تجربه ساخت فیلم زخم

     زخم  مستندی است درباره ی یک دختر زلزله زده ی اهل بم که به کار امدادگری می پردازد . از طریق او و خاطراتش سعی دارم نقبی بزنم به واقعیت بم ِ پس از زمین لرزه .

یک تجربه ی خوب

 محمد سعید محصصی

          فیلم زخم را بیشتر از دوسالی بود که منتظرتدوینش بودم . مدت ها بلاتکلیف سیستم تدوین کامپیوتری اش ــ که تا همین چند ماه پیش بلد نبودم ! ــ و مقدمات کار و از همه مهم تر بلاتکلیف چه گونه گی اتمام ش بودم . عاقبت راهش را یافتم و زور تمام کردن و رساندنش به یادواره ی فیلم و عکس بم سبب شد همتی پشتش بگذارم و باقی قضایا .

   اما تجربه ی مهم تر نمایش آن در نزد دوستان گروه مطالعات سینمای مستند بود که دیدندش و به چوب نقد نواختندش . از این هم راضی ام . خود من که منتقدم نباید هراسی از نقد شدن به خود راه بدهم . از همه ی دوستانی که در این گروه آن را دیدند و دیگر دوستان هم ممنون هستم . هر دو طیف مخالف و موافق فیلم بر من منت گذاشتند و از آن ها که بیشتر عیب بر کار گرفتند ، بیشتر ممنونم . این را نه از باب تعارف و نه از سر ترس و بی اعتقادی به کارم می گویم . به قول اصلانی عزیز( که در میان دوستانش به « سید » مشهور است ) کسی که کارش را توجیه نکند به آن اعتقاد ندارد .  با همه ی حرف ها درباره ی کارم هم موافق نیستم . ولی همه ی این حرف ها به من کمک کرد که بیشتر از کار فاصله بگیرم و بهتر درباره اش داوری کنم . و نهایت این که بهتر تکمیلش کنم ، تدوینش را می گویم .

    شاید نخستین نکته ای که از این تجربه آموختم این بود که تکلیف ساختاراثر در زمان تدوین تعیین نمی شود ــ هرچند که در این زمان است که اثر شکل می گیرد . در واقع ساختار مجموعه ای است که از مرحله ی طرح آغاز می شود و در زمان تصویربرداری و تدوین و صداگــذاری ادامه می یــابــد . بنابــراین ایــن فکــر کــه « می گیریم و در زمان تدوین تکلیفش را تعیین می کنیم » فکر غلطی است . یکی از چیزهای غلط که در این کار مرتکب شدم این بود که در زمان تصویربرداری از عدسی زاویه ی باز « همین واید انگل خودمان ! » در هنگام مصاحبه ها با شخصیت اصلی ، زیاد استفاده کرده بودم . غافل از این که این عدسی ، هم باعث ایجاد فاصله ی بیننده با شخصیت می شود و هم این که به قول مانی پتگر عزیز حریم شخصیت فیلم را به عنوان یک انســان ــ مرکــزی ترین جایگــاه یک اثر هنری ــ می شکند . این نماها ی گرفته شده با زاویه ی باز عملاً باعث شده بود که تأثیر صحبت های شخصیت کاهش یابد .

    خوشبختانه نماهای دیگری از او داشتم  که چنین حالتی نداشت و حس و حال بهتری در بیننده ایجاد می کرد . جلسه ی نقد و بررسی سبب شد یک بار دیگر به سراغ  راش های فیلم بروم و نماهای بسیار بهتری را بیابم و جایگزین کنم . ازسوی دیگر فشردگی فیلم را درجاهایی که امکان داشت بیشتر کنم . مثلاً روی بخشی از معدود نماهایی که از روز وقوع حادثه داشتم ( و یک فیلم بردار به صورت اتفاقی گرفته بود و در اختیار خانواده ی این شخصیت قرار داده بود ) صحبت های او را به صورت voice over  گذاشتم و تأثیر به مراتب قوی تری ایجاد کردم . نماهایی را که اغلب دوستان به آن ها اعتراض داشتند حذف کردم و البته آن هایی را که بهشان اعتقاد داشتم به رغم نظر مخالف دوستان نگه داشتم . یک مورد گفتار کوتاهی بود که در ابتدا وانتهــای فیلم با صــدای خــودم  آورده بودم . این گفتار ها به ویژه گفتار ابتدای کار خیلی به فیلم ضربه می زد . آن ها را تغییر دادم و به گواهی برخی بسیار بهتر از کار درآمد . همین تجربه ی بازبینی ضمناً سبب شد که کاری را که روی استفاده از عکس کرده بودم یک مقدار شدت بدهم ، به طور مثال در یک مورد عکس ها ی زلزله و کشته ها را گذاشته بودم روی کپی استند و در دوحالت نورپردازی اش کرده بــودم . در زمــان اولیــن تدوین ، تنها  یکی از برداشت ها را به کار برده بودم ، اما در تدوین مجدد در جای دیگری از برداشت دیگر هم استفاده کردم و نتیجه ی بهتری گرفتم .

    خلاصه در زمان تدوین مجدد کار به قــول یکی از دوستــان که منتقد بی رحمی ــ دستکم برای کارهای من هست ــ کار صد در صد بهتر از پیش شد . اما این تجربه باعث شده که حالا به کار مستند باز هم جدی تر نگاه کنم ــ در عمل ، زیرا در نظر همیشه این طور به کار نگاه می کرده ام ؛ ولی به قول آن ضرب المثل مشهور ایرانی ، در مقایسه ی کار نقد فیلم و ساختن فیلم ، دو صد گفته چون نیم کردار نیست ! در کار ساخت فیلم ، واقعاً خیلی مهم است که بتوانی آن قوانین را که بارها و بارها به دیگران گوشزد کرده ای ؛ خودت هم درست به کار بندی . و البته کار آسانی هم نیست .   

 

 زخم

نویسنده، تدوین گر و کارگردان : محمد سعید محصصی

تصویربرداری : محصصی و مسعود ضیایی

تهیه کننده : محمد حسن صرامی ، محصول مرکز مستند سازی شرکت فولاد مبارکه

دی وی کم، 29 دقیقه، 1385  

 

                                                             برگشت به صفحه اصلی ...