختاری)، صص 104 و 105.

اگر هاوكس گیتاریست بود...، مستند مارتین اسكورسیسی در باره گروه "رولینگ استونز" (احسان خوش بخت)، صص 116 تا 119.

 

 

چاپی

 

مطالب صفحات ویژه جشنواره سینما حقیقت در ویژه نامه پنجشنبه 2 آبان 87 روزنامه "اعتماد"

 

مصائب یك جشنواره دو ساله

سعید علیپور

 

فقدان حس زمان

(در باره مستند "بانوی گل سرخ" مجتبی میرطهماسب)

احمد میر احسان

 

من فیلمسازم

(گفت و گو با ریچارد لیكاك)

امیرحسین ثنایی

 

مستندساز خارجی یك چیز

دیگه س،

 پیروز كلانتری

 

چند نكته در باره جشنواره سینما حقیقت، مینا كشاورز

 

زود، تند، سریع

محمد باغبانی.

 

آن لاین

 

مروری بر چند فیلم ایرانی و خارجی جشنواره سینما حقیقت

 فرحناز شریفی

صفحه انسان شناسی تصویری سایت انسان شناسی و فرهنگ.

 

تازه های وبلاگ سینمای مستند محسن قادری

گریرسون، گفتار بی نام، در باره مستند سكوت سرشار (فیلیپ گرونینگ)، در باره فیلم  آمریكا، تاریخ ما (ژان میشل موریس)، در باره مستند فرانسوی دبلیو بودن و ........

 

دو مطلب در باره جشنواره سینما حقیقت در خبرگزاری "ایسنا" :

یادداشت هادی آفریده :

 "چند پرسش معناگرا از  جشنواره سینما حقیقت".

در پی یادداشت هادی آفریده، فرید فرخنده­ كیش :

 پذیرای انتقاداتیم و سعی می كنیم آن ­ها را چراغ راه آینده قرار دهیم.

 

همایون امامی :

 مستند، عرضه كننده فرهنگ و تمدن ایران به جهان

خبرگزاری "ایسنا"

 

 

توجه ویژه سینما حقیقت به خارجی ها و غفلت از سینمای ملی، حبرگزاری مهر

 

چند گزارش

از روزهای مختلف جشنواره سینما حقیقت، احمد زاهدی، سایت انجمن مستند سازان سینمای ایران

 

تازه های صفحه انسان شناسی تصویری

 از سایت انسان شناسی و فرهنگ:

 گفت و گو با مهرداد اسكویی (مرجان اردكانی)، گفت و گو با رضا بهرامی نژاد (همنشینی سینمای مستند و داستانی) رامتین شهبازی، یك جست و جوی مختصر در سینمای مستند معاصر افغانستان (محمد تهامی نژاد)، گدار و گروه ژیگا ورتوف (ترجمه : محسن قادری).

 

 

جشن سینما حقیقت

احمد میراحسان، روزنامه اعتماد، 22 مهر 87.

 

دومین جشنواره سینما - حقیقت كلید خورد

علیرضا امیر حاجبی، روزنامه اعتماد ملی، 24 مهر 87.

 

سینما همین است

پگاه آهنگرانی، در باره جلوگیری از نمایش فیلمش در جشنواره سینما، روزنامه اعتماد ملی، 25 مهر 87.

 

گزارش روز نخست جشنواره سینما حقیقت،

احمد زاهدی، سایت انجمن مستنسازان سینمای ایران

 

 

 ادامه لینک به نوشته های مطبوعات و سایت ها در زمینه سینمای مستند

 

 

فایل PDF " آینه" را می‌توانید در اینجا دانلود کنید

 

 

 

ابراهیم مختاری

محمد اطبایی

محمد تهامی نژاد

مازیار بهاری

محمدرضا اصلانی

 

 

رئیس جمهور میرقنبر

MDMA

تنهایی اول

وقت خوب مصائب

راجر و من / خواهر هلن

خاطرات یک هفتاد و پنج ساله

تهران انار ندارد: کلانتری

وارونگی

هزارتوهای سکوت

تهران انار ندارد: میراحسان

سرزمین گمشده

 

 

گذر شهر بر آب

فرهاد وراهرام

زخم

محمدسعید محصصی

تهران چند درجه ریشتر

پیروز کلانتری

 

 

 

پایگاه خبری فیلم کوتاه

 

انجمن مستندسازان ایران

 

مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی

 

جشنواره فیلم کوتاه تهران

 

سایت برنامه تلویزیونی مستند 4

وبلاگ محسن قادری

وبلاگ مستندنگار

صفحه انسان شناسی تصویری در سایت ناصر فکوهی

 

 

 

 

 

 

 

باز هم اين هيئت هاي انتخاب !

پيروز كلانتري

انتخاب نشدن فيلم آخرم "درخيابان هاي ناتمام" در ميان 72 فيلم مسابقه فيلم هاي مستند جشنواره آويني موجب تعجبم شده است. اين فيلم سال گذشته در جشن سينما نامزد سه جايزه بود و در جشنواره سينما حقيقت هم كه با همان تشكيلات و مديريت جشنواره آويني (مركز گسترش سينماي مستند و تجربي) برگزار شد، باز كانديداي جايزه بود. فيلمي در جشنواره اي تا 7 - 8 فيلم اول بالا مي آيد و در جشنواره اي با همان تعريف (فيلم هاي برگزيده سال) و در همان سازمان و مديريت در ميان 72 فيلم جا داده نمي شود. شايد از همين جا و بلافاصله اين جواب بيايد كه مسئله، سليقه هيئت انتخاب است و كاريش نمي شود كرد. خواهم گفت كه دقيقا" مسئله همين جاست و هيئت انتخاب (برخلاف هيئت داوري) نمي تواند اين قدر سليقه اي عمل كند.

ركورد زدن هاي مداوم براي افزودن تعداد فيلم هاي مسابقه جشنواره ها هم ماجرا شده است.  اگر فيلم هاي انتخاب شده براي مسابقه جشنواره آويني مثلا" 30 فيلم مي بود (حدّ معقول و معمول براي فيلم هاي مسابقه يك جشنواره)، انتخاب نشدن فيلمم برايم پذيرفتني بود، چون در ميان 30 فيلم خوب و متوسط انتخاب نشده بود و من فيلمم را در همين حوالي ارزيابي مي كنم و ادعاي زيادي روي آن ندارم. اما به فهرست 72 فيلم  انتخابي جشنواره آويني كه رجوع كردم، نيمي از فيلم ها را فيلم هاي ضعيفي ديدم كه در كنار نيم متوسط و خوب ديگر "دوغ و دوشاب"ي در كنار هم قرار گرفته است و بدترين حاصل متورم شدن فيلم هاي بخش هاي مسابقه جشنواره هاي يكي دو سال اخير همين نامتجانس بودن كيفيت فيلم ها و ضايع شدن جايگاه فيلم هاي محق و خوب است : جشنواره فجر دو سال پيش 40 فيلم، جشنواره سينما حقيقت 50 فيلم و حالا هم ركورد 72 فيلم. واقعا" ما اين همه فيلم مستند خوب و برگزيده در سال داريم؟

حرف و نظر امروز من در باره ساز و كار هيئت هاي انتخاب سابقه دارد. ...

 ادامه نوشته ...

تاملات نیمه ‌فلسفی نیمه کاربردی درباره سینمای مستند

روبرت صافاریان

... تجربه تماشای فیلم مستند (و در مواردی فیلم داستانی هم) به من آموخته است که گاهی صرفاً با خیره شدن به آدم‌ها و رویدادها در لحظات بحرانی به واقعیت‌هایی پی می‌بریم که شاید از راه دیگری رسیدن به آنها ناممکن می‌بود. به چند نمونه از فیلم‌های مستند سال‌های اخیر خودمان اشاره می‌کنم:

در فیلم  ...كه در كابوسي زرد خميازه مي‌كشد (سوسن بیانی، 1383) یک فصل بخش زایمان نسبتاً طولانی وجود دارد که در آن شاهد تولد چندین بچه هستیم. در تولد این کودکان، در وغ زدن‌های‌شان، در بدن‌های سرخ‌شان، در خشونت و بی‌تفاوتی و حالت روزمره و عادت شده‌ای که در کار پرستارها و پزشکان بیمارستان هست، با تصویری از تولد روبه‌رو می‌شویم که صرفاً از نگاه کردن و شنیدن ناشی می‌شود. فیلمساز ما را وامی‌دارد که به این پدیده خیره شویم و همین خیره شدن ما را به شناخت تازه‌ای می‌رساند که با شناخت کلیشه شده و مفهومی این پدیده تفاوت دارد و تمام بار رمانتیک و ایدئولوژیک آن را از آن می‌زداید. یا فیلمی اخیراً دیدم به نام کاش گفته بودند نه (رضا فتاح، 1384) با آخرین لحظات زندگی موتورسواری که در یک پرش با موتور جانش را از دست می‌دهد روبه‌رو هستیم. موتورسوار به شدّت دچار تردید شده است و می‌داند که احتمال زیاد دارد جانش را از دست بدهد. هیچ توصیف ادبی و گزارش بازسازی شده نمی‌تواند جایگزین لحظات تلخ تردید و اضطرابی شود که روی نوار ویدئو ضبط شده است. در نفس رویۀ دیداری چیزها وقتی ثبت می‌شوند و امکان دوباره دیدن آنها فراهم می‌شود، چیزی از واقعیت وجود دارد که ناشی از هستی‌شناسی لحظه است و این خاص تصویر مستند است.

نمونه‌هایی که آوردم هیچیک از نماهای بلند تشکیل نشده است، با وجود این، این بحث به یکی از مناقشه‌‌های قدیمی تاریخ تئوری فیلم مربوط می‌شود؛ به بحث پلان-سکانس در برابر مونتاژ (بازن در برابر آیزنشتاین). نظریه هستی‌شناسی تصویر فوتوگرافیک بازن اگر از نمای بلند حمایت می‌کند به خاطر تاکیدش بر حضور واقعیت در تصویر فوتوگرافیک است. او معتقد است قدرت سینما و قوت فیلم‌های خوب از این نیروی تصویر فوتوگرافیک ناشی می‌شود که واقعیت را به وفادارانه‌ترین شکل ممکن باز می‌آفریند. در حالی که در مونتاژ آیزنشتنی سخن از ساخت یک واقعیت جدید با همنشینی دو تصویر متفاوت می‌شود. در اولی تاکید روی مشاهده کردن و دیدن است؛ در دوّمی تاکید روی ساختن و دخل و تصرف.

امّا واقعیت تنها از این گونه لحظات ناب تشکیل نشده است. چه بسا ما با مشاهده آدم‌ها و چیزها، هیچ از واقعیت وجودی‌شان در نمی‌یابیم مگر اینکه به اطلاعاتی درباره گذشته‌شان دسترسی داشته باشیم و روابط‌شان با آدم‌های دیگر و با محیط پیرامون‌شان را بشناسیم. در غیر این صورت حقیقت خود را بر ما آشکار نمی‌کند. اجازه بدهید برای روشن شدن موضوع به یک نمونه دیگر اشاره کنم.

فیلم مستند کارت قرمز (مهناز افضلی، 1385) به معمای قتل زن یکی از فوتبالیست‌های مشهور کشور و وضعیت شهلا جاهد زن صیغه‌ای او که متهم به قتل است، می‌پردازد. طبعاً این پرسش که چه کسی لاله را کشته است در کانون چنین فیلمی جا دارد. تا پایان هم معلوم نمی‌شود چه کسی این کار را کرده است و مهم‌تر از همه اینکه چرا این کار را کرده است؟ فیلم کارت قرمز از پاسخ به این پرسش ناتوان است. آدم‌هایی که جلوی دوربین قرار می‌گیرند یا خود واقعیت را نمی‌دانند یا اگر می‌دانند جلوی دوربین بیان نمی‌کنند....

نوشته کامل ...

کارگردان فیلم مستند خانه خدا ابوالقاسم رضایی است نه جلال مقدم

 

مهرداد فراهانی

 

در آغاز این یادداشت از اقبال مخاطبان به این اثر سخن گفتیم اما متاسفانه بخت سازنده آن همچون ساخته اش بلند نبود. هنوز چندی از نمایش فیلم نگذشته بود که او مورد سوء قصد یکی از متعصبین قشری مذهب قرار گرفت. ضارب اعتقاد داشت که نمایش تصاویر اماکن مقدسه بر پرده سینما ساحت آن مکان ها را لکه دار کرده است . اگر چه رضایی از این سوء قصد جان سالم به در برد و دل شکسته ایران را برای همیشه به مقصد انگلستان ترک گفت اما گرفتار سوء تعبیری شد که کماکان دامن گیر اوست و آن چیزی نیست جز تشکیک در کارگردانی او و نسبت دادن این امر به جلال مقدم . نویسندگان و منتقدان سینمایی به رغم تصریح آشکار تیتراژ مقدم را کارگردان و رضایی را تهیه کننده فیلم دانسته و با این ادعا تمام ارزش های هنری فیلم را به مقدم متعلق دانسته اند. جلال مقدم هیچ گاه به صراحت این نقش را نپذیرفت اما تلاشی هم برای باطل کردن این ادعا نکرد. دور بودن رضایی از ایران هم علت دیگری بوده است که این ادعا را تا به امروز زنده نگاه داشته است . اگر چه در یک دهه گذشته کسانی همچون ابراهیم گلستان و خسرو پرویزی ( نگاه کنید به شماره 212 ماهنامه فیلم ) با ارائه شواهد و اسناد دقیق حقانیت رضایی را ثابت کرده اند اما حتا بی مراجعه به این اسناد و تنها با قدری موشکافی تاریخی می توان کارگردانی مقدم را مردود دانست. کافی است به یاد آوریم  که رضایی از آغاز کارنامه هنری خود ارتباط تنگاتنگی با سینمای مستند داشته است . او ابتدا فیلم بردار مراسم سیاسی دربار و رژه های ارتش بوده است و پس از آن هم استودیو ایران فیلم و استودیو دوبلاژ دی سی آی را تاسیس می کند – که محل فعلی خانه سینما است – و در آن جا به تولید مستندهای صنعتی و تبلیغی برای شرکت نفت می پردازد که از مهم ترین آن ها می توان به : مهار آتش در اهواز و طرح چم اشاره کرد . اما سوی دیگر ماجرا یعنی جلال مقدم فعالیت خود را با عنوان نویسنده فیلم نامه های داستانی آغاز می کند، با کارگردانی فیلم های داستانی ادامه می دهد و در نهایت در دهه پایانی عمر خویش با بازیگری به فعالیت هایش پایان می دهد. در واقع تنها اثر شاخص مستند او کارگردانی مشترک طرح چم همراه با منوچهر طیاب و منوچهر انور است. از این ها که بگذریم پاره ای از منتقدان معتقدند که اصولا در چنین فیلمی کارگردانی محلی از اعراب ندارد و تنها وجود یک سرپرست کافی است. شاید دلیل ایشان برای این ادعا حضور احمد شیرازی – فیلمبردار توان مندی که اشنا به دکوپاژ هم بوده است – در تیم سازندگان این فیلم است. به هر حال این ادعا نیز به دو دلیل مردود است زیرا که اولا چنین پروژه عظیمی را نمی توان تنها با یک تصویر بردار پوشش داد و باید از واحدهای دوم و سوم فیلمبرداری بهره جست و در چنین مواقعی قاعده بر این است که از فیلمبردارانی استفاده شود که شم کارگردانی دارند. ثانیا

نوشته کامل ...

گفتگو با مهرداد زاهدیان، کارگردان فیلم مستند میدان بی حصار

نگاه تاریخی به انسان معاصر

 

امیر حسین ثنائی

 زاهدیان با کارگردانی فیلم هایی چون: تخت جمشید، ارگ بم، مسیح در جلفا، کرمان دل عالم، فارس فراسوی خیال، خاطرات روی شیشه، حلقه های فراموش شده و ... همواره ما را به دل تاریخی برده که فراموش شده و یا در حال فراموشی ست. فیلم " میدان بی حصار" نیز به بهانه ی میدان توپخانه که در حدود هفتاد سال مرکز تهران بوده است؛ به مرور حوادثی می پردازد که تاریخ معاصر ایران را شکل داده اند؛ فیلمی که ساختش دو سال زمان برده و برای کارگردانش تندیس بهترین فیلم و پژوهش از جشن خانه سینما، جایزه بهترین فیلم از دومین جشنواره سینما حقیقت و جشنواره فیلم تهران را به ارمغان آورده است.

 

موضوع اغلب کارهای شما در ارتباط با تاریخ است؛ از چه زاویه ای به تاریخ نگاه می کنید؟ و بر چه اساسی موضوع کارهایتان را انتخاب می کنید؟

چند چیز همراه همدیگر اتفاق می افتد برای انتخاب موضوع؛ یکی تعلق خاطر به موضوع ست؛ مثلا زمانی که من دانشجوی عکاسی بودم، خیلی کمتر به عکاسی اجتماعی گرایش داشتم. از طرفی گاهی در جریانی قرار می گیرم که باید آن موضوع را کند و کاو کنم. مثلا در حال حاضر درگیر پروژه ای هستم به نام قهرمانان ملی، که بیشتر یک نگاه اجتماعی درونش نهفته است تا یک نگاه تاریخی. اما در مورد تاریخ، فکر می کنم در گذشته ما جریانی وجود دارد که درست درک نشده و موجب بیماری شده که همچنان هم ادامه دارد. در حال حاضر با توجه به تنوع ایده ها و باز شدن مرزهای فرهنگی و کثرت رسانه ها، آن انحصار فهم سنتی شکسته شده و این یک چالش عمیق را ایجاد کرده است. آن بیماری الان به شکل حادی نمود پیدا کرده. در نتیجه شاید اگر نقبی به گذشته بزنیم درک روشن تری از وضعیت حالمان داشته باشیم. این آن چیزی ست که باید در گذشته جستجو و عیانش کرد. فکر نمی کنم در واقع اتفاقات، تحلیل ها و برخوردهای ما به یکباره شکل گرفته باشند؛ بلکه ناشی از یک پارادایمی در ذهن ما از گذشته است تا امروز. حالا اگر من به دنبال تاریخ می روم، دنبال این یک مسئله اش هستم. به طور معمول ما با دو رویکرد به تاریخ نگاه می کنیم؛ یا افسوس روزگاران رفته را می خوریم و یا با یک نگاه منتقدانه برخورد می کنیم. ولی هیچگاه این طور فکر نمی کنیم که امروزی که ما در آن ایستاده ایم، محصول همان اتفاقاتی است که از گذشته می آید. ما در واقع محصولی را که از گذشته به دوش گرفته ایم، حمل می کنیم تا به نسل های بعد منتقلش کنیم و اگر احتمالا پشت ما زخمی می شود، هرگز نگاه نمی کنیم که کدام قسمتش بوده که ما را زخمی کرده. من گاهی پیش خودم فکر می کنم که آیا ما روال منطقی همان نسلیم ...

ادامه مصاحبه ...

گفت و گو با دکتر مازیار لطفعلیان، مردم شناس

موج جدید مستند ایرانی بی نیاز از انسان شناسان

 

رضا  بهرامی نژاد

 دکتر مازیار لطفعلیان فارغ التحصیل دکترای مردم شناسی از دانشگاه رایس در آمریکا است. او در حال حاضر پژوهشگر مرکز مطالعات فرهنگی دانشگاه سانتا کروز در کالیفرنیاست و عمده وقتش را صرف نگارش کتابش می کند که درباره  رواج فراملیتی فرهنگ دیداری (سینما، هنر چند رسانه ای، هنر اجرا و عکاسی) و سهم درون مایه های اسلامی در آن است. علاوه بر این،او به مطالعات علم و فناوری در محیط های غیر غربی و نقش مذهب در آنها نیز پرداخته است که حاصل این پژوهش جذاب در کتاب دیگرش تحت عنوان "اسلام،هویت های فنی علمی و فرهنگ کنجکاوی" (2004 ، انتشارات یو پی ای) آمده است. دکتر مازیار لطفعلیان در دانشگاه های معتبری همچون پترزبورگ،یل و نیو اسکول در باره ی اسلام، سینما،رسانه و مطالعات علمی به تدریس پرداخته است.او با وجود مشغله های فراوان،به سوال های من جواب هایی دقیق داد و گرچه این مصاحبه کوتاه نمی تواند حق مطلب را درباره علاقه ذهن چالش گر او به انسان شناسی،که همواره پیوند ظریف و پنهانی با فرهنگ کشورش نیز دارد بیان کند،اما به کار  آشنایی میان او و ما علاقه مندان سینمای مستند ایران می آید.این مصاحبه کتبی در پاییز هشتاد و هفت و از مسیر مجازی تهران به کالیفرنیا انجام گرفته است.

 

 کمی از خودتان بگویید تا با شما و پس زمینه هایتان بیشتر آشنا شویم. از چه زمانی با فیلم و بخصوص سینمای مستند درگیر شدید ؟

من دکترایم را در رشته انسان شناسی فرهنگی‌ گرفتم. تخصصم در مورد اسلام، علوم و تکنولوژی و Media یا همان فرهنگ تصویری است.اما این که چطور به فرهنگ تصویری علاقه مند شدم ... علاقه من به فیلم از جایی شروع شد که به عنوان یک دنشجو ی انسان شناسی‌ فکر می کردم که فلیم به عنوان وسیله ای برای بیان زندگی‌ آدم‌ها،گویا تر از نوشتن است.یک دلیلش هم این است که فیلم، مخصوصا فیلم مستند،رابطه مستقیمی با واقیت برقرار می‌کند.هرچند بعدها متوجه شدم این مقوله خیلی‌ پیچیده تر از این هاست اما باید قدم اول را بر می داشتم.شروع کارم در سال هشتاد و چهار میلادی بود.فیلمی کوتاه در آمریکا می ساختم که مربوط به یک کلاس فیلم مردم شناسی بود و موضوع‌اش کافه ای در شهر برکلی بود و به این می پرداخت که چطور آنجا به یک مرکز اجتماعی تبدیل شده بود.هنوز دوران  وی اچ اس بود و دوربین های دیجیتال فراگیر نشده بودند. بعد از این تجربه فیلم مردم شناسی،فیلم دیگری نساختم و به حوزه نظری در رابطه بین دیدن،نوشتن،و فرهنگ شفاهی‌ پرداختم که مثلا کسانی مانند ولتر انگ در این حوزه بسیار کار کرده بودند.به رابطه فرهنگ و تصویر سازی علاقه مند شده بودم و به این فکر می کردم که سینمای ایران در این زمینه خیلی ‌جای کار دارد. واژه "فرهنگ تصویری" اساسا واژه ای جدید است و از ویژگی های دیدن که ریشه در فرهنگ دارد صحبت می‌کند.در قدم های بعد،مطالعات‌ام در رابطه با تکنولوژی و فرهنگ نیز تاثیر گذار بود.و این شد که دیگر برا یم کافی‌ نبود که نقد نوع خاصی از دیدن را بکنم بلکه باید رابطه بین تکنولوژی و فرهنگ را نیز درک می کردم.تکنولوژی از ایدئولو ژ ی جدا نیست و تاثیر مستقیمی بر دید فرهنگ تصویری ما دارد و این ما را مجبور می‌کند که وارا ی نشانه شناسی‌ برویم.

 ادامه نوشته ...

نویسنده بر مبنای این تحقیق فیلم مستندی به نام “زیر زمین” درباره موسیقی رپ ایرانی ساخته است.

 

پژوهشی درباره ویژگی های موسیقی زیرزمینی رپ فارسی

 

حسن خادمی

جامعه شناس  و مستندساز

مقاله حاضر با تمایزی که میان معنای موسیقی زیرزمینی در ایران و غرب می گذارد، سعی در معرفی موسیقی رپ فارسی به عنوان یک نوع موسیقی زیرزمینی در ایران دارد. در این مقاله نویسنده با دسته بندی انواع موسیقی رپ فارسی و بیان ویژگی ها و مضامین هر یک از این دسته ها به مخاطب شناسی این نوع موسیقی می پردازد و در ادامه به بحث پیرامون  ابعاد  اجتماعی موسیقی رپ فارسی و همچنین ترسیم فضای موجود در تولید و توزیع آن می پردازد. در ادامه مقاله نویسنده با پرداختن به علل گرایش نوجوانان و جوانان ایرانی به این نوع موسیقی، راهکارهایی جهت نحوه مواجهه سیاستگذاران فرهنگی کشور با این  نوع موسیقی به دست می دهد.

 کلمات کلیدی

موسیقی زیرزمینی، رپ، رپ فارسی، هیپ هاپ، فرهنگ زیرزمینی

 

مقدمه

در چشم اندازی جهانی، موسیقی زیرزمینی به آن نوع موسیقی اطلاق می شود که برخلاف جریان تجاری رایج در صنعت موسیقی حرکت می کند. بدین معنا که گروه های فعال در این حوزه ترجیح می دهند استقلال هنری خویش را حفظ کرده و از نظر ذائقه هنری دنباله روی شرکت های بزرگ موسیقی نشوند. چراکه در صنعت موسیقی روز، این شرکت ها و شبکه های تجاری موسیقی مانند ام تی وی، سونی بی ام جی، یونیورسال و وارنر هستند که ذائقه موسیقیایی توده مردم را شکل می دهند و الزاماً این نوع موسیقی از نوع پرمحتوا نیست و بیشتر پر زرق و برق و عامه پسند است. موسیقی زیرزمینی محدود به سبک خاصی نمی شود و هرموسیقی که به طور مستقل و بدون تاثیر بازار تولید شود می تواند موسیقی زیرزمینی نامیده شود. البته واضح است که این گروه ها خود به مرور زمان می توانند به نیروی محرک صنعت موسیقی تبدیل شوند، همچون پینک فلوید، تول و بسیاری از گروه های معروف دیگر که از دل همین موسیقی زیرزمینی بیرون آمده اند. (Negus,1996)، (Adorno,1991)

اما در ایران موسیقی زیرزمینی تعریف دیگری دارد. در واقع در ایران هر قطعه موسیقی که نتواند مجوز وزارت ارشاد برای ورود به بازار رسمی را بگیرد، موسیقی زیرزمینی نام می گیرد و گروه های تولیدکننده این نوع موسیقی ها را گروه های زیرزمینی می گویند. البته نباید فراموش کرد، عدم مجوز به یک قطعه موسیقی و زیرزمینی شدن آن، دلیلی بر تکثیر و توزیع آن موسیقی در تعداد محدود و کم مخاطب بودن آن نیست، بلکه برعکس بعضی قطعات موسیقی زیرزمینی رکورد تکثیر در کشور را شکسته اند. به عنوان مثال بعضی
آهنگ های "محسن نامجو" توانسته اند رکورد تکثیر بیش از یک میلیون نسخه را بشکنند! و یا بسیاری از آهنگ های "رپ فارسی" میزان دانلود چند صد هزاری در اینترنت داشته اند! ارقامی که برای بازار رسمی موسیقی کشور ارقامی افسانه ای به شمار می آیند. امروزه در ایران بسیاری از موسیقی هایی که در سبک های پاپ، متال، راک، رپ و هیپ هاپ تولید می شوند، در زمره موسیقی زیرزمینی به شمار می آیند و به صورت زیرزمینی تکثیر و توزیع می شوند.

 

فایل وورد مقاله کامل

نگاهی به فیلم طرقه

برخیز با مادر و خواهرانت آواز بخوان*

 

رضا بهرامی نژاد

 

 می گویند سینمای مستند صدای آدم های بی صداست و از آن آدمهای ساده و حاشیه ای است. فیلم مستند "طرقه" اثر محمد حسن دامن زن که در جشنواره سینما حقیقت امسال نیز،در بین داوران و مستندبازان با استقبال روبرو شد و طرفداران خاص خودش را پیدا کرد،بهترین مثال برای این ایده است. به لطف این مستند ساده و بی ادعا که به ثبت زندگی چهار زن نوازنده در خراسان شمالی پرداخته است ما دوباره می توانیم شاهد هنری ناب و وحشی و درگیر با زندگی باشیم که روز به روز  زیر بار کج‌سلیقگی ها و ادا و اطوار های از مد افتاده رسانه های مان خفه می شود.

 

 

من خوشحالم که عصر یک روز تعطیل می توانم کانال تلوزیونم را از روی چهچه ای پرافاده و دروغین به زخمه زنی دستی رنجور بر سازی ساده بگردانم و ته مانده ایمانم به سنت های کشورم را از دست ندهم. سنت ما گوشه‌های غریبه زیبایی دارد و کارگردانی خوب آقای دامن زن بی آنکه بخواهد با اگزوتیک زندگی ابتدایی و فقر سیاه این زنان و خانواده های شان ما را مرعوب کند،بیشتر از هر چیز با رنجی انسانی روبرویمان می‌سازد که برای لحظه ای امید و شور در تکاپوست.

ادامه نوشته ...

مکان های گویا

به بهانه اکران ده مستند ساخته کیشلوفسکی در جشنواره سینما حقیقت

 

مهرداد فراهانی

 

در سالگرد یک صد سالگی سینما وقتی مجله سایت اند ساوند از کریشتف کیشلوفسکی خواست تا نام ده فیلم تاثیر گذار زندگی اش را فهرست کند او پس از اشاره به جاودانه های همیشگی - همچون جاده و همشهری کین – از یک مستند کوتاه لهستانی نام برد : نوازنده های یکشنبه (1) . دیگر فیلم فهرست او، قوش ساخته کن لوچ بود که تاثیرات سینمای مستند به روشنی در آن مشهود است . پیش تر نیز او به هنگام صحبت درباره فیلم آماتور گفته بود : مستند های بسیاری بوده است که دوست داشته ام بسازم ولی هیچ وقت فرصت انجام آن ها پیش نیامد . پاره ای از آن ها را به عنوان سوژه فیلم های آماتوری فیلیپ – کاراکتر اصلی آماتور – به کار بردم .جالب آن که سینمای مستند برای کیشلوفسکی سکوی پرتاب به سینمای داستانی بلند نبود زیرا او در طول دهه هفتاد و پس از ساختن آثار داستانی  کماکان به ساخت مستند ادامه می داد ، حتی پس از فیلم تحسین شده آماتور  که او را به جهانیان شناساند . شاید اگر آن حادثه تلخ برای مستند(  ایستگاه ) پیش نمی آمد – پلیس قصد داشت تا به کمک راش های او مجرمی را شناسایی کند و کیشلوفسکی همچون فیلیپ در آماتور راش ها را از بین برد تا همکار پلیس نشود – او هیچ گاه جهان مستند سازی را ترک نمی گفت . نمایش سی و پنج میلی متری حدود 60 فیلم مستند لهستانی در دومین جشنواره سینما حقیقت فرصت مغتنمی بود تا علاوه بر آشنایی با یکی از مکاتب معتبر مستند سازی جهان به این پرسش نیز فکر کنیم که چرا جای این دوره طلایی سینمای اروپای شرقی در ادبیات سینمایی ما خالی است . دوره ای که به قول دانوشا استوک - نویسنده کتاب کیشلوفسکی از زبان کیشلوفسکی -  مردم بیش از آن که شوق دیدن فیلم های داستانی را داشته باشند بی تاب مستند های کوتاهی بودند که پیش از فیلم اصلی در سینما نمایش داده می شد . به هر روی این یادداشت نیز بی هیچ داعیه تحلیلی تنها مرور گذرایی است بر ده جواهر تابناک ساخته کیشلوفسکی که در این جشنواره دیده شد . به امید روزی که کلیه مستند های او را در اختیار داشته باشیم .

ادامه نوشته ...

مصاحبه در فیلم مستند

 

روبرت صافاریان

 

... مصاحبه خوب مصاحبه‌ای است که موجز و اثرگذار و حاوی اطلاعات نو و غافلگیرکننده‌ای باشد که با موضوع فیلم خوانایی داشته باشند. علاوه بر این، سبک بصری نماهای مصاحبه هم باید با سبک بصری کل فیلم هماهنگ باشند. عوامل زیر در تعیین کیفیت مصاحبه نقش مهمی بازی می‌کنند:

ــ انتخاب آدم درست و مناسب برای مصاحبه. آدم درست آدمی است که در زمینه مورد بحث صاحب نظر باشد یا اطلاعات دست اول داشته باشد و مهم‌تر از آن، بتواند خوب حرف بزند. اگر شخصیت اصلی مستند پرتره که حرف‌های او بخش مهمی از فیلم را تشکیل خواهند داد، آدم خوش صحبتی نباشد، همان بهتر که مصاحبه‌های او به حداقل کاهش پیدا کند. اگر فیلم را با مصاحبه با آدمی که خوش‌صحبت نیست (خوش‌صحبت بودن هم یک خصلت ذاتی است. جه بسا شاعران یا نقاشان یا فیلمسازان خوبی که آدم‌های خوش‌صحبتی نیستند) از همان ابتدا باخته‌ایم.

در انتخاب آدم‌هایی که درباره شخصیت اصلی فیلم حرف خواهند زد نیز باید دقت زیادی بکنیم. آنها علاوه بر خوش‌صحبت بودن، باید انتخابشان توجیه شود. همیشه این پرسش مطرح خواهد شد که چرا این آدم‌های خاص برای مصاحبه درباره شخصیت محوری فیلم انتخاب شده‌اند. آنها یا باید اطلاعات دقیقی درباره زندگی خصوصی شخصیت اصلی داشته باشند (مانند اعضای خانواده او یا دوستانش) یا در زمینه کار او صاحب نظر باشند. 

ــ امّا آدم‌های خوش‌صحبت آدم‌های پرحرفی هم هستند. فیلمساز باید با طرح پرسش‌های درست بحث را به موضوعاتی هدایت کند که دوست دارد در فیلم مطرح شوند. فیلمساز در مقام مصاحبه‌کننده باید با آنها وارد بحث شود، با طرح پرسش‌هایی درباره موضوعات حساس او را برانگیزد و در ضمن بیشتر گوش کند، بگذارد بیشتر مصاحبه‌شوند حرف بزند، چون بالاخره فیلم قرار است درباره مصاحبه‌شونده باشد. طرح پرسش­های درست، یعنی طرح پرسش­هایی که مصاحبه شونده را به حرف زدن ترغیب کنند و پاسخ­هایی از او بگیرند که در ساختار کلّی فیلم موردنیازند.

ــ انتخاب مکان و پسزمینه مناسب برای مصاحبه اهمیت زیادی دارد. معمولاً فیلمسازان ترجیح می‌دهند شخصیت اصلی فیلمشان را در محیط زندگی و کارش نشان دهند. امّا خلاف این هم می‌تواند اتفاق بیفتد، یعنی مصاحبه شونده را از محیطش منتزع کنیم تا توجه بیننده هرچه بیشتر بر حالت‌های ظریف چهره او متمرکز شود.

انتخاب زاویه دوربین و میزان نزدیکی و دوری دوربین به موضوع به نحوی که با اغراض فیلم خوانایی داشته باشد،...

نوشته کامل ...

سینمای مستند و آیین های عاشورایی

 

مهرداد فراهانی

 

رسم است که در هر بحثی راجع به سینمای ایران تنها به فیلم های داستانی اشاره شود. حتی سریال های تلویزیونی و تله تئاترها در این مباحث اذن دخول می گیرند اما سینمای مستند، نه. نمونه حی و حاضر و دست به نقد چنین نگاهی را در پرونده سینما و اعتیاد ماهنامه فیلم می بینیم که از سیاهه آثار مستند تنها به مستند زیر پوست شهر رخشان بنی اعتماد اشاره می شود، آن هم نه به دلیل اهمیت خود فیلم که به اعتبار کارنامه داستانی سازنده اش. این نکته در مورد بحث امروز یعنی قیام عاشورا و سینمای ایران نیز صادق است. بنابراین در بخش نخست مقاله نگاهی می کنیم به باغ پر گل سینمای مستند ایران تا نشان دهیم که مضامین، اشکال روایی و فرم های بصری مستند هایی که به موضوع حماسه عاشورا و آیین های سوگواری پرداخته اند چه قدر متنوع تر از سینمای داستانی است. "اربعین" ناصر تقوایی طبعا اولین نامی است که در این مورد به ذهن خطور می کند .این فیلم روایت گر ریتم با شکوه عزاداری مردمان جنوب ایران است. این مستند درخشان که چهار دهه از زمان ساخت آن می گذرد علاوه بر جنبه های خلاقانه سینمایی ، امروزه از جنبه اسنادی نیز یک سند مهم از برهه ای از تاریخ و جغرافیای جنوب ایران به شمار می آید. در چند سال اخیر تقوایی با فیلم " تمرین آخر" بار دیگر به این واقعه عظیم ادای دین کرده است . این فیلم که به سفارش مرکز هنرهای نمایشی و جهت ارائه به سازمان یونسکو برای ثبت هنر تعزیه درمیراث فرهنگی جهان ساخته شده است  با گروهی از زبده ترین تعزیه خوانان کویر مرکزی ایران همراه می شود و مراحل تمرین و آماده سازی تعزیه روز عاشورا را به تصویر می کشد .

ادامه نوشته ...

نگاهی به مجموعه مستند "یک فیلم یک تجربه"

 

مهرداد فراهانی

 

مشاهده وقایعی که منجر به خلق یک فیلم می شود و کنجکاوی در راز و رمز چگونگی ساخت یک فیلم از علائق دیرپای مخاطبان سینماست. رسانه ها به روش های مختلف می کوشند تا به این دغدغه پاسخ دهند. در رسانه های نوشتاری این امر با گزارش حوادث پشت صحنه و روند تولید فیلم آغاز و با مصاحبه با دست اند کاران فیلم و تشکیل پرونده نقد و بررسی پایان می گیرد. در رسانه های بصری هم نظیر این اتفاق می افتد که به عنوان نمونه داخلی می توان به برنامه "شما و سیما" اشاره کرد. ناشرین هم با چاپ فیلم نامه نهایی کار و افزودن عکس و مصاحبه این مهم را انجام می دهند. از رسانه ها که بگذریم خود کمپانی های تولید فیلم نیز با تهیه ضمائم و پیوست هایی که در دی وی دی اثار خود می گنجانند به این نیاز پاسخ می دهند. حال، چندی است که از شبکه چهار سیما شاهد پخش سری جدید مجموعه  مستند "یک فیلم یک تجربه" هستیم . این  مجموعه  که با همت و ایده رضا میر کریمی شکل گرفت و سری آغازین آن در بهار سال گذشته پخش شد تلاش دارد تا به مهم ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران بپردازد و تجارب دست اندر کاران آن آثار را برای انتقال به نسل های بعد ثبت کند. این مجموعه پیشنهاد جدیدی در فضای مستند سازی ایران به شمار می آید زیرا تا پیش از این مستند سازان با نگاهی بیوگرافیک به مجموعه اثار یک فیلم ساز می پرداختند و از تمرکز بر یک فیلم خاص اجتناب می کردند. چند نمونه پراکنده هم که به یک فیلم یا مجموعه خاص پرداخته بودند بیشتر مصداق همان گزارش های بصری بودند که ذکرشان رفت. تا جایی که حافظه نگارنده یاری می کند تنها دو فیلم "طرح" (بهمن کیارستمی ) و "سربازان قیصر" (منصور غلامی)  - که به ترتیب به فیلمهای طعم گیلاس و قیصر می پرداختند – تعریف و کارکردی مشابه آثار یک فیلم یک تجربه دارند.  فیلم  " رنگ اقیانوس، تو شب " ( علی تبریزی ) هم گرچه به یک تئاتر می پردازد – فنز به کارگردانی محمد رحمانیان – اما تا حدود زیادی با تعریف این مجموعه سازگار است. با رجوعی دوباره به مقدمه این نوشته در می یابیم که وقتی قرار است در قالب مستند به معرفی یک  فیلم پرداخته شود باید چیزی فراتر از مواردی که ذکر کردیم عرضه شود. چه،  در غیر این صورت نمی توان  آن ها را مستند نامید بلکه آن ها گزارش های تصویری هستند که البته در جا و زمان خود لازم اند اما ...

ادامه نوشته ...

نگاهی به مستند جفت شش

بازی یک طرفه

 

 رضا بهرامی نژاد

 

روبرت صافاریان و احمد میراحسان دو منتقد با سابقه سینمای ما که مدتی است فیلم مستند نیز می سازند به سراغ مسعود کیمیایی رفته اند و مستند " جفت شش " در 52 دقیقه حاصل و یادگار این برخورد است. باید پذیرفت ساخت فیلمی با محوریت شخصیتهایی مانند کیمیایی ساده نیست.مخاطبان چنین فیلمی با پیش فرضهای بسیاری درباره سینما و زندگی پر فراز و نشیب و شخصیت پر شور و پر حاشیه او به دیدن این فیلم خواهند نشست و اغلب انتظار خواهند داشت که ذهنیاتشان تایید شود. شاید به همین دلیل است که در تیتراژ ابتدایی این اثر با پیش فرض دیگری از جانب فیلمسازان روبرو می شوید که:" این فیلم نقد سینمایی کیمیایی نیست . کوششی است برای نمایش یک عمر تکاپوی پر افت و خیز بر بستر تاریخ ، سرگردان میان سینما و زندگی ".اما این پیش فرض که از جانب فیلمسازان بر ذهن ما سوار می شود به فیلم راهی نمی یابد و این مستند بیشتر از آنکه میان سینما و زندگی رفت و آمد کند ، بین منتقدینی سرگردان می ماند که در جای جای فیلم مسیر فیلمسازی کیمیایی را به نقد می کشند و یا با شیفتگی آن را می ستایند.

ابزار کارگردانان در این مسیر،نقد معروف ابراهیم گلستان درباره فیلمهای اولیه کیمیایی ( با عنوان : سقوط یک امکان ) و مصاحبه با منتقدانی همچون حمید صدر و جواد طوسی است . و البته تهمینه میلانی نیز در نقش همکار و شاگرد قدیمی ظاهر می شود و بیشتر از هر چیز به همین اوج و فرود ها و تشویق و تنبیه های منتقدان سینمایی در باره کیمیایی می پردازد . حتی مصاحبه احمد میر احسان با دختر کیمیایی که در پشت صحنه فیلم رئیس انجام شده و فرصت مناسبی برای شناخت وجوه دیگری از زندگی کیمیایی بوده ، با بحث درباره فیلمسازی و نوع نگاه شاعرانه "پدر" از دست می رود.حتی اگر ادعای اولیه فیلمسازان را از این مستند حذف کنیم ، آنچه می ماند چندان نمی تواند از حد رویکردهای متضاد منتقدانی همچون حمید صدر و جواد طوسی که در آرشیو ماهنامه ای مانند مجله فیلم قابل پی گیری است،فراتر برود و بر تصویر ما از کیمیایی همیشگی اثری بگذارد و یا چیزی بیفزاید.تقریبا فیلم ادامه همان قصه قدیمی درباره مسعود کیمیایی است:او دو فیلم خوب ساخت و بعدها به دلایل بسیاری آن نقاط اوج را نتوانست تکرار کند.این صفحه روی دومی هم دارد که در آن شیفتگان کیمیایی یک نفس می خوانند که اگر منتقدین او را راحت می گذاشتند،او سر انجام خودش را باز می یافت .

آنچه ورای این قصه تکراری برای من قابل بحث و بررسی است،حفظ فاصله کیمیایی در مصاحبه هایش با فیلمسازان این اثر است.البته که منظور این نیست که چرا کیمیایی شوخ و خندان و بشدت احساساتی را جلوی دوربین نمی بینیم.بهتر است بپرسیم چرا به غیر از گفتگو هایی درباره کودکی و نوجوانی او  که در طول فیلم به دورانهای دیگر زندگی اش بسط نمی یابد،آنچه از کیمیایی می شنویم و می بینیم،تصویر بشدت کنترل شده کیمیایی است که توسط خودش برای ما ساخته می شود که عمدتا توجیهاتی است درباره سینمای دلخواهش.از چند سوال غافلگیر کننده ی احمد میر احسان از عوامل فیلم و یا دختر کیمیایی ، حداقل موضع او را نسبت به کیمیایی می توان فهمید.اما این را نمی توان درک کرد که چرا چنین زورآزمایی و کشمکشی با خود کیمیایی که موضوع فیلم است صورت نگرفته؟چرا کیمیایی سرد و فاصله دار این مستند تا به انتها به این بازی تک نفره اش ادامه می دهد و در پایان ...

ادامه نوشته ...

يک مقاله‌ بسيار مهم و راه‌گشا، اما...!

 

محمدسعيد محصصي

 

       مقاله‌‌ي ده موضوع دعوا، در سينماي مستند ما! نوشته‌ي پيروز کلانتري را در کتاب حقيقت در قاب مستند به‌اهتمام اسماعيل ميهن‌دوست (از انتشارات:مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي پاييز 1387) خواندم و مانند هميشه که مقالات پيروز را مي‌خوانم هم در انديشه شدم و هم از آن بهره بردم. پيش از پرداختن به آن از زاويه‌ي نقد بهتر است بگويم که پيروز کلانتري در طرح مباحث نو واقعاً خيلي خوب عمل مي‌کند و هر بار که مي‌بيني‌اش پر از حرف و حديث براي انديشه در باب سينماي مستند است. از اين‌رو وجود او بي‌تعارف و علاوه براي ما دوستان نزديک او و در جمع کوچک  "گروه مطالعات سينماي مستند"، براي کل سينماي مستند ايران مغتنم است. پيروز در اين مقاله ده موضوع را که «معرکه‌ي آراي» منتقدان سينماي مستند ما است(1) طبقه‌بندي کرده و در پيرامون هر يک از آن‌ها بحث کوچکي (در حد ورود به مطلب) کرده است.

 اين موضوع‌ها به‌اين‌قرارند:

    1—مستندساختن کار راحتي است؟

    2— آيا فيلم مستند حذاب است؟

    3 – سينماي مستند واقع‌گراست؟

    4— سينماي مستند مخاطب ندارد؟

    5 -- آيا فرقي ميان فيلم مستند با ديگر انواع سينما وجود دارد يا نه؟

    6 – آيا سينماي مستند سينماي انديشه و حقيقت‌جويي است؟

    7 – سينما با فيلم مستند آغاز شده است؟

    8 – آيا همه‌ي سينماي مستند ايران در مستندهاي دهه‌ي چهل شمسي خلاصه مي‌شود؟

    9—در مستندسازي پژوهش مقدم است يا طراحي؟

   10—آيا سينماي مستند آن‌قدرها که مي‌پنداريم مهم هست يا نه؟

 نخستين نقد و درواقع ايرادي که بر نوشته‌ي پيروز مي‌توان گرفت اين است که چرا اين ده موضوع واقعاً مهم و اساسي را به‌صورت حکم و نه پرسش مطرح کرده است؟! البته همين حالت مي‌تواند خود، سؤال ايجاد کند؛

ادامه نوشته ...

ده موضوع دعوا، در سینمای مستند ما !

 

 پیروز کلانتری

 

 در میان ما، در باب سینمای مستند (مستند جهان و مستند ایران) حکم ها و جزم ها و "این است و جز این نیست" های زیادی مطرح می شود و مسائلی هستند که با افراط و تفریط دیده می شوند ، موضوع دعواهای جوراجورند و حجاب مشاهده و نقد روشن این سینما واقع می شوند. در این نوشته چند عنوان از این مقولات را دست چین کرده و در بارۀ هرکدام نظر و نگاه خودم را به اختصار مطرح می کنم، با این امید که زمینه ساز بحث ها و گفت و گوهای جانانه تری شوند؛ چون به نظر می رسد هر علاقه مند پیگیر سینمای مستند با چنین جزم هایی برخورد دارد و می تواند بر این عریضه بیفزاید.

ابتدا لازم می بینم در بارۀ دو مسئله تعریفم را بیان کنم؛ مسائلی که در همۀ عناوین مطرح در این نوشته بستر نگاه و نقد من است و مدام به آن ها رجوع می شود :

اول این که سینمای مستند چون سینماست  و سینما چون هنر است (چه مستند، چه داستانی و چه انیمیشن آن)، پس فیلم مستند یک فعالیت خلاقانه و معطوف به هنرمندی و تکنیک ورزی و حس و نظر فیلم ساز است و از این بابت تفاوتی میان آن با سینمای داستانی یا انیمیشن نیست. مواد خبری و آرشیوی و مقولۀ ثبت واقعیت و نمایش واقعیت و دیگر امور مکانیکی مربوط به این نوع ارتباط غیر خلاقانه با واقعیت را من به "سینما"ی مستند مربوط نمی دانم و شاید با "اثر مستند" یا "تصویر مستند" – و نه فیلم مستند - خواندن آن ها سوء تفاهم موجود و مطرح تا حدودی رفع شود.

و دوّم این که سینمای مستند را چه می بینم ؟ به باور من سینمای مستند مجموعۀ فیلم هایی است که "واقعیت" را "موضوع" می کنند و "در میان" می گذارند و با آن "درگیر" می شوند، و نه این که  واقع گرا و  لزوما" بیان گر یا ارائه کننده و نمایش  دهندۀ واقعیت باشند. به این معنی سینمای مستند را واقع گراتر از سینمای داستانی نمی دانم و دخالت مستندساز را در امر فیلم سازی و جزییات آن اصلا" کم تر از فیلم ساز سینمای داستانی نمی بینم. مستندساز می تواند واقعیت را نشان دهد، گزارش کند، نقد و تحلیل علمی یا شخصی کند، آن را به بازی بگیرد، متصوّر و متخیّلش کند، با آن چالش داشته باشد، نفی اش کند یا حتی به تحریف آن بپردازد. در همۀ این موارد، به رغم برخوردها و رویکردهای متفاوت و حتی متضاد فیلم ساز، چون امر واقع و زنده به عنوان یک عامل بیرون از فیلم ساز ، موضوع فیلم است و فیلم بر اساس در میان گذاشتن یک امر واقع و رویارویی با آن شکل می گیرد، یک فیلم مستند است. در این رویارویی، بر بستر و مبنای موضوع قرار دادن واقعیت است که برخورد خلّاقانه، راه و رفتار خود را جست و جو و پیدا می کند....

ادامه نوشته ...

 

نگاهی به جلسه نمایش فیلم مستند "جفت شیش" درباره مسعود کیمیایی و بازتاب مطبوعاتی آن

 

چالش های ساخت مستند درباره یک کارگردان – ستاره

 

روبرت صافاریان

 

فیلم مستند “جفت شیش“ ساخته مشترک من و احمد میراحسان درباره مسعود کیمیایی پنجشنبه گذشته به عنوان جزئی از برنامه تصویر سال که سیف الله صمدیان هر سال در خانه هنرمندان برگزار می کند، به نمایش در آمد و بازتاب مطبوعاتی گسترده ای یافت. کیمیایی که در این جلسه شرکت کرده بود سخنانش را با این عبارت شروع کرد که “فیلم بسیار بدی بود” و همین عبارت شد تیتر بسیاری از روزنامه هایی که خبر را منعکس کردند. در نگاه اول این به زیان فیلم تمام شد، امّا با شناختی که جامعه از کیمیایی دارد، کمترین تاثیر این حرف این است که اگر او از فیلمی که درباره اش ساخته شده راضی نیست، پس احتمالاً فیلم باید فیلم بدی نباشد. به هر رو، این جلسه و انعکاس بعدی آن در مطبوعات جزئی است حضور اجتماعی و مطبوعاتی دائم کیمیایی که آن را بسیار خوب کارگردانی می کند. این حضور برای ادامه فعالیت او به عنوان فیلمساز اهمیت اقتصادی و اجتماعی حیاتی دارد، چرا که امروز بیشتر کسانی که به دیدن فیلمی از کیمیایی می روند به سبب نام او می روند نه به خاطر دیدن فیلم. حرف هایی که آن شب زده شد، به نوعی ادامه کشمکشی بود که در زمان ساختن فیلم و در طول مصاحبه ها هم وجود داشت. او در پی این بود که تصویری را که مایل است از خود به نمایش بگذارد و با استادی تمام این کار را می کرد. کیمیایی بازیگر درجه یکی است. مکث ها، نگاه ها، و انتخاب واژگانش کاملاً حساب شده و موثر است. امّا فیلمسازی که می خواهد فیلمش به جولانگاه شخصیتی که موضوع فیلم است بدل نشود نیز امکاناتی دارد. ....

 

ادامه نوشته ...

برای اطلاع از آنچه در جلسه یادشده گذشت می توانید به لینک های زیر مراجعه کنید:

گزارش خبرگزاری ایسنا درباره جلسه نمایش "جفت شیش"

گزارش خبرگزاری فارس دربار جلسه نمایش "جفت شیش"

حاشیه روزنامه اعتماد درباره جلسه نمایش "جفت شیش"

پاسخ احمد میراحسان به حاشیه نویس روزنامه اعتماد

نقل گزارش ایسنا در سایت "سینمای ما" و اظهار نظرهای خوانندگان آن

نگاهی از خیاط رسمی به حکومت دینی

 

فیلم "پرو آخر" ساخته رضا حائری نشان می دهد که در ایران نیز این لباس است که نشانه شخصیت آدمها است

 

جیم کیلتی

(نشریه دیلی استار ؛ ده نوامبر 2008)

ترجمه: حمیدرضا احمدی لاری

 

 سرانجام تهران هم به فستیوال های فیلم بازگشت. در جشنواره سینما حقیقت؛جشتواره بین المللی سینمای مستند ایران که دومین دوره خود را از15تا 19 اکتبر برگزار کرد چند مستند فوق العاده نمایش داده شد. در مراسم اهدای جوایز جشنواره، سه یا چهار فیلم ایرانی جوایز برتر را در هر دو حوزه رقابتی ملی و بین المللی به خود اختصاص دادند.

سازندگان این فبلمها روشهای کاملا متفاوتی از مستند سازی را به کار گرفته بودند اما در این میان سه فیلم نشانه هائی از سینمای مستند خلاق ایران را نمایش می دادند.

"تینار" از مهدی منیری توصیف زیبائی است از یک سال زندگی پسرکی نوجوان و ارتباط پاک ومعصومانه او با گاوهایش."سینما آزادی" ساخته مهدی طرفی،روایتی است تغزلی از پیدایش ،افول و سرانجام تعطیلی یک سالن سینمای مردمی در سوسنگرد، یکی از شهرهای عرب- فارس نشین خوزستان. فیلم " همه مادران من" کار مشترک ابراهیم سعیدی و زهاوی ساجوی مستندی تلویزیونی و مصاحبه محور است از وضع اسفناک آن دسته از خانواده های عراقی که بقایای جسد مردان شان در گورهای دسته جمعی کشف شده است.

اما فیلمی که پرشور ترین واکنش ها را هم از سوی تماشاگران و هم از طرف هیئت داوران دریافت کرد،فیلم "پرو آخر" ساخته رضا حائری بود که تماشاگران ایرانی و خارجی را  یک اندازه به قهقهه می انداخت.این فیلم سی دقیقه ای در بخش مسابقه فیلمهای کوتاه جایزه بهترین فیلم را از هیئت داوران دریافت کرد.

موضوع این فیلم آدمی است که از یک طرف مشهور است و از طرف دیگر ناشناخته و گمنام. آقای عرب پور،خیاط برجسته شهر قم (مرکز روحانیت ایران) از سالها پیش از انقلاب اسلامی1979 نزد روحانیون شناخته شده قم شخصیتی نامدار است.

ادامه نوشته ...

 

 

نوشته ها و لینک‌هایی درباره تدوین فیلم مستند

 

صحنه در سینمای داستانی و مستند (تفاوت‌های تدوین فیلم مستند با فیلم داستانی) / روبرت صافاریان

ضرورت زیبایی شناسی نرم افزارهای تدوین دیجیتالی  / روبرت صافاریان

تدوین مستندهای آرشیوی / مینا کشاورز

تدوين شخصيت دوم / مصطفی خرقه پوش؛ تنظيم: ساسان پارسی

 

لینک‌ها:

هفت گناه تدوین مستند به روایت بری همپ / وبلاگ زارع زاده

تجربیات تدوین در سینمای مستند / شهروز توکلی / سایت ناصر فکوهی

جایگاه تدوین در سینمای مستند به روایت سه مستندساز (شهرام مکری، کامبیز صفاری، علی محمد قاسمی) / سایت سینما فردا

 

 

سینمای مستند و فیلمنامه

 

آیا در سینمای مستند چیزی معادل فیلمنامه سینمای داستانی وجود دارد که مبنای فیلمبرداری و تدوین قرار بگیرد و فیلم نهایی دست کم هفتاد هشتاد در صد تحقق مادّی ساختار دراماتیک و ایده هایی باشد که در آن شکل گرفته است؟ در یکی دو سال اخیر ادبیات آموزشی قابل توجهی در این زمینه تولید شده است و بحث هنوز ادامه دارد. مشهورترینِ این فرمول ها تحت عنوان از "ایده تا فیلمنامه" کوششی است برای فرموله کردن مراحل گوناگون رسیدن از یک ایده خام به نوشتاری که شاید بتوان نامش را فیلمنامه فیلم مستند گذاشت. نوشته "فیلمنامه نویسی برای سینمای مستند" شادمهر راستین نمونه این گرایش است. پیشتر جزوه درسی محمد تهامی نژاد را در این زمینه داریم که فایل پی دی اف آنها در سایت ما هم قابل دسترسی است. "پیک مستند" قصد دارد نوشته های گوناگون درباره این موضوع را در بخش مجزایی در اختیار خوانندگان خود بگذارد. طبیعی است که هیچیک از این نوشته ها حرف آخر را در این زمینه نمی زنند و باب اظهار نظر و چون و چرا در دیدگاه های مشروح در این آن ها باز است. امّا موضوع به هر رو مهم است. هم از دید مسائل تهیه فیلم مستند (تهیه کننده بر چه مبنایی می خواند تصمیم بگیرد که روی فلان فیلم مستند سرمایه گذاری بکند یا نه؟) و هم از زاویه تالیف آثار مستند (پیش از زدن کلید دوربین و پیش از شروع تدوین، فیلم تا چه اندازه روی کاغذ شکل می گیرد؟).

فعلاً با این چند نوشته شروع می کنیم:

فیلمنامه نویسی برای سینمای مستند / شادمهر راستین

پژوهش سینمایی (یا مستند نگاشت) / محمد تهامی نژاد

گفت و گوی با مایکل چنن مستندساز انگلیسی /  هادی مقدم دوست

تجربه‌ی نگارش فیلمنامه مستند عروس آب / به نقل از وب لاگ "مستندنگاری"

یادداشتی بر کتاب " مستند، از ایده تا فیلمنامه " /  رضا بهرامی نژاد

 

 

 

صفحات اختصاصی نویسندگان عرصه سینمای مستند

تصمیم گرفته‌ایم از این پس به هریک از نویسندگان عرصه فیلم مستند، اعم از آنها که به طور خاص برای پیک مستند نوشته‌اند و کسانی که در مطبوعات می‌نویسند، صفحه‌ای جداگانه اختصاص دهیم. کمترین چیزی که در این صفحه خواهید یافت نشانی و لینک تعدادی از مقالات هر نویسنده است. علاوه بر این، بسته به برخورد فعال خود نویسنده، عکس، زندگی‌نامه مختصر و اطلاعات دیگری نیز در این صفحات گنجانده خواهد شد. فعلاً با شش نفر کار خود را شروع می‌کنیم و نویسندگان دیگر را دعوت می‌کنیم نوشته‌های خود را در اختیار ما بگذارند تا به تدریج این بخش از سایت کامل‌تر و کامل‌تر و به منبع خوبی برای پژوهشگران عرصه فیلم مستند بدل  شود.

 

محمد تهامی نژاد

همایون امامی

احمد میراحسان

پیروز کلانتری

 

روبرت صافاریان

محمد سعید محصصی

 

 

مطالب قدیمی تر

 

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]

 

 

محمد سعید محصصی

علی صمدپور

هوشنگ آزادی ور

محمد رضا تیموری

مهدی نادری

شهرام درخشان

محمد حمیدی مقدم

همایون امامی

مهوش شیخ الاسلامی

.......

احوالپرسی با اهالی سینمای مستند ادامه خواهد داشت

 

 با نظر و رأی

" گروه مطالعات سینمای مستند "

 

 به کجا تعلق دارم؟

(مهوش شیخ‌الاسلامی)

کارت قرمز

(مهناز افضلی)

و عنکبوت آمد

 (مازیار بهاری)

روزهای بی‌تقویم

 (مهرداد اسکویی) 

هفت فیلم‌ساز

 زن نابینا

(محمد شیروانی)

باد دبور

(محمد رسول‌اف)

قدرت

(مهرناز اسدی)

تینار

(مهدی منیری)

سیانوزه

(رخساره قائم‌مقامی)  

ایران در اعلان

(فرحناز شریفی)

 

نوشته های اعضاء گروه "مطالعات سینمای مستند" درباره فیلم های منتخب و دیدگاه های خود

 

یادداشت‌های

 

 

 

« مقدمه ای بر مستند تلویزیونی – مواجهه با واقعیت » نوشتۀ ریچارد کیلبرن، جان ایزود، با ترجمۀ محمد تهامی نزاد، توسط انتشارات سروش

 

 

« سینمای مردم شناختی ایران – نقدی بر قوم پژوهی در سینمای مستند ایران »  کتاب تازه همایون امامی است که با سرمایۀ پژوهشکدۀ مردم شناسی سازمان میراث فرهنگی و توسط نشر افکار منتشر شده ....

 

« روایت های مستند » مجموعه مقالاتی در بارۀ  سینمای مستند ایران و جهان است که به مناسبت برگزاری نخستین دورۀ اهدای جایزۀ بزرگ شهد آوینی از سوی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و زیر نظر رضا درستکار منتشر شده است.

 

شماره های 59 و 60 فصلنامۀ سینمایی فارابی مختص سینمای مستند با موضوع اصلی « مدرن سازی و سینمای مستند ایران »، به سردبیری میراحمدمیراحسان و یک بخش دوم با عنوان « نردبانی از فلز و عاج » که مجموعه بحث های همایش انسان، صنعت، فرهنگ و سینمای مستند  در مجتمع فولاد مبارکه را دربرمی گیرد و سردبیر آن محمدسعید محصصی است.....

 

اطلاعات بیشتر ...

 

 

دو مصاحبه با ما درباره اهداف و برنامه های "پیک مستند"

مصاحبه "آینه" نشریه داخلی انجمن مستندسازان با بانیان "پیک مستند"

 

گفت و گوی پرویز جاهد با روبرت صافاریان درباره "پیک مستند"

 

 

صفحه اصلی پیشین

"پیک مستند"