|
سینمای مستند و فیلمنامه
آیا در سینمای مستند چیزی معادل فیلمنامه سینمای داستانی وجود دارد که
مبنای فیلمبرداری و تدوین قرار بگیرد و فیلم نهایی دست کم هفتاد هشتاد در
صد تحقق مادّی ساختار دراماتیک و ایده هایی باشد که در آن شکل گرفته است؟
در یکی دو سال اخیر ادبیات آموزشی قابل توجهی در این زمینه تولید شده است و
بحث هنوز ادامه دارد. مشهورترینِ این فرمول ها تحت عنوان از "ایده تا
فیلمنامه" کوششی است برای فرموله کردن مراحل گوناگون رسیدن از یک ایده خام
به نوشتاری که شاید بتوان نامش را فیلمنامه فیلم مستند گذاشت. نوشته
"فیلمنامه نویسی برای سینمای مستند" شادمهر راستین نمونه این گرایش است.
پیشتر جزوه درسی محمد تهامی نژاد را در این زمینه داریم که فایل پی دی اف
آنها در سایت ما هم قابل دسترسی است. "پیک مستند" قصد دارد نوشته های
گوناگون درباره این موضوع را در بخش مجزایی در اختیار خوانندگان خود
بگذارد. طبیعی است که هیچیک از این نوشته ها حرف آخر را در این زمینه نمی
زنند و باب اظهار نظر و چون و چرا در دیدگاه های مشروح در این آن ها باز
است. امّا موضوع به هر رو مهم است. هم از دید مسائل تهیه فیلم مستند (تهیه
کننده بر چه مبنایی می خواند تصمیم بگیرد که روی فلان فیلم مستند سرمایه
گذاری بکند یا نه؟) و هم از زاویه تالیف آثار مستند (پیش از زدن کلید
دوربین و پیش از شروع تدوین، فیلم تا چه اندازه روی کاغذ شکل می گیرد؟).
فعلاً با این چند نوشته شروع می کنیم:
فیلمنامه نویسی برای
سینمای مستند / شادمهر راستین
پژوهش سینمایی
(یا مستند نگاشت) / محمد تهامی نژاد
گفت و گوی با مایکل چنن
مستندساز انگلیسی / هادی مقدم دوست |
|
یك جور روی كاغذ فكر كردن برای یك طرح
مستند
آن مرد وجود دارد ...
هادی مقدم دوست
تجربه جالبی برایم پیش آمد و گمان می كنم كند و كاو در این تجربه به عنوان
یك مدخل برای ورود به نگارش ( و یا شروع پرورش یك فكر برای فیلم مستند )
جالب و درس آموز باشد .
خیلی وقت پیش كه سایت "پیك مستند" قالب خود را عوض نكرده بود و یك قالب
قدیمی با رنگ های كهنه داشت . دو سه تا عكس بالا سر لوگوی خود داشت كه هنوز
همه آن عكس ها در تركیب قالب جدید هم وجود دارد . اما عكس مورد نظر من همان
عكسی است كه از زاویه بالا یك خیابان را نشان می دهد كه آدم ها از روی خط
عابر پیاده رد می شوند و پشت سر آنها ماشین ها پشت چراغ ایستاده اند تا آدم
ها رد شوند .

شما آن عكس را دیده اید و من هم دیده ام. اما در آن عكس چیزی دیده ام كه
مرا خیلی متحیر می كند . اولین كاری كه می كنید این باشد : راست كلیك كنید
و آن تكه از عكس را سیو كنید ... خوب به آن دقت كنید ... عكس را دو نیمه
كنید ... نیمه راست را نگاه كنید ... حالا دوباره عكس را از بالا دو نیمه
كنید و نیمه پایین را نگه دارید ... یعنی تكه ای كه آدم ها در آن حضور
دارند ... حالا به میان آن كپه جمعیتی كه در عكس حضور دارند نگاه كنید ...
به لابلایش نگاه كنید ... خوب كه دقت كنید چهره یك آدم را می بینید ... من
آن آدم را می بینم و برای او تعاریف واضح و مشخصی دارم ... شخصیت پردازی
اش كرده ام و فكر می كنم طیف و طبقه و منش و خلق و خوی او را می شناسم ...
فكر می كنم او یك لوله كش گاز عصبی است كه برای گریز از عصبیت به اعتیاد
روی آورده است و می دانم که سال به دوازده ما سرماخوردگی دارد و از سینوزیت
مزمن همواره آزار می بیند و از آنهایی است که پشت موتور تابستانها هم هدبند
به پیشانی می بندند . مدت های زیادی شاگردی كرده و چون جاه طلبی دارد استاد
كار را رها كرده تا خودش مستقلا كار بگیرد .در شغلش ( لوله کشی گاز )
بیشتر تخصص جوشكاری دارد و سر از هندسه و فن و فنون لوله كشی سر در نمی
آورد . البته آنقدرها هم جوشكار واردی نیست اما لوله های دو وچهار را خوب
جوش می دهد و لی آنقدر اعتماد بنفس ندارد كه بتواند به عسلویه برود و آنجا
جوشكار صنعتی بشود و یا در همین تهران بالای اسكلت ساختمان كار جوشكاری كند
و یا اینکه در یک آهنگری در و پنجره درست کند . او سر خوردن جالکترود مذاب
بر روی سطح در حال دوران لوله های گاز – مخصوصا لوله های دو – را دوست دارد
. عاشق ریختن تفاله های جوشکاری با زدن تقه ها از یک همچه سطحی است. عاشق
این است که سیگارش را با سرخی روی این سطح نیمه مشتعل روشن کند
ادامه نوشته ....
|
|
تینار،
قصه ی دلتنگی و تنهایی
هوشنگ میرزایی
info@dafilm.com
فیلم بلند مستند تینار
با روايتي اجتماعي
جایزه سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر
نصیبش شده و سازنده اثر
مهدي منیری مستندهای موفق کوتاه دیگری نظیر کرب ، و آمنه خاله
را در کارنامه فیلمسازی خود دارد که پیش از این در جشنواره های داخلی
جوایزی را به خود اختصاص داده اند . منیری فیلمسازی است قوم نگار با نگاه
بومی به اقلیم منطقه خود مازندران و در اغلب ساخته هایش با نگاهی پژوهشی
به ترسیم فضای زندگی و شرایط اقلیمی آدمهای اطرافش پرداخته و در همه ی آثار
مستندی که تاکنون ساخته با بهره گیری ازعنصر پژوهش اطلاعات جامعی را در
اختیار مخاطب قرار داده است . فیلم مستند تینار نمونه ای دقیق و
کامل ازآثار مستند سینمای ایران است که در آن از عنصر تحقیق بجا و درست
استفاده گردیده است . یکی ازآسیب های رایج سینمای مستند ایران در دهه های
اخیر دوری جستن از نگاه پژوهشی و عنصر تحقیق است ! در حالی که ماندگارترین
آثار مستند سینمای ایران و جهان آثاری بوده اند که از پژوهش و مطالعات عمیق
قبل از ساخت برخوردار بوده اند ، آثاری که سازنده اثر مدت زمان زیادی را
صرف تحقیق و یکی شدن با فضا و شخصیت های اثرش نموده است . تحقیق اولیه و
نگارش فیلم مستند تینار از سال 84 شروع و تا بهار سال 85 ادامه
داشته است . "تینار" واژه ای است محلی درگویش مازندرانی و به معنای تنهایی
. فیلم مستند تینار بیان لحظه ها و احوالات تلخ تنهایی قاسم شخصیت
اصلی فیلم در دامان طبیعت و محافظت از گله گوساله ها درجنگل های جنوبی بابل است .
ادامه نوشته ....

|
|
می 68 را فراموش نکن
می 68 مجازی سازی تصویر مستند
احمد میر احسان
... عکس ژیل کارون در یکی از روزهای پنج هفته ی
شورش مارس تا می از جلوی سوربن برداشته شده، پس متعلق به زمانی است که ستاد
شورش از دانشگاه تازه تأسیس نانتز، به سوربن انتقال یافته بود.

چیزی که در عکس به نحو چشمگیری، شبیه یک صحنه تمام و کمال نمایش کمدی
دلآرته و هجوی عیان خودنمایی می کند، سوژه عکس است. تصویر دختر دانشجویی با
همان پولیور کلفت و شلواری که از دانشجویی سیاسی و چپ آن سالهای اروپا در
ذهن داریم. با آستین هایی که تا آرنج بالا زده شده است. در دست راست قلوه
سنگ مکعبی شکل بزرگی دارد. خودش به جلو خم شده تا برای پلیس ضد شورش شکلک
درآورد و در نتیجه دستهایش حتی از باسن اش عقب تر رفته و تو گویی آن را می
خواهد نهان سازد. به نظر می رسد دختر دانشجو، از فرانسوی های دورگه باشد،
مثلا از یک پدر الجزیره ای! و چه خوب که اندکی شبیه سیاه پوست هاست و
کنتراست و نوری که بر قسمت راست پیشانی اوست و تمام قسمت زیربینی و گردنش
را در تاریکی برده با موهای سیاهش به ابهام نژادش می افزایش از قسمت راست و
پائین صورتش که در عکس سیاه افتاده تنها بر زبان او نور تابیده است. زبانی
که چون کودکان برای دهن کجی گستاخانه ای به «ماشین سرکوب» و نماد اجتماعی و
فردی اش پلیس ضد شورش بیرون آورده شده است!
نکته محشر عکس آن است که گویی همه صحنه برای نمایش هجو دختر، خالی شده،
گویی یک باران اردیبهشت یک تندبار بی مهار باریده و همه سنگفرش قدیمی
خیابان را که احتمالاً از انقلاب کبیر فرانسه و 1789 تا 1968 دست نخورده
حفظ شده خیس کرده و شسته است. عکس از عرض دو قسمت شده است، در نیمه بالایی
از 4/3 به سمت چپ پسران و دختران دانشجو در پیاده را روبروی مغازه هایی که
درهاشان بسته و بالای آن ها ردیف آپارتمان هایی با بالکن های قدیمی دیده می
شود و بر لبه پیاده رو درختان با آگهی هایی انقلابی که فقط شبیه شورت قسمتی
از تنه شان را پوشانده و بقیه تا شاخه های پائینی لخت در عکس دیده می
شوند.آنها شبیه خود شورشیان گویی علیه «اخلاق مرتجعانه» تا حدّ ممکن برهنه
ظاهر شده اند. با شعار آزادی جنسی! دو ماشین دانشجویی یکی سفید، سمت راست
و آن یکی سیاه سمت چپ حاشیه خیابان دیده می شود و نکته حالت دانشجویان
فرانسوی است. دست در جیب و بدون هیچ حال و هوای انقلابی ایستاده اند و گویی
آماده گرفتن عکس شده اند و به طور مساوی به دوربین و با خونسردی به دختر می
نگرند که نمایش اش را شروع کرده است و کمی هم منتظرند.کاغذهایی روی آجر فرش
خیابان دیده می شود که می توان حدس زد اعلامیه های پاره شده اند اما روی هم
رفته خیابان تمیز است انعکاس درختان و مغازه ها و خانه ها و آدمها به صورت
بسیار محو جلالی به آجرفرش (یا سنگفرش خیس) داده است. این عکس را فراموش
نکن. ....
نوشته کامل ... |
|
مستندهای برگزیدۀ سال 1386
با نظر و رأی «گروه مطالعات سینمای
مستند»
| |
نام فیلم |
امتیاز |
|
1 |
به کجا تعلق دارم؟
(مهوش شیخالاسلامی) |
41/5 |
| 2 |
کارت قرمز
(مهناز افضلی)
|
40/5 |
| |
و عنکبوت آمد
(مازیار بهاری) |
40/5 |
| 4 |
روزهای بیتقویم
(مهرداد اسکویی)
|
5/35 |
| 5 |
هفت فیلمساز زن نابینا
(محمد شیروانی) |
31/5 |
| 6 |
باد دبور
(محمد رسولاف) |
30/5 |
| 7 |
قدرت
(مهرناز اسدی) |
24 |
| 8 |
تینار
(مهدی منیری)
|
20 |
| 9 |
سیانوزه
(رخساره قائممقامی)
|
19/5 |
| 10 |
ایران در اعلان
(فرحناز شریفی)
|
15/5 |
ما، و این کار ما!
ما، «گروه مطالعات سینمای مستند ایران»، از دو سال و نیم پیش، در یک ارتباط
آزاد و محفلی، ماهانه گرد هم می آییم، گپ و گفت داریم، با دوستان جوان
مستندساز فیلم هایشان را می بینیم و گاه فعالیت بیرونی هم داریم: حول رابطۀ
سینمای مستند و شهر، یک شماره برای فصلنامۀ شهرشناسی ایرانشهر در آوردیم با
سردبیری روبرت صافاریان، یک شماره هم «سینمای مستند و جامعۀ مدرن» با
سردبیری احمد میراحسان برای فصلنامۀ فارابی و در جشنوارۀ سینماحقیقت میز
داشتیم. همکاری های چند نفره مان در راه اندازی کارگاه های سینمای مستند،
شرکت در هیأت های انتخاب و داوری جشنواره ها و فعالیت های اینچنینی زیاد
بوده است. جمع ما در ابتدا شامل همایون امامی، محمد تهامی نژاد، شادمهر
راستین، روبرت صافاریان، پیروز کلانتری، محمدسعید محصصی، احمد میراحسان و
فرهاد ورهرام بود. پس از مدتی امامی رفت و با فاصله ای کوتاه مانی پتگر به
جمعمان پیوست. نقطۀ اشتراک ما نوشتن و تحقیق در فضای سینمای مستند،
بهخصوص سینمای مستند ایران است. دوست داریم تاریخ تحلیلی سینمای مستند
ایران را بنویسیم یا نشریۀ سینمای مستند درآوریم و پیگیر انجام این امور
هم بوده ایم و هنوز نشده است.
اواخر سال پیش، خیلی دیر، به فکر افتادیم دست به انتخاب فیلم های خوب نمایش
داده شده در سال 1386 بزنیم. به خاطر همین دیری، کار داشت در مرحلۀ فکر
باقی می ماند که یکباره و در همان دیدار بهمنماه عزم جزم کردیم که کار را
عملی کنیم و پای کموکاست و ایرادهایش هم بایستیم. كمترین حاصل این عمل
را تجربۀ خوبی میدیدیم برای کار جدی تر در سال 1387 و سال های بعد. از
میان فیلم های نمایش داده شده در جشنوارۀ فجر 85، جشنوارۀ شهید آوینی، جشن
سینمای ایران، جشنوارۀ سینماحقیقت و جشنوارۀ فجر 86 و نیز فیلم های به
نمایش در آمده در سالن های نمایش فیلم تهران (تأکید داشتیم که فیلم ها در
فضای رسمی و برای تماشاگرانی به نمایش درآمده باشند)، فیلم هایی را که مطرح
شده بودند یا پیشنهاد دوستان گروه بود، انتخاب کردیم و در این انتخاب اولیه
به ضریب دیده شدن فیلم ها از سوی عدۀ بیشتری از افراد گروه بها دادیم تا
کار، شدنی شود. در پاییز 86 انجمن مستندسازان در اقدامی جذاب، چند فیلم به
نمایش در نیامدۀ سال های اخیر را نمایش داد. از میان آن فیلم ها کارت قرمز
(مهناز افضلی) و ساز مخالف (مجتبی میرطهماسب) را در فهرست گنجاندیم، و نیز
فیلم و عنکبوت آمد (مازیار بهاری) را که برای اولین بار در روزهای برگزاری
«کارگاه آموزشی مستند گزارشی» (در زمستان 86، و باز توسط انجمن مستندسازان)
به نمایش در آمد.
به فهرستی حدوداً پنجاه فیلمی رسیدیم و قرار شد تا پانزدهم و شانزدهم
فروردین بیشتر فیلم ها را، و باقی را در این روزها، ببینیم و در انتخاب
نهایی، اصل را بر دیده شدن فیلم توسط همۀ افراد گروه گذاشتیم. در پایان
کار، فیلم هایی به دست نیامد و فهرست نهایی، که همۀ فیلم هایش را همه مان
دیدیم، 39 فیلمی بود. این فهرست را در همین صفحهها می بینید. با این
توضیح، برایتان روشن شده است که انتخاب ما «از میان» فیلم های مطرح و به
نمایش در آمدۀ سال 86 است و نه همۀ فیلم های مطرح این سال. اما مطمئن باشید
که هشتاد تا نود درصد فیلم های مطرح و به نمایش در آمده در تهران را پوشش
داده ایم. دسترسی به فیلم های مطرح شهرستان ها که به جشنواره های اصلی سال
یا نمایش های سالنی تهران راه نیافتند، ممکن نشد و توجه به این فضای مغفول،
یکی از دغدغه های ما در سال جاری خواهد بود (فیلم جمشید ساخته کورش
فرزانگان، که در فهرست هست، از این گونه فیلم هاست).
این همه را گفتم، اما حرف اصلی باقی مانده است: ما در این رأی گیری و
انتخاب فیلم، هم ارز جمع بندی و حاصل آرا، ارائۀ رأی های تک تک افراد گروه
و یادداشت هایمان بر فیلم های منتخب یا سینمای مستند 86 اهمیت داشت و از
همان بهمنماه بر آن اصرار داشتیم. این تأکید، از باب تأکید بر رأی و نگاه
تک تک افراد گروه و دستمایه قرار دادن انتخاب فیلم ها برای طرح سؤال ها و
مسائل سینمای مستندمان بوده، که در این یادداشت ها آمده و در نوشته های
دیگری دنبال خواهد شد. ملاط و فضای این یادداشت ها در سال های آتی قطعاً
پربارتر و گستردهتر خواهد بود.
دربارۀ رأی دادن به فیلم های ساخته شده توسط افراد گروه اختلاف نظر وجود
داشت و دو نفر (که از «فیلم داران» نبودند!) به صورت حاد موافق و مخالف آن
بودند، که رأی غالب، رعایت عرف جاری و رأی ندادن به فیلم های افراد گروه
بود؛ اما نام فیلم ها در فهرست باقی ماند. محمد تهامینژاد فهرستی 26 فیلمی
داد و کوتاه هم نیامد، اما پذیرفت كه مجموع امتیازهای ده فیلم، میان
فیلمهای منتخب او تقسیم و در جمع بندی منظور شود تا حقی از فیلمی ضایع
نشود. میراحسان هم فیلم هایش را دو به دو انتخاب کرد؛ آرای هر دو شماره را
جمع زدیم و میان هر دو فیلم بخش کردیم.
پیروز کلانتری
نقل از ماهنامۀ "فیلم"، ویژۀ بهار 1387
فهرست فیلم ها
انتخاب ها و دیدگاه ها:
مانی پتگر
محمد تهامی نژاد
شادمهر راستین
روبرت صافاریان
پیروز کلانتری
محمدسعید محصصی
احمد میراحسان
فرهاد وراهرام
ده فیلم برگزیده
دشواریهای
داوری در سینمای مستند:
نقص و نقض ذاتی داوری /
احمد میراحسان
|
|
سایت “مستندنگاری ” فعال شد
از فضاهای جدی و پیگیر سینمای مستند در سال
های اخیر صفحات مستندنگاری ماهنامۀ فیلم نگار بوده است. مدتی بود که پیش
درآمد سایت مستندنگاری هم توسط دوستان پیگیر آن صفحات، هادی مقدم دوست و
مینا کشاورز پیش چشم مان بود و حالا چند روزی است که این سایت فعال شده
است. ضمن خوشامدگویی و تبریک این فعالیت تازه به این دوستان، دو مطلب
افتتاحیۀ سایت را که در بارۀ سینمای مستند برای کودکان است در اینجا نقل می
کنیم.
نقل مطالب گزیدۀ سایتها و مطبوعات را در پیک مستند دنبال خواهیم کرد.
پی
گیری یک نیاز: مستند برای کودکان
|
|
یادداشتهای یک تدوینگر...
مجید عاشقی
... واقعا تدوین چیه؟ یه تدوینگر با یه فیلم چیکار
می کنه ؟ چطوری میشه کار خوب یک تدوینگر رو توی یه فیلم فهمید؟ تدوینگر
خوب به کی میگن ؟ تدوین فقط ریتمه ؟ اصلا ریتم یعنی چی؟ ... شاید از هر 100
نفر در دنیا، 95 نفرشون بعد از دیدن هر فیلمی در مورد تدوینش فقط همینو بگن
: ریتمش خوب بود! آیا یک تدوینگر شبیه یک نوازنده تنبک، کارش فقط نگه
داشتن ریتمه؟ آیا میشه یک تدوینگر رو با یک ویراستار مقایسه کرد؟ یا اینکه
تدوینگر مثل یک آرایشگر می مونه؟! چرا همه کارگردانها خودشون فیلمشونو
تدوین نمی کنند؟ واقعا حضور یک تدوینگر توی یه پروژه سینمایی چقدر شبیه نقش
یک ویراستار توی یه کتابه؟
رشته تدوین و اهمیت نقش یک تدوینگر شاید هنوز جزو ناشناخته های سینما، هم
برای اهالی اون و هم برای تماشاچیانش باشه... هراز گاهی آدم هایی مثل
"والتر مرچ" به این رشته لطف می کنن و اونقدر زیبا در موردش میگن و می
نویسن که آدم با خوندنش احساس غرور میکنه! .....
|
|
درباره فیلم مستند و عنکبوت آمد ساخته مازیار بهاری
ما عنکبوتیم
احمد میراحسان
آیا تا به حال فکر کردهاید که اگر یک عنکبوت بودید چه میشد؟ منظورم یک
داستان کافکایی یا یک جهان سوررئال سامسائی یا فضای فیلم مرد عنکبوتی
نیست. این پرسش و این احساس برآمده از تماشای یک فیلم مستند است. مستندی
درباره قاتلی که فکر میکند خدا موافق اوست چون پس از قتلها باران میآید در
حالی که مدتها خشکسالی بوده است!! به طور مستند هرگز فکر کردهاید یک عنکبوت
بیاید؟ من حین تماشای و عنکبوت آمد این را حس کردم.
یک قاتلِ چی؟ یک قاتل بالقوه؟ ... نه! شما و عنکبوت آمد را ندیدهاید.
شاید شما هم بعد از دیدن فیلم مستند مازیار بهاری در احساس من از خودم، از
دیگران، از بسیاری کسان دیگر، همین آدمهای متین، معقول، مهربان و موقر دور و
برمان شریک شوید. ما بالقوه قاتلیم. با سکوتمان. با تائیدمان، و با فقدان
حیرت از رویش جنایت کنار گوشمان. فیلم مازیار بهاری هیچ نباشد، به طور
معجزآسایی تو را و مرا و او را به یک عنکبوت بدل میکند.
ادامه نوشته .... |
|
مردی
با دوربین د ی ج ی ت ا ل
نگاهی به شکل فیلمسازی بهفر کریمی
رضا بهرامی نژاد
فیلمهای بهفر کریمی را ندیده اید ؟ من هم تا یک سال پیش فیلمی از او ندیده
بودم و تا شش هفت ماه پیش چشمم به جمال این گوست داگ جوان جنوبی روشن نشده
بود . اما بعد از دیدن فیلمهایش دلم می خواستم بدانم صاحب این فیلمهای ساده و
خوش ایده چه کسی است . می خواستم سر در آورم صاحب این اوراد عجیب پشت جلد این
دی وی دی ها کیست ؟ چه جور کسی به جای کلمه کارگردان می نویسد : مشاهده ؟
با او روبرو شدم و حدسم درست بود : یکی از آن آخرین بازمانده های عصر
رمانتیکها که حالا با دوربین دیجیتال شعر می گوید و می نویسد. او بیشتر
فیلمهایش را با هندی کم دیجیتال ساخته و درتمام تجربه های متفاوتش ، چه
فیلمهای کوتاه و مینیمالی که بازیگرانش لاکپشت ها و مورچه ها یا پرندگانند و
یا فیلمهای واریته ایش مانند "میدان انقلاب" و " آخرین روزهای پاییز " و یا
به گمانم بهترین فیلمش : " پشت مزرعه نیشکر " یک نگاه واحد را می بینید .
نگاهی که عاشق و شیفته نگاه کردن است .
وقتی می گویم او شیفته نگاه کردن است ، در پی جفت و جور کردن صفتی
ژورنالیستی نیستم . ...
ادامه نوشته .... |
|
«مستند گزارشی» یا «گزارش واقعیت»
یادداشتی از فرشاد فداییان، مستند ساز

سینمای مستند، با هر تعریف و تبیینی، بی گمان نوعی «گزارش» است.
برخی، مستند ها را به « نوع» های «شاعرانه»،«قصه پرداز»، «گزارشی» و
...تقسیم می كنند. مستند های زیادی را نمی توان سراغ گرفت كه منحصراً خصیصه
ای را كه به آن خوانده می شود باز تاب دهد.معمولاً هیچ مستند سازی از پیش
اراده نمی كند در فلان نوع مستند، فیلم بسازد مگر به تكلیف. یك اثر مستند می
تواند به جای آن كه فقط «شاعرانه» ،«افشا گر»و یا «برانگیزاننده» و ...
باشد. می تواند همۀ این ها و یا چند تای از این ها و یا کمی از این و یا کمی
از آن باشد! واساساً این تقسیم بندی ها (به سلیقه ی من) پیش از آن كه ماهیت و
گرایش مسلط یك اثر را ( با هر سمت و سویی) باز گو كند نوعی آسان سازی در دسته
بندی آثار مستند است در عرصه ی پژوهش و نقد.
بدیهی است اشاره های آمده در این مطلب،متوجه مستند هایی ست با مو ضوع انسان
و مناسبات او با دنیای پیرامونش.
شما از تلویزیون می شنوید و می بینید:«گزارش خبری» و یا« تفسیر خبر». در
فرهنگ لغت
می خوانید : گزارش یعنی خبر دادن و در عین حال تفسیر و تبیین كردن. در حالی
كه ظن رایج از «مستند گزارشی» این است كه شما فقط موضوع را «منعكس» می كنید، «شرح» نمی كنید. به نظر می رسد معنای یك واژه، گاه می تواند هم دو پهلو و هم متفاوت باشد و
گاهی هم نقیض خود را معنی دهد و این همان سردر گمی دائمی و ناروشنی بحث
انگیزِ معناهای «واقعیت» و
«حقیقت» در فیلم مستند است.
كدام «مستند گزارشی» ست كه «جهت» نداشته باشد ؟ وقتی شما « جهت دار» بودن و «
غرض» داشتن را وارد مقوله مستند می كنید، قصد تبیین «واقعیت به خودی خود» را
دارید یا « واقعیتِ مصنوع خود را»؟ و یا یكی از این دو را؟
ادامه نوشته .... |
|
حس از خود فیلم ساختن در ایرانی ها قوی
است
(سخنرانی انیس دوویکتور، محقق و فیلم
شناس فرانسوی)
پیروز
کلانتری
انیس دوویکتور محقق و فیلم شناس فرانسوی از چند سال پیش سینمای مستند جنگ
ایران را دنبال می کند. در یکی از سفرهای او به ایران، در دیداری، ضمن صحبت
در بارۀ این موضوع، مصطفی دالایی، یکی از فیلم برداران مجموعۀ روایت فتح را
به او معرفی کردم که بعدها گفت از دیدار و گفت و گو با او خیلی مشعوف شده و
بهره برده است.
اخیرا" او و کامی پرئان، که در فرانسه متخصص آرشیو فیلم است، همراه یوسف جان
نثار، فیلم بردار افغانی و همراه بیست سالۀ شاه مسعود ، هم زمان با سالگرد
مرگ مرتضی آوینی، در ایران بودند که دو روز در مرکز گسترش، همراه دالایی و
مهدی همایون فر نشست و برنامه داشتند و جلسات و کارگاه های مفصل تری با
مسئولان روایت فتح برای تبادل آراء و فعالیت های شان در زمینۀ آرشیو فیلم.
پرئان مدت هاست که در پروژۀ آرشیو کردن فیلم های مستند افغانستان درگیر است.
در سفر بودم و آن دو روز را از دست دادم، اما در روزهای آخر اقامت انیس در
تهران، و وقتی که جان نثار به افغانستان برگشته بود، با خبر شدم که او و
پرئان در محل انجمن ایران شناسی فرانسه سخنرانی دارند. رفتم و شنیدم و آن چه
می خوانید حاصل صحبت های آن هاست (مجموعۀ نظرات و تجارب انیس دوویکتور و
ماحصل ده روز حضور آن ها در تهران قرار است در یک شمارۀ ویژۀ نشریۀ انجمن
ایران شناسی فرانسه منتشر شود) .
انیس گفت که در پیگیری هایش دو خط مهم را در پیش گرفته است : خصوصیات تصاویر
مستند جنگ چیست و نگاه مستندسازان ایرانی و افغانی و غربی، و تقاطع کارهای
آنان چه بوده و امروز با تصاویر جنگ چه می کنیم ؟
ادامه نوشته .... |
|
تداوم یك احساس خوشایند
حسن
بهرام زاده
دردیدارهای كوتاه واتفاقی بااعضای انجمن اغلب ازمن می پرسند: از انجمن چه
خبر؟
ومن
معمولاً جواب قابل عرضی ندارم. چون اولاً این سوال كلی پاسخی كوتاه نمی
طلبدوثانیاًاخبارفعالیت های انجمن، امروزه تحت تاثیرتب مستندبازی
بوقوردررسانه هامنعکس می شود.
ولی
معمولاً سعی می كنم قبل ازآن كه دوست مستندسازبخواهدزبان به نقد برنامه های
انجمن بگشاید، باطرح یك سوال نظرعضورادرباره ی انجمن جویاشوم. مثلاً: دوست
داری چه خبرهایی ازانجمن بشنوی ؟
معمولاً این پاسخ هارادریافت می كنم:
1.
ازكارت حرفه ای خانه سینماچه خبر؟ بالاخره صادر شد؟
2.
موضوع تفاهم نامه بانیروی انتظامی به كجا انجامید؟
3.
صحبت هایی برای تشكیل تعاونی مسكن شده بود. به كجا رسید؟
4.
رابطه ی انجمن تهیه كنندگان سینمای مستند باانجمن چگونه است؟
5.
شنیده ام می خواهندحق عضویت هارا افزایش دهند. درست است ؟
یاسوالات اساسی تری مانند:
1.
بالاخره بحث تفكیك بودجه سینمای اكران ازبودجه سینمای مستندبه
كجا انجامید؟
2.
دفترچه سیاست های معاونت سینمایی درحوزه سینمای مستندمنتشر
نشد؟
3.
. . .
وقتی
سوالات رامرورمی كنم درمی یابم كه، اكثریت قریب به اتفاق آن ها در باب مسایل
صنفی است.
ادامه نوشته .... |
|
نگاهی به فیلم مستند حاجی گولیت ساخته رضا درستکار
هوشنگ میرزایی
info@dafilm.com
...
هدف از بیان این مقدمه این بود که چه دلمان بخواهد و چه نخواهد رضا درستکار
پای به عرصه سینمای مستند ایران گذاشته و خیلی هم پرکار و پر انرژی وارد این
عرصه شده و در طول یک سال 4 فیلم مستند ساخته که تم و موضوع این فیلمها حاصل
نگاه او به آدمهای
اطراف و محل زندگی اش در جنوب شهر است . نخستین تجربه حرفه
ای رضا درستکار در سینمای مستند که با عوامل حرفه ای ببار نشسته فیلم مستند حاجی گولیت
است . حاجی گولیت که اسم واقعی اش حاج ولی پور احمدی است عاشق رودگولیت
فوتبالیست هلندی است و در محله قلعه مرغی زندگی می کند . حاجی ولی پور
احمدی قهرمان محلی تیم فوتبال منطقه 17 بوده که با شروع جنگ به جبهه می رود و
بعد هم با یک پا بر می گردد . رفاقت و هم محله ای بودن سازنده ی اثر با حاجی
گولیت منشاء پیدایش مستندی با لحظه های صمیمی و تاثیر گذار از زندگی جانباز
حاج ولی پور احمدی گردیده بگونه ای که نقش دوربین در این مستند کمتر احساس می
شود . ....
ادامه نوشته .... |
|
گفت و گو با فتح الله امیری
( كارگردان مستند حیات وحش ایلام )
و ناگهان دو گرگ از راه رسیدند
در این روز و روزگار وانفسا كه به قول آن ضرب المثل قدیمی گربه هم در راه
رضای خدا موش نمی گیرد و در شرایطی كه قالب مستندسازان ( و البته نه همه آن
ها ) به جوایز جشنواره ها چشم دوخته اند و تنها به سوژه های جشنواره ای می
پردازند پرداختن به موضوعاتی چون حیات وحش حكم كیمیا را دارد . در این میان
فتح الله امیری جوان باصفا و دوست داشتنی ایلامی با دست خالی دست به كاری (
به زعم من ) بزرگ زده است و با كم ترین امكانات موجود مستند حیات وحش ایلام
را به عنوان پایان نامه دانشجویی اش تولید كرده است . طی گپ و گفتی از فتح
الله درباره تجربیاتش در ساخت این فیلم جویا شدم . او اكنون دانشجوی رشته
كارشناسی ارشد تهیه كنندگی با گرایش مستند در دانشكده صدا و سیماست و قصد
دارد مستندسازی حیات وحش را به صورت حرفه ای و تخصصی ادامه دهد .
محسن سوهانی
- چطور شد که به ساخت این فیلم علاقه مند شدی ؟
در ابتدا باید بگم که علاقه من به طبیعت و حیات وحش جزوی از شخصیت منه که
سینمای مستند با موضوع حیات وحش در زیرمجموعه اون قرار می گیره. در ابتدا قصد
داشتم مستندی درباره یک گونه خاص یعنی شغال بسازم اما در همان تحقیقات اولیه
متوجه شدم که در ایران آن قدر مطالعه و پژوهش علمی بر روی شغال انجام نشده که
بشه از اون یک فیلم مستند ساخت، ولی امکان معرفی حیات وحش به طور گسترده تر
وجود داره.
ادامه گفت و گو .... |
|
نمایشی از مرزها
نگاهی به فیلم همه
مادران من،
جدیدترین مستند ابراهیم سعیدی
رضا
بهرامی نژاد
آخرین ساخته مشترک ابراهیم سعیدی و زهاوی سنجاوی
فیلم مستند
همه مادران من
را در جشنواره بیست و شش فجر دیدم و مایلم حس و حالم را درباره یکی از
جدید ترین آثار جدی این سینما با شما در میان بگذارم و تشویقتان کنم
دیدن آن را در نمایش های آینده اش از دست ندهید. ابراهیم سعیدی
را بیشتر به عنوان مونتور میشناسیم ( فیلمبرداری و مونتاژ
این فیلم نیز بر عهده او بوده ) و من پیش از این
فیلمی از او ندیده بودم. و اما فیلم :
فضای این مستند عمدتا در یکی از روستاهای مرزی و کردنشین عراق می گذرد و به
ماجرای نسل کشی کردها و قتل عام مردان روستا توسط حکومت بعثی
می پردازد.
روستایی بدون مرد ، و زنانی همیشه در انتظار . انتظار شویی که نخواهد آمد .
دوشیزگانی در حسرت مردی برای ازدواج ، مادرانی که با کمک دختران و عروسهای
بیوه شان خانه هایشان را بعد از حملات مکرر عراقی ها بارها بازسازی می کنند
. زنانی با هیبتی مردانه و چشمانی که از فرط گریه به کوری میروند. این
مستند به خوبی به ما نشان می دهد که مرزهای ظرفیت انسان
برای تحمل رنج و
انتظار در زندگی تا به کجاست و این در کنار سندیت فیلم، بزرگترین دستاورد آن
است .
تنها لحظات امنیت و آرامشی که درفیلم وجود دارند مربوط به قسمتی از فیلمهای
آرشیوی است که مردان و زنان روستا را در حال کار و رقص نشان می دهد . اما با
کارگردانی درست و همراهی موسیقی ای که علیزاده برای فیلم ساخته این قطعات
کارکرد دیگری به خود می گیرند و فضا را پر می
کنند از ترس و دلهره.
ادامه نوشته ...
|
|
صفحات اختصاصی نویسندگان عرصه سینمای
مستند
تصمیم گرفتهایم از این پس به هریک از نویسندگان عرصه فیلم مستند، اعم از
آنها که به طور خاص برای پیک مستند نوشتهاند و کسانی که در مطبوعات
مینویسند، صفحهای جداگانه اختصاص دهیم. کمترین چیزی که در این صفحه خواهید
یافت نشانی و لینک تعدادی از مقالات هر نویسنده است. علاوه بر این، بسته به
برخورد فعال خود نویسنده، عکس، زندگینامه مختصر و اطلاعات دیگری نیز در این
صفحات گنجانده خواهد شد. فعلاً با شش نفر کار خود را شروع میکنیم و
نویسندگان دیگر را دعوت میکنیم نوشتههای خود را در اختیار ما بگذارند تا به
تدریج این بخش از سایت کاملتر و کاملتر و به منبع خوبی برای پژوهشگران
عرصه فیلم مستند بدل شود.
|
|
مطالب قدیمی
تر
تیوی فوبیا (ترس از تلویزیون)
/
روبرت
صافاریان
زندگی جاری در
سینمای مستند و سینمای اکران ما
پیروز کلانتری
گپی با محمدرضا اصلانی درباره جشنوارهها و
انتخاب و داوری فیلمهای مستند
دست
های قطع شده سینمای مستند / هوشنگ میرزایی
نگاهی
به هزارتوهای سکوت ساخته امیر اصلانی / امیر بوالی
جشنواره
منطقه ای سینمای جوان در قزوین / هادی آفریده
کاش
ما هم رهنما داشتیم / محسن سوهانی
نگاهی به مستند وارونگی / امیر
بوالی
به مناسبت درگذشت هلن وان دانگن مستندساز
هلندی / پرویز جاهد
سینمای مستند جنگ: سینما وریته، با تاخیر /
روبرت صافاریان
یادداشتی بر دو فیلم راجر و من و خواهر هلن
/ سعید محصصی
فضای مستند چیست؟ / احمد
میراحسان
چطور شد از دنیای
مستند سر درآوردیم / رضا بهرامی نژاد
سینمای مستند در جشنوار فجر / پیروز
کلانتری
آسیب شناسی دیدگاه های محافظه کار در نقد
سینمای مستند / پاسخ به روبرت صافاریان / امید بنکدار و کیوان
علیمحمدی
خیانت به موضوع: آفت مستندسازی / به بهانه
نمایش ام دی ام ای (کیوان علیمحمدی و امید بنکدار) از تلویزیون / روبرت
صافاریان
دغدغه های بعد از جشنواره شهر / پیروز
کلانتری
نه سینما ، نه فیلم، نه مستند / روبرت
صافاریان
دانشگاه و فیلم مستند / روبرت
صافاریان
زندگی به چنگ آمده / درباره مردی با دوربین
فیلمبرداری ژیگا ورتوف / پیروز کلانتری
|
|
[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]
|