زندگی به چنگ آمده

 

پیروز کلانتری

 

در برنامۀ هفتۀ اخیر سری جدید مستند 4 ( سه شنبه 26  دی)  فیلم مردی با دوربین فیلم

برداری ژیکا ورتوف نمایش داده شد. از سر اتفاق همین روزها در این فکر بودم که با

دوستان – بخصوص مانی پتگر صحبت کنم، شاید بشود امکان جور کنیم و در برنامه ای دو

سه روزه فیلم هایی از گدار را، مشخصاّ از منظر جستجوی نگاه مستند در سینمای او و پیگیری

ویژگی های این نگاه، به تماشا بگذاریم و گپ و گفت راه بیندازیم. همراه این قصد و تصور، یاد

فیلم های ورتوف و مشخصاّ همین فیلم مردی با دوربین فیلم برداری افتادم و اینکه بد نیست

آن را هم در کنار فیلم های گدار نشان دهیم؛ چون بداعت و طراوت آن دورۀ نگاه ورتوف در

فضای فیلم های مستند/ تجربی ، نزدیک است به تنش و تکانی که گُدار به ساختار فیلم های

داستانی وارد کرد و اتکای آن  به صحنه، ادبیات و تدوین کلاسیک را یکسر به بازی گرفت و از

این بازیگوشی دنیایی خلق کرد که هنوز تازه و برانگیزاننده است.

    گدار معتقد بود لحظه چیزی است که سینما را زیبا می کند و سینما برای ثبت لحظه اختراع

شد : " زندگی به چنگ آمده " . او می گوید : " سینما جالب است، چون لحظۀ میرای زندگی را

ضبط می کند. "

    مردی با دوربین فیلم برداری  ورتوف مالامال از همین لحظه های میراست ؛ آن را به

چنگ می آورد ودر گذار دائم و موازی اش میان لحظه هایی از زندگی روزمره وتکرار آن لحظات

لا به لای صحنه های دیگر، هر بار حس و درک تازه ای بر می انگیزد؛ کاری که گدار با خرد

کردن دائم لحظه ها و نماهای فیلم هایش در پی آن است. ثبت لحظه، رجوع به واقعیت است و

آن خرد کردن ها و تکرارها، فراتر رفتن از آن؛ واین همان کاری است که یک مستند موفق باید

بتواند از پسش برآید.

 

 

 

بازگشت به صفحه اصلی ...