
|
پي نوشت های فصل یک 1 – هاشم خردمند يكي از سه عضو ارشد آرشيو ملي فيلم ايران بود . دونفر ديگر هاكوپيان و غفاري بودند . 2ـ در بارة (sir ) ديويد پاراداين فراست كه يك مصاحبه گر حرفه اي در تلويزيون هاي انگليس است به كتاب خدمتگزار تخت طاووس پرويز راجي و سايت http: //www.musium.tv رجوع شود . 3ـ اين گفتگو در خرداد 1384 صورت گرفت . 4ـ مي دانيم كه رامين رضا مولايي در وزارت فرهنگ وهنر يك گروه فيلمسازي تشكيل داده بود. وي حتي پاي فيلمهاي يكدقيقه اي اش در بارة جشن توس و يا عيد نوروز و تيزرهاي جشن فرهنگ وهنر سال 1356 ـ كه در يكي از آنها خود اوراهم دوربين بدست مي بينيم ـ مي نوشت «گروه رامين مولايي » . مولايي در فيلمهايش بطور وافر ازامكانات لابراتواري و تمهيدات بصري ِ سولاريزاسيون استفاده مي كرد . به گفتة آقاي صمد تواضعي دستيار سابق ايشان ، وي در آلمان فيلمي به نام رقص مرگ را با همين شيوه ساخته بود . 5ـ اين گفتگو در خرداد 1384 انجام شد. 6ـ ضمن اينكه اسناد ( راش ها و اوتي هاي موجود در فيلمخانه ملي ايران ) نشان ميدهد آقاي مولايي بطور وسيع از فيلمهاي خريداري شده از ديويد پاراداين فيلمز نيز كپي كشيده و در آن مجموعه به كار برده است . ولي به ويژه تصوير محمد علي شاه و لياخوف كاملا منحصر بفرد است و من آنها را در مجموعة ديويد پاراداين فيلمز نديدم . فيلم مذكور داراي صحنه اي از يك كاروانسراي ايراني ، حركت شتر ها در صحن كاروانسرا ، يك ميدانگاهي در خوزستان ـ احتمالا آبادان يا اهواز ـ هم هست كه مردي عرب ، سر ديگري را مي تراشد همچنين شاهد تصاويري از پليس جنوب هستيم . 7 ـ دو قطعه فيلمِ احمد شاه و پرنس ارفع الدوله در فيلم ايران عصر پهلوي مشاهد شد . 8ـ عباس مطمئن زاده ( متولد 1332) از شخصيتهاي كمتر شناخته شدة دنياي سينماي ايران ، يك دائرة المعارف متحرك سينماست . وي كه به بازشناسيِ فيلمهاي داستاني در فيلمخانة ملي مشغول است ، اطلاعات ذيقيمت و نانوشته اي در بارة تاريخ سينماي ايران و سينماي دنيا به ويژه سينماي آمريكا ، هند ، ايتاليا و حتي سينماي مصر دارد كه اميوارم روزي روايت خود را از سينما بنويسد . ايشان بمن گفت كه اولين بار فيلم نيتراتة ژرژ اسماعيلوف را نزد نمايندة سابق سينماي شوروي در ايران به نام حسينوف ( گسينوف) كه به او حسيني مي گفتند ديد . 9ـ به نوشتة جمال اميد در تاريخ سينماي ايران : سينماي فاروس ، پس از روسي خان در اختيار ميرزا اسماعيل قفقازي ( ژرژ اسماعيليف )، محاسب ( حسابدار) وزارت جنگ قرار گرفت . روسي خان دو دستگاه نمايش فيلم داشت كه يكي را به ميرزا اسماعيل قفقازي ، فروخت . 10ـ گفتگو با علي دادرس ، خرداد 1384 ضمنا عكس متحصنين در مدرسة نظام در كتاب تاريخ بيست سالة ايران حسين مكي چاپ شده است 11 - دكترحسين محبوبياردكاني ، تاريخ مؤسسات تمدنيِ جديد در ايران ، جلد دوم ، انتشارات دانشگاه تهران، ص 361 12 ـ همان 11. 13 - كمپاني استاندارد اويل در سال 1921 هنگام نخست وزيري قوام السلطنه علاقة خود را به اكتشاف نفت در ايران نيز نشان داد ولي به علت رقابتهاي سياسي موفقيتي بهدست نياورد . 14 - ريچارد ميران بارسام ، سينماي مستند ، ترجمه مرتضي پاريزي ، نظريه رمانتيك آمريكايي، صص31 و32. 15 - حسين مكي ، تاريخ بيست ساله ايران، جلد سوم ، انقراض قاجاريه و تشكيل سلسله پهلوي، ص276. 16- ريچارد ميران بارسام ، سينماي مستند 17ـ سيد محمد امام شوشتري ، تاريخ و جغرافياي خوزستان ، ص84 . 18 - دربارة علف رجوع كنيد به كتاب “سفر به سرزمين دلاوران˝ نوشته مريانسيكوپر ترجمه اميرحسينظفر ايلخان بختياري، ص 121 ، چاپ اميركبير، 1334. روزنامه“ ايران نو“ در اولين شماره خود ( بدون تاريخ ـ احتمالا˝ اسفند 1323 ـ نوشت : علف مهمترين كتابي است كه راجع به ايران بخصوص بختياريها نگاشته شده است . فيلم اينكتاب تاريخينيز چندي قبل براي مدت كمي در ايران نمايش داده شد . فيلم علف در انگلستان توسط مجتبي مينوي داراي گفتاري بهزبان فارسيشده است . سال 1335 گروه ديگري از طرف مريانسيكوپر و كمپانيِ ويتني براي تهية يك فيلم مستند داستاني از كوچطايفه بابا احمدي به ايران آمدند . سيروس ذوالقدر كه همراه اين گروه بود، در ستاره سينما يكشنبه 17 تير1335 نوشت : موضوع اين فيلم دربارة يك جوان ايراني است كه از آمريكا به تهران آمده و سپس به اصفهان ميرود و بعد هم طبق دستور پدر پيرش كه يكي از خوانين بختياري است ، به ايل بابا احمدي ملحقشده و به ياد ايامگذشته ، بهاتفاقخانوادهاش از قشلاق ( اطراف اهواز) بهييلاق ( اطراف اصفهان ) كوچ ميكند. اين فيلم توسط برادران وارنر پخش خواهد شد. مشخصات grass (1925) paramount - famous players - lasky corporation طول فيلم 10 ريل ( پرده) در ابتدا ، در پخش بعدي 7 ريل( پرده) . موسيقي : هوگو رايزنفلد و دكتر ادوارد كيلنيي. تهيهكنندگان : مارگرت ئي هريسون ، مريان سيكوپر ، ارنست بيشودزاك. در جديدترين نسخه از فيلم علف ، بعد از آن كه لطفي ميخندد و سندها و نامههاي اميرجنگ و ايلبيگي بختياري و تصديق نامة رابرت ايمبري كنسوليار آمريكا در ايران ميآيد ، معلوم ميشود فيلم در سال 1991 با موسيقي ايراني در نيويورك كپيرايت شده است . ساخته واجراي غلامحسين جنتيعطايي( سنتور و دف) ، كاوس شيرزادگان ( تار، تنبك وعود) ، اميرعلي وهابزادگان ( تنبور تركي ، سه تار، دهل ، دف ) همچنين دربارة ماجراي قتل ماژور ايمبري كنسول آمريكا در تهران و سقاخانة گذر شيخ هادي ، رجوع شود به كتاب"پليس خفيه ايران " نوشته مرتضي سيفي تفرشيص78 و " تاريخ بيستساله ايران" حسين مكي ، جلدسوم. 19- محمدجواد هوشمند ، تاريخ پرنس ارفع الدوله دانش ، ص 193 . سخنراني در آبانماه1314 انجام شد0 (ارفعالدوله دانش پيشنهاد دهندة اصطلاح شير و خورشيد سرخ در برابر اسم صليب سرخ هم بود ) 20- همان 11 . 21- روزنامه اطلاعات ، 4 بهمن 1309 ، مقالة" فيلم راه آهن ايران" . 22- اطلاعات ، شنبه 13 ديماه 1309 ، ص 1، ستون 2. 23- روزنامه ستاره جهان ، اعتصام زاده، 15 تير 1309 ، ص 1. 24- روزنامه اطلاعات ، 27 بهمن 1310 ح. اصلاني از بلژيك .( ضمنا ، فيلم كاروان زرد در خرداد ماه سال1382 در چشمانداز سينماي مستند فرانسه 1895 تا 2003 در تهران بهنمايش درآمد. ) مسؤول سينماتوگراف فيلم کاروانزرد (احتمالا˝ آندره سوواژ ) درمصاحبه باروزنامه اطلاعات درتاريخ 10/2/1310 ميگويد: " ما ايران را يك مملكت خوب ومستعد و آباد ومترقي مي دانيم. آب و هواي ايران فوق العاده خوب و ايران اولين حکومت مستقلي است که ما درضمن سياحت خود ازآن عبورميکنيم ، زيرا منشأ عزيمت ما از بيروت بوده و ما دو مملکت سوريه و عراق را طي کردهايم که اين دو مملکت هردو تحت قيموميت هستند . ما از عبور در ايران خيلي لذت برديم و از منظره هاي طبيعي ايران خوشنود هستيم ".( ص 3) 25- عبدالرفيع حقيقت ( رفيع) ، شناسنامه آثار تاريخي كومش، استان سمنان ص136 و آثار تاريخي سمنان، محمد علي مخلصي، ص170، 1356. 26- اريك بارنو ، تاريخ سينماي مستند ، ترجمة احمد ضابطي جهرمي ، انتشارات سروش ، " مبلغ" ص365. 27- اين نوشتهي خانبابا معتضدي در سال 1350 در روزنامه رستاخيز به چاپ رسيد . 28- احمد خليل الله مقدم ، تاريخ جامع ملي شدن نفت ، نشر علم ، 1377، چاپ اول . 29- همان28. 30- ريچارد ميران بارسام در كتاب سينماي مستند ( ترجمه مرتضي پاريزي) دربارة جان تيلور نوشته است : درآن سالها آرتور التون در واحد فيلم دفتر بازاريابي امپراتوري ، زير نظر جان گريرسون كار ميكرد . جان تيلور دستيار بازيل رايت در سرود سيلان بود .خطر دود را ساخت ، بعد به واحد فيلمبرداري فلاهرتي پيوست . ضمنا آرتور التون (تهيه كنندة فيلم) همانست كه ابراهيم گلستان در گفتگو با پرويز جاهد ( نوشتن با دوربين صفحة 125 ) ميگويد فيلمي از ايران ساخته بود به اسم « صبح » « اين رئيس قسمت فيلم شركت شل بود .» وي در لندن فيلم گلستان را مي بيند از نوع بكار گيريِ دوربين توسط گلستان تعريف مي كند و به اين ترتيب است كه مسير جديدي پيش پاي گلستان قرار مي گيرد . 31- همان 25. 32- محمود طلوعي ، بازيگران عصر پهلوي از فروغي تا فردوست ، جلد اول ، نشر علمي ،1374 و اصول متمم قانون اساسي ، تفسير اصل سيوهفتم . 33- در يكي از فيلمهاي گزارشي متعلق به متفقين يكي از ژنرالهاي ارتش نازي در برابر هيتلر و در برابر رضاشاه ديده ميشود. ( در فيلمخانه ملي ايران موجود است) فيلم ديگري تحتعنوان فارسيِ جنازه شاهنشاه بزرگ ، نيز حاوي تصاويري از دوران رضاشاه است . در بيشترين تصاويرباقي مانده از رضا شاه ، او را با قطار مي بينيم. از قطارسلطنتي پياده مي شود، رؤساي مملكتي از جمله محمود جم منتظراند. آخرين پيچ را محكم مي كند. دست مي زنند .
فصل یک: 1287تا 1319 شمسی ما به عنوان دیگران / علف / تصویر یک شهر ایرانی فیلم هایی درباره نفت / جشن عروسی ولیعهد بخش دو: ایران در اشغال از دریچه دوربین متفقین - 1320 تا 1330 شمسی اشغال / کنفرانس تهران / مسئله آذربایجان اما انگلیسی ها / آمریکایی ها / ایران پرسیای جدید بخش سه: تصویر دکتر مصدق و زمانه او در سینمای مستند فیلمبرداران پارامونت در ایران / هیئت خلع ید در آبادان / خروج انگلیسی ها مصدق مسئله نفت را به سازمان ملل می برد
|
||