
|
... ادامه فصل دو پرسيا در مجموعة كرونوس فيلمز ، تعدادي فيلم با عنوان پرشيا وجود دارد . در يكي از آنها كه با تصوير كپه هاي تاپالة گاو در يك روستاي عشايري آغاز مي شود ، زنها و مردهايي سوار بر قاطر و الاغ ، پيش مي آيند . آنها خود را به درمانگاه سيار مي رسانند. بالاي سر پزشك ، در داخل يك چادر ، اين نوشته به خط فارسي بچشم مي خورد : « بيمارستان سيار بريتانيا بطور رايگان بيماران را معالجه مي كند » آخرين تصوير در پاي نقش رستم ، از خانواده اي عشايري گرفته شده است . در فيلم ديگري به نام « زنان پرسيا » ((Women of Persia در سه مايلي شهر شيراز ، دوربين به ميان سياه چادر هاي عشايري رفته ، كاري مردمنگاري ( اتنوگرافيك ) ببار آورده است .زنان ، نان مي پزند ، فرش مي بافند ، رؤساي ايل اجازه مي دهند كه تصوير زنانشان گرفته شود . در آخرين نما ، پس از تاكيدي كه بر چهرة بر افروخته وملتهبِ افراد مسلح نشان ميدهد ، ده هامرد ، سوار بر اسب ، از راست به چپ كادر مي تازند و دوربين به شكل استادانه اي با آنها تراولينگ مي كند . فيلم با اين ميان نويس به پايان مي رسد : در حالي كه مردان در كوه ودره براي حراست از طايفه به گشت زني مشغول اند ، براي مواجهه با هرگونه مساله اي نيز مسلح اند . و اين تصوير مرا به ياد نوشته اي از ابراهيم گلستان در بارة انگليسي هاي شركت نفت مي اندازد كه: اين اتوموبيل شركت نفت كه شمارة شهرباني و علامت اختصاري شركت منقوش در عقب آن بخوبي پيداست ، در اين ازدحام ايلياتي ودر ميان اين راهزنان تفنگ بدوش چه ميكند ؟(9)
لوئيس آلمائر در بازار ايراني كاري نمايش و مبتني بر تدوين ، از يك نوازندة ساز دهني است كه در حين نواختن ساز او، تصاويري از وروديِ بازارچه هاي دور افتاده وزندگي در روستا ها وشهرهاي كوچك قرار گرفته است . همانطور كه در بخش قبل گفتيم تصاوير متعلق به اوايل سلطنت پهلوي است . اصولا در فيلمهاي اين دوره از بازارهاي پرشكوه شهر هاي ايراني خبري نيست . گويي در هنگام فيلمبرداري ، بازارهادر ايرانِ دهة بيست ، تخته شده بودند 0 . همين تصاوير در مستند قرن مردم متعلق به بي بي سي براي توصيف شرايط سال 1314 بكار رفته است . انجمن هاي روابط فرهنگي و تعميق تبليغات نخستين نهادي كه در سفارتخانة كشورهاي اشغالگر پا گرفت ، سرويس هاي اطلاعاتي يا بخش اطلاعات بود . در اين نوشته قصد پرداختن به نقش اين نهادهاي سياسي كه در ظاهر كارهاي فرهنگي مي كردند در ميان نيست (10) اما مي توان گفت فيلمهايي كه توسط فيلمبرداران اين كشورها در ايران تهيه مي شد در ارتباط نزديك با انجمن ها ي روابط فرهنگي قرار داشت. روس ها در اين دوره نخستين فيلمهاي تبليغاتي ـ سياحتي را از ايران ، تهيه كردند و نشان دادند تا چه حد به رژيم ايران وفادار و نسبت به آن سپاسگزارند. خبرگزاري شوروي در دهم فروردين ماه 1322 خبر داد كه فيلمي به نام ايران را بزودي در ايران نمايش خواهند داد:
فيلم ايران يا مناظر ايران از يازده روزبعد در سينما ايران يك نمايش اختصاصي و سپس نمايش هاي عمومي داشت . ادارة مطبوعات سفارت شوروي ، از نخست وزير، رئيس مجلس، وزير دربار ، و مسئولان مطبوعات براي ديدن فيلم مناظر ايران دعوت به عمل آورده. روزنامة ايران در شمارة ديگري از نشريه نوشته است:
لازم به تذكر است كه در اين زمان روس ها تعدادي فيلم از شوروي به ويژه آسياي ميانه را با صداي فارسي به ايران فرستادند و تا آنجا كه ميدانم اولين فيلم داستاني دوبله به زبان فارسي نيز محصول استوديوهاي آنهاست (13) فيلمبرداران شوروي به دليل امكان حضورشان در مناطق تحت نفوذشوروي ، قادر به ثبت لحظات بسيار حساسي از تاريخ سرزمين ما شده اند از جمله فيلم « آذربايجان ( متاسفانه نسخه اي كه در اختيار من بود عنوان بندي نداشت . و اين اسم موقتي و فعلا پيشنهادي است . فيلم مذكور در همين بخش ، توصيف خواهد شد ) ـ همكاران ارتش سرخ در تبريز نشان مي گيرند ـ جشن بيست وچهارمين سالگرد انقلاب اكتبر در تبريز ـ عبور كاميون هاي حامل سربازان ارتش سرخ از خيابان هاي پرجمعيت تبريز ، زني پشت سر آنها آب مي ريزد و مردي آئينه به دست دارد ( در 15 فروردين 1325) تانك هاي روسي از يك ميدان شلوغ مي گذرند . عده اي سالدات سوار بر اسب هستند. ( در منابع مورد استفادة حميد نفيسي اين فيلم محصول يونيورسال نيوز ذكر شده است . ) ـ در ميداني ديگر، پوستر ها و عكسهاي بزرگِ حيدرخان عمواوغلي ، ستارخان ، شيخ محمد خياباني و جعفر پيشه وري آويخته ، خيابان شلوغ است . با محو شدن تانك ها ، در انتهاي خيابان ، دوربين روي مردم به طور افقي حركت ميكند . فيلمي ديگر تحت عنوان «ارتش سرخ در ايران » ((Red Army Iran با تصوير دختراني آغاز مي شود كه گل مي چينند . اين گل ها، در سراسر فيلم به سربازان و نيروهاي شوروي ، داده مي شود كه در حال خروج از شهر ( به احتمال قوي اروميه ) هستند . اين فيلم خبري نيز عنوان بندي ندارند . (در فهرست دكتر نفيسي فيلمي تحت عنوان « ارتش سرخ ، ايران را ترك ميكند » محصول يونيور سال به چشم مي خورد . درآن سوي ارس فيلم ، در دوران حكومت پيشه وري (1326) و توسط مستند ساز شوروي خانم سورشوف ساخته شده به مدت 45 دقيقه ، سياه وسفيد و ناطق به زبان تركي و از نظر ساختمان بصري كاملا حرفه اي و بطور مشخص بعد از شكست فرقه در آذربايجان شوروي تدوين شده است . اولين خبر نمايش آن در 21 آبان 1326 در روزنامة اطلاعات در مقاله اي با عنوان « شوروي براي نشان دادن عمليات دموكرات هاي متجاسر فيلمي به نام پرده هاي حقيقي در آنسوي ارس برداشته است » به چاپ رسيد و بر نقش راديو مسكو بر ستايش« اعمالي كه متجاسرين براي محو زبان و ادبيات فارسي بمنظور تجزيه آذربايجان از ايران انجام دادند » تاكيد مي كند : « ممكنست در فيلمي كه به نام پرده هاي حقيقي از آن سوي ارس » در روزگار سلطه متجاسرين در آذربايجان از اين استان برداشته شده است بيگانگان بتوانند آثاري از آنچه مي خواستند و مي خواهند پيدا كنند و تا جايي كه مقدور است از اين فيلم استفاده تبليغي بنمايند ولي مسلم اينست كه اهالي آذربايجان و كساني كه در اينطرف رود ارس زندگاني ميكنند بدون اينكه نيازمند ديدن چنين فيلمي باشند حقايق را بجاي روي پرده از نزديك ديده وبخوبي در بارة متجاسرين دموكرات نما ، قضاوت كرده اند و همين قضاوت صحيح و جوانمردانه بود كه بصورت قيام دليرانة اهالي آذربايجان در آمد و در آذر ماه سال گذشته ، در مدت كوتاهي اساس حكومت پوشالي متجاسرين را زيروروساخت » متن كامل گفتار راديو مسكو :
پيش از اين كه فيلم در ايران ، شناسايي شود ،حميد رضا صدر در ماهنامة فيلم شمارة 236 ص122) از طريق اسناد و مدارك فيلم ذكور را معرفي كرد و نامة محرمانة سفارت انگليس در مسكو به وزارت امور خارجة انگليس در نهم دسامبر 1947 و نامة سفارت انگليس در تهران هفدهم دسامبر 1947 و مقالات نشرية ليترري گزت 12 نوامبر ونشرية ايزوستيا و ردفليت در بارة اين فيلم را به چاپ رساند . اولين باري كه فيلم در تهران بدستم رسيد عنوان بندي نداشت و روي سي دي نام « تبريز قديم – دوران دموكراتها) نوشته شده بود بنا بر قياس با فيلم قديمي تر از شوروي ها كه با همين تصاوير شروع مي شد آن را در نسخة اول همين مقاله « آذربايجان قديم دوران دموكراتها » نام نهادم كه چيزي نگذشت از طريق وحيد موسائيان كه به نسخة كامل آن در آذربايجان دست يافته بود نام اصليِ فيلم را دريافتم . وحيد موسائيان به من گفت كه در سفر تحقيقاتي اش به باكو شنيده است كه وقتي فيلم براي اولين بار ، بنمايش در آمد باقر اوف رئيس جمهور آذربايجان از تعدادي از دموكراتهاي پناهنده براي تماشاي فيلم به سينما دعوت به عمل آورد . بخش اول فيلم با رودخانة ارس و زندگي در گذشته شروع ميشود و بيشتر در اروميه مي گذرد و به انگور چيني ، خشك كردن انگور ، بسته بندي كشمش و برداشت نمك از درياچة اروميه مي پردازد. به نظر مي رسد نسخة دوم از فيلم ديگري باشد كه در همين نوشته ، تحت عنوان « ايران » به كارگردانيِ يوسپ بولسكي ، معرفي كرديم . فيلم « ايران » چنان كه از نوشته هاي موجود بر مي آيد با يك چوپان ني نواز ، در دامنة دماوند شروع مي شد ، در اينجا نيز بعد از رودخانة ارس ، در دومين صحنة فيلم ، چوپاني را در دامنة قلة پر برف سبلان (ساوالان) مي بينيم كه در كنار گوسفندانش ني مي زند . اگر در فيلم « ايران » ، آثار باستاني تخت جمشيد به نمايش در آمده در اينجا هم آثار باستاني موجود در آذربايجان و گذشتة پر افتخار اين خطه از ايران ، نشان داده مي شود . فيلم داراي ساختاري دو بخشي است و در اين بخش بندي از همان الگوي كهنه ونو پيروي شده است . آذربايجان قديم ، آذربايجان جديد . در بخش قديم با طبيعت غني و سرشار آذربايجان روبروئيم . رودخانه ، پل هاي قديمي ، زندگي ساده ولي عقب مانده ( از جمله حمام كردن مردها در كنار شترهايشان در رودخانه ) ، شيوة كشاورزيِ ديم و ضعيف ، مردمان فقير با لباسهاي مندرس به همراه قاليبافي و نقش هاي فوق العاده زيبا . بخش دوم با يك نوشته شروع مي شود وبا زمينه سازي تاريخي ـ از مشروطه به بعد ـ پيش مي آيد .در حاليكه فيلم نشان مي دهد در دوران دموكراتهاي آذربايجان ، براي نگارش كتاب ، روزنامه و آموزش زبان تركي در مدارس ، حروف فارسي به كار مي رفت ، اما در اين نوشتة آغاز بخش دوم ، و يك ميان نويس ديگر از آوا نگاري آذربايجاني استفاده شده است كه نشان ميدهد فيلم محصول آذربايجان شوروي است . ( خواندن اولين ميان نويس با آوانگاريِ شناخته شدة امروز اندكي دشوار است ) . در اين نوشته به دفاع مردم آذربايجان از وطن اشاره شده است و قهرمانان مشهور آن خطه مانند بابك ، شاه اسماعيل ، كوراوغلو ، ستارخان و باقر خان نامبرده مي شوند . و نخستين فردي كه در مقدمه ، پس از شيخ محمد خياباني معرفي مي شود ، غلام يحيي است كه اورا با نيروهاي تحت امرش مي بينيم . زنده ترين نوع قضاوت در بارة حكومت پيشه وري را در فيلم سرزمين گمشده ساختة وحيد موسائيان (1385) مي شنويم كه در سوئد ، فرانسه ، آلمان ، آذربايجان و برخي كشورهاي آسياي مركزي ، با مهاجران و اعضاي سابق حزب دموكرات و پژوهشگران و آشنايان به تاريخ معاصر ايران مصاحبه شده است ( البته در عنوان بنديِ نسخة مورد مشاهده در جشنوارة فيلم فجر سال 1385 از فيلم در آن سوي ارس ـ كه چندين صحنة آن به عنوان شاهد استفاده شده است ـ نامي به ميان نيامده بود ) . فهرست تصاوير و صحنه هاي فيلم : دادن لباس متحد الشكل به داوطلبان خدمت نظام / مبحث زبان ، از طريق پاك كردن يك مفهوم فارسي روي يك تابلوي سر در مغازه و نگارش به تركي / سخنراني هاي متعدد جعفر پيشه وري در هيئت دولت اش و در اجتماعات متعدد حين پرده برداري از مجسمة ستارخان / شعر خواني محمد بي ريا وزير فرهنگ پيشه وري كه جايزه مي گيرد / معرفي اعضاي كابينه / نحوة تقسيم اراضي ، تشكيل سند وامضا و اعطاي سند مالكيت به كشاورزان و جشن و پايكوبي روستائيان . ( شيوة اصلاحات ارضي و تقسيم زمين بين روستائيان ، عملا روي زمين ها نشان داده مي شود ) . مدارس دخترانه و پسرانه / ورزش در زورخانه / تاسيس كارخانه ها / آسفالت ريزي در خيابان / انجمن ادبي / دانشگاه ( در نسخة مورد استفاده در فيلم سرزمين گمشده ساختة وحيد موسائيان كلمة يونيورسيته تبريز كاملا خوانده مي شود ) ورود پيشه وري با هواپيما ، (احتمالا) به شهر مهاباد . روزنامه ، راديو . چاپ كتاب و اركستر بزرگ . فيلم داراي نورپردازي است و چندين صحنة داخلي دارد .
فصل یک: 1287تا 1319 شمسی ما به عنوان دیگران / علف / تصویر یک شهر ایرانی فیلم هایی درباره نفت / جشن عروسی ولیعهد بخش دو: ایران در اشغال از دریچه دوربین متفقین - 1320 تا 1330 شمسی اشغال / کنفرانس تهران / مسئله آذربایجان اما انگلیسی ها / آمریکایی ها / ایران پرسیای جدید بخش سه: تصویر دکتر مصدق و زمانه او در سینمای مستند فیلمبرداران پارامونت در ایران / هیئت خلع ید در آبادان / خروج انگلیسی ها مصدق مسئله نفت را به سازمان ملل می برد
|
||