بازسازی بصری صد سال تهران (1280 تا 1385)

      از فیلم نیتراته آتش‌گیر و محدودتادیجیتالِ فراگیر

بخش اول

 پژوهش كرونولوژیك در پدیده

 

محمد تهامی‌نژاد  

 به جای غم غربت

حدود شصت سال اول سینما ، بخش قدیمی و نوساز تهران و محله ها، كوچه‌ها، بازارچه‌ها، گذرها، سینماها، مساجد، میدان‌ها، حسینیه‌ها، تكایا، مدارس، امامزاده‌ها، نذرها، مبارزه‌ها، هنرمندان، مدها، احزاب، تفرج‌گاه‌ها و مسائل شهری و دانشگاهی، از فیلم‌های موجود، غایب‌اند و به‌سختی می‌توان با گزارش‌های موجود كه یادگارهایی فوق‌العاده ارزشمند هستند، تصویری عینی و تمام‌عیار، از تهران قدیم، ترسیم كرد. ساختمان‌هایی مثل امامزاده یحیی در خیابان ری و جنب قنات حاج علیرضا در سال‌های 1310 ویران و در سال‌های 1320 بازسازی شد، بدون این‌كه تاكنون هیچ تصویری از آن و جوان‌های صنف كفاش و دسته ترك‌ها در بازار كه سینه را محكم‌تر می‌زدند، به دست آمده باشد. هیچ تصویر متحركی از صادق هدایت، پروین اعتصامی، وارطان هوانسیان (معمار) موجود نیست. درخت‌های كهن حاشیه برخی مقابر متبركه از جمله چنار سوخته امامزاده یحیی كه با خودش انبوهی باور عامیانه (از جمله درمان سیاه‌سرفه حین عبور دادن بیمار از میان تنه دو شقه شده اش) به همراه آورده بود و چنار امامزاده صالح تجریش به‌تدریج خشك و شكسته و نابود شدند و كم‌كم با حركت جت‌ها، پرواز كبوترهای پاپری معلق‌زن بر روی باغ‌ها و در آسمان آبی و غارغار كلاغ‌ها كه عصرها دسته‌جمعی می‌آمدند محو شد و زیبایی و ارزش‌های تازه ظاهر گشت.

... اما در پنجاه سال اخیر، حداقل از سال 1336 كه نخستین فیلم خبری سازمان سمعی‌وبصری ساخته شد و از دهه چهل كه دوربین خانگی هم اهمیت یافت ، تا كنون، گنجینه‌ای بصری از رویدادها، مسایل شهری ، شكل شهر و تصاویری كم یاب چون سخنرانی دكتر علی شریعتی و یا آل احمد نیز بر جای مانده است .

 دوره قاجار

  ارگ شاهی ،  در شهر قدیم،  یكی از عناصر سه‌گانه شهری بود و  در نخستین حضور دوربین در ایران، مظفرالدین‌شاه، شخصیت اول است و به نظر می‌رسد نخستین تصاویر، از داخل ارگ همایونی گرفته شده باشد. باغچه‌ها، نمای خارجی، كاخ‌ها، دلقك‌های دربار وتیاتر دادن با ماسك و بی‌ماسك، خرسواری و موزیكانچی‌ها از خیلی نزدیك فیلم‌برداری شده‌اند.

 داخل شهرـ  خیابان، رفت‌وآمد مردان قباپوش و كلاه‌نمدی بر سر و زنان روبنده‌دار، درشكه‌ها و گزمه‌ها، در نمای عمومی است. زنان ، به گارماشین وارد می شوند. ماشین دودی راه می‌افتد. قاطرچی‌ها از رودخانه‌ای در حاشیه شهر می‌گذرند. قاطری با بارش در آب می‌افتد و فیلم‌ساز بر این امر واقع تأمل می‌كند. قزاق‌ها در حال ورزش و شاه و قزاق‌ها سوار بر اسب‌اند.

 محمدعلی‌شاه و لیاخوف

محمدعلی‌شاه با تاج و جغه در جایگاهی كه موقتی به نظر می‌رسد بر صندلی نشسته و لیاخوف، كودكی (كه گویا محمدحسن میرزا یكی از فرزندان محمدعلی میرزا است) و قزاق‌ها، از برابرش رژه می‌روند (احتمالاً 1908 یا 1909) .  احترامات، طرز ایستادن زیردست‌ها و رعایت فاصله نسبت به شاه ، تزیین دیوار، لباس و كلاه و اسلحه قزاق، نشانه‌های مورد توجه‌اند.2 به دلیل پرده‌ای گلدار كه بر دیوارها كشیده شده، محل رژه برای من مشخص نیست. نمی‌دانم باغ شاه است یا سفارت روس؟ به هر صورت از در ورودی و وضعیت نوكرها كنار در معلوم می‌شود كه كاخ نیست.

 احمدشاه قاجار

احمدشاه قاجار با كالسكه به كاخ گلستان می‌آید. از سه پله تخت مرمر بالا می‌رود، بر تختی مشهور به تخت سلیمانی، می‌نشیند و در آخر تصویر، سوار بر كلاسكه سلطنتی از كاخ می‌رود.3 

رئیس‌الوزرا رضاخان (مدرسه نظام، مجلس مؤسسان، كاخ گلستان)

قدیمی‌ترین تصویر از رضاخان پهلوی را در آرشیو خصوصی یكی از علاقمندان به جمع‌آوری فیلم‌های قدیمی در تهران دیدم. نخستین عنوان‌بندی نشان می‌داد فیلم در روز دوشنبه 20 مهر 1304 و « از جشن فارغ‌التحصیلی دوره سوم مدرسه صاحب‌منصبان نظام و اعطای مناصب» در مدرسه نظام فیلم‌برداری شده است: « بازدید سرتیپ محمدخان نخجوان، رئیس مدرسه نظام ، « ورود بندگان حضرت اشرف اعظم آقای پهلوی رئیس‌الوزرا دامت عظمته به مدرسه»، « دفیله ] رژه [و ورزش شاگردان مدرسه»، سایر میان‌نوشته‌هاست. دیپلمات‌های خارجی مقیم تهران، كلاه سیلندر دارند و رئیس‌الوزرا و محمدرضای پنج ساله كلاه لبه‌دار بر سر گذاشته‌اند. بعدتر، همین مدرسه، به صورت یكی از پایگاه‌های ضد احمدشاه درآمد.تا این زمان، سالن‌های سینما اكثراً به اسم تجار و یا صاح بان سینماها بود (سینمای آقایف، روسی خان، صحافباشی، امیرخان، بومر، اردشیر خان) و به‌نوبت، دربار و ارتش، بیش‌ترین تمایل را به تصویربرداری داشتند و گرچه سهم شهرها از جمعیت نسبت به كل كشور، حدد ده درصد بود من هیچ فیلم خبری تا سال‌ها بعد از روستاهای اطراف تهران، سراغ ندارم.

دو فیلم دیگر از رضا خان رئیس موقت مملكت (یا رئیس حكومت موقتی) وجود دارد: اولی در تاریخ 15 آذر 1304 گرفته شده، مربوط است به مجلس مؤسسان. كالسكه و گارد سواره (آژان، امنیه و سوار نیزه‌دار) از میدان وسیع توپخانه می‌گذرند. در محوطه مجلس تعدادی از امرای نظام، حضور دارند. دنبال نخست‌وزیر، محمدرضا كه كودكی پنج ساله است، می‌آید.

از مراسم روز 25 آذر 1304 نیز تصویری وجود دارد كه احتمالاً كار خانبابا معتضدی است. رضاشاه، چهار روز بعد از اعلام نظر مجلس موسسان، برای سلام رسمی به كاخ گلستان آمده است.4 در این صحنه نیز رعایت فاصله زیردستان با شاه، قابل ملاحظه است.

 كلنگ ایستگاه راه‌آهن تهران در سبزی‌كاری امین‌الدوله

     دریك روز طوفانی و پر از خاكباد، اولین كلنگ ایستگاه راه‌آهن تهران، به زمین خورد. در اطراف زمین، پرچم‌های ایران نصب شده است و رضاشاه با همراهان می‌آیند. این صحنه بسیار مهم كه توسط ژرژ اسماعیلوف فیلم‌برداری شده، در فیلم رضاشاه كبیر (علاء ‌الدین پزشكی) به كار رفته است. شاید در میان همراهانی كه تند تند می‌آیند، چهره كریم طاهرزاده بهزاد معمار بزرگ ایستگاه راه‌آهن تهران را بتوان بازشناخت!

 مراسم عید قربان در میدان توپخانه

كاروان زرد اولین و مهم‌ترین فیلم مردمنگاری تهران، سال 1933 (1312) تدوین شده است. می‌دانیم كه  ( بر اساس اسناد موجود و اخبار روزنامه های ایران )گروه كاروان زرد، 31 فروردین 1310 به ایران رسیدند.  ششم اردیبهشت 1310 از دروازه قزوین گذشتند و وارد تهران شدند. نمایش واگن اسبی، مورد اعتراض ایرانیان خارج از كشور بود و نسخه موجود در ایران، این صحنه را ندارد. آیا از فیلم خارج شده و در جایی (مثلاً در سینماتك پاریس) موجود است؟ نمی‌دانم.

بیرون از دروازه، مخروبه و شلوغ است. زنی چادری كه پیچه‌اش را بالا زده به دوربین می‌نگرد. ماشین سیتروئن جلوی كادر و دوربین درون ماشینی دیگر، به دروازه نزدیك می شوند.

روز عید قربان در میدان سپه، مراسمی برپاست. شتر تزیین‌شده‌ای نحر می‌شود . كاروان زرد جدا از میدان توپخانه، تصاویری ازیك گروه نوازنده نظامی درون یك آلاچیق، محمدعلی فروغی، ولیعهد، كاخ مرمر و كاخ گلستان و مردمان شهر را نیز دارد.5

 آب شاهی‌ها ـ كاخ گلستان

گنجینه‌های افسانه‌ای در ایران امروز، ساخته ایتالیایی‌هاست.

با كاخ گلستان و اشیای گرانبهای موزه، شروع می‌شود. میدان توپخانه و عمارت شهرداری و مجسمه رضاشاه

دیده می‌شود. مردم كلاه پهلوی بر سر دارند. آب تهران از طریق آب‌شاهی‌ها تأمین می‌شود.6

 بالای شهر تهران 1312 و ابزار مدرن

حاجی‌آقا آكتور سینما ساخته اوانس اوهانیان (اوگانیانس)، از نظر تاریخ نمایش، با كاروان زرد همزمان است ولی از جنبه نوع نگاه به شهر، ابزار مدرن و توسعه ، با نگاه قرن نوزدهمی كاروان زرد، همزمان نیست و دنیای دیگری‌ست و از آن‌جایی كه اساساً كاری خیابانی محسوب می‌شود صحنه‌های تعقیب و گریز با ماشین و پایین كافه پارس منبعی به‌یادماندنی از خیابان‌ها و ساختمان‌های بالای شهر است. داخل خانه یك حاجی‌آقای متوسط‌الحال، بخشی از معماری خانه‌اش و طرز نشست و برخاست و اشیای اتاق، رفتار نوكر خانه، كلاه پهلوی و لباس حاجی‌آقا، طرز آرایش آسیاقسطانیان به نقش دختر حاجی‌آقا، پلیس سر چهارراه، داخل دندان‌سازی و ابزار كارش، بازسازی یك سالن نمایش فیلم و نیاز به تغییر، موارد قابل توجه در حاجی‌آقا آكتور سینما ست (جدا از موارد زیبایی‌شناختی در ساختار فیلم) حاجی‌آقا... گزارشی از یك فضای واقعی است كه امری متخیل در آن جریان دارد.

 توپ‌بازی دختران

طلوع ایران نویسنده، فیلم‌بردار و كارگردان جان تیلور 1938 جامعه‌ای را نشان می‌دهد كه نیروهای تازه‌ای در آن، سر برآورده‌اند. طلوع ایران با تصویری از توپ‌بازی دختران، سان، دانش‌آموزان دختر و پسر و ساختمان‌های جدید، پشت به البرز پربرف، یادگاری مهم از اواخر سلطنت پهلوی اول است.7

 معماری به سبك ملی و رشد عقل ابزاری

ایران، پرسیای جدید، توسط مینروا فیلم برای شركت كامپساكس (بكارگردانی اینگولف بویسن در سال 1939) ساخته شده، در كنار تأسیس راه‌آهن، شامل تصاویری از تهران مدرن و ظهور معماری به سبك ملی هم هست (مدرن را در این‌جا جدا از معماری به معنای تأسیس نهادهای جدید فرض كنید).8

چراغانی شهر

تهران در سال 1317 برای استقبال از عروس مصری، چراغان شد. فیلم عروسی ولیعهد در سال 1319 در سینما فردوسی به نمایش درآمد. در جلالیه، عملیات رژه نیروهای نظامی توسط وابسته‌های نظامی ایتالیا، فرانسه و آلمان، تماشا می‌شود. این صحنه. بعدها به‌كرات ـ در محكوم‌سازی حكومت پهلوی اول ـ در فیلم‌های گزارشی متفقین به كار رفت. به لباس‌های مصری دختران ایرانی، و چراغانی سردر بلدیه (شهرداری) توجه كنید.

 شهر در اشغال

مجلس شورا، عبور نفربرها از خیابان‌ها، رستوران‌های تازه‌تأسیس در خیابان لاله‌زار، ورود ولیعهد به مجلس برای شاه شدن ، پناهندگان لهستانی در شرق تهران، میدان راه‌آهن، استالین، روزولت و چرچیل در سفارت شوروی در تهران، هدیه روز تولد به چرچیل در تهران. زندگی در داخل دربار، آمریكایی‌ها در امیریه و لنگ‌های آویخته روی بند بالای حمام‌ها، زنان چادری و بی‌حجاب در فیلم‌های متعلق به متفقین، ثبت شده است.10

اسكی در آبعلی

با ورود یك معلم اسكی به نام گاستون كاتیار، آقای ابراهیم معتمدی فیلمی از او در پیست آب‌علی و از تفریحات مردم تهران ساخت. در این فیلم، یك مسابقه اسكی استقامت نیز هست.11

 تشییع جنازه رضاشاه در تهران 1329

استودیو ارتش كه یادگار نخستین تجربیات خان‌بابا معتضدی بود، در دایره تعاون انتشارات ارتش به راه افتاد و فیلم‌های مستند (و در دهه سی فیلم‌های داستانی) تهیه كرد. قدیمی‌ترین تصاویری كه از فعالیت مستندسازان این دایره، از جمله سرهنگ گلسرخی و ستوان خلیقی باقی مانده مربوط است به حضور شاه در تبریز بعد از خروج ارتش شوروی. آن‌ها در سال 1329 از تشییع جنازه پهلوی اول نیز فیلم گرفتند. گرچه جنازه از مصر به جده حمل می‌شود، از آن‌جا به اهواز می‌آید و با قطار به تهران می‌رسد ولی بخش عمده فیلم در تهران می‌گذرد. تشییع جنازه رضاشاه یكی از قدیمی‌ترین مستندهای ایرانی محسوب می‌شود كه بخشی از تهران را نشان می‌دهد.12 فیلم تشییع جنازه به مدت 31 دقیقه و 50 ثانیه در آرشیو تلویزیون ملی ایران موجود بود. فیلم‌بردارها خلیقی، ابوالقاسم رضایی و نایمن هستند.نایمن فیلمساز آمریكایی دو سال قبل از این ، فیلم رنگی ایران ، پرسیای جدید راساخت كه تصاویری یادمان ، از تهران خلوت و زیبا دارد .

 كارخانه سیمان ری

شركت میترافیلم در سال 1327 مترصد بود تا ماهیانه یك فیلم از وقایع مملكتی تهیه كند13 و همراه طوفان زندگی، گزارشی از سازمان خدمات اجتماعی كه سال 1326 تأسیس شده بود، به نمایش درآورد (كه فعلاً در دسترس نیست). فرشاد فداییان، چند سال پیش به فیلمی از كارخانه سیمان ری دست یافت و آن را در فیلم «شناسنامه كارخانه‌ای فراموش‌شده» به كار گرفت. تاریخ تولید آن 1328 ذكر می‌شود. درست است كه یكی از مهندسان قدیمی (مهندس بلوچ) گذشته خود را مرور می‌كند ولی من در این فیلم، به دنبال رد پای پدرم و دایی جان مهندس می‌گشتم.

 تهران سیاسی می شود

پیش از آغاز دهه سی نیز تهران سیاسی بود ولی تصویری از حضور نیروهای سیاسی در خیابان‌ها، موجود نیست. در آغاز این دهه، فیلم‌بردارهای ایرانی و خارجی تصاویری از شكست انسداد سیاسی و تظاهرات در خیابان‌ها را ثبت كرد‌ه‌اند. گروه‌های سیاسی به‌ویژه در اطراف مجلس شورای ملی تجمع دارند و خواستار احقاق حقوق ملی و یا حضور در قدرت‌اند.14

 كارگزاران آمریكایی

دكتر همفری، در اواخر شهریور 1330 با موافقت هنرهای زیبای كشور، به همراه هیأتی از دانشگاه كالیفرنیای جنوبی به ایران اعزام شد و هموست كه بعداً همكاری‌اش را با گروه دانشگاه سیراكیوز ادامه داد و بنا به پیشنهاد اداره هنرهای زیبای كشور، به عنوان كارگزار، در تولید فیلم‌های آموزشی در ایران، مشاركت كرد. یكی از اولین فیلم‌های

دكتر همفری كه به همراه دكتر مصطفوی، رئیس اداره باستان‌شناسی15 ساخته شد، درباره تهران است.16 البته از نظر تاریخ معاصر ایران، مهم است بدانیم  كه چرا محمدعلی ایثار (و دان ویلیامز) به‌وضوح در كتاب سینما در ایران 1900-1979 نقش چندانی برای ایرانیان قائل نیستند:

     از آن‌جا كه سیاست كلی ایالات متحده در ایران این بود كه به مردم ایران كمك شود كه به خودشان             كمك كنند، در پی تلاش برای جلوگیری از گسترش كمونیسم در شمال ایران، مقامات USIA تصمیم             گرفتند تا فیلم‌هایی در ارتباط با مسائل و احتیاجات داخلی بسازند. فیلم‌هایی كه به گفته دان ویلیامز    می‌توانست به شیوه‌ای كه برای مردمان عادی ایران قابل‌فهم و باور باشد و به آن‌ها نشان دهد كه چه‌گونه           به زندگی بهتری برسند (دان جی. ویلیامز، مقدمه‌ای بر گزارش نهایی قرارداد دانشگاه سیراكیوز، تهران             ژوئن 1959).17

از مجموعه فیلم‌های« از محصولات دانشگاه سیراكیوز در ایران» و اداره مشترك سمعی و بصری،  فیلم های :

دبیرستان، آزمایش های علمی در مدرسه، دو برادر به تماشای دانشسرای كشاورزی می‌روند18و ضبط صدا، در تهران، ساخته شده است. دو فیلم اول، در فضاهایی كاملاً ایده‌آل و جذاب و مبتنی بر روش آموزش نوین تهیه شده، از نمونه‌های منحصربه‌فرد در این مجموعه است كه تقریباً هیچ نسبتی با اكثر فیلم‌های روستایی ندارد و برای من كه در همان سال‌ها شاگرد مدرسه‌ای در جنوب تهران بودم، تا حدودی باورنكردنی است. به هر صورت، نشان می‌دهد كه در گوشه‌ای دیگر از تهران (از جمله دبیرستان دخترانه ثریا)، امكانات كمك‌آموزشی، رفاهی و روش نوین تدریس و تربیت وجود داشت. همچنان كه فیلم بهشت كودكان (1335)، پرورشگاه شماره 2 ( متعلق به جمعیت بنیاد پهلوی، خیریه ثریا پهلوی)، از محل نگهداری كودكان بی‌سرپرست، ساخته شده است.

 اتوبوس‌های دوطبقه

در اخبار مووی تون نسخه ایران شماره 797 از اتوبوس‌های دوطبقه، سخن به میان آمده كه« به‌تازگی در معابر پایتخت ایران، شهر تهران به حركت درآمد».

بنا بر گفتار فارسی و انگلیسی، فیلم متعلق به 22 سپتامبر 1958 است.

 تهران و «اخبار از محصولات سازمان سمعی و بصری هنرهای زیبا»

«اخبار ایران»، از محصولات اداره اطلاعات آمریكا در تهران، مجموعه‌ای رخدادهای ایران به‌ویژه تهران را ثبت كرده‌اند كه مسعود مهرابی در كتاب فرهنگ فیلم‌های مستند، آن‌ها را از كتاب تاریخ سینمای ایران محمدعلی ایثاری، فهرست كرده است (از وجود این فیلم‌ها در ایران، خبر ندارم گرچه میدانم كه فهرست اولیه وچاپ ایرانش موجود است )، اما اخبار، از محصولات سا زمان سمعی و بصری هنرهای زیبای كشور، تماماً هست و بطور متوسط هر هفته یك فیلم كوتاه ( 5 تا 10 دقیقه ای )   تولید شده است. از این دوره، فیلم‌برداری اتفاقی از رخدادها، به

فیلم‌سازی حرفه‌ای و مداوم، بدل شده و مجموعه‌ای عظیم از اسناد بصری فراهم آمده است . فیلم «مالیات‌ها به چه مصرف می‌رسند»، ساخته هوشنگ شفتی، قدیمی‌ترین تصویر از ماشین دودی (تهران ـ شهرری) و گارماشین را ثبت كرده است. فیلم‌ساز و دوربینش مانند لومی یرها و عكاسباشی، بیرون از قطار ایستاده، سوار نمی‌شوند.

در اكثر این فیلم‌ها، دولت در تلاش برای نوسازی یا مدرنیزاسیونِ تهران وبا نمایش دائمی شاخص های رفاه معرفی می‌شود. در اینجا شاهد  تحویل اولین جت بوئینگ 727 ، نصب توربین گاز در نیروگاه طرشت ، تأسیس مدرسه و پالایشگاه‌ و پارك، بیمارستان و برگزاری نمایشگاههای نقاشی ، جشنواره‌ها و كنفرانس علمی و هنری و اقتصادی داخلی و بین‌ المللی هستیم. از جمله اجرای اپرای ارفه واریدیس در تالار هنرهای زیبای كشور  و تصویر  بازیگران و خانم فریده گوهری طراح صحنه ولباس این اپرا در سال 1343 ، همچنین تمرین نمایشنامه امیر ارسلان نامدار ( به كارگردانی علی نصیریان )  توسط   خانم خوروش  با لباس معمولی وفرید و دیگران  با كراوات ) ، قبل از افتتاحِ تئاتر سنگلج (  كه به همت و هزینه مهندس آرشاویر بابایان به اتمام رسید  )  و روز افتتاح و صحنهشگفتِ دست بسینه ایستادن انتظامی ( در مهرماه 1344)  .

 كاروان مقدس

 در آبانماه 1344انتقال ضریح مطهر حضرت ابوالفضل (ع) و یك جفت در زرَین  و سیمین و مینا از اصفهان به كربلا، در سر راه خود ـ در قم، تهران، كرمانشاه ـ شورانگیزترین و بزرگ‌ترین اجتماعاتی را كه سینمای مستند ایران به یاد دارد، سبب شده است.

سرانجام در كربلا، آیت‌الله سیدمحسن حكیم (كه بدستور ایشان ضریح و درها ساخته شده بود ) وارد حرم می‌شود و با سخنان ایشان ، فیلم كاروان مقدس به پایان می‌رسد. البته می دانیم كه اكثریت قریب به اتفاق فیلمهای این دوره صامت هستند. هرچند بر آنها موسیقی گذاشته شده و گفتار بی وقفه بگوش می رسد  .     

 اصلاحات و ابزار آن

«شهربانی كل كشور»، فیلمی چندبخشی است كه احتمالاً سال 1336 تولید شده است. در بخش اول «اداره راهنمایی و رانندگی»، با شهری خلوت روبه‌روییم. میدان حسن‌آباد (بنا به نوشته مهندس پاكدامن ، با معماری التقاطی اروپا؛ شیوه نئوباروك)، هنوز زیباست. اما  فیلمساز ( و گوینده : ساویز) از دست مردم كلافه است :

     رسیدن به مقصد ، امروزه در تهران به صورت مسئله غامضی در آمده است و مسئله مهم اغلب برای همه   ما این است  كه بهتر است پیاده راهی منزل شویم یا در اتومبیل بنشینیم و باعابرین و رانندگانی كه    رعایت مقررات را نمی كنند دست بگریبان شویم ... این افراد برای خط كشی و ساختن معابر مخصوص           عابر پیاده مالیات می دهند ولی میل ندارند آنرا رعایت كنند .

یك اتومبیل از چراغ قرمز میگذرد ، پلیس بدنبال متخلف است و او را می گیرد ...

در فیلمی دیگر ،  پلیس، مردم را به رعایت آداب عبور از خیابان وا می‌دارد. رئیس پلیس، با تعدادی مأمور به دنبالش، از وسط خیابان پیش می آید و متخلفانی را كه از عرض خیابان می‌گذرند، وامی‌دارد تا از خط عابر پیاده عبور كنند. در دانشكده پلیس، استاد (خارجی) درباره «جلوگیری كنترل اغتشاشات و جمعیت‌ها» درس می‌گوید. روی تخته، نقشه‌ای از حركت هفت اتومبیل ضداغتشاش، مشاهده می‌شود.19

اتومبیل (جیپ) اول، دوم و سوم، كوچك‌تر و هریك حامل راننده و سه نفر پاسبان مسلح به تفنگ و سرنیزه و باتن (باتوم) و یك افسر پلیس است.

در ماشین چهارم افسران فرمانده نشسته‌اند.

پشت سر آن‌ها دو كامیون است: هریك حامل راننده. ده نفر سرپاسبان با اسلحه كمری، مسلسل و باتن و یك افسر پلیس مسلح.

آخرین كامیون حامل گازهای شیمیایی و اشك‌آور است.

در صحنه بعد، كنار تابلوی چراغ‌های قرمز، زرد و سبز. تابلویی، رنگ‌ها را درون دوایری كشیده‌اند كه توضیح احترام‌آمیزی دارد:

توقف كنید

برای حركت آماده شوید

حركت فرمایید

برخی از همین صحنه‌ها در فیلم دیگری با عنوان سرویس تأمین عمومی (Public Safety Service) در سال 1960 به كار رفته كه با كنكور ورودی پلیس آغاز می‌شود. در آخرین صحنه‌ها، پلیس ، شاه و رئیس‌جمهور آیزنهاور را در سفرش به ایران اسكورت می‌كند (كارگردان هری ا. ب.).  فیلمی دیگر به نام برنامه خاص آموزشی  اداره آموزش پلیس ملی ایران ( 1338) با تصویری از شهر شروع می شود و گوینده انگلیسی میگوید :

     این شهر مدرن و بزرگ نه در عراق ، نه مصر نه لبنان و یا اردن ، بلكه اینجا تهران است .  پایتخت شهری       كه بر اساس آمارگیری سال1331   دارای چهارصد هزار نفر جمعیت  است . مسائل امنیتی این شهر در   كف ژنرال علوی مقدم است .

در پایان ، سفیر كبیر آمریكا ، برای  بازدید از آموزش عملیات پلیس ضد شورش   به پادگان آمده است و با انجام عملیات ، فیلم به پایان می رسد .

 باشگاه لاینز

عصای سفید 1338 در تبلیغ اقدامات باشگاه لاینز ایران در تهران است. راوی (با صدای خارج از تصویر)، مردی نابیناست كه برای گذر از خیابان مشكل دارد و باشگاه، با تهیه عصای سفید، مشكل او را حل می‌كند. همچنین با موقعیت‌ها و شرایطی در شهر روبه‌روییم كه خود را به سینمای داستانی كشانده بود. دو دختر از برابر دو جوان می‌گذرند، ظاهراً پسرها متلك می‌گویند و برمی‌گردند تا آن‌ها را نگاه كنند كه مرد نابینا به ایشان تنه می‌زند. در جای دیگر. سلمانی دوره‌گرد، سر مشتری خود را در گوشه خیابان اصلاح می‌كند. در نهایت وقتی عصای سفید در كف مرد قرار می‌گیرد، عابرین و اتومبیل‌ها به صورتی اغراق‌آمیز می‌ایستند تا او بگذرد. در واقع مسبب این صورت

اغراق‌شده، سینماست. در سالیان بعد، كار با نابازیگران، دوربین سبك و سامان‌دهی به حركت مردمان در شهر، توهم

واقعیت را دامن زد (از جمله فیلم خیابان هژیر داریوش محصول تلویزیون ملی ایران ). گفتار نهایی فیلم عصای سفید نشان می‌دهد غرض از ساختن فیلم، معرفی باشگاه است كه: «شاهنشاه ریاست عالیه آن را قبول فرموده‌اند» و «یكی از برنامه‌های مفید باشگاه نیز ساختمان كوی نابینایان است». در صحنه پایانی، حسین علا كه در آن زمان رئیس لاینز ایران بود، كلنگ به زمین می‌كوبد و حضار كف می‌زنند.

 زندان قصر

مازیار پرتو، در سال 1338 قدیمی‌ترین تصویر از زندان قصر در تهران را ثبت كرد. در این فیلم، زندانی‌ها روی نیمكت سر كلاس نشسته‌اند و می‌نویسند و آن‌ها را در سلول‌ها و كارگاه‌ها می‌بینیم.  در فیلمی دیگر در باره دارالتأدیب زندان قصر ، حتی دوربین بروی پشت بام رفته  وشكل عمومی زندان های تو در تو و 3 حیاط آن (  در

نمای دور) مشاهده می شود . امروزه كه زندان قصر تخریب شده   این سند شگفت آور و با ارزش می نماید  . البته در فیلم«ندامتگاه» كامران شیردل هم آقای مازیار پرتو  با حركت دوربین روی دست از بیرون وارد زندان می شود .

مركز اتمی

«مركز اتمی پیمان بغداد كه اینك در تهران شروع به كار كرده است، نمونه بارز دیگری از پیشرفت سریع دانش در كشور ماست.»

این گفتار فیلمی است درباره افتتاح مركز اتمی پیمان بغداد به سال 1338 در دانشگاه تهران. پیمانی كه با حذف  هم‌پیمان عراقی اش ، هنوز پیمان بغداد خوانده می‌شد. یك دانشمند اتمی انگلیس در دانشكده علوم دانشگاه تهران گفت : « با شروع به كار این مركز در تهران، سه كشور ایران، تركیه و پاكستان قادر خواهند بود كه به طور مؤثر در تربیت دانشمندان و پیشرفت در این راه گام‌های سریعی بردارند. این مركز اتمی بر اثر همكاری ایران و انگلستان به وجود آمد.»

پروفسور محسن هشترودی و دكتر فرهاد رئیس دانشگاه تهران نیز در مراسم افتتاح در دانشكده علوم، حضور دارند. در فیلمی دیگر متعلق به سال 1349 می‌بینیم كمیسیون انرژی اتمی آمریكا، چكی به مبلغ یكصد هزار دلار به مركز اتمی دانشگاه تهران اهدا می‌كند و حسین كاظم‌زاده، وزیر علوم آن را از نماینده آمریكا می‌گیرد.

 سیل، شورش، تهران امروز، تهران پایتخت ایران است

1341، سال مصیبت‌ها بود. در اواخر فروردین ماه، سیل در امامزاده حسن، جوادیه، نازی‌آباد و جی، خرابی به بار آورد  و در دهم شهریور امواج زلزله بویین‌زهرا، به تهران رسید. فیلم‌های خبری نشان می‌دهد در جنوب تهران برای سیل‌زدگان، چادر زده شده، دیوارها در آب فرو ریخته‌اند. مستندسازان آغاز دهه چهل، كجا بودند؟

در این سال، لیندون جانسون، معاون رییس‌جمهور آمریكا به ایران آمد. فیلم‌های خبری سال 41 نشان می‌دهند وی در جنوب شهر، از یك لبوفروش، یك قاچ لبو می‌گیرد، به آرامگاه رضاشاه می‌رود و دست اسدالله علم را به نشانه دوستی ایران و آمریكا، در اتومبیلی روباز، بلند می‌كند و می‌خندد. در بهمن ماه همان سال هتل سلطنتی هیلتن افتتاح شد و بلافاصله مانكن‌ها، لباس‌هایی را به نمایش گذاشتند.

احمد فاروقی قاجار «تهران امروز» را ساخت. من همیشه نسخه Tehran Today را دیده‌ام كه نمایشگر شهری خلوت، خوش‌ساخت، مرفه و برآورنده نیازهای شهروندان است. با فرودگاه مهرآباد شروع می‌شود. مثل این‌كه یك توریست به شهر نگاه می‌كند. تهران امروز، با دو دسته تصویر هوایی و زمینی به پیش می‌رودو از این جنبه اولین فیلم از این نوع است . ساختمانهای بلند اول بار از هوا بعد از پائین دیده می شوند از جمله تصویر هوایی از تلویزیون ایران است  كه بر سر تپه (و در فضایی خالی از خانه وساختمان های دیگر ) واقع شده ، قطع می شود به ساختمان تلویزیون و ورود بداخل آن و نمایش استودیوها . البته ، موزه جواهرات سلطنتی و دیدار از اشیای اجداد مادری، شروع كار است و بعد می‌رسد به ساختمان‌های جدید، دبیرستان‌های دخترانه، باشگاه جعفری و خود شعبان و استوار لطفی  در میانه گود. تهران امروز، با بازار ، قالی بافی ، نقره كاری ، قلمزنی ، مسجد ، بیمارستان‌های فوق‌تخصصی، تصاویری از نئون‌ها در شب، پایان می‌گیرد. همان نئون‌هایی كه چهار سال بعد، مورد توجه آلبر لاموریس نیز بود. در باد صبا، چند ساختمان مرتفع، چشمه‌علی و قالی‌های پهن‌شده بر صخره‌ها را نیز می‌بینیم.

سال 1342 هوشنگ شفتی، بر «شورش كور» كه فیلمی كوتاه درباره برخی نتایج 15 خرداد است اسم خود را نگذاشت. زیرا چنین فیلمی، نه از آنِ كارگردان ، بلكه متعلق به نهاد  هم هست  . فیلم، یك طغیان شهری را بدون

هیچ گفتاری ، تنها ازطریق شعر «دریغ است ایران كه ویران شود»، تفسیر می‌كند. تصاویر فیلم عبارتند از:

ساختمان‌های صدمه‌خورده پپسی‌كولا، زورخانه جعفری و تعدادی اتوبوس وكیوسك سوخته. اگر انسان معترض و اعتراض او مخفی است، به خاطر كوتاهی مستندسازان ـ كه در اندیشه تجربه و تدوین بودند ـ نیست. نظام تولید استقلال نداشت. اصلاً قدرت كوتاه نمی‌آمد كه ممكن است حقیقت، نزد دیگران هم باشد. مفهومی كه از طریق تدوین عناصر متضاد در فیلم‌های قلعه و تهران پایتخت ایران است، خود را عینی می‌سازد. معذلك نمی توان منكر شد كه فیلم آلونك ( احتمالا ساخته اسدالله پیمان) یكی از مهمترین فیلمهای مسئله ـ راه حل در این دوره است كه از 105 منطقه آلونك نشین در تهران سخن می گوید و شرایط یكی از آنها را  تشریح می كند . گرچه  آلونك ها با بولدوزر ویران می شوند و ساكنان این آلونك به خانه هایی انتقال  می یابند  ( و برای نخستین بار در فیلمهای گزارشی ، این بخش رنگی فیلبرداری شده و گفتار صبغه تبلیغاتی دارد ) ولی مشخص است كه یكصد و چهار منطقه دیگر باقی است .

اسفند ماه  سال 1343   كوره های  آجر پزی جاده تهران ـ شهرری به خاطر توسعه شهر و جلوگیری از آلودگی هوا  ویران میشود  . فیلم خبری   87 ـ 43  آ خرین  خاطره منطقه كوره پزخانه های جنوب تهران را ثبت كرده است . بویژه نوع تخریب این كوره ها ی بسیار بلند كه چندكارگر با كلنگ، چهار نقطه دور تا دور پایه كوره های آجری را تخریب می كنند و سپس با فرار از منطقه دور می شوند و كوره ها یكی پس از دیگری فرو می ریزد  امروزه بسیار دیدنی است .

 ولی افتاد مشكل‌ها

ولی افتاد مشكل ‌ها ساخته هژیر داریوش ـ 1344 ترسیم و نقد وضعیتی باسمه‌ای و بی‌معنا در شبه‌مدرنیسم و از نخستین مستندهایی است كه آداب جدید، رفتار وخلق‌وخوی نوظهور بین جوانان شهر تهران را بازسازی و نقد كرده و اینك به دلیل تغییر در الگوی تماشا، گرد فراموشی بر آن نشسته است.

هژیر داریوش كه موهایش را سفید كرده، نقش كارگردان و مصاحبه‌گر را دارد. اولین سؤال به اصطلاح تابوشكنانه این است كه شما می‌خواهید مردان را تحریك كنید؟

زن می‌گوید: این كه سؤال مهملی است، سؤال دیگر بپرسید.

زن كه بازیگری‌ست و به‌وضوح نوشته‌هایی را از بر كرده، از مردان و عشق می‌گوید. تدوین باباكرم و موسیقی پاپ و تصویر زنان قاجاری و متجدد، می‌تواند بیانگر نوعی سردرگمی، بحران هویت و عدم معنا باشد.

فیلم می‌گوید: «دخترها نه فقط از لباس و آرایش الیزابت تیلور و بریژیت باردو تقلید می‌كنند، بلكه برداشت آنها  از حوادث سینمایی این موجوداتِِ رؤیایی، به‌خصوص یك زندگی سودایی است».

 فیلم طنزآمیز است و ضمن انتقاد، خیالی و انباشته از فرضیاتی هم هست كه حكم تلقی می شود. می‌گوید

دختران ایرانی (اولین حكم) طرح زندگی‌ای را می‌ریزند كه نیمی هالیوود، نیمی تهران است (دومین حكم). در این

زندگی، الیزابت تیلر در قالب سكینه. پای كاسه آش رشته می‌نشیند و در حالی كه به گفته  عموجان علی‌اصغر گوش

می‌دهد، به بوسه‌های ریچارد برتن می‌اندیشد (در چنین حكم‌هایی، استثنا وجود ندارد).

فیلم، روی دختری و پسری كه كنارش ایستاده، با «ای یار مبارك بادا» تمام می‌شود. دختر عینك دودی به چشم

دارد و عكس ریچارد برتن، یا هنرپیشه‌ای دیگر را می‌خرد. به اعتقاد فیلم‌ساز، تفاوت بین گذشته و حال, انقلاب به وجود آورده است ولی مشكلی وجود دارد كه از تفاوت بین واقعیت و رؤیا برمی‌خیزد و سینمای رؤیاپرداز در این انقلاب یا «بحران هویت» نقشی بر عهده دارد.20

تشویق به رشد جمعیت

فیلم خبری 41-42 هنرهای زیبای كشور دارای 4 بخش (آیتم) است. در دومین بخش، مادری كه پسربچه‌اش را روی دست گرفته در روز مادر، درون كاخ پیش می‌آید، به فرح پهلوی می‌رسد و می‌خواهد بچه‌ها را بگذارد جلوی پای او. بعد مادری دیگر را می‌بینیم كه 16 فرزندش به‌ردیف ایستاده‌اند و می‌شنویم:

     سه خانواده كه پراولادترین خانواده‌های سال بودند به حضور علیاحضرت شهبانو معرفی شدند. ایشان به      پراولادترین مادری كه توانسته بود هجده فرزند سالم تحویل اجتماع بدهد ابراز مرحمت فرمودند. مادر     دیگر با16 فرزند مورد تفقد قرار گرفت. مادر چهارقلوها نیز شرفیاب گردید. شهبانوی ایران به هر كدام از             مادران سال جایزه‌ای به مبلغ 50 هزار ریال مرحمت فرموند.

چند سال‌ بعد، پراولادترین مادر تبدیل شد به پراولادترین مادری كه فرزندانی با تحصیلات عالیه تربیت كرده بود و شعار «فرزند كم‌تر زندگی بهتر» و «یكی كمه دوتا بسه» در اواخر دهه چهل مطرح شد.

 رشد طبقه متوسط شهری

در فیلم ایران عصر پهلوی (یست فن مور)، یك مقام دولتی می‌گوید:

     هدف ما این است كه تعداد روستاییان به 35 درصد كل جامعه برسد. درآمد سرانه آن‌ها، صد دلار در سال      بود و حالا به حدود هزار دلار رسیده است كه این رقم قابل مقایسه با 2200 دلار در شهرها نیست و ما     باید آن را افزایش دهیم و این یكی از مشكلات ماست.

غالب فیلم‌های این دوره، از طریق كلنگ زدن‌ها، افتتاح كارخانه‌ها و ایجاد مشاغل تازه، حكایت از نوسازی و رشد یك طبقه متوسط در شهرها دارد. مرحله اول لوله‌كشی شهر تهران در سال 1334 به بهره‌برداری رسید و فیلم «آب تهران» نشان می‌دهد با وجود سد امیركبیر بر رودخانه كرج و سدی بر جاجرود، به دلیل افزایش جمعیت، كمبود آب محسوس است.

 مستندهای شهری

علی‌رغم این‌كه مستندسازی در تلویزیون، با فیلم‌های واحد پژوهش شناخته شده، باید بگویم تلویزیون بیش‌ترین تأكیدش بر تصویر مداوم شهر بود و نقش هژیر داریوش و واحدهای تولیدی در مدیریت فیلم‌های شهر، ناشناخته مانده است. نانخورهای بی‌سوادی و تاكسی‌متر (ناصر تقوایی)، بازار سیداسماعیل (ترانه امیراختیار) گذرهای تهران (اسمال بزاز) ساخته همایون شهنواز، دراویش خاكسار ، ساختهجواد گنجی‌زاده كه نشان می‌دهد دراویش در محفل خود در تهران، به همان اقداماتی دست می‌زنند كه در روستاهای كردستان.همچنین ، «جامعه باربد» فیلمی از سیروس اخلاقی درباره این تئاتر قدیمی لاله‌زار و استاد مهرتاش است. حسن مشرف آزاد تهرانی طنزنویس و منتقد

فیلم، در «ببراز سلطانی»، مجموعه لباس‌های مورد استفاده در تئاتر را كه گنجینه ببراز سلطانی است، ارائه داده است. همو، فیلم «مرد، زن، تهران» و احمد فاروقی قاجار فیلم «استاد ابوالحسن صبا» را ساخت.

از مجلس تا سرچشمه (حسین ترابی)  و  آوایی كه عتیقه می‌شود (خسرو سینایی) درفرهنگ و هنر ساخته شده‌اند. «به یاد» خسرو هریتاش، یكی از قدیمی‌ترین بازسازی‌های نوستالژیك از تهران (و اصفهان؟) است. در این فیلم، مجموعه‌ای از سردر خانه‌های قدیمی و نماهای خارجی، ثبت شده و غلامحسین نقشینه، راوی زندگی‌های اعیانی است (زاون قوكاسیان به یاد می‌آورد كه بخشی از فیلم، در اصفهان فیلم‌برداری شده است). محمدقلی سیار، چهره استاد حسین بهزاد، مینیاتوریست را ثبت كرد. در فیلم «در گستره فرهنگ و هنر ایران»، موزه ایران باستان، تالار رودكی و كتاب‌ها و نشریات و اقدامات وزارت‌خانه مشاهده می‌شود. در فیلم تكنوازان (1352) با اساتید :حسین تهرانی، اصغر بهاری، احمد عبادی و  جلیل شهناز، مصاحبه شده است. از جمله حسین تهرانی خاطرات جذابی از حسین خان اسماعیل‌زاده دارد:          

     «اونوقت‌ها نت نبود كه ، وقتی می‌رفتم پیش حسین خان اسماعیل‌زاده، عبا دوشم بود. می‌گفت: هرچی    شش‌وهشت هست بزن «بله و بله و بعله دیگه» و یا دوضربی‌ها را می‌گفت بزن «یكصدوبیست‌وپنج» (و می زند).

  آیا ؟ ساخته سهراب شهید ثالث (1351) ، جوانان را در شهر بررسی می كرد . آنها را در حین كار و بیكاری، ورزش ، رقص و در خیابان و كارگاه ، دانشگاه و دراعتراض به وضعیت موجود  می بینیم  وشاهد  تغییراتی هستیم  كه برای نسل قدیم كه ظاهرا شرایط خود را فراموش كرده ، انحرافی ، قلمداد می شود  . آیا ؟  برنده جایزه سپاس  و نخستین فیلم مستند  در باره تضاد نسل ها  است .

 ورزش در تهران

ورزش، یك رده بزرگ از فیلم‌های مستند در شهر را به خود اختصاص می‌دهد كه در مقاله «ورزش‌نگاری فرهگی در برابر تجارت هیجان»، در گزارش فیلم مهرماه 1377 به چاپ رسید. در تمام فیلم‌های خبری، تصاویری از استادیوم‌ها (امجدیه، جلالیه، آزادی)، ورزش‌ها، ورزشكاران ، تماشاگران و آداب تماشا به ثبت رسیده است. میرفخرایی فیلم‌بردار هنرهای زیبا، دوچرخه‌سواران را دور شمال ایران، دنبال كرد و ده كارگردان و 15 فیلم‌بردار، هفتمین دوره بازی‌های آسیایی تهران را با سرپرستی هوشنگ شفتی در « به امید دیدار» (1353) به ثبت رساندند. جام آسیا (هژیر داریوش، 1347) مسابقات فوتبال آسیایی در امجدیه است. فیلم به امید دیدار با این جمله به پایان می‌رسد:

                  « خداحافظ تهران شهر دوستی، خداحافظ، اما نه، به امید دیدار‌» .

از اواسط دهه سی، جهان‌پهلوان تختی، در فیلم‌های خبری، ستاره میادین ورزشی است . حتی او را به عنوان پهلوان اول كشور درصحن كاخ مرمر كنار تشكی می بینیم كه وفادار و نوری برای قهرمانی دوم وسوم در حضور شاه و حبیبالله بلور ، پنجه در پنجه می افكنند . یك فیلم رنگی نیز از مرحوم تختی  موجود است .

جشن‌های چهارم آبان و نهم آبان به عنوان پدیده‌های ورزشی در امجدیه ظاهر شدند و در یك فیلم خبری می‌بینیم كه غلامرضا پهلوی به باستانی‌كارهای باشگاه جعفری، حاضر در چهارم آبان هدیه‌ای می‌دهد.

 جشن‌ها

به نوشته دكتر محمود روح‌الامینی در كتاب آیین‌ها و جشن‌ها در ایران امروز، پنج رده جشن وجود دارد:

1- جشن و آیین‌های باستانی، اسطوره‌ای و فصلی 2- دینی و مذهبی 3- ملی، میهنی، حكومتی 4- خانوادگی 5- منطقه‌ای

از دهه سی تا 57 فیلم‌های مستند و خبری، عمدتاً بر جشن‌های باستانی، ملی، میهنی، حكومتی و سالروزه0ا متمركز بودند. به شهادت این فیلم‌ها تنها عید دینی، سلام عید مبعث با محویت شاه، در كاخ گلستان (یك بار هم در حرم حضرت امام رضا (ع)) برگزار شد.

جشن‌های كهن كه در تهران فیلم‌برداری شده این‌هاست:

چهارشنبه‌سوری، نوروز، سیزده‌به‌در، مهرگان (روز دانشگاه)

جشن‌های حكومتی:

28 مرداد، 4 آبان، نهم آبان ، 22 مهر، 21 آذر، ششم بهمن، 24 اسفند

جشن‌های محددتر و سالروزها:

سالروز انتشار اعلامیه جهانی حقوق بشر، جشن‌های فارغ‌التحصیلی افسران، جشن جاوید، روز مادر، مراسم دعا

به مناسبت سالگرد 15 بهمن، روز درختكاری، سالروز تأسیس سازمان جوانان شیر و خورشید و پیشاهنگی (در منظریه تهران).

معماری و حریم‌ها

با گسترش شهر، معماری درون‌گرای تهران، در برخی مناطق، تعریف تازه‌ای یافت از جمله در فیلمی درباره خانواده، دوربین از پنجره یكی از آپارتمان‌های طبقات فوقانی و البته در نماهای نزدیك، استخر مختلطی را در محوطه برج‌ها نشان می دهد. این نوع فیلم، البته بسیار نادر است. نشانی این نوع روابط را می‌توان در فیلم‌های تبلیغاتی برای كالا و برخی فیلم‌های داستانی گرفت.

 «تهران 51»، «ایران 1354»، تهران 54  ،«تصاویری از یك شهر» و «تهران 2537»

حداقل چهار فیلم از تهران با قید سال تولید در وزارت فرهنگ و هنر و تلویزیون ملی ساخته شده است. این فیلم‌ها شیوه سالنامه‌های رایج را دارند. پدیده‌ها و مسایل یكسال درون شهر، از فیلم‌های خبری و گزارشی، گردآوری و یا مستقیماً فیلم‌برداری شده است و البته هر فیلم نگرشی نسبت به شهر دارد. كل مدت فیلم‌برداری «تهران 51» مدت 12 روز بود و خسرو پرویزی، خواست تصویری از بی‌نظمی تهران ارائه شود. زاون قوكاسیان در نامه فرهنگ و هنر بهار 1384 درباره این فیلم نوشته است:

«پرویزی این فیلم را می‌سازد كه از یك نظر، بیانیه‌ای در ذم نظام موجود در جامعه است». برخی تصاویر فیلم، عبارتند از معماری، رشد شهری، سردر سینماها، كشتارگاه و دعوا در شهر.

البته خسرو پرویزی در فیلم بر باد نیزبه  اتلاف انرژی ومنابع حیاتی در تهران پرداخته بود . فیلم با نمایی از یك ساختما ن شروع میشود كه كاغذ هایی از بالای آن فرو می ریزد .  خسرو پرویزی به صورتی ذهنی نشان میدهد كه مردم تهران ، همانطور كه  مسرفانه ، غذا را در ظرف آشغال می ریزند  بواقع  اسكناس های خود را در آشغالدانی خالی می كنند .

تهران 54 ساخته نوری استوار نگاهی به تهران سال 54 دارد .

«ایران 1354» تهیه شده زیر نظر گرگین ـ خسرو سینایی، مجموعه رخدادهای سال 1354 كشور است كه عمدتاً در تهران می‌گذرد. از ابتدا، پادشاه اسپانیا و همتای ایرانی‌اش ، سرگرم تماشای اقدامات مملكتی روی پرده هستند. جدا از این خسرو سینایی در فهرست كارهایش، از فیلم تصاویری از یك شهر (1356) نام برده كه آن هم در تلویزیون ملی ساخته شده است.

تصاویری از یك شهر، تأكید بر زنی سرخ‌پوش دارد كه در آن سال‌ها، در خیابان‌های مركزی تهران مشاهده می‌شد.( منهم بارها او را دیده بودم . در دنیای خود غرق بود و به عابرین توجهی نداشت . گرچه می شد فهمید كه

این لباس و كیف وكفش یك نشانه است ولی واقعا نمی دانستم  در جستجو و انتظار كسی است. ) موسیقی فیلم بر اساس آهنگ‌ شب‌های تهران، ساخته مجید وفادار توسط خود سینایی تنظیم شده است (تا آن‌جا كه می‌دانم خسرو سینایی در این سال از مدیران تولید تلویزیون بود).

تهران 2537 در خرداد 1357 فیلم‌برداری شد. راش‌های این فیلمِ بهرام ری‌پور را دیده‌ام كه تهران در آستانه انقلاب را نشان می دهد ولی ظاهراً هیچ‌گاه تدوین نشد.

 چند فضای دیگر

·         آتش در سپیده‌دم: كامبیز آزردگان، تلویزیون ملی ایران، 1353 (مجموعه اسناد تاریخی).

·         آتشی كه نمیرد (شاهرخ گلستان) مجموعه‌ای از اسناد.

·         آفتاب بر همه می‌تابد (حسن محمدزاده، 1351)، درباره دانش‌آموزان استثنایی دبستان دولتی

خاقانی و اردشیر بابكان، نوشته هما آهی مدیركل برنامه‌ریزی دانش‌آموزان استثنایی.

·         بیست‌ودومین اجلاسیه اوپك در تهران.

·         تهران ،تهران ( نادر صغیری ـ 1354) تهران زیبا ، برای  جلب توریست ساخته شده است  .

·         تهران كه باغ بود (حسن كاوه‌زاد به همراه دكتر مصطفوی)، جست‌وجویی در فضاهای قدیم تهران به

دنبال باغ‌هاست (آرشیو صداوسیما).

·         تهران كهنه ونو  ( فرمان آرا ــ 1351  برای تلویزیون ملی ایران) جستجو در تهران بایك تاكسی.

·         پانصد روز شاه‌لوله سراسری (عملیات لوله‌گذاری نفت خام اهواز ـ تهران 1965 (آرشیو شركت نفت).

·     پیك ( سهراب شهید ثالث ـ1350)  راش های این فیلم را دیده ام  كه از مقابل مجلس سنا شروع می شود و  درخیابانی مشرف بر تخت جمشید بپایان می رسد . خود سهراب شهید ثالث نیز در تصویر هست . دوقاصد پیامی را كه بر پوست آهو نوشته شده  و در محفظه ای قرار دارد ، از تهران   به سوی تخت جمشید می برند و منزل به منزل اسب و سوار عوض می شود . در سر راه ، زنان و مردان روستایی كنار جاده  نشسته ، كف می زنند  . البته پیك ها را در شهرهای سر راه نیز می بینیم .

·     پیكان (كامران شیردل، 1350، تهیه‌كننده سازمان فاكوپا)، بدون گفتار و به مدد موسیقی در كارخانه  پیكان، با یك حركت جرثقیلی از بالا، آغاز می‌شود و در آخرِ فیلم می‌شنویم: پیكان.

·         دومین نمایشگاه آسیایی تهران ( سهراب شهید ثالث ـ 1348 ) با سر كلنگ هایی كه وارد كادر میشود و كارگران ، آغاز می گردد و با افتتاح نمایشگاه و نمایش و تماشا ، بپایان می رسد .

·         روزی از پنجاهمین سال بنیانگذاری بانك ملی ایران، 1357.

·         زن دیروز، زن امروز (سینایی، 1356).

·         شرح حال (خسرو سینایی، 1348)، حكایت انتزاعی زندگی در شهر صنعتی (آقای سینایی، متولد ساری است).

·         شهیاد (همایون پورمند) به ارتفاع 50 متر در چهار طبقه، مهرماه 1350 افتتاح شد.

·         قرن مردم، محصول بی‌بی‌سی، بخش ایران مصاحبه با زهرا خانلری درباره حجاب‌برداری.

·         قلعه، كامران شیردل، بعد از انقلاب با عكس‌های كاوه گلستان تدوین شد.

·         نمایشگاه گوهرنشان (نمایشگاه نقاشی هنرجویان هنرستان هنرهای زیبای كشور در جشن فرهنگ و هنر، 1347.

·     مسافر (كیارستمی، 1353)، قاسم جولایی از ملایر برای تماشای مسابقه فوتبال به تهران می‌آید و در امجدیه به خواب می‌رود.

·         نور زمان (فرخ غفاری، 42-1341)، شیوه نفت‌رسانی قدیم و جدید و پمپ‌بنزین‌ها.

·         نیشدارو (منوچهر انور)، مؤسسه سرم‌سازی رازی.

هنرمندان معاصر (محمد زرفام، 1356).

·         هنرهای تجسمی (محمد زرفام، 1355)، درباره خانم ایران درودی نقاش.

و رجوع شود به مجموعه فعالیت‌های تبلیغاتی در وزارت فرهنگ و هنر از جمله خانواده‌ها و فرهنگ، و پس از پانزده سال (از 6 بهمن) و البته فیلم‌های خبری در تلویزیون ملی و خبرهای هفته از فرهنگ وهنر.

میهمانان عالیقدر و فضاهای رسمی

مجموعه فیلم‌های گزارشی با عناوین «میهمان» یا «میهمانان عالیقدر».... درباره سفر رسمی مقام‌های سیاسی كشورهای دنیا به ایران است. از جمله موبوتو ،  ملك فیصل عبدالعزیز ،  آیزنهاور، نیكسون، كارتر ، جودت سونای، جانسون، ملكه ژولیانا. ژنرال دوگل، جواهر لعل نهرو، لئونید برژنف، ملك‌حسین، نیكلای چائوشسكو، شیخ احمد بن علی آل ثانی حاكم قطر، شیخ صقربن سلطان القاسمی حاكم شارجه ، دكتر رادها كریشنان رییس‌‌جمهور هند، خانم گاندی، ایوب خان، ملكه الیزابت، بودوئن ، ظاهرشاه و دیگران...

در این فیلم‌ها، بعد از استقبال در فرودگاه، شهردار پایتخت در میدان 24 اسفند (انقلاب) كلید طلایی شهر تهران را تقدیم می‌كند و میهمانان، بعد از عبور با كالسكه سلطنتی  در شهر  غالباً در كاخ گلستان ساكن می‌شوند.

در آن‌جا هدیه‌ای به آن‌ها داده می‌شود. در برنامه‌های روزانه آنان، دیدار از مدرسه كودكان كشورشان در ایران،نثار تاج

گل بر آرامگاه رضاشاه، ضیافت شام، دیدار خانم‌ها (غیر رئیس دولت) از تأسیسات آموزشی، درمانی و آقایان از تأسیسات نظامی، مجالس و سفر به اصفهان و شیراز( و چند مورد سفر به آبادان و مازندران ) گنجانده می‌شد.

رادها كریشنان، در دانشگاه تهران، دكترای افتخاری گرفت و ملك فیصل پادشاه عراق در جشن چهارم آبان (1336 امجدیه) حضور یافت. تصاویر ورود بسیاری از  نخست وزیران ووزرای امور خارجه كشورها (از جمله ، ذوالفقار علی بوتو ، پروفسور ارهارد ، دین راسك و لرد هیوم) به فرودگاه مهرآباد تهران، بر جای مانده است.

 اساتید علم ، هنر  و فرهنگ

     فیلمهای خبری ایران از آغاز به نحوی چهره اساتید و بزرگان علم وادب ایران را در محل كار و یا دانشگاه ثبت كرده اند . و از گوشه و كنار هم گهگاه تصویر متحرك از  این بزرگان بدست می آید . گرچه  متاسفانه تصویر بسیاری از بزرگان ایرانی مانند  نیما یوشیج  را در این فیلم ها نمی توان یافت  و او به پیشنهاد ابراهیم گلستان برای ثبت تصویری از خود ، رضایت نداد  .به همین نحو، من كمتر فیلمی از زندگی اساتید ایرانی سراغ دارم . قدیمی

ترین فیلم از این نوع ، تصویری است كه محمد قلی سیار از چهره استاد مینیاتوریست  حسین بهزاد در خانه اش ثبت كرد ه و بیشتر به نقاشی ها پرداخته است تا به محل زندگی وفضای تنفسی استاد  . و فیلمی كه بعداز

درگذشت استاد عبدالعظیم قریب  (به نام چهره یك استاد درسال 1344) درباره ایشان ساخته شده و تنها تصویر زنده اش همانا تشییع جنازه رسمی استاد است كه با دسته موزیك نظامی همراهی می شود . از سایر اساتید گرانقدر ما نیز جز تصاویری كوتاه و گردش دوربین در یك سخنرانی ویا مهمانی رسمی بر جای نمانده است  . دیدار از  همین تصاویر  شخصیت های  ایرانی برای من همیشه با نوعی  شعف همراه بوده است . تصاویر شوق انگیزاین  بزرگان و اساتید علم ،  هنر و فرهنگ  ایرانزمین  ، در فیلمهای مختلف رد یابی شده است  :

  محیط طباطبائی ،  سیمین بهبهانی ، عبدالحسین زرین كوب ، دكتر محمد معین ،  سعید نفیسی ، دكتر علی اكبر  سیاسی  ، دكتر حسابی ،  فروغ فرخزاد و خنده جادویی اش در جمع ادیبان ایرانی (1338) ، استاد فروزانفر ، استاد پورداوود ،  دكتر فروغ ، دكترعیسی صدیق ،پروفسور هشترودی ، جلال آل احمد ،دكتر مصطفوی

باستانشناس ، دكتر محمد حسن گنجی ، دكتر میمندی نژاد ،مطیع الدوله حجازی ،لطفعلی صورتگر ، ابراهیم گلستان ( درپشت صحنه نمایش مرغ دریایی با گروه هنری پازارگاد ـ خانم پری صابری ،پورحسینی وكشاورز1343 ـ )  . همچنین  نگارگران و مجسمه سازان مدرن ایرانی را در بی ینال چهارم تهران می بینیم. اخیرا نیز ( در اواخر خرداد ماه 1386 ) تلویزیون فیلمی یادمان از دكتر علی شریعتی ( در سالگرد درگذشت ایشان )، پخش كرد .           

 

 

پی‌نوشت‌ها

1- داریوش به‌آذین، مسایل زیست‌محیطی، در روند توسعه تهران، كتاب تهران، جلد چهارم.

2- این قلعه، در مجموعه 2500 سال شاهنشاهی ایران و ارثان كوروش ساخته یست فن‌مور، محصول وزارت فرهنگ و هنر و كرونوس فیلم، موجود است.

3- همان كرونوس فیلم و تعداد هفت نما.

4- برای تفصیل ماجرا رجوع شود به مقاله نظم‌بخشی به خاطره بصری. ماهنامه «فیلم»، پاییز 1385.

5- همانجا.

6- همان.

7- همان 4.

8- همان 4 / و درباره سبك ملی یا رمانتیسم ملی در معماری رجوع شود به نگاهی كوتاه به شیوه‌ها و گرایش‌های معماری در تهران، مهندس بهروز پاكدامن، كتاب تهران، جلد پنجم و ششم، 1376، ص 118.

9- ( همان 4 )  فیلم در آرشیو صداوسیما موجود بود.

10- ماهنامه «فیلم»، بهار 85.

11- همین اطلاع ساده كه در سال 51 یا 52 به دست آمده به صورتی مغلوط به سایر منابع رسوخ كرده است.

12- ستوان خلیقی افسر دایره تعاون و انتشارات ارتش در سال 1329 از مسافرت پادشاه افغانستان به ایران نیز فیلمی تهیه كرد و برای نمایش آن به كابل دعوت شد (اطلاعات، 17 فروردین 1329). تشییع جنازه رضاشاه را در فیلم سیر تكامل نیروی زمینی ، نیز می‌توانید ببینید.

13- روزنامه ایران، 30 فروردین 1327.

14- همان 4 / و مراجعه شود به فیلم یادی از یك رهبر ملی (دكتر مصدق) ساخته حسین ترابی.

15- دكتر همفری و دكتر مصطفوی به حضور آیت‌الله كاشانی نیز رسیدند (همان 4).

16- نویسنده گفتار این فیلم‌ها / به نوشته محمدعلی ایثاری در كتاب سینمای ایران، ترجمه محمدسعید محصصی فصلنامه فارابی): محمدعلی ایثاری و گوینده‌اش ورویر بابایان است.

17- علاوه بر دانشگاه سیراكیوز و كالیفرنیای جنوبی، متخصصان دیگری از دانشگاه میشیگان. دانشگاه سنت لوییس و مینه‌سوتا، دانشگاه پوردو و كالج ایالتی میشیگان نیز به ایران آمدند (همان كتاب سینمای ایران 1900 تا 1979).

18- این دانشسرای عالی در آبادی مامازن ورامین قرار داشت.

19- این صحنه‌ها در نگاتیو همین فیلم وجود نداشت و علتش را نمی‌دانم. حدس من این است كه فیلم متعلق به سازمان مشترك سمعی و بصری بوده كه در هنرهای زیبا جرح و تعدیل شده است.

20- آیا...؟ ]جوانان[ ساخته سهراب شهیدثالث، نیز نسل‌های مختلف مردمان شهر را در برابر هم می‌گذارد. پیرمردی نسل جوان را عاصی می‌خواند و دختری می‌گوید: نسل قدیمی نمی‌تونن پابه‌پای نسل جدید پیش بیان.

21 ـ  این موضوع در سخنرانی اینجانب در همایش بین المللی هنر انقلاب  چهارشنبه 25 بهمن ماه 1385  تحت عنوان ضرورت  نظم بخشی به خاطرات بصری تاریخ  و عمدتا از طریق آشكار سازی  نقش دولت و رسانه ها در شكل گیری تصاویر  انقلاب ، به تفصیل بیان شده است .

22 ـ رجوع كنید به « راوی بهاران » مبارزات و زندگی كرامت دانشیان . در ص222 این كتاب ، دوست هنرمندم آقای پدرام اكبری درباره آنچه كه آنشب  (29 بهمن 1357) در پخش تلویزیون گذشت وقتی در ذهن خود ،

بدنبال مستند سازی حضورشان در پخش تلویزیون می گردند  ، می گویند كه در آنشب ، نماینده شورای مؤسس اتحادیه كاركنان پخش رادیو محمد تهامی نژاد بود كه آنرا اصلاح می كنم : 1ـ  من به عنوان كارگردان ، نماینده كارگردانهای فیلم در شورای مؤسس بودم  نه نماینده كاركنان پخش رادیو .  2ـ برای آخرین بار در 25 بهمن ، از طرف شورای مؤسس در رادیو ،حضور یافتم و حدود هشت ساعت آنجا بودم . بنابراین ، ربطی به تلویزیون و برنامه هایش نداشتم . البته اگر بگویم در رادیو هم نماینده شورا می توانست نقش تعیین كننده ای داشته باشد اغراق كرده ام .  نویسنده محترم كتاب ،  احتمالا  از طریق دفاتر پخش تلویزیون، قادر خواهند بود به حقایق مورد نظر خود ، دست یابند .

23- مقاله درباره فیلم‌ «از طهران تا تهران» در خانه هنرمندان ایراد شد و این خلاصه‌ای از آن است

24 ـ فیلم «مسافر جنوب» نیز شهبازی نوجوانی سرگردان در شهر را شب در سردخانه یك بیمارستان جای می‌دهد و رجوع شود به دایره مینا.

25- دویستمین سال پایتختی تهران، احمد سعیدنیا، كتاب تهران جلد چهارم، ص 8.

26- hyper real فراواقعی. بدون مصداق خارجی.

27- این جنبه همبستگی در مسابقه‌های ملی بیش‌تر مشهود است تا مسابقه‌های باشگاهی.

28- از جمله ، تهران در گذرگاه تاریخ ایران. ح. م. زاوش. (چاپ 1370) و تهران در گذر زمان ناصر نجمی. 1377.

29 عكس‌های عزیز ساعتی، كتاب تهران، جلد سوم.

30- فصلنامه اندیشه ایرانشهر، شماره 6، زمستان 1384.

31- درباره عمومیت و رؤیت‌پذیری. رجوع كنید به رسانه‌ها و مدرنیته، جان ب. تامپسون، ترجمه مسعود اوحدی، انتشارات سروش، 1380.

 

 

مقدمه ...

بخش دو...

فایل PDF

  

 برگشت به صفحه اصلی ...