
|
نگاهی به فیلم عكاس جنگ به كارگردانی كریستین فری عكاسی جنگ، گام كوچكی بری ریشهكنی جنگ ا. اُ. اسكات (نیویورك تیمز) حتی اگر هرگز نام جیمز نَچوِی، خبرنگار عكاس مشهور و برنده جیزههی گوناگون را نشنیده باشید، بعید نیست چشمتان با كارهای او آشنا باشد. زندگی و كار نچوی موضوع فیلم مستند جدید كریستین فری به نام عكاس جنگ است. جیمز نچوی دو دهه است كه به بیشتر مناطق جنگزده، قحطیزده و فقرزدة جهان سفر میكند و سنگدلی و رنجی را كه در ین مكانها مییابد با وضوح ویرانگری به تصویر ميكشد. او در اوج جنگ كنتراها در نیكاراگوئه بود، در سالهای میانی دهه خونین 1980 در آفریقی جنوبی به سر میبرد و بلافاصله بعد از قتل عام سال 1994 رواندا به آن منطقه رفت. كریستین فری تصاویر ویدئویی از ین مكان را در فیلم خود نشان میدهد. برخی از ین تصاویر از ین جهت كه به جای نشان دادن مستقیم ویرانی و رنج انسانها، غیرمستقیم به ین درد و حرمان اشاره دارند، حتی تكاندهندهتر هستند. هولناكترین كار نچوی كه در فیلم ميبینیم در رواندا گرفته شده است؛ در ین عكس نه قاتلی دیده ميشود و نه مقتولی، امّا كادر پر شده است از انبوهی از ساتورهایی كه آلت قتاله كشتارهی بيرحمانه رواندا بودند. فیلم بیش از ینكه مروری بر آثار نچوی باشد، تصویر او در حال كار كردن را ارائه ميكند. فیلم در سال 1999 در سكوت وهمانگیزی در كوزوو شروع ميشود؛ نچوی دوربینش را به طرف خانههای روستایی شعلهور و سوگواری خانوادههای عزادار برميگرداند و سپس او را در سفرهایش به مناطق فقیرنشین جاكارتا، جایی كه خانوادههای بيخانومان كنار ریل راهآهن زندگی ميكنند دنبال میكند و سرانجام او را در ساحل غربی، در نخستین ماههای شكلگیری جنبش انتفاضه نشان ميدهد. از جهاتی تصویری كه فری ترسیم ميكند بسیار صمیمانه و شخصی است و این فرصت را بری ما فراهم میكند كه به معنی دقیق كلمه دنیا را از چشم نچوی ببینیم. بخش قابلتوجهی از عكاس جنگ با دوربینی ویدئویی كوچكی گرفته شده است كه روی بدنه دوربین عكاسی نچوی نصب شده است. این گونه، چشم تماشاگر در جایی نزدیك گوش راست عكاس قرار گرفته و شاهد فعالیت انگشت اشاره دست راست اوست. این وسیله حیرتانگیز برای خلق صمیمیت و نزدیكی، با احساس فاصله همراه است ــ نه تنها از آدمهایی كه موضوع عكسهای او هستند، بلكه همچنین از خود او. نچوی بری دوربین درباره دیدگاههای سیاه و اندیشمندانه خود را درباره كارش بیان ميكند و ما او را انسانی عمیق، جدی مییابیم. او كه تكیده است و نرم حرف ميزند، به راهب ریاضتكشی ميماند كه تمامی شور و شر نفسانی را كنار گذاشته و خود را وقف كاری از نظر فیزیكی و اخلاقی بسیار دشوار كرده است. ما همچنان كه او را در حال عكاسی دنبال میكنیم، انگار دو بار از موضوع فاصله ميگیریم و نظارهگر آدمی هستیم كه خود واقعیت را نظاره میكند. پارادوكس غرق شدن در هراس جنگ و محرومیت و در عین حال باقی ماندن در بیرون ماجرا و حفظ فاصله از آن، در كاری كه نچوی ميكند نقش محوری دارد. فیلم عكاس جنگ با یكی از گفتههی مشهور رابرت كاپا شروع میشود: "اگر عكسهایتان به قدر كافی خوب نیستند، به قدر كافی به واقعه نزدیك نبوده اید." نچوی، وقتی در رامالله از گاز اشكآور دچار خفگی ميشود، جایی كه در معدنی در اندونزی سولفور استشمام ميكند، آنجا كه در آفریقی جنوبی به دوست و همكار مجروحی كمك میكند یا با آوارگان رواندا در راه اردوگاههای زئیر همراه میشود، به قدر كافی به رویدادها نزدیك است. و با این همه، همان طور كه خودش توضیح میدهد، او باید یك ناظر بیرونی باقی بماند، شاهدی كه با آنچه بر مردمان دیگر میگذرد احساس همدردی میكند. این همدردی همان چیزی است كه نچوی را از همكارانش متمایز میگرداند. او میپذیرد كه ثبت سوگ، آسیب، مرگ و پریشانی بالقوه گونهی استثمار و بهرهبرداری است، امّا این را هم روشن ميكند خلاف این كار ــ یعنی رها كردن نكبتی كه انسانها در آن دست و پا ميزنند به حال خود و نشان ندادن آن به كسانی كه وجدانشان از تماشای آن معذب میشود ــ حتی بدتر است. تعدادی از دوستان نچوی، از جمله كریستین امانپور خبرنگار سی.ان.ان. و هانس-هرمان كلاره سردبیر مجله آلمانی اشترن، درباره مصونیت او در برابر بدبینی و كلبيمسلكی، كه همانند خطر مرگ، ابتلا به بیماری یا مجروح شدن، از خصوصیات حرفه اوست، سخن میگویند. جیمز نچوی در تمام دوران فعالیت خود، با وجود ینكه خود را در معرض بدترین شكلهای مصائب انسانی قرار داده است، توانسته یك احساس آرمانخواهانه بری خود حفظ كند؛ او اعتقاد دارد كه مستند كردن مصائب جنگ، گامی است هرچند جزئی و كوچك، امّا ضروری بری ریشهكن كردن جنگ. فیلم مستند خاموش و جذاب كریستین فری شهادتی است اندوهگین و تكاندهنده بر این اعتقاد نچوی و بر قهرمانی ایثارگرانهای كه او در راه این اعتقاد گام برداشته است.
|
||