بازسازی بصری صد سال تهران (1280 تا 1385)

      از فیلم نیتراته آتش‌گیر و محدودتادیجیتالِ فراگیر

بخش دوم  

محمد تهامی‌نژاد

        

شهر در انقلاب

انقلاب، به یك معنا، عبارت است از در اختیار گرفتن شهر و ظهور تصاویر نانموده (21) .( این  موضوع و نقش رسانه ها در سخنرانی اینجانب در همایش بین المللی  هنر انقلاب  ، تحت عنوان ضرورت نظم بخشی به خاطرات بصری تاریخ ـ 25 بهمن 1385 كم وبیش به تفصیل بیان شده است ) : ظهر هفده شهریور، سربازها و تك‌تیراندازها، مردم را از كوچه‌های خیابان شهباز و آب‌سردار و ادیب‌الممالك و آب‌منگل به درون خانه‌ها می‌راندند. در تمام روزهای جنگ‌وگریز مردم به كوچه‌ها و خانه‌ها عقب می‌نشستند. در فیلم 13 آبان 57 می‌بینیم كه دانشجویان به درون دانشگاه رانده می‌شوند اما در راه‌پیمایی‌های عید فطر، تاسوعا، عاشورا، استقبال از ورود امام خمینی، تأیید نخست‌وزیری مهندس مهدی بازرگان، شهر به تسخیر مسالمت‌آمیز درمی‌آید و بی‌اثر ساختن حكومت نظامی در 21 و 22 بهمن، عبارت است از در اختیار قهری گرفتن شهر. در تمام این فیلمها ، شهر انباشته از یادگارهای یك دوران است از جمله ، حضور اكثریت خبرنگاران خارجی مقیم ایران در استودیویی كه جنب مدرسه  رفاه ساخته شده بود و در این صحنه ها  ، حضرت امام خمینی ، آیت الله مطهری ، مهندس بازرگان ، آیت الله دكتر بهشتی ، قطب زاده ، صباغیان ، مهندس هاشمی طبا ، هاشمی رفسنجانی جوان و مهندس سحابی ، دیده می شوند .  فیلم‌های برای آزادی (حسین ترابی)، سقوط (باربد طاهری)، به سوی آزادی (مسعود جعفری‌جوزانی)، ترانه آزادی (فیروز ملكزاده)، نبرد ایران (سیدمحمد صدرزاده)، سند زنده (اصغر بیچاره)، خاطرات خوش (مهدی شكیبا)، لیله‌القدر (محمدعلی نجفی)، همگی، تغییر ساختار قدرت در شهر را نشان می‌دهد. شهر با بیمارستان‌ها، شهدا، دیوارنوشته‌ها و تجمع‌هایش، روزبه‌روز شناخته می‌شود.  از جمله ،خاطرات خوش تاكیدش بر تلویزیون است . به همین دلیل تصاویری تاریخی از  نمایندگان و كاركنان  واحد های خبر ، پخش ، مهندسی ، اداری  و تولید در اعتصاب  ، راه پیمایی ها  و سخنرانی ها ( البته بدون صدا ) ، بر جای نهاده است . در فیلم طلوع فجر (علی‌ مرادخانی)، فرح پهلوی را در فرودگاه مهرآباد می‌بینیم كه عجله دارد. هرچه زودتر، شهر را ترك كنند.   در جست‌وجوی یك( امیر نادری) گمشده‌ های 17 شهریور تا 22 بهمن ماه 57 جست‌وجو می‌شوند و حكایت چشم‌انتظاری است. در فیلم «مراسم هفده شهریور» در سال 59 تبدیل یك چهارراه تاریخی (ژاله) به فضایی مقدس (میدان شهدا)‌كاملاً مشهود است. در یك فیلم خبری شاهدیم كه اركستر سنفونیك تهران، در خارج از تالار رودكی، در خیابان، برای مردمی كه در سرما ایستاده‌اند، موسیقی اجرا می‌كند. در شب 29 بهمن 1357   به مناسبت سالروز شهادت خسرو  گلسرخی و كرامت دانشیان ، فیلم دادگاه گلسرخی از تلویزیون بنمایش در آمد(22) .

1936

در 24 اسفند سال 1358 انتخابات نخستین دوره مجلس شورای اسلامی  بر گزار شد  و محمد بزرگ نیا و حسن قلی زاده كه در آن زمان بطور مشترك دفتر سینما گران جوان را در آپارتمانی اجاره ای حوالی میدان ونك ، تاسیس  كرده بودند ، از این انتخابات یك  فیلم مستند بلند ساختند . كارگری به اسم محمد رضا سلیمانی خود را كاندیدای مجلس كرده بود . آنها با  ستاد انتخاباتی سلیمانی كه در واقع كسی جز خود او نبود  تماس داشتند و همراهش براه می افتادند و از سخنرانی ها و كارهای تبلیغاتی اش در زیر باران و در نقاط مختلف تهران به ویژه مناطق فقیر نشین ، فیلم می گرفتند. فیلم سند فوق العاده مهمی از این دوره فضای سیاسی و اجتماعی  كشور ما به ویژه شهر تهران است. در نهایت سلیمانی 1936 رای آورد . و همین تعداد آرا ، نام فیلم مشترك بزرگ نیا ـ قلی زاده شد . در سال بعد یعنی هفتم خرداد 1359 اولین دوره مجلس شورا اسلامی افتتاح شد و هاشمی رفسنجانی به ریاست مجلس بر گزیده شد .  در جریان افتتاح ،  محمد رضا سلیمانی را نیز در  زمره  تماشاچیان و مدعوین می بینیم  .  در فیلم دیگری  تحت عنوان مجلس خبرگان (به تاریخ14/5/1358) شاهد تبلیغات گروه‌های متنوع سیاسی هستیم. چهره شهر زیر هجوم تراكت‌ها، پارچه‌نوشته‌ها، پرچم‌ها و خطوط رنگین، شابلون‌ها، تأییدها، وفاق‌ها، همدلی‌ها و تضادها، محو شعارها و ظهور شعارهایی، داغ‌التغیر است. تظاهرات آبان‌ماه 1358 در برابر سفارت سابق آمریكا (جاسوس‌خانه)، اندكی بعد در دویستمین سالگرد پایتختی تهران 1364 جای خود را به هزاران پرچم رنگینی می‌دهد كه در فیلم سپاه محمد، 1364  راهیان جبهه‌ها بر دست دارند (ح. م. زاوش.سال 1368 را دویستمین سال دانسته است ص 451). از آن روی بر فیلمهای خبری در این بخش تاكید ندارم كه در اوایل دهه هشتاد  ، تحقیقی مفصل وچندین جلدی در این مورد انجام شده است .

 شهر در جنگ

نامه یك دختر خوزستانی به برادرش، قدیمی‌ترین فیلمی است كه درباره حضور ‌آوارگان جنگ تحمیلی در تهران ساخته شد. كیومرث درم‌بخش، كارگردان بود و من هم طرح اولیه گفتار را نوشتم. در فیلم به كدام مكتب است این (منوچهر عسگری‌نسب، 1360)، نمایندگان كشورهای غیرمتعهد وارد فرودگاه مهرآباد می‌شوند و

می‌شنویم: «آن‌ها هم نظریات تازه‌ای نداشتند». در خرمشهر، شهر خون شهر عشق، محمود بهادری و

گروه فیلم‌ساز، نامه‌هایی از رزمندگان به خانواده‌های آنان در تهران می‌رسانند. فیلم شناسایی، عبارت است از جست‌وجوی رزمنده‌ای كه تصویرش را در فیلم خرمشهر شهر خون، شهر عشق دیده بودیم. هنگامی كه ابراهیم

اصغرزاده، به كاظم صادقی می‌رسد، او را رزمنده‌ای شیمیایی شده می‌یابد كه در بستر مرگ است و شاهد شهادت او هستیم. «مهین ، ساخته سودابه مرادیان (1378) تبعات جنگ شهرها را روی دختری موجی‌شده در بیمارستان

بررسی می‌كند. «در جستجوی مفقودین جنگ» (مرتضی شاملی، 1367) به خانواده مفقودشدگان جنگ می‌گوید كه برای یافتن نشانه‌ای از فرزندان خود، چه مراحلی را در اداره ا مور اسرا و مفقودین جنگ و خانه شهید تعاون سپاه پاسداران، باید طی كنند و كار این مؤسسات چیست.

 جابه‌جایی تابوهای بصری و باز شدن لایه لایه نانموده‌ها

بلافاصله پس از پیروزی انقلاب، حلبی‌آبادها ، حاشیه‌ها، كوره‌پزخانه‌ها به عنوان نشانه‌هایی از نابرابری و عدم عدالت اجتماعی، مورد پژوهش موردی قرار گرفت. در فیلم داستان شهر حلب، راوی كه عضو كمیته انقلاب اسلامی شرق تهران است، در اتوبوسی كه كمیته در آن استقرار یافته ( در حلبی‌آباد تهران‌پارس) می‌گوید:

«در دوره طاغوت به صورت چادرنشینی، این افراد را از بهجت‌آباد و عباس‌آباد به این‌جا آوردن كه با قوطی حلبی برای خودشان خانه درست كرده‌اند.»

زنی ساكن حلبی‌آباد شكوه می‌كند:

اونا كه زرنگ بودن رفتن. یه عده بدبخت اومدن تو این بدبختی دارن زندگی می‌كنن.

و راوی هم‌چنان ادامه می‌دهد:

عده‌ای از راه فروش مواد مخدر و دزدی زندگی می‌كنن. یك كامیون شیره و قلیان و وسایل تریاك‌كشی جمع كردیم.

در این فیلم‌ها، فقر به عنوان یك فرهنگ، مورد توجه نیست و آلونك‌نشین‌ها، زائده شهری هستند. برعكس در «كوره‌پزخانه» (محمدرضا مقدسیان) و «كودك و استثمار» (محمدرضا اصلانی) به عنوان فیلم‌هایی سیاسی، فقر، حاصل سیاست‌های اقتصادی است.

در فیلم « گمگشته‌های دیار فراموشی» ، شهید  مرتضی آوینی می‌گوید كه از دیار وجدان‌های خواب‌زده آمده و میهمان گرسنگی بوده است. منظورش از دیار وجدان‌های خواب‌زده، «تهران» است و گرسنگی، بشاگرد را نمایندگی می‌كند. در پایان، فیلم‌ساز از بشاگرد به تهران بازگشته، تصور می‌كند در رؤیاست:

باز ترس برمان داشت كه تمامی آن همه را در خواب دیده باشیم و...

اما نه، وقتی چشم‌مان به تابلوی آن مرد شكمویی افتاد كه داشت ساندویج سوسیس می‌بلعید، در عمق آن تصویر، زینب ]دختر بشاگردی[ را یافتم كه در كاسه غذایش جز هسته خرما چیزی نبود.»

 رویدادها و سوانح اواخر دهه پنجاه و سراسر دهه شصت

یك مجموعه فیلم‌های خبری و گزارشی به حوادث دهه شصت اختصاص دارند. گناهشان چه بود؟ (منوچهر حقانی‌پرست، 1359) درباره انفجار در پاساژ كمپانی ساخته شده و بخشی از سكانس افتتاحیه و قبل از انفجار، بازسازی است.

انفجار حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخست‌وزیری، درگذشت آیت‌الله طالقانی، تظاهرات دوره بنی‌صدر، حوادث مهم فیلم‌های دهه شصت را تشكیل می‌دهد.

سفر وصل (منوچهر حقانی‌پرست، 1368) تشییع پیكر حضرت امام خمینی، با كلام موزون همراه شده است. تهران در فیلم سفر وصل، یادآور روز استقبال از امام است. یك گروه كارگردان، با منوچهر حقانی‌پرست همراه بودند كه عبارتند از: عباس بابویهی، مسعود جعفری‌جوزانی، سعید خدابنده‌لو، یوسف صدیق و مجتبی متولی.

 از طهران تا تهران (1362)

فیلم انیمیشن، با تخیل، مبالغه، ایجاز، گستردگی عوامل بیانی، نماد، ضرب‌آهنگ ، منطق و هماهنگی بصری ویژه، شناخته می‌شود و خیال، جای روابط علت و معلولی را می‌گیرد. «از طهران تا تهران»، ساخته مرحوم نفیسه ریاحی، اولین فیلم‌ها از تاریخ تهران است. یاقوت حموی در معجم‌آلبلدان خانه‌های زیرزمینی تهران را متعلق به قرن هفتم (621 ق.) دانسته است. این دانسته با ضرب‌المثل دزدیدن بار شتر درمی‌آمیزد و به این شكل درمی‌آید كه مرد ساكن تهران قدیم، شتر و بار غارتی را تا می‌كند و بدرون خانه زیرزمینی می‌چپاند. هرچه به امروز نزدیك می‌شویم، صحنه‌پردازی‌ها و حركت آدم‌ها،  از نقاشی‌های خیالی (به شیوه كتاب مستطاب امیرارسلان نامدار) دور می‌شود و به كار روی كارت‌پستال‌ها و عكس‌ها می‌رسد.23

 ناهنجاری‌های جامعه شهری و شهربانو

سال 1361 در مجموعه سرپناه و بحران مسكن در تلویزیون، سه فیلم در تهران ساخته شد: اجاره‌نشینی و

بحران مسكن (كیوان كیانی، ابراهیم مختاری)، اراضی شهری و بحران مسكن كار فریدون جوادی بود و مهاجران و بحران مسكن را من ساختم. در  فیلم اخیر، شاهد آخرین تصاویر از گود ندایی و سایر گودها در جنوب شهر، حلبی‌آباد تهران‌پارس، خانه‌های كاروانسرا مانند گود عربها در ناصرخسرو، حیاط‌های شلوغ منطقه كشتارگاه تهران، آپارتمان‌های اشغال‌شده و سر برآوردن سرپناه‌هایی در زمین‌های غصبی و دادگاهی در شمیران هستیم.

 در سال 1361 از عمل جراحی روی دختری به نام «شهربانو» فیلم گرفتم كه در برابر دوربین گفت به دلیل فشارهای اجتماعی در شهر، خود را به تیغ جراحان پلاستیك و استخوان و مغز سپرده است تا با چهره‌ای دیگر در میان مردمان ظاهر شود. شهربانو صورت بزرگی داشت و فاصله چشم‌هایش زیاد بود. شهربانو، روز بعد، درگذشت.

حاصل این كار یعنی فیلم قطع نیز مورد بی‌ مهری و جفا قرار گرفت و این بار روی زبان فیلم، فلفل ریخته شد. در فیلم گرانفروشی نیز گرانفروش، از موضع قدرت با فریدون جوادی، برخورد فیزیكی كرد و او و فیلم‌بردارش فرهاد لسانی، مدتی در یك فروشگاه بزرگ نزدیك تلویزیون، زندانی شدند.

عباس كیارستمی همشهری را سال 62 ساخت. همشهری داستان محدوده‌های ترافیكی در شهر تهران و اصرار رانندگان برای ورود به محدوده است و نشان می‌دهد بسیاری از همشهریان به قول دكتر معیدفر ـ جامعه‌شناس ـ با ناهنجاری‌ها، سازگاری عرفی پیدا كرده‌اند.

 تمركز

تمركز (رخشان بنی‌اعتماد، 1365) فیلم مقاله‌ای درباره نابسامانی‌های كلان‌شهر تهران است. تمركز موسسه های صنعتی، منابع مالی، اقتصادی، آموزشی و درمانی در این شهر از طریق مكیدن سایر منابع حیاتی كشور، حاصل شده است. فیلم با تصویر هوایی از تهران شروع می‌شود و جدا از ضبط لحظه‌های حساس در زندگی شهری و

خیابان‌های بی‌ترحمش، حداقل دارای یك فصل دوربین مستقیم است. در مسافرخانه مهتاب، مردی پسرش را از خواب بیدار می‌كند تا به بیمارستان بروند. در صحنه بعد، سحرگاه، آن‌ها را پشت در بیمارستان فارابی در صف، زیر باران می‌بینیم. مضمون فیلم این است كه تمركز سرمایه‌ها و امكانات در تهران به دنبال تمركز سیاسی و اداری كشور بعد از 28 مرداد و افزایش قیمت نفت، تسریع شد و این تمركز، تمام نیروهای كارآمد و سرمایه‌های شهرستانی را به سوی تهران و بازارش كشید و بازار تهران به نفع تمركز ثروت، شهرستان‌ها را از سرمایه‌هایش تهی كرد. خود این شهر متمركز نیز شهر دانشگاه و آسمان‌خراش و دود و ازدحام و آهن و فولاد و سیمان و بی‌رحمی است. روستایی به خاطر كار روانه شهر می‌شود و به حاشیه می‌رود. از جمله به قلعه‌حسن‌خان در 20 كیلومتری تهران كه فاقد آب و برق و بیمارستان است.

این فیلم‌ها رو به كی نشون می‌دین؟ هم دنباله جست‌وجوی خانم بنی‌اعتماد، در حاشیه تهران (شهرك فاطمیه) است كه به جابه‌جایی آلونك‌نشین‌ها و فرهنگ فقر در آلونك‌ها می‌پردازد.

همچنین زیر پوست شهر (رخشان بنی‌اعتماد، 1375) از طریق دوربین مستقیم (و بازسازی به مدد بازیگر) نشان می‌دهد اعتیاد به طبقه متوسط كشیده شده، دستیابی به مواد مخدر در شهر بسیار آسان است. محبوبه هنریان

نیز در فیلم «بازی با زندگی» (1379) می‌گوید ناسازگاری‌های رفتاری و فرار دختران، به دلیل آسیب‌های عاطفی، اجتماعی و اخلاقی در خانواده رخ می‌دهد و دختران فراری، خانه را محل امن برای زندگی، ندانسته‌اند. شرایط آنومیك در فیلم قاتل و مقتول (مهوش شیخ‌الاسلامی) در حادترین شكل خود بروز كرده است. زنان زندانی در زندان اوین دوربین را محرم خود می‌انگارند و با آن‌ها همدردی می‌شود.

اساساً دیده و شنیده شدن، به عنوان پدیده‌های دوران جدید، خود را به درون سینمای مستند بازتاب داده است. دیگر، كم‌تر كسی مانند دهه ‌های سی و چهل از برابر دوربین می‌گریزد. اگر فیلم من به دلیل عدم موفقیت جراحی و زیر سؤال بردن یك جامعه ناهنجار توقیف شد در دهه هشتاد و با به‌كارگیری دوربین دیجیتال و تغییر در مفهوم «دیده شدن و شنیده شدن»، دیگر كم‌تر كسی در اندیشه پنهان‌سازی است یا خود را در برابر دوربین پنهان می‌كند. به عبارت دیگر از اواخر دهه هفتاد و تمام این سال‌های هشتاد شمسی، شهر خود را بی‌مهابا عریا ن ساخته

كم‌تر چیزی برای پنهان‌سازی دارد. زنان فیلم زنانه (مهناز افضلی) در یك توالت زنانه خود را پنهان نمی‌كنند. محسن غلام‌زاده، مستندساز به مدد دوربین ویدئو در بچه‌های خیابان (80-1379) در بدترین شرایط نوری، در شب، در منطقه ترمینال، به سراغ پسركی فراری از خانه می‌رود و پتو را از رویش كنار می‌زند كه خود نمی‌داند چرا و چه‌گونه شد كه كنار مردانی آواره‌تر از خود، در یك بیغوله، خوابیده است24 در فیلم دماغ به سبك ایرانی (مهرداد اسكویی)، دختران از زیبا شدن صورت به عنوان مهمترین علت تمایل خود به جراحی پلاستیك و از مصایب آن می‌گویند.

 پهلوان كوچك ـ نان‌آور كوچك

آسید رحمان و دو پسرش ـ بلندگو و میل‌های خود را برمی‌دارند و راهی خیابان می‌شوند. صدای آسید رحمان را می‌شنویم كه «اگه یه روز كار نكنیم، شب نون نداریم».

امیر، مرتضی و پدرشان در یك میدانگاهی، معركه گرفته‌اند. پسر بزرگ‌تر میل می‌گیرد و پسر كوچك‌تر روی

دست‌های پدر بالانس می‌زند. پدر با و زنه سنگینی كه به دست دارد روی سینه پسر كوچك‌تر (مرتضی) می‌ایستد و ماشین پیكان را از روی شكم فرزند می‌گذراند. كار به درس بچه‌ها صدمه می‌زند ولی آن‌ها تحمل می‌كنند.پهلوان كوچك توسط فرشته شفایی، زمستان 1367 در گروه اقتصاد ساخته شد و از مجموعه نان‌آوران كوچك است.

مترو، بزرگراهی در دل خاك

در سال 1364 مطابق با دویستمین سال مركزیت یا پایتختی، شهر تهران روزهای خود را در آتش و جنگ گذراند و ساختمان متروی تهران كه پس از انقلاب، از سال 1360 متوقف شده بود ـ مجدداً شروع شد.(25)

تا آن‌جا كه می‌دانم ـ توفیق ابراهیمی (فیلم‌بردار تلویزیون) از اولین افرادی است كه از تأسیس متروی تهران فیلم گرفت. به علاوه، نخستین تصویر شوق‌انگیز ـ در حین بازدید هنرمندان ـ از تلویزیون به نمایش درآمد.

فیلم بزرگراهی در دل خاك ساخته مصطفی رزاق‌كریمی ـ 1374 ـ سندی از احداث پروژه است كه به صورت 35میلی‌متری توسط علیرضا زرین‌دست فیلم‌برداری، عباس گنجوی تدوین، بهروز شهامت، صدابرداری و محمدرضا علیقلی، آهنگسازی شده است. فیلم ـ از طریق نمایش بن‌بست‌های شهری ـ لزوم اتخاذ تصمیمات ضروری را خاطرنشان می‌كند و وارد تونلی در حال حفاری می‌شود. به گفته مرتضی رزاق‌كریمی:

سال 1374 اولین ایستگاه مترو یعنی «جهان كودك» ـ آماده بهره‌برداری شده بود. در صحنه‌ای از فیلم ـ پیشرفت كار در مترو با پیروزی در جنگ موازی پیش می‌رود.

 در دهه هفتاد، شهرداری تهران، از پروژه‌هایش، مستند تهیه می‌كرد. به گفته جعفر فاطمی، مدیر رسانه پویا: در سال 1376 چند فیلم برای شهرداری ساختیم. پیوند (ساخته جلال فاطمی) درباره بزرگراه‌هاست. جمع‌آوری‌های آب‌های سطحی در شهر تهران  و تقاطع‌های غیرهمسطح نیز دو كار دیگر بود (تقاطع‌های غیرمسطح در اصطلاح شهرداری به معنای بزرگراه‌هایی است كه از فراز یكدیگر می‌گذرند).

 خواب ابریشم و ارزش‌های متفاوت

ناهید رضایی، فیلم‌ٍساز تحصیل‌كرده فرانسه، به صرافت می‌افتد تا پس از بیست سال، دوباره به محل تحصیل خودش در خیابان سمنگان برگردد، تا تغییر احتمالی در رفتار اجتماعی دختران را محك بزند. گرچه رضایی می‌گوید، در این مدت دخترها چندان تغییر نكرده، بلكه ایده‌آلیست‌تر شده‌اند، اما یك اتفاق مهم رخ داده است. ناهید رضایی موفق شده، در عصر گشایش نانموده‌ها، به تابوهای ذهنی برخی دختران این مدرسه، نزدیك شود و در جهت مخالف دستی بر این خواب ابریشم، بكشد!

در آخرین صحنه، رضایی، به یك دنیای مجازی، ارجاع می‌دهد. به نظر می‌رسد بچه‌ها به كمك رایانه و دنیای مجازی‌اش، خواب ابریشمین خود را در دنیایی فراواقعی(26) ، بیدار می‌كنند.

 فوتبال ایرانی

در فیلم فوتبال به سبك ایرانی (مازیار بهاری) فوتبالیست‌ها، جای خوانندگان دهه چهل را گرفته‌اند و ورزشگاه‌ها، محلی برای فریاددرمانی و ایجاد نوعی همبستگی روانی ـ ملی هستند.(27) صحنه‌های دوربین روی‌دست و تركیب سینمای مستقیم و برنامه‌ریزی سینما ـ حقیقت در باشگاه‌های ورزشی و محوطه‌های تمرین ـ نمایشگر این است كه رفتار ما با خرده‌كاریزهای جدید در شهر، چه‌قدر حسی، عاطفی و خصوصی است.

معماری دراماتیك یا خط ساختاری فیلم، بر مبنای بله، اما، لیكن قرار دارد: بلكه، عشق به خصلت‌های انسانی وجود دارد. اما آن‌ها حرمت خود را نگه نمی‌دارند. لیكن عشاق ورزش، ذهنیت خود را ثابت نگه‌داشته‌اند.

بله، تماشاگران، مشتاقان و هوادار لباس و باشگاه هستند. اما ورزشكاران به پول می‌اندیشند. لیكن تماشاگران

خرده‌كاریز ماهای ورزشی را فراموش نمی‌كنند. در این فیلم آن‌چه ایرونی تصورشده، نوعی احساسات بازی (سانتی‌مانتالیستی) است.

بله، این‌جا هم مردان با شلوار كوتاه، تمرین می‌كنند، اما دخترها حسرت می‌خورند، لیكن برخی دخترها به ورزشكاران، عشق می‌ورزند.

 دانشگاه و جنبش دانشجویی

جامعه ایرانی در حال طرح پرسش‌هایی درباره هویت، بحران هویت، جهانی شدن و مسائل اجتماعی خویش است. زندگی همین است ساخته پیروز كلانتری، به دانشجویان می‌پردازد و پرسش فیلم این است كه دانشجوها، چه تصوری از خود و زندگی در جمع دارند؟ واقعیت اجتماعی و زندگی، آن‌ها را به كدام پاسخ و كدام اقدام سوق می‌دهد، فرایند تحول ذهنی آن‌ها چه‌گونه است؟ بسیاری‌شان ، هر نوع تصویر كلیشه‌ای و قالبی را رد می‌كنند و نشان از نسلی متفاوت دارند كه دیگر روایت‌های قبلی را تكرار نمی‌كند

تجمع برای كار

در چند صحنه از فیلم مهاجران و برای مسكن، تجمع كارگران فصلی در سر چهارراه‌ها و خواب‌گاه‌ها و بنگاه‌های كاریابی را ثبت كرده‌ام ولی سلام سینما (محسن مخملباف، 1376) حكایت دیگریست. هم‌چنین در فیلم

جست‌وجوی كار در دو نما ساخته محسن عبدالوهاب، هزاران نفر برای حضور در قرعه‌كشی اعزام كارگر به ژاپن، از شب قبل، پشت در استادیوم، خوابیده‌اند و صبح با گشوده شدن در، برای ورود به استادیومی كه به نظر می‌رسد تقدم و تأخر در ورود به آن نقشی در انتخاب ندارد، یكدیگر را له می‌كنند، بسیار خشن‌تر از سلام سینما.

 مباحثه واقعیت و خیال

صحنه‌های خارجی (رسولی‌نژاد) نشان می‌دهد، شهر، عقل ابزاری را گرفت ولی به گفته رامین جهانبگلو فاقد معرفت مدرن است. فیلم از نمونه‌های جدید مباحثه واقعیت (زندگی) با خیال است. هم‌چنان‌كه آثار كیارستمی ابوالفضل جلیلی، شهبازی، بنی‌اعتماد، جعفر پناهی، شواهدی از زندگی معاصر را در خود دارند و هم‌چنان‌كه تقاطع ساخته ابوالحسن داودی در سال 1385 داشت .

 مكان‌های پنهان تهران

مجموعه فیلم‌هایی است كه علیرضا رییسیان و گسترش فیلم ایران به صورت مشترك با توسعه فضای فرهنگی، در تهران تهیه كردند:

گورستان جنگ (ایرج كریمی ـ 1376) گورستان سربازان متفقین در تهران است. این گورستان در باغ سفارت انگلیس در خیابان دولت قرار دارد.

نمای ناتمام: پیروز كلانتری قرار بود در بازار سید اسماعیل كار كند ولی كسبه محل، راضی نبودند (به دلیل تصویر ناخوشایندی كه سینما از این محل ارائه كرده است). بنابراین پیروز كلانتری، كار را به قهوه‌خانه‌ای جنب بازار كشاند. من نیز فیلم كاخ گلستان را ساختم. آن‌چه به نظر پنهان بود، رابطه نقش‌های شیر و گاو در كاخ گلستان و

سر در كاخ دادگستری است. اگر در نقش‌های كاخ گلستان، گاوها و آهوها، دریده می‌شوند (جدا از مفاهیم باستانی‌اش) بر سر در كاخ دادگستری، تیر قانون، شیر مهاجم را از پای انداخته است.

لاله‌زار (دو قسمت) دیروز و امروز توسط انوشیروان ارجمند ساخته شد. اولین برج را ایرج كریمی از اولین ساختمان مرتفع تهران یعنی برج خان‌شقاقی ـ در فاصله بهارستان، مخبرالدوله ـ ساخت.

فیلم‌های مكان‌های پنهان تهران در فاصله 1378 تا 1380 تولید شدند (البته پیروز كلانتری تصاویری از موزه آثار صنعتی نیز گرفت كه به نتیجه رسید).

 ارامنه در تهران

واروژ كریم‌مسیحی دو فیلم با عنوان قبرستان از گورستان ارامنه در تهران ساخته است. این فیلم‌ها نیز در مجموعه مكان‌های پنهان تهران به تهیه‌كنندگی علیرضا رییسیان، جای دارند. روبرت صافاریان به من گفت، قبرستان امروز ارامنه «بوراستان» نام دارد ولی واروژ، قبرستان قدیمی‌ای را كه «دولاب» نام داشت و در اراضی سلیمانیه مجاور همان منطقه دولاب شرق تهران واقع شده است ، انتخاب كرد كه محل كوچك و زیبایی است در این فیلم تعدادی از مشاهیر و نویسندگان ارمنی درباره نقش ارامنه در تاریخ ایران، صحبت می‌كنند. از جمله با مشهورترین شاعر ارامنه ایران «واراند»، گفت‌وگو شده است. زاون قوكاسیان نیز می‌گوید كه فیلم دیگری از ارامنه تهران، سراغ ندارد. خود او گزارش‌هایی از هنرمندان ارمنی مقیم تهران فراهم آورده است از جمله درباره خاننس، شاعر و مرادیان نقاش ارمنی فیلم ساخته است.

باریكندان ساخته آربی زاكاریان 1379 درباره عید باریكندان است.

 یهودیان در تهران

مادری برای شمسی، (در اواخر دهه سی، توسط اداره اطلاعات آمریكا) بازسازی‌ای پرسروصدا از زندگی یهودیان بود.

در سالیان اخیر، منوچهر طبری، دو فیلم 50دقیقه‌ای درباره دانه‌های روغنی و تاریخچه روغن‌كشی از عهد كوروش، عصاری‌های تهران و دوره روغن نباتی ساخت كه بخشی از آن به یهودیانی اختصاص دارد كه در خیابان سیروس اطراف تكیه رضاقلی خان و تكیه عودلاجان می‌زیستند. یهودیان برای پخت‌وپز فقط روغن كنجد استفاده می‌كردند. حدود پنجاه سال پیش در سه‌راه دنگی ]دانگی ـ از محله عودلاجان[ كنار مسجد و نانوایی سنگكی، یك عصاری متعلق به مسلمانان وجود داشت كه مشتری اصلی‌اش یهودی‌ها بودند.

طبری در سال 1366 فیلم دیگری به نام پِسُح (فصح) عید آزادی را درون خانه ای در تهران ساخت (تهیه‌كننده ـ پدرام اكبری) این عید، هشت روز طول می‌كشد و یهودیان به یاد روزهای خروج از مصر به جای نان، فطیر (نان ورنیامده) مصرف می‌كنند. فیلم بیش‌تر به شب اول و دوم می پردازدكه خانواده به دور سفره می‌نشینند و از روی اسفار كاتبان ، تاریخ قوم خود را  مرور می‌كنند.

هنرمندان، پاتوق‌ها، نقش‌ها

فیلم كوچه پاییز (خسرو سینایی ـ 1376) سرگذشت گالری هنر جدید و مؤسس و همراهانش در چهلمین سال آن در كوچه‌ای است به نام «كوچه پاییز».

رامین محسنی نیز در فیلم خیالی‌سازی (75-1376) در خیابان‌ها و كوچه‌های  تهران به دنبال نقاشان

قهوه‌خانه‌ای می‌گردد و از این طریق كارگاه‌ها، نقش‌ها و محله‌های قدیمی تهران را می‌بینیم و خاطره‌هایی از قوللر آقاسی و محمد مدبر می‌شنویم. فیلم، «برابر نقاشی درباری، خیالی‌سازی را قرار داده است».

محمود كتیرایی، در  مقاله «روایت درباره پاتوق‌های صادق هدایت از شهریور 1320 تا 1329» جغرافیای روشنفكری تهران را توصیف كرده است ولی تصویری از آن نیست. در فیلمی از احمد فاروقی قاجار به نام چشمی كه می‌شنود، پاتوق بهمن محصص را می‌بینیم. اگر در خشت و آینه (ابراهیم گلستان) پاتوق روشنفكران ، كافه است، در چشمی كه می‌شنود، پاتوق به كافه تریا تبدیل شده است. در فیلم آرامش در حضور دیگران نیز با تصویری از هنرمندان و پاتوق داستانی آن‌ها روبه‌رو هستیم اما بسیاری از نقش‌ها، محو می شوند. همچنان كه تا چندی پیش نقاشی‌های مش صفر (نقاش مدرن و از شاگردان هانیبال الخاص)، و همراهانش از جمله بهرام دبیری بر دیوار سفارت آمریكا در تهران  وجود داشت. هوشنگ آزادی‌ور سازنده فیلم مش صفر می‌گوید:

در سال 1365 تعدادی از نقش‌های دیواری متعلق به مش صفر، از بین رفته بود.  تكه‌هایی از آن‌ها، در فیلم هست كه در گوشه‌ای از شهر پیدا كردیم.

فرزانگان ایران (1373-1385) و نوسازی

مجموعه 25 فیلم به تهیه‌كنندگی خانم‌ها عصمت شاكری و یراقچی است (12 فیلم به طور مشترك و 13 فیلم توسط شاكری در شبكه اول گروه دانش تهیه شده است).

خانم شاكری می‌گوید: در روزهایی كه در سیمای بامدادی، برنامه‌ای به اسم «سلامت باشید» داشتیم، هوشنگ آزادی‌ور و كیوان كیانی كارگردانان آن برنامه‌ها بودند. روزی برای ملاقات دكتر آرمین ، پدر آسیب‌شناسی ایران به دانشگاه تهران رفتیم و ایشان هم به برنامه سیمای بامدادی آمد. مطالبی كه می‌گفتند چندان برای ما جذاب بود كه تصمیم گرفتیم از زندگی ایشان فیلمی تهیه كنیم و همین، پایه مجموعه فرزانگان ایران شد.

1- «دكتر آرمین» نخستین فیلم از این مجموعه توسط هوشنگ آزادی‌ور ساخته شد. سایر فیلم‌ها كه به نحوی به تهران و مؤسسات آن مرتبط است، عبارتند از:

2- استاد جبار باغچه‌بان، بنیان‌گذار آموزش ناشنوایان در ایران به كارگردانی هوشنگ آزادی‌ور. فیلم با عكس ها و همكاری دختر آن مرحوم ساخته شده است (البته درباره استاد باغچه‌بان و روش تدریس آن مرحوم چندین فیلم ساخته شده است. قدیمی‌ترین آن‌ها شاید آن سوی هیاهوی خسرو سینایی باشد).

3- پروفسور شمس، بنیان‌گذار چشم‌پزشكی ایران نیز توسط آزادی‌ور ساخته شد. پرفسور شمس، مؤسس بیمارستان فارابی است.

4- من حیوان را دوست دارم توسط پیروز كلانتری درباره مبتكر جانورشناسی در ایران، ساخته شده است.

5- دكتر محمد قریب پدر طب نوین اطفال (هوشنگ آزادی‌ور) از روی عكس‌ها و اسناد ساخته شد

6- زندگی دكتر نسرین معظمی در فیلم در گذر توفان ثبت شده است. دكتر معظمی متخصص بیوتكنولوژی است.

7- فیلم دكتر پیرنیا پژوهشگر معماری اسلامی ایران، توسط خانم‌ها یراقچی و شاكری ساخته شد .

8- استاد ماهرالنقش (ضیافت خط و نقش) استاد هندسه و معماری اسلامی، كاشی‌شناس اصفهانی مقیم تهران كه كتاب‌هایی در معرفی نقش‌های كاشی و تفسیر آن‌ها نگاشته است (كارگردان: هوشنگ آزادی‌ور).

- محمدرضا زهتابی، نخستین بازسازی را درباره علامه دهخدا تولید كرد. آخرین جمله دهخدا به دكتر معین این است: «كه مپرس». در سال 1374 نیز فیلمی با عنوان «درد عشقی كشیده‌ام كه مپرس» در مجموعه فرزانگان ایران ساخته شد. به گفته منوچهر مشیری:

خانم مهدخت معین، دختر مرحوم دكتر معین، نواری را در یك ریل كوچك در اختیار ما گذاشتند و گفتند كه «تصور می‌كنیم صدای علامه دهخدا باشد». آن را از طریق عباس قهرمانی صدابردار تلویزیون، تبدیل كردیم و صدای علامه دهخدا را شنیدم كه می‌گفت: دو نفر با من كار می‌كنند، جوانی هست به نام دكتر معین. یك نفر هم هست به اسم سید جعفر شهیدی. یك نفر هم هست به نام دبیرسیاقی!»

دهخدا متولد محله سنگلج تهران و نیاكانش قزوینی بودند. او شاگرد آقاشیخ هادی نجم‌آبادی روحانی آزادی‌خواه بود. صحنه‌هایی از فیلم هم در منزل آقاشیخ هادی در خیابان آقاشیخ هادی فیلم‌برداری شده است.

در این فیلم، مجموعه‌ای از اسناد لغت‌نامه دهخدا از جمله فیش‌های روی كاغذ سیگار و عكس‌هایی از ایشان فیلم برداری شده است.

- یاد آر ز شمع مرده یاد آر (ساخته منوچهر مشیری). در این فیلم، یك قطعه فیلم هشت میلیمتری از حضور دكتر معین در آمریكا نیز وجود دارد كه از طریق یكی از دوستان دكتر معین در اختیار فیلم قرار گرفت.

11- با زبان خاموش درباره سركار خانم دكتر بدرالزمان قریب زبان‌شناس و متخصص زبان سغدی، خانم دكتر در تهران مقیم بودند ولی اصالتاً گركانی از آشتیان هستند (منوچهر مشیری، 1378).

12ـ آخرین باران سال (منوچهر مشیری، 1381) درباره دكتر محمدحسن گنجی، بنیان‌گذار هواشناسی جدید در ایران است. البته ایشان نیز اصالتاً بیرجندی هستند ولی از طریق وی نهادهای هواشناسی و دارالمعلمین تهران نمایش داده می‌شود.

13- دكتر كمال‌الدین جناب، متولد مهر 1384 در اصفهان. اولین فارغ‌التحصیل دكترا در رشته انرژی هسته‌ای، قبل از جنگ دوم جهانی از كل تك (دانشگاه كالیفرنیا تكنولوژی). ایشان شاگرد اوپن هایمر و رئیس تربیت بدنی دولت دكتر مصدق و استاد ممتاز دانشگاه تهران بود. از دارالمعلمین تهران، لیسانس فیزیك گرفت. وی در ماجرای آذرماه 1332 در دانشكده فنی دانشگاه تهران كلاس داشت (كارگردان: منوچهر مشیری، 1387).

14- مهرگیاه درباره دكتر احمد قهرمان، استاد گیاه‌شناس اهل بابل واستاد دانشگاه تهران ساخته منوچهر مشیری (1377) است.

15- در جست‌وجوی رازهای زمین، درباره دكتر عبدالكریم قریب متولد گركان، بزرگ‌شده تهران، زمین‌شناس است. ایشان موسس دانشگاه اراك هستند و مقبره استاد در دانشگاه آشتیان است (منوچهر مشیری، 1381).

16- جغرافیای عشق درباره دكتر عباس سحاب پایه‌گذار كارتوگرافی در ایران و بانی مؤسسه كارتوگرافی سحاب است. استاد مرحوم سحاب تفرشی بودند و از بچگی به تهران آمدند (منوچهر مشیری، 1376).

17- استاد امیر جاهد به همراه نی‌داوود و به‌تنهایی بیش‌تر آهنگ‌های قمرالملوك وزیری را ساخت. از جمله «هزاردستان به چمن» كه نخستین بار توسط قمر (و اخیراً توسط شجریان) خوانده شد. استاد امیرجاهد، پدر همسر دكتر معین و خانه‌اش دیوار به دیوار آن‌ها بود (منوچهر مشیری، برای مركز گسترش می‌سازد).

18- عشق بزرگ‌تر درباره دكتر بهادری‌نژاد و انرژی خورشیدی.

19- معلمی را دوست دارم درباره دكتر پرویز شهریاری، ریاضیدان.

20ـ چون غنچه با دل تنگ درباره دكتر ابوالقاسم قلمچیان و فیزیك اتمی (به كارگردانی منوچهر مشیری).

21- سوی خورشید درباره دكتر آلینوش طریان و فیزیك خورشیدی ساخته حسین دلیر.

22- چشم هزاران چشمه، درباره مهندس محمد علیقلی بیانی متولی لوله‌كشی آب تهران است. همایون امامی كارگردان فیلم می‌گوید:« مهندس علیقلی بیانی، ناظر لوله‌كشی آب تهران بود و شركت انگلیسی سر الكساندر گیب و شركا، اجرای طرح را بر عهده داشت لوله‌كشی ، چند بار به تأخیر افتاد و سرانجام از میدان راه‌آهن شروع شد و در سراسر تهران امتداد یافت. برای ترسیم دوران مورد بحث، از اسناد بصری موجود در آرشیو، استفاده شده است» .

چهار فیلم دیگر از مجموعه فرازنگان ایران، به تهران مربوط نمی‌شود.

 پیشواز از بانوی صلح

كمتر فیلمی در مورد شخصیت‌ها، ساخته شده است كه مسأله‌مدار نباشد. معذلك حساسیتی كه نسبت به

زمان و مكان می آفرینند، متفاوت است. از جمله هنگامی كه فیلم‌برداری فیلم یادی از دكتر فاطمی را شروع كردم، مشكلی وجود نداشت، اما پخش آن، با دگرگونی‌های سیاسی و مدیریتی توأم شد و فیلم به آرشیو رفت. فیلم

«استاد عبادی» نوازنده بزرگ سه‌تار ، مشكل دیگری یافت : بخش‌هایی از فیلم استاد عبادی بعد از مرگ ایشان به نمایش درآمد كه سه‌تار دست استاد نبود. به نوشته مقدمه ای بر مستند تلویزیونی:

هرچند«مباحثه» یكی از خصیصه‌های ممیزه در بسیاری از مستندهاست، نباید مدعی شد كه مستندها حقایق چالش‌ناپذیری را بیان می‌كنند. بنا بر گفته نیكولز هر امر واقعی، ممكن است بیش از یك بحث برپا كند (ص 189).

بنابراین سپرده شدن به آرشیو، به معنای این است كه یا مستندساز اثر خود را «حقیقت نهایی» انگاشته یا مدیریت نقد خود را و یا این‌كه نمی‌خواهند فیلم، چالش‌برانگیز باشد و مسأله‌ای را طرح كند. پیشواز از بانوی صلح (ساخته ابراهیم مختاری، 1382)، مستندی است كه دقیقاً از پارادایم مسأله ـ  راه‌حل و مباحثه، پیروی می‌كند. فیلم‌ساز نیز در 22 مهر قبل از ورود خانم شیرین عبادی، به فرودگاه مهرآباد تهران رسیده است و از مشایعین می‌پرسد كه چرا به فرودگاه آمده‌اند. از طریق پاسخ ها ، هم تا حدودی برنده جایزه صلح نوبل را می‌شناسیم و هم نشانه‌های موجود، جدا از نمایش فضای روانی مواج در چنین اجتماعاتی، مقدمه بحثی را فراهم می‌آورند كه خانم عبادی در پایان فیلم، به آن می‌پردازد.

«پیشواز از بانوی صلح»، یكی از مهم‌ترین رخدادهای تاریخ معاصر ایران را كه در تهران 22 مهر 82 به وقوع پیوست ثبت كرده و لایه‌های مختلف آن را گشوده است. خانم عبادی برنده جایزه صلح نوبل ، مبحثی را درباره عقل، حقوق، فقه شیعه و دموكراسی مطرح می‌سازد كه نیازمند پاسخ عقلی، فقهی و حقوقی است. از این جهت من نمی‌بایست اولین كسی می‌بودم كه به گفته آقای مختاری، بعد از سه سال فیلم را (در زمستان 85) دیده است.

 سالنهای نمایش در تهران

در DVD سالن‌های عشق (نادر طریقت) تعداد 185 سالن سینمای یكصد سال گذشته، شناسایی شده و از آن‌ها، نشانی به دست آمده است. سالن‌های عشق در سال 1385 برای شهرداری تهران ساخته شد.

سینمای ایران

عزیز ساعتی، عكاس و فیلم‌بردار شهیر و از بنیان‌گذاران موزه سینمای ایران كه پیش از ساخته شدن جهان پهلوان تختی، به همراه علی حاتمی عكس‌هایی از رواق‌های تهران گرفته و از آن‌ها نمایشگاه ترتیب داده بود(29)«فیلم‌برداران سینمای ایران» را در سال 1385 ساخت كه از میرزا ابراهیم خان عكاسباشی و كارهایش شروع می‌شود به خان‌بابا معتضدی، ابراهیم مرادی و نسل فیلم‌برداران دهه بیست و سی و تا امروز می‌رسد. فیلم‌ ، دارای چند دسته سند است كه عبارتند از: عكس از شخصیت، استودیو، كارها، مصاحبه و رجوع به منابع آرشیوی.

 عزیز ساعتی می‌گوید: از طریق محمد آلادپوش به فیلمی دوبل باند از عنایت‌الله فمین دست یا فتیم كه از خودش می‌گفت.

اسناد موجود، همه به نحوی به تهران وتاریخ آن ربط دارند. بعد از گفت‌وگو درباره احمد شیرازی، بهترین كار

فیلم‌برداری‌اش جاده مرگ، ارائه می‌شود . با خانی (فیلم‌بردار هفده روز به اعدام) ، فخیمی، پرتو، اصغر

رفیعی‌جم، جمشید الوندی، محمود كلاری، حسین جعفریان و فرهاد صبا گفت‌وگو می‌شود: «از نصرت‌الله كنی، فیلم‌بردار عصر طلایی، صحنه شب فیلم رضاموتوری در تهران را گذاشتم كه صدای فرهاد روی آن ، شنیده می‌شود.»

فیلم‌برداران مورد اشاره و افراد دیگر همگی در مركز سینمایی كشور، یعنی تهران كار می‌كردند. هرچند برخی از آنان تهرانی نبودند از جمله ابراهیم مرادی متولد انزلی و عنایت‌الله فمین آذری بود ولی از طریق آنان، جدا از حرفه، با تأسیسات سینمایی در تهران نیز آشنا می‌شویم.

 تاریخ، معماری، شهرسازی

از دهه سی در فیلم‌های سینمای ایران، صحنه‌هایی از تهران وجود دارد. به‌ویژه جنوب شهر مرحوم فرخ غفاری و خشت و آینه ابراهیم گلستان، تصاویری یادمان از تهران دارند. در دهه چهل نیز فیلم‌هایی در تهران، درباره تهران و یادگارهایش ساخته شد. در این فاصله دكتر حسین كریمان، ناصر نجمی ، جعفر شهری، زاوش، مهندس بهروز پاكدامن، احمد سعیدنیا و عبدالله انوار، پژوهش‌های خود درباره سابقه تاریخی و یا شیوه‌ها (گرایش‌های معماری) در تهران را به چاپ رساندند و چندین جلد كتاب تهران انتشار یافت(28) . شهرداری تهران در سال 1371 تهران در یك نگاه ، فضای ورودی خانه‌های قدیم تهران، نقوش سردر خانه‌های تهران قدیم (1372) شهر تهران (محمدحسن سمسار، 1370) را با انبوهی نقشه و عكس از جلوه‌های تاریخی، طبیعی و سنتی، فرهنگی، زندگی و شهری، منتشر كرد و عكس‌ها و اسناد مرحوم خادم (كه عكاسخانه‌اش در چهارراه حسن‌آباد واقع بود) و شیشه‌های مرحوم جواد تهامی

(  فتو تهامی در میدان سپهسالار) ، در كتاب‌ها، چاپ شد.

مرحوم علی حاتمی به بازسازی گذشته تهران پرداخت و آن را با خیال هنری خویش درآمیخت. در سینمای مستند نیز فیلم‌های پژوهشی، هنری و اطلاع‌رسان و علمی، ساخته شد:

ناصر برهان‌آزاد در دویستمین سال پایتختی تهران، مجموعه سه‌قسمتی به نام «تهران قدیم» را ساخت كه عبارت است از سابقه تهران، تهران دوران پهلوی‌ها و تهران بی‌مرز.

علی معلم ، در دوران دانشجویی( سال 1369 ) تهران ، هزارنقش را در دانشكده صدا وسیما ساخت كه به معماری تهران می پردازد.

حمید سهیلی در فاصله 1373 و 74 مجموعه پنج‌قسمتی تهران (دوران معاصر 70-1340)، دوران نوگرایی(1340-1300)، دوران دگرگونی (1320-1300)، دوران انتقال (1344-1350 هـ‌‌ ق) و تهران در آغاز (1250 هـ ق به قبل) را در وزارت مسكن و شهرسازی ساخت.

مهدی مدنی نیز در سال‌های 1374 و 75 مجموعه 27 قسمتی «معماری امروز ایران» را برای صداوسیما تولید كرد.

چندین تك‌فیلم نیز از تهران ساخته شده است. رجوع كنید به فیلم تحقیقاتی سلیمان‌پور درباره هشت‌هزار سال تاریخ تهران. همچنین فیلمی كوتاه از مسعود بخشی به نام «تهران، گذشته و حال» در جشنواره شهر به نمایش درآمد كه به صورتی اجمالی و سریع، تاریخ تهران را مرور می‌كرد (محصول مركز گسترش سینمای مستند  و نسخه اولیه فیلم تهران انار ندارد ).

 بازار تهران

كیوان علیزاده كیانی، بازار تهران را در مجموعه «بازارهای سنتی» می‌سازد. در این فیلم تاریخچه رشد و گسترش بازار تهران از یك هسته مركزی تا مولوی و خیابان سیروس، نقش بازاریان در جنبش‌های اجتماعی از جمله نهضت تنباكو به دنبال فتوای آیت‌الله میرزای شیرازی، كاروانسرا (خان)، راسته‌ها، قیصریه، دالان، تیمچه حاجب‌الدوله در بافت قدیم معرفی و بررسی می‌شود (كارشناس فیلم دكتر منصوره اتحادیه رئیس مركز نشر تاریخ ).

تهران چند ریشتر؟ (پیروز كلانتری، 1385)

 فیلم ، با نظریه انتقادی شهرشناسی در ایران همراه می‌شود: چرا شهرسازی ما تابع بی‌اراده رشد شهری شده

است و تنها می‌تواند برخی از امكانات بیولوژیك و ظواهر ایدئولوژیك دوره‌های ازمدافتاده شهرسازی جهان را به نمایش بگذار30       فیلم ، با نمایش كوچه های باریك و برج های بلند  سؤال های  تازه ای را مطرح می سازد . از این كوچه های باریك در هنگام وقوع زلزله چگونه می توان گریخت ؟ آیا در هنگام وقوع زلزله كسی خانواده اش را می گذارد می آید به من وشما كمك كند ؟ فیلم  در  نهایت هول انگیزی اش من را به عنوان شهروند مشوش ساخت و در اندیشه برد ولی كلانتری می داند كه این هول نیز فراموش می شود.

كریستین (محمد جعفری، 1377) و جست‌وجوی هویت گم‌شده

یك دختر سرراهی ایرانی كه خانواده‌ای روسی ـ لهستانی وی را به سوئد برده بود بعد از چهل سال، در جست‌وجوی والدین خود از آمریكا به ایران می‌آید و سبب افشای مناسبات دیرینه‌ای در جامعه ایرانی می‌شود. اهمیت فیلم، جدا از لحظاتی كه فیلم‌ساز می‌كوشد تا از كریستین به عنوان شئی لوكس در جهت تعمیق ملودرام، بازی بگیرد یا برای ایجاد تعلیق‌های مكا نیكی، مصاحبه‌ها و صحبت اشخاص را پیاپی قطع می‌كند، نفوذ دوربین سینما به زیر جلد جامعه است. مجموعه‌ای از آدم‌های ظاهراً محترم كه در یك محدوده زمانی، نوزاد دختر خود را در خیابان مولوی تهران زیر بازارچه‌ای رها كرده بودند. بیوه‌زنانی كه به دلیل دخترزایی از خانه طرد شده، كودكشان در یك سحرگاه، از آنان جدا شده است. در برابر دوربین گذشته‌های تلخ را به یاد می‌آورند. كریستین، یك اثر فوق‌العاده مهم و مرجع درباره جامعه‌شناسی شهر تهران است.

 لاله و لادن (محمد جعفری، 1378)

دوقلوهای به هم چسبیده مقیم تهران، صبح از خواب بیدار می‌شوند، به یكدیگر صبح به‌خیر می‌گویند و آماده می‌شوند كه به دانشگاه بروند. آن‌ها دانشجوی رشته حقوق هستند. از طریق آنان، مباحث حقوقی، فقهی، پزشكی و عاطفی بررسی می‌شود. محصول دگافیلم ، تصویربردار عباس باقریان و صدابردار احمد صالحی است.

 شهرغنی

و حضور وغیاب رنگ و رؤیا

 در جست‌وجوی شهرزاد (ساخته صفی یزدانیان در اوایل دهه هشتاد) با پژوهشی بصری و فیلمخانه‌ای روی تاریخچه فیلم‌های تبلیغاتی ـ تجاری، از سویی نمایشگر فشار جامعه مصرفی برای دگرگون‌سازی الگوی بصری در كشور است و از سوی دیگر، نشان می‌دهد بخشی از جامعه شهری، با امواج ماهواره‌ای و انواع وسایل دیداری، از

تصویر اشباع شده، می‌خواهد ذهنیت خود را به شهر بتاباند. فیلم‌ساز،  این وضعیت‌ها را در تعارض با یكدیگر یافته، فیلم مستند خود را با یك بازسازی داستانی و ارائه جهانی كافكایی، همراه می‌سازد.

فیلم با جست‌وجوی شهرزاد در فیلم‌های تبلیغاتی، به مفهوم حضور و غیاب قصه و خیال و جذابیت می‌پردازد. توقف فیلم‌های تبلیغاتی، حضور دوباره، رنگ‌آمیزی شهر با بیل‌بردها و رشد تخیل در دوره سانسور، پر شدن پشت‌بام‌های شهر با آنتن‌های ماهواره‌ای و واهمه‌های بی‌نام و نشان، در جست‌وجوی شهرزاد را به صورت پژوهشی عمیق و انتقادی در لایه‌های مختلف جامعه ، مصرف  و مدیریت شهری درآورده است.

 شهرفقیر

یك روز ، یك شب ، یك محله

«سیاهی »  و « یكروز ، یكشب ، یك محله» توسط نادر طریقت در سال های 1380 و81 در تهران فقیر ساخته شده ، تداوم تهران پایتخت ایران است ، مهاجران و بحران مسكن و دوزخ اما سرد است . سیاهی ، داستان زنان سیاهی لشكر سینمای ایران است كه همچون كارگران  كار می كنند  ، نان بخور ونمیر بدست می آورند و بگفته خودشان ، مورد اهانت و استثمار اند . هر چند فیلم از ما می خواهد كه به محل زندگی و خانه های فقیرانه آنها نگاه كنیم ولی تاكید بر مصاحبه و صدای ساختاری عزاداری ، نشان میدهد كه نادر طریقت  بیشتر ترجیح میدهد كه از زبان خود سیاهی لشكر ها  بشنویم  تا شاهد باشیم  .  درعوض در فیلم یكروز ، یكشب ، یك محله ، مستند ساز به عنوان شاهد ، از مخاطب میخواهد كه به محله نگاه كند و همراه او از این خانه به آن خانه برود .در شروع فیلم ، در نمای دور ، شاهدیم كه  پلیس ، جوانی را دستگیر كرده ، از لای درختهای پارك بدرون ماشین می كشد . من در مهاجران  و بحران مسكن ، در گود عربا  و دروازه غار، كار كرده بودم ،« یكروز ، یكشب یك محله‌» نشان میدهد ، این مكان ها ، ویرانه تر و بیچاره تر شده اند .  در آنجا ، شاهد بی غذایی ، فقر ، بی خانمانی واعتیاد هستیم .  شب،  دهها بی خانمان در خیابان خوابیده اند . روز ، پارك ، محله را بزك كرده است و بچه های محله روی چمن ، رپ می رقص اند  .

 در كانون اصلاح و تربیت

روزهای بی‌تقویم (مهرداد اسكویی، 1385) در كانون اصلاح و تربیت واقع در شهر زیبای تهران و درون زندان كودكان زیر 15 سال می‌گذرد شاهدیم كه چه تفاوت رفتاری غریبی در فردیت انسان و حضور در جمع، وجود دارد. بچه‌ها در صبح، غالباً خشن، عصبی و در معرض تهاجم‌اند. در طول اقامت‌شان، یا برای زنده ماندن. در جمع

باید قدرت‌نمایی كنند و یا این‌كه در معرض شكنجه روحی و جسمی هم‌بندهای خود باشند. در حالی كه در انزوای خود، مهربان و بسیار شكننده‌اند. در چنین شرایطی، آیا زندان، جایی برای اصلاح و تربیت است؟ حضور بچه‌ها در كانون، به این معنا هم هست كه آن‌ها در خارج از این چهاردیواری یعنی در شهر، خانه‌ها و كوچه‌های‌شان، قصه‌هایی دارند. بخشی از آن، روایت می‌شود و بخشی دیگر چنان غریب است كه سینما، هنوز تحملش را ندارد و سینمای مستقیم در شیوه حریم ایرانی آن را پنهان می‌سازد و ارتباط‌های بینامتنی را باید از كارگردان شنید.

 حسینیه‌های تهران

در سال 1385 علیرضا رئیسیان در حال تولید یك مستند 30 دقیقه‌ای درباره حسینیه‌های تهران بود. كار تحقیق توسط محمد شهبا معاون دانشكده سینما و تئاتر انجام شد. به گفته علیرضا رئیسیان، مشخصه حسینیه‌ها، ماندگاری و چندمنظوره بودن آن‌هاست. اینك شش حسینیه در تهران وجود دارد كه قدیمی‌ترین‌شان حسینیه امیرسلیمانی متعلق به دوران قاجار است. این حسینیه چندمنظوره، واقع در پشت پارك‌شهر، جنب پزشكی قانونی، در سال 1358 آتش گرفت و به طور كامل بازسازی شد. دارای كتابخانه است و امكان برگزاری عزاداری و سخنرانی را دارد.

حسینیه امیرسلیمانی توسط مشیرالسلطنه وقف شده است. حسینیه سادات اخوی در گلوبندك تهران و حسینیه نیاوران در بخش قدیمی نیاوران واقع است. حسینیه تجریش نزدیك امامزاده صالح و حسینیه لواسان در

لواسان است. حسینیه ارشاد، برای سخنرانی طراحی شده، جدیدترین حسینیه‌هاست.امیر هادی   ملك اسماعیلی نیز  برای سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران ، فیلم  سقاخانه  را  ساخته است

 جایی نزدیك ابرها و جایی زیر نور ماه

ساختمان برج میلاد از سال 1374 شروع شد و از همان ابتدا، فرایند احداث آن ثبت شده و كاوه بهرامی‌مقدم از آن‌ها در فیلم جایی نزدیك ابرها استفاده كرده است. كارفرما، شهرداری است.« یادمان‌سازان» این مهم‌ترین بنای سالیان اخیر را با پیمان‌كاری  شركت بلندپایه می‌سازد و شركت سهامی كانادایی، در سیستم قالب‌های لغزنده و بالابرهای سنگین، كار می‌كنند. بهرامی‌مقدم می‌گوید: قسمت رأس برج دو هزار تن وزن و 13 هزار مترمربع وسعت دارد. كل ارتفاع برج 435 متر و طول دكل 120 متر است. از كاوه بهرامی‌مقدم فیلم قبل از طلوع (1384) در جشنواره شهر به نمایش درآمد: صاحب‌خانه، اثاثه خانواده یك هنرور سینما را بیرون ریخته است و آن‌ها زیر پل بعثت زندگی می‌كنند. در پایان، سنگ قبری را می‌بینیم كه بر گور همان هنرور مشهور سینما (داود اسكندری)، نهاده شده است.

 فیلم‌های مرتبط با شهرتهران ، مانند معماری‌اش از پنهان‌سازی تا رؤیت‌پذیری (31) و صراحت و از فیلم آتش‌گیر و محدود تا دیجیتال فراگیر امتداد یافته‌اند.

 

فضاهای دیگر

·         آب ، باد ، خاك وآتش ( پرویز تاییدی ) تجربه گل تافتنِ مهندس نادر خلیلی در جواد آباد ورامین كه وقتی آتش وخشت خام پخته می شود ، خانه ای یكپارچه بوجود می آورد .  خود مهندس خلیلی هم در  فیلم مشاهده می شود .

·     آتش‌نشان‌ها (كیوان ناظمیان‌پور)؛ خانه‌ای در كوچه پامنار آتش گرفته، ماشین‌های آتش‌نشانی راهی به این كوچه باریك ندارند. گزارش اتفاقی.

·         آوای انقلاب (زیبا كاظمی، 1375). سرودهای انقلابی و روزهای انقلاب. محصول صداوسیما.

·     آه، روزهای خوش (حسن رستگار، 1384)؛ زن و شوهری مبتلا به ایدز، فرزندی به دنیا می‌آورند كه باید دارویی به او تزریق شود. خانواده پول تأمین نسخه را ندارد (دانشگاه هنر).

·         آقای پست (محمود كاظمی).

·         آیا كیارستمی را می‌شناسید؟ (رضا حائری)؛ در خیابان‌های تهران این پرسش مطرح می‌شود كه  كیارستمی را می‌شناسید؟؛ تصویری از گورستان ظهیرالدوله و قبر هنرمندان را نیز دارد. فیلم، با تصویری      از گل خداداد عزیزی به استرالیا به پایان می‌رسد و از نخستین آثاری است كه مشكلات فیلم برداری در سطح شهر را نشان می‌دهد.

·       اراده‌های آهنین (مهدی گنجی، 1382)؛ مردان آهنین در شهرك سینمایی مسابقه می‌دهند. تأكید بر دكورسازهاست.

·         اسیر انتظار (محمد احمدی، 1381)؛ اسرای عراقی كه دوازده سال پس از پایان جنگ، در اردوگاه

 كهریزك، در انتظار آزادی هستند.

·         احمد محمود (بهمن مقصودلو)؛ خاطرات، كتاب‌ها و آشنایان احمد محمود  ، رمان نویس ، در آخرین

روزهای زندگی.

·         اولی‌ها (عباس كیارستمی، 1363)؛ بچه‌های كلاس اول دبستان توحید منطقه چهار آموزش و پرورش.

·     این‌جا تهران است (علیرضا امینی، 1378)؛ میدان آزادی، یك دوربین روشن، دزدیده و برای فروش به بازار سیداسماعیل برده می‌شود. مجموع حوادث از طریق دوربین روشن مشاهده می‌شود.

·         اصغر بیچاره (اردشیر شلیله، 1381)؛ گفت‌وگو با عكاس فیلم، تهیه‌كننده و بازیگر سینمای ایران در سن 75 سالگی‌اش. اصغر بیچاره با دوربین روسی‌خان هم عكاسی می‌كند.

·     از سكه تا حقیقت (علیرضا شرانجانی، 1374، دانشكده صداوسیما)؛ گفت‌وگو با موافقان و مخالفان گلدكوییست در تهران. نظر آیت‌الله مكارم شیرازی این است كه قرآن می‌فرماید پول باطل نباید خورده شود.

·   امامزاده اینترنت (رضا حائری. 1382، مركز گسترش سینمای تجربی).

·  ایران در اعلان (فرحناز شریفی)؛ تحولات تبلیغات در تهران از طریق یك مجموعه اسناد تصویری (شبكه 4).

·   با خاك تا خاك (منوچهر مشیری)؛ درباره كوره‌پزخانه‌های تهران و سابقه آن‌ها (صداوسیما).

·   باد و فانوس (مجتبی حسینی، 1383)؛ بهجت‌زمان اسفندیاری، خواهر نیما یوشیج در آسایشگاه سالمندان.

·   به آنكه هیچكس مثل او نیست  ساختهامیر هادی ملك اسماعیلی در باره اتفاقات درون دانشكده فنی در 16 آذر 1332  و شهادت شریعت رضوی ، ناصر قندچی و مصطفی بزرگ نیا . منظور عنوان فیلم ، دكتر مصدق است .

·     به دنبال خالق هستی (گلنار محمدیان، 1382)؛ فیلم‌ساز در شمیران به دنبال خانم سیمین دانشور است كه مقابل دوربین حاضر نمی‌شوند.

·   بویه (سعید بختیاری، سلطانی. 1384، دانشكده صداوسیما)؛ بویه و چند جوان دیگر در دل كوه‌ها و صخره‌های شمال تهران به سؤالی در مورد حضرت امام زمان پاسخ می‌دهند.

·  بمب ساعتی (حسن رستگار، 1384)؛ فریاد بیماران هموفیلی به خاطر تزریق خون ناسالم فرانسوی.

·     بوی آب (مریم میرمیثاقی، 1384، دانشكده صداوسیما)؛ درباره‌محله سنگلج، بازارچه كلعباسعلی و سقاخانه‌اش (در خیابان شاهپور سابق).

·  برادرها (مانی پتگر)؛ تفاوت‌ها و شباهت‌های دو برادر نقاش.

·     به من نگاه كن (سوسن بیانی. 1381)؛ گروه نرگس سیاه، بعد از اجرای نمایش «سیاه‌ها» اثر ژان ژنه، از هم پاشیده شده، فیلم‌ساز به سراغ‌شان رفته است.

·  برای سلطان قلب‌ها؛ زندگی‌نامه مرحوم محمدعلی فردین در جشن سینما، به نمایش درآمد.

·   به‌ترتیب یا بدون ترتیب (عباس كیارستمی، 1360)؛ رعایت حق تقدم در مدرسه، صف اتوبوس...

·   بغض (انسیه شاه‌حسینی، 1383)؛ بیماران هموفیلی از خون ناسالمی كه سبب‌ساز گرفتاری‌شان شده، خشمگین‌اند.

·    پرسه (پیروز كلانتری، 1380)؛ تهران در جریان دومین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری سیدمحمد خاتمی.

·   پهلوانان (امیرشهاب رضویان)؛ روایت دیگری از زورخانه و ورزش باستانی است.

·     تالار جدید مجلس شورای اسلامی (مصطفی رزاق‌كریمی و دگافیلم برای وزارت مسكن و شهرسازی، 60

     دقیقه).

·    تباكی (بهمن كیارستمی)؛  گریستن  ، حتی نمایش حزن  در عزای شهیدان كربلا

·     ترافیك (زهرا خلج، 1358)؛ آشفتگی ترافیكی در خیابان‌های سال 1358.

·  تنها در تهران (پیروز كلانتری)؛ زندگی بهناز جعفری 25 ساله بازیگر و تنها فرزند یك خانواده كم‌عمر

·     تو به پارتی دعوتی! (تهیه‌كننده ناجا، 1384)؛ درباره مصرف مواد مخدر جدید به اسامی شیشه، اِكس، آیس. در تهران، جوانان در برابر دوربین از اعتیاد خود حرف می‌زنند.

·         تهران (مصطفی رزاق‌كریمی، 1377)؛ شناخت تهران در اتریش، جزو مواد درسی است.

     فیلم تهران، پایتخت ایران برای نمایش در مدارس اتریش ساخته شده است.

·         تهران انار ندارد، ساخته مسعود بخشی، 1385.

·         تهران، چند دریجه ریشتر؟ (پیروز كلانتری، 1385)؛ زلزله حی و حاضر و جدی‌تر همین تهران است (برای شبكه 4).

·         تهران، ساعت 25 (سیف‌الله صمدیان، 1378)؛ روز 29 فوریه 1998 بعد از پیروزی بر تیم فوتبال استرالیا.

·         تهران شهر مسموم  (جمشید سپاهی ـ 1364) در باره آلودگی محیط زیست .

·         تهران قدیم  ( پرویز تاییدی )  جغرافیای شهری ، در  باره امامزاده زید ، برای تلویزیون  ساخته شده است .

·         ثنا یعنی ستایش (مهدی شیرازی، 1383، دانشگاه هنر)؛ تعدادی از دانشجویان تهرانی برای اعتكاف رمضانیه آماده شده‌اند.

·         جام جان (ناصر صفاریان، 1379)؛ فروغ فرخزاد ، زندگی و هنر.

·         جلال آل‌احمد؛ تصویری كوتاه از جلال آل‌احمد وجود دارد كه در حال سخنرانی است.( متاسفانه منبع آنرا یادداشت نكرده ام )

·         جهان‌پهلوان تختی (وارتان آنتانسیان، 1358)؛ خانی‌آباد، كشمكش‌های سیاسی، كشتی‌ها، خاطرات. فیلم نابود شده؟

·         حباب (مجتبی قاسمی، 1381)؛ حادثه پارك‌شهر، غرق شدن چند دانش‌آموز در استخر.

·         حلقه‌های گم‌شده (مهرداد زاهدیان ـ 1383)؛ از مجموعه گنج‌های پنهان، درباره تاریخ سینمای ایران، شبكه 4.

·         خانه درختی؛ خانه‌ای‌ در منطقه مهرآباد جنوبی و سه‌راه آذری كه سراسر گل و گیاه است و مانند تپه‌ای

     سبز به نظر می‌رسد (ساخته محمد جعفری).

·         خشت (سعید نادری، 1359)؛ زندگی و كار در كوره‌پزخانه‌های تهران.

·         دماوند (قله گیتی)؛ صعود گروه فیلم‌بردرای به قله دماوند، ساخته محمد بزرگ‌نیا ، رضا جلالی فیلم‌بردار.

·         دوزخ اما سرد (دلارام كارخیران، 1379)؛ ناهنجاری‌ها و مسایل تهران بزرگ.

·         دل جهان (محمدرضا اصلانی، 1375)؛ طرح احداث فرودگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) در جوار یك محوطه باستانی.

·         دنیا خانه من است (منوچهر مشیری) در سال 1372 جسد نیما یوشیج، از امامزاده عبدالله تهران به یوش انتقال می‌یابد. یادگاری از چهره سیروس طاهباز و شراگیم یوشیج نیز هست.

·         داغ (دلارام كارخیران ـ  1380)؛ فحشا در تهران.

·         داریوش و بانو؛ دو تن از سی هزار تن بازماندگان زرتشتیان در ایران (فرشاد فداییان، 1384).

·         دربست مولوی (بهزاد خداویسی)؛ درون یك تاكسی، مستندساز در سال مولوی درباره این شاعر بزرگ می‌پرسد.

·         دیوار زندگی (جواد مزدآبادی)؛ دختری هشت‌ساله در شهر بازی با موتور به عملیات دیوار مرگ می‌پردازد.

·         دماغ ایرانی (شهرام میراب‌اقدم، فرهنگ آدمیت، 1384)؛  جراحی پلاستیك روی بینی و نظر دختران در باره زیبایی چهره .

·         روزگار ما (رخشان بنی‌اعتماد) خانمی مجرد كاندیدای ریاست‌جمهوری شده، در عین حال در شهر به دنبال خانه می‌گردد.

·     روز شغال (محسن استادعلی مخملباف، طلوع فیلم، 1384)؛ مستندی درباره بیجه، مصاحبه با او در زندان و نمایش فضای مخوف فقر در اطراف كوره‌پزخانه‌های خاتون‌آباد تهران.

·     زاویه تاریك (علیرضا امینی)؛ دختری به دلیل بیماری نمی‌تواند از اتاق تاریك خارج شود. تصاویری از مردم تهران برای او ثبت و نشان داده می‌شود.

·     زیر آسمان، تكه‌ای از شهر (ابوالفضل نظمی، دانشگاه علوم انتظامی)؛ متكدی‌ها، فواحش، معتادان و فروشندگان مواد مخدر در میدان صادقیه تهران، تابستان 1384.

·         زمان مرده (سعید تارازی، شركت هیلاج، 1378)؛ آدم‌ها پشت چراغ قرمز.

·         زنان بدون سایه (مهناز محمدی، 1382)؛ زنان پیر در یك آسایشگاه و عشق‌های جوانی.

·         زناشویی و طلاق (فریدون جوادی، 1362، گروه اجتماعی شبكه اول)؛ دادگاه‌ها، طلاق و فروپاشی خانواده‌ها.

·         سایه‌روشن (محمد رجبی، دانشكده علمی‌كاربردی، تهران)؛ مسابقه فوتبال ایران ـ بحرین در استادیوم آزادی تهران.

·         سردسبز (ناصر صفاریان)؛ فروغ فرخزاد، زندگی و خانه سیاه است.

·         سردگاه  ( پرویز تاییدی ) در باره یخچالهای تهران .

·         شب، آتش (داریوش یاری، 1384)؛ چهارشنبه‌سوری با 18 دوربی