به مناسبت درگذشت هلن ون دانگن مستند ساز بزرگ هلندی

از يوريس ايونس تا رابرت فلاهرتی

 پرويز جاهد

 شايد لنی رفينشتال، معروف ترين مستند ساز زن در تاريخ سينما باشد اما هلن ون دانگن سينماگر زن هلندی که به تازگی در سن 97 سالگی درگذشت، يکی از پيشگامان سينمای مستند جهان بود که نامش در سايه نام های فيلمسازان بزرگی چون رابرت فلاهرتی و يوريس ايونس قرار گرفت چرا که ون دانگن به عنوان تدوين گر با اين مستند سازان برجسته وشاخص سينما همکاری داشته است و نقش او در شکل گيری و تحول سينمای مستند آنطور که بايد شناخته نشده است.

دهه های بيست و سی، دوران پربار سينمای مستند جهان محسوب می شود. در اين دوره است که مستند سازان بزرگی چون جان گريرسن، يوريس ايونس، ژيگاورتوف، رابرت فلاهرتی، بازيل رايت و لنی ريفنشتال شاهکارهای خود را ساختند. اهميت ون دانگن در اين است که او نيز به عنوان تدوين گر سهم مهمی در ساختن برخی از اين فيلم ها مثل داستان لوئيزيانا شاهکار مستند رابرت فلاهرتی داشته است.

او تدوين گری بود که با ايده های خلاقانه اش در زمينه مونتاژ و صداگذاری، بر ارتقاء کيفيت هنری فيلم ها می افزود. سبک مونتاژ او بسته به موضوع فيلم می توانست، تغزلی يا ديناميک باشد. ريچارد گريفيث منتقد سينما فيلم های مشترک او و ايونس را همکاری ثمربخش در تاريخ فيلم دانسته است. هنر ون دانگن در ساختار زدائی از صدا و تصوير به منظور ايجاد پيچيدگی بيشتر بود.

ون دانگن در آمستردام به دنيا آمد. پدرش هلندی و مادرش فرانسوی بود. ابتدا در مغازه عينک سازی پدرش مشغول به کار شد تا اينکه با يوريس ايونس مستند ساز بزرگ هلندی آشنا شد که اين آشنائی بعد ها به ازدواج انجاميد. آنها با هم کمپانی فيلم ليگا را تاسيس کردند و ون دانگن نقش اصلی را در تدوين فيلم های مستند شاعرانه ايونس به عهده گرفت؛ فيلم هائی چون پل(1928)، باران(1929).

در فاصله بين 1930 تا 1931 ون دانگن برای تکميل مطالعات خود در زمينه تدوين و صداگذاری به برلين و پاريس سفر کرد. بعد در اواسط دهه سی برای ايراد سخنرانی در باره مونتاژ به روسيه سفر کرد و با فيلمسازان بزرگ روس مثل سرگئی آيزنشتين، ژيگاورتوف و پودوفکين ملاقات کرد و نکات بسياری در باره مونتاژ از آنها آموخت.

در سالهای دهه سی يوريس ايونس تعدادی از مهمترين مستندهای خود را ساخت ازجمله مستند چهارصد ميليون در باره اشغال چين توسط ژاپنی ها و مستند شاعرانه زمين اسپانيا در باره جنگ های داخلی اسپانيا که بسياری از مورخان سينما اين فيلم ها را به خاطر کيفيت بصری فوق العاده و درونمايه سياسی آنها ستوده اند. اين فيلم ها برای ايونس شهرت و اعتبار بين المللی آورد و موقعيت ون دانگن را به عنوان مهم ترين تدوين گر اين دوران تثبيت کرد.

زمين اسپانيا شايد مهم ترين محصول همکاری ون دانگن با يوريس ايونس باشد. فيلمی که ارنست همينگوی نريشن آن را می گفت و بيشتر صحنه های آن در خط مقدم جبهه فيلمبرداری شد و هنوز بعد از هفتاد سال يکی از مهمترين اسنادی است که از جنگ داخلی اسپانيا باقی مانده است. شيوه تدوين ون دانگن و ايجاد تضاد بين صحنه های خشونت بار و هولناک جنگ و زيبائی های طبيعی اسپانيا يکی از عناصر مهم زيبائی شناسانه اين فيلم است.

آخرين همکاری ون دايگن با ايونس فيلم قدرت و زمين بود که در 1940 ساخته شد. بعد از آن او به استخدام رابرت فلاهرتی مستند ساز آمريکائی که او را پدر فيلم مستند خوانده اند درآمد و فيلم زمين را برای او تدوين کرد که در باره تاثير ويرانگر مکانيزه کردن کشاورزی در آمريکا بود. اما مهم ترين کار مشترک او با فلاهرتی، فيلم مستند داستان لوئيزيانا بود که در 1948 ساخته شد. فيلمی که داستان استخراج نفت در مناطق جنوبی آمريکا را از دريچه چشمان يک پسربچه بومی روايت می کرد و به سفارش کمپانی استاندارد اويل ساخته شد.

ون دايگن خود نيز پند فيلم را تهيه و کارگردانی کرد از جمله فيلم اسپانيا در آتش که نريشن آن را شاعر معروف، جان دوس پاسوس گفته است.

دردوران جنگ جهانی دوم نيز او فيلم روس ها در جنگ را ساخت که تدوينی از نماهائی بود که توسط فيلمبرداران روسی در خطوط مقدم جنگ فيلمبرداری شده بود.

حقوق بشر آخرين فيلم مستندی بود که ون دايگن آنرا به سفارش سازمان ملل در 1950 ساخت. پس از آن او از فيلمسازی کناره گرفت و به نوشتن خاطرات خود با يوريس ايونس و فلاهرتی پرداخت که در 1998 منتشر شد.  

 

 برگشت به صفحه اصلی ...