
|
تجربه ساخت فیلم گذر شهر بر آب فرهاد وراهرام با دیدن پرنیان، با نام ارد عطار پور آشنا شدم. این فیلم نشان از تهیه کننده ای حرفه ای و با فرهنگ داشت. منتظر فرصتی بودم تا با او آشنا شوم که دوست عزیزم مهرداد اسکویی بانی خیر شد و رابطه من با عطار پور را برقرار نمود. در جشنواره ای در شهر انزلی او را حضوری دیدم و ادامه دیدار به تهران کشیده شد. در یکی از این دیدارها از من خواست تا در قالب یک مجموعه بیست قسمتی با موضوعات متنوع درباره منابع محدود آب و استفاده های نادرست از آن در منطقه البرز مرکزی یک فیلم بسازم .ابتدا پیشنهادش را پذیرفتم . امّا بعد، چون تحقیق این موضوع نیاز به زمان زیادی داشت و ضمناٌ هزینه تولید آن به دلیل طولانی بودن زمان تحقیق با شرایط برنامه های تلویزیونی مطابقت نداشت، او را از این طرح منصرف کردم و فیلمی درباره رود – دره های تهران را به او پیشنهاد کردم که از قبل درباره آن فکر کرده بودم. عطار پور از این طرح استقبال کرد و من درگیر این پروژه شدم.این اولین فیلمی بود که در شهر می ساختم . تمامی فیلم هایی که قبلاٌ ساخته بودم زمینه بسیار متفاوتی با طرح پیشنهادی داشت. فیلم هایم اغلب در زمینه مردم نگاری ، برگزاری آئین و مراسم ، و به طور عام در روستا ها و عشایر اتفاق می افتاد . حتی در زمینه فیلم صنعتی تجربه داشتم و در میان کارهای قبلیام تنها فیلمی که لوکیشن آن در شهر بود، فیلم قتل شتر بود و موضوع آن درباره برگزاری مراسم عید قربان .تحقیقاوایل پائیز بود . روزی به سمت ارتفاعات دربند رفتم . پائیز آهسته آهسته از راه رسیده بود و رنگ درختان اندک اندک زرد شده بودند.مسیر رودخانه دربند را تا تجریش طی کردم و نکته ای که برایم جالب بود ، آب پس از گذر از کنار قهوه خانه های مسیر بلافاصله آلوده می شود. در مسیر تعدادی عکس با دوربین دیجیتال گرفتم .با اینکه بخش هایی از این رودخانه را در چند نقطه تهران به خصوص در بخش جنوبی تهران دیده بودم ولی شب هنگام با مشاهده عکسها به فکر افتادم که این رودخانه در مسیر جریان آن چه سرنوشتی دارد.از شمال غربی ترین تا شمال شرقی ترین منتهیالیه شهر تهران، پنج رودخانه از دامنه جنوبی البرز به سمت جنوب تهران روان است که سه رودخانه در نواحی جنوبی تهران به یکدیگر متصل می شوند و دو رودخانه دیگر مستقلاٌ به سمت جنوب تهران ادامه مسیر میدهند.رودخانه سوم از آبشار سوتک در دره دربند آغاز میشود. رودخانه پس از عبور از روستای سربند و میدان دربند در مسیری زیبا از کاخ سعد آباد می گذرد. در میدان تجریش رودی که از گلاب دره جریان دارد به این رودخانه می پیوندد و مشترکاٌ در مسیلی ساخته شده از سنگ، پس از عبور از منطقه الهیه، اتوبان صدر را قطع می کند. عبور رودخانه از خیابان رودکی و زرگنده و ظفر از میان برج های بلند و پیاده روهای باریک ادامه می یابد.رودخانه پس از عبور از زیر خیابان ظفر به منطقه میرداماد می رسد. در اینجا مجموعه تجاری نه آن چنان زیبایی بر روی آن بنا شده است . رودخانه در مسیر خود خیابان شریعتی و در ادامه به سمت جنوب، بزرگراه همت را قطع می کند و به سمت خیابان خواجه عبد اله انصاری جریان مییابد.رودخانه پس از گذر از خیابان خواجه عبد اله ، از زیر بزرگراه رسالت می گذرد و رودخانه لویزان در این منطقه به آن ملحق می شود. رودخانه از خیابان جانبازان با نام مسیل منوچهری ، از زیر خیابان دماوند و در پائین دست تر خیابان امامت را قطع می کند و مسیل جاجرود به آن می پیوندد و با همان نامِ مسیل منوچهری به راه خود ادامه می دهد.جریان آب پس از عبور از خیابان نیروی هوایی و گذر از خیابان پیروزی در مسیری طولانی از میان بلوار ابوذر و در پائین تر از زیر بزرگراه آهنگ جریان می یابد. پس از عبور از زیر میدان بسیج از حاشیه پارک مشیریه تا جنوب سیمان ری و سپس از دامنه ارتفاعات جنوبی بی بی شهر بانو به سمت جنوب تمایل پیدا می کند. در ادامه پس از گذشتن از چرمشهر به سمت بندعلی خان می رود تا در منطقه ای به نام پخش آب در نیزاری وسیع در دامنه سیاه کوه ورامین از حرکت باز می ایستد .بازبینی از آبشار سوتک تا انتهای بلوار ابوذر پنج روز طول کشید و هر روز بخشی از این مسیر را پیاده طی کردم . از انتهای بلوار ابوذر تا دشت های جنوبی تهران را با ماشین بازبینی کردم و در این مسیر تعداد زیادی عکس گرفتم .بازبینی تمام شد. ابتدا با دوستان شهر سازم مهندس سهراب مشهودی ، مهندس محمد رضا حائری و دکتر منوچهر هل فروش که مقیم وین است و در آن موقع در تهران بود مشورت کردم. آنها دیدگاههای متفاوت و نظرات جالبی را ارائه کردند.در کتابخانه سازمان نوسازی شهرداری تهران از گزارش های مشاور نقش جهان پارس در رابطه با ساماندهی رود – دره های منطقه شمیران یادداشت هایی برداشتم.همان روزها همایشی تحت عنوان میراث طبیعی در میراث فرهنگی برگزار شده بود و بانی آن پژوهشکده مردم شناسی. در این همایش به عنوان سخنران درباره درخت های مقدس صحبتی کوتاه داشتم و با خانم دکتر بهبهانی که درباره آب به عنوان یک میراث طبیعی سخنرانی داشتند آشنا شدم . چند روز بعد ایشان را در دانشکده محیط زیست ملاقات کردم و گزارش چند صفحه ای درباره رود دره در اختیارم قرار داد.مشاهدات دوران بازبینی و جمع آوری اطلاعات تا حدودی چارچوب طرح را برایم مشخص کرده بود.تهران را شاهان صفوی برای پایتختی پسندیدند، اما به پایتختی آن تمایل نشان ندادند، تا آنکه قاجارها به دلایل سیاسی – طبیعی تهران را به پایتختی برگزیدند.وجود رود – دره ها و نفوذ بخشی از آب آن به لایه های زیر زمینی، قنوات و چشمه سارهای زیادی را در شمال ، مرکز و جنوب تهران پدید آورده است.کسانی که به هر دلیل در حدود 200 سال پیش این شهر که در دامنه جنوبی البرز بنا شده است و چندین قله بلند و پر برف در شمال آن قد بر افراشته است، و دارای رودخانه ها و چشمه ها و قنوات فراوان است را به پایتختی انتخاب کردند، می دانستند که به دلیل فراوانی آب تهران می تواند ساکنین زیادی را در خود جای دهد.قبل از اینکه تهران پایتخت قاجارها شود ، همین رود – دره ها و چشمه ها ، در مسیر خود جاری بودند و پایه تمدن هشت هزار ساله تهران که یک سر آن قیطریه و سر دیگر آن ری بود را بنا نهادند.روزی روزگاری ، حتی تا 70 سال اخیر بیش از 230 روستا در ساحل این رود – دره ها و یا در کنار چشمه سارها و قناتها بنا شده بودند که آب آنها از ارتفاعات شمال تهران تامین می شد.با توسعه تهران اغلب این روستاها در گسترش شهر ناپدید شدند و از صورت روستا خارج شدند.رود – دره های تهران از برفها و یخچالهای طبیعی ارتفاعات جنوبی البرز که شهر در دامنه آن قرار گرفته است ، سر چشمه می گیرد و پس از عبور از تهران در دشت های ری و ورامین جاری می شدند.اغلب سیاحانی که از دوره صفویه به بعد تهران را دیده بودند ، این شهر را به خاطر آب فراوان در درختان چنار آن ستودند و تهران را چنارستان نامیده بودند .تهران ظاهراٌ مشخصات یک شهر را داراست. اما در برابر عوامل طبیعی و سوانح غیر طبیعی، آلودگی هوا، زلزله ، ریزش برف و باران ، پایان یک مسابقه فوتبال ، ازدحامات شهری ، شایعه های بی اساس و … نظم آن بهم می ریزد و شهری بی دفاع است.تهران شهری که انسانها در آن زود پیر می شوند و آمادگی پذیرش امراض روحی و روانی در آن بسیار است . تهران شهری است بدون پیاده رو و فاقد حریم های عمومی و می توان گفت که تهران شهری است بدون خاطر ، که هر روز هویت فرهنگی خود را از دست می دهد.از نگاه شخصی که بگذریم ، مجموعه اطلاعات ، عکسها ، بازبینی و گفتگو با دیگران ، نگاه منفی که نسبت به تهران داشتم در من بیشتر تقویت شد و به قول دوست شهرسازمان محمد رضا حائری ، تهران « انبار مصالح ساختمانی است » . این فیلم بهانه ای شد تا بتوانم تهران را در مسیر رودخانه ای که از آن عبور می کند در فاصله دو طبیعت شمال و جنوب آن به تصویر بکشم.تهران با رشد سریع خود از سال 1340 به سمت شمیران گسترش شتابزده ای پیدا کرد و به تدریج از سال 1360 به باغات ، کوهپایه ها و حریم رود – دره ها نفوذ کرد. در سال 1372 بالاترین متراژ ساخت و ساز برای منطقه یک تهران یعنی شمیران صادر گردید.در اندک زمانی ساختمانهای بلند ، علاوه بر دگرگون کردن بافت طبیعی و تاریخی، هویت فرهنگی تهران را با حضور مهاجران از سراسر ایران و دیگر کشورهای همجوار کاملاٌ تغییر داد. در این تغییرات بدنه طبیعی رود – دره ها را تخریب و به خانه و خیابان و کانال تبدیل کرد.آب جاری تمیز که در زمان گذشته در مسیرهای طبیعی این رود – دره ها جریان داشتند به آبی آلوده در کانالها مبدل شد که ساحل نشینان آن هیچ رابطه ای با آن ندارند.این رود – دره هرچه به سمت جنوب تهران می رود ، آلودگی آن بیشتر و بیشتر می شود . در انتهای شهر دیگر آب مایع حیات نیست ، مایعی است غلیظ و تیره رنگ ، شیرابه ای است مسموم که با خود زباله حمل می کند. در مناطق جنوبی تهران ، انسان تهیدست و مهاجران با آب رابطه ای مهربان دارند و با جمع آوری زباله ها و پلاستیک از آن بهره می برند و ارتزاق می کند.جریان رود هرچه به پائین دست تر می رود ، پس آب کارگاهها و کارخانه ها بر حجم آن می افزاید . انباشته از زباله و لحن به زمین های کشاورزی می رسد تا بار سنگینی زباله را از دوش خود در لا بلای ساقه های گیاهان بر جا بگذارد. سر انجام جریان آب رود – دره در نیزارهای ورامین از حرکت باز می ایستد. یکجا نشینی رنگ آنرا روشن می کند تا بتواند عطش گوسفندان کویری نشین ها را تسکین دهد.فیلمبرداریبا این نگاه از آذر ماه 1384 فیلمبرداری فیلم را شروع کردم و در 12 جلسه ، فیلمبرداری به پایان رسید .در طرح اولیه علاقمند بودم رود – دره را از شمالی ترین تا انتهای آن با هلی کوپتر تصویربرداری کنم و از تصاویر هوایی در لا به لای دیگر تصاویر استفاده کنم . تلاش تهیه کننده برای هماهنگی تصویربرداری هوایی انجامی پیدا نکرد . می خواستم این ایده را با عکس های ماهواره ای و یا نقشه های هوایی بازسازی کنم که این کار ساختار فیلم را به سمت یک فیلم کاملاٌ تحقیقاتی سوق می داد و از آن منصرف شدم . ایده دیگر این بود که بخشی از مسیر رودخانه مورد نظر را با قایق بادی و دوربین مخصوص ضد آب به تصویر بکشم ، همانند قایق های « کایاک » در رودخانه های خروشان تصاویری داشته باشم . چون در روزهای بارندگی به حجم آب اضافه می شد و در بخش های جنوبی این رود – دره ، از این طریق می توانستم به تصاویر جالبی دست یابم .به هر حال ساختار فیلم را بر اساس جریان آب قرار دادم و تصاویری از ساحل آن برای آنکه محور فیلم که جریان آب است را از دست ندهم .از دور شدن از رودخانه و پرداختن به موضوعات خارج از مسیر رودخانه پرهیز کردم .از آنجا که فیلم با طلوع آفتاب در شهر تهران شروع می شود و در غروب آفتاب در کویر ورامین پایان می گیرد، سعی شد تا راکورد نوری روزهای فیلمبرداری رعایت شود.گروه فیلم ــ فیلمبردار رضا تیموری و صدابردار احمد رضا طایی ــ با علاقمندی و صبوری کار را پیش می بردند. در طول فیلم از ایده ها و مشاوره فیلمبردار و صدابردار بسیار سود بردم.پس از مونتاژ تصویر و صدا که محمود یار محمد لو با صبر و حوصله انجام داد ، آقای محمد رضا علیقلی برای ابتدا ، زیر گذر میرداماد و انتهای فیلم موسیقی ساختند. به عنوان افکت از یک آواز کوچه باغی ، صدای فرهاد و ترانه ای آذری و آوازی از جواد یساری استفاده کردم.گفتارمشاور بخش تحقیق آقای مهندس محمد رضا حائری بود و گفتار را با کمک او نوشتم . گفتار فیلم در دو بخش کاملاٌ متفاوت نوشته شد . یک بخش گفتار از زبان آب است که توسط گوینده زن خوانده می شود.مثلاٌ :« از کوه زاده شدم ، از برف و باران ، آرام آرام بر تخته سنگها غلطیدم و از لابه لای آنها سر برون آوردم و قطره قطره ، جوی به جوی در رودها روان شدم ، آنقدر که چشمه ها و قنات ها از من زاده شدند. آن روزها آب ما در همه موجودات بود، الهه آب بود، برکت بود و من حریم و حرمت داشتم، آیین داشتم ، در نبودنم غمی بزرگ آدمیان را فرا می گرفت و برای جاری شدنم قربانی می کردند و دعا می خواندند.»و یا در اواخر فیلم :« اگر چه جاری ، اما در دشت های جنوبی ، نقطه صدایم شبیه صدای آب باقی مانده است.»بخش دیگر گفتار که با صدای مرد بیان می شود کاملاٌ تحقیقاتی است و درباره سابقه شهر تهران ، موقعیت ییلاقی شمال تهران، روند گسترش شهر و تخریب چشم اندازهای طبیعی اطلاعاتی به تماشاچی می دهد.مانند :« ناحیه دربند با ارتفاعی بین 1600 تا 1800 متر یکی از شمالی ترین نقاط شهر تهران محسوب می شود. این ناحیه از شمال به رشته کوههای توچال منتهی می شود.»یا :« دخل و تصرف در ساختارهای طبیعی تهران به میزان بسیار زیاد در کوهپایه ، باغات اراضی سبز حاشیه رود – دره ها اتفاق افتاد .شهر نشینی در تهران آنچه را دنبال می کند ، تصاحب زمین های طبیعی، تفکیک آنها به قطعات خرد ، کوچه کشی و خیابان کشی و اسفالت بی حد و حصر و ایجاد مغازه و خانه های کوچک و بزرگ است . بخش اعظم بدنه طبیعی رود – دره ، تخریب و آسفالت شده و یا به خیابان و خانه تبدیل شده اند . مقدار، مختصری هم که باقیمانده برای کاربری های تجاری در نظر گرفته شده و روی آنها پوشیده و زیرشان رها شده است. در سال های اخیر دخالت انسانی به حدی بوده است که ساختار طبیعی رود – دره به عنوان یک عنصر کم رنگ در کریدورهای شهری دیده می شوند. »مشخصات فیلم:نام فیلم : گذر شهر بر آبطرح و تحقیق : فرهاد ورهراممشاور تحقیق : محمد رضا حائریکارگردان : فرهاد ورهرامفیلمبردار : رضا تیموریصدابردار : احمد رضا طاییمونتاژ تصویر و صدا : محمود یار محمدلوتهیه کننده : ارد عطار پوربه سفارش شبکه 4 سیما و مشارکت معاونت فرهنگی و هنری شهرداری تهرانزمان 34 دقیقهسال تولید 1385
|
||