... ادامه فصل یک

            فيلمهايي در بارة نفت 

 اريك بارنو ، مورخ سينما ، نهاد‌ها و سينما‌گراني‌ را كه در زمينه‌ي نفت فعاليت داشتند " مبلغ "  ناميده است. (26) در فيلمهايي مثلنفت در قرن بيستم و   نفت در ايران  با اولين  و قديمي ترين تصاوير از مسجد سليمان روبرو هستيم ، كارگري كه كنار  دكل چاه نشسته تلمبه مي زند  و از چاه ، آب ( يا نفت؟) بيرون مي زند .  انبوهي  مردمان بختياري و خوزستاني  كه چرخ‌هاي روي چاه‌هاي نفت را مي‌چر‌خانند ، صخره ها را براي قراردادن ديناميت سوراخ مي كنند تا جاده بسازند و زير آفتاب جنوب ، نخستين قشر كارگران صنعتي ايران را شكل مي‌بخشند، اما همواره در سايه‌اند. البته همين صحنه‌هاي مربوط به ايران در فيلم نفت در ايران ( ساخته‌ي جك هاوِلز ) منبع بسياري از آثاري است كه بعدها ساخته‌شدند.   در اين مدت فيلم نفت براي اروپاييان كاركردي دو گانه داشت : علاوه بر آنكه چهرة افرادي چون مهندس رينولدز،‌ اولين مسؤول حفاري در ايران را ثبت كرده ، قدرت جهان مدرن را به رخ مي‌كشد. ما نيز شاهديم كه چگونه شهرهايمان ، سر‌ بر‌مي‌آورند ‌و جهان‌مان چگونه با تقدير تكنولوژي تغييرمي‌كند .

           آنچه را كه خانبابا معتضدي ، فيلمبردار زمان رضا‌شاه‌ ذكر‌كرده ، قديمي‌ترين خاطرة يك ايراني از فيلم در‌بارة نفت است :

آقاي فات‍ح از شركت نفت ، مرا خواست و قراري گذاشت براي نمايش فيلمي كه شركت نفت سابق ازتأسيسات جنوب ، تهيه‌كرده بود‌ كه بايد فيلم را علاو‌ه‌ بر شهرهاي قزو‌ين و كرمانشاه و آبادان ، يك‌شب هم در دربار نمايش دهم . اين شب تاريخي را به‌هيچ‌وجه نمي‌توانم فراموش‌كنم و خوب به ياد دارم بعد از پايان فيلم اعليحضرت رضاشاه فرمودند : به به ، چه فيلم خوبي درست كرده‌اند ، چه تأسيسات مدرني ولي افسوس كه به ايران پول كم‌ مي‌دهند .(27)

براي اينكه بدانيم ، سخن خانبابا معتضدي ، فيلمبردار رسمي دربار پهلوي ، مربوط به چه زماني است‌ ، به خاطرات سيد حسن تقي‌زاده سناتور رجوع مي‌كنيم :

من وزير ماليه بودم ، روزي رضا‌شاه مرا خواست و گفت اين انگليسي‌ها و شركت نفت ، خيلي كلاه سر من گذاشته‌اند . نفت را خودشان تصفيه مي‌كنند و خودشان مي‌فروشند و آخر سال هم يك صورت حساب ساختگي به ما مي‌دهند ... از همه اين‌ها گذشته، ماليات هم نمي‌دهند. (28)

بنابراين صحبت خانبابا معتضدي دربارة نمايش فيلم‌هاي نفت جنوب ، مربوط مي‌شود به‌قبل از سال 1312 و قرارداد 1933. زيرا بنا به نوشتة تاريخ جامع ملي شدن نفت :

                                  از فرداي قرارداد 1933 هيچكس را جرأت بيان مطلب در مورد نفت نماند. (29)

بنابراين براي من روشن نيست كه خانبابا معتضدي كدام فيلم را به‌نمايش درآورده‌بود . اما در جدول فيلم‌هاي توليد‌شده در فاصلة 1300 تا 1319 جاي اين فيلم خالي است .

 

طلوع ايران ( جان  تيلور ) (30)

فيلم با يك نوشته به ‌زبان انگليسي آغاز مي‌شود :

                   " در بيست و سوم مارس1935 اعليحضرت رضاشاه پهلوي به دنيا اعلام‌كرد كه در آينده ، كشورش به نام اصلي‌خود، ايران بايد شناخته شود ."

به سوي نقشه‌ي ايران تراولينگ مي‌شود . روي آجرهايي نوشته شده Iran كه فرو مي‌پاشد  و يك شهر مدرن( شايد محل ميدان راه‌آهن تهران قبل از نصب مجسمه‌ ) سر‌بر‌مي‌‌آورد . وليعهد ، پيچ خط راه‌آهن را سفت مي‌كند.

- قطار وارد مي‌شود.

ـ حركت با قطار و نمايش دشت‌ها و كوه‌ها.

- تخت جمشيد ( تا پيش از اين فيلم ، من هيچ تصوير متحركي از  تخت‌جمشيد سراغ ندارم. ) يك نقش حجاري شدة دو نفر زير دست و پاي اسبان ديزالو مي‌شود به‌گنبد‌ مسجد‌شيخ‌ لطف‌الله.

- ديزالو به‌يك مناره.

- ديزالو به نقشي از شاه‌عباس.

- ديزالو به ميدان نقش جهان، پل‌خواجو ، حجره‌هاي مسجد شاه اصفهان.

- قطع به دست يك مينياتوريست و نقاشي‌اش.
- پارچه بافي .

- كوهستان‌ها ، دره‌ها ، گوسفندان در برف.

- رگه‌اي نفت سياه كنار نهر مي‌دود . پسربچه‌اي چوپان ، تكه چوبي را در ميان چاله‌اي آتش‌گرفته ،  در مي‌آورد و آن‌را در آب فرو‌مي‌برد . مردي پاي لخت در آب بركه ايستاده ، دست مي‌برد در آب و آنچه را بچه درآورده به‌دست مي‌گيرد. قير است .

- قطع به تصوير عمومي، مردي با شعله‌افكن ، به طرف گاز‌ها ، جرقه مي‌اندازد و آتش بلند مي‌شود .

-  قطع به رضا‌شاه سوار بر اسب سفيد و ديگران به دنبال او كه با اسب‌هاي رنگين ( در‌طيف‌سياه‌و سفيد ) پيش مي‌آيند. ( اين صحنه حسي از تهاجم را القا مي كند و حد اقل اينكه مي خواهد بگويد بعد از اين كوشش ها سرو كله اشان پيدا ميشود  )

-  قطع به سوراخ‌كردن سنگ.

- كوبيدن بر آهن تفتيده .

-  بر رودخانه‌اي پل زده مي‌شود. ( پايان پرده‌ اول )

 پردة دوم با تصوير عمومي رضا شاه و وليعهدش شروع مي‌شود كه در جايگاه سلام ايستاده‌اند .

- تصاوير نزديك‌تر به رژة سربازها و افسران سردسته كه شمشير دارند.

- پرواز هواپيماهاي شهباز.

- كاميون‌هاي ارتشي و تسليحات.

- رضا‌شاه و وليعهدش از خيلي نزديك.

- حركت يك كاميون از نزديك.‌ در نماي دور همان كاميون در يك جادة كوهستاني پيش مي‌رود.

- در‌بالاي‌يك‌پل‌،كارگرها‌، سر‌گرم‌آماده‌سازيِ ريل‌براي عبور قطار هستند‌(؟) در پايين‌،‌آب پر‌‌خروش به‌پاية ‌پل مي‌خورد .

- يك تراكتور ديزليِ كاترپيلار.

- حركت روي لوله‌هاي نفت با هواپيما در دو نماي بسيار زيبا . اين تصوير هوايي يادآور فيلمسازان آلماني پيش از جان‌تيلور و باد صبا‌ي آلبر لاموريس ـ سال‌ها بعد  ـ است .

- در يك نماي بسيار كوتاه ،  قايقي بادباني در اروند رود ، پيش‌مي‌رود.

- پالايشگاه آبادان. ( چند تصوير از زواياي مختلف )

- كشتي نفتكش.

- پيت‌هاي نفت با آرمBP روي ريل.

- يك كاميون وارد محوطة شركت نفت مي‌شود . بر لوحه‌اي به خط فارسي نوشته شده " استعمال دخانيات اكيدا˝ ممنوع است" .

- بچه‌ها در يك كارخانه پارچه‌بافي كار مي‌كنند .

- پاسباني وسط خيابان در آبادان(؟)

- اروند رود .

- تهران و ساختمان‌هاي جديد پشت به البرز پُر‌برف.

- يك ساختمان مخروبه قديمي. ديزالو به ‌دختران مدرسه در حال توپ‌بازي.

- پرستارها  آموزش مي‌بينند . دختر خانمي مي‌خندد.

- دانش‌آموزان دبستان با خانم معلم جوان .

- دبيرستان پسرانه با يك معلم جوان .

- در آزمايشگاه، پسر‌ها و دخترها با جديت كار مي‌كنند.

- نماي درشت صورت يك مرد جوان .

- قطع به رودخانه ، حركت عمودي دوربين روي يك پل با پايه‌ي قوسي، آهنين ، بزرگ وزيبا ( پايان)

ريچارد ميران بارسام در كتاب" سينما‌ي مستند" نوشته است :

 طلوع ايران براي شركت نفت انگليس و ايران‌ ساخته شد . تيلور فيلمبردار ، تدوين‌گر، نويسنده و كارگردان بود . اين سبك فوتو ژورناليستيِ جديد بيشترآمريكايي است تا انگليسي. (31)

علير‌غم اين سخن ، در طلوع ايران شاهد يك خط داستاني هستيم كه سر‌گذشت ايران را به صورتي تاريخي بررسي مي‌كند‌ و به‌ويژه بر نقش نفت به‌عنوان يكي از عوامل مهم تغييرات ، تكيه اساسي دارد . گرچه كشف نفت و سر برآوردن تأسيسات آبادان جز در چند نماي كوتاه ديده نمي‌شود ، اما همين توجهات ساختاري ، كار جان تايلور را به نظر من از سبك ژورناليستي ، جدا و در‌سبك رايج زمان خود يعني توصيفي ـ نمايشي (expository) جاي مي‌دهد.

 

جشن عرو‌سيِ وليعهد ( Prince  of  Iran 's  wedding  lavender)

فيلم  جشن عروسي در سال 1319  به مدت سه روز در سينما فردوسي تهران به‌نمايش در‌آمد .

بعد از تفسير اصل 37متمم قانون اساسي ( به پيشنهاد احمد متين دفتري وزير دادگستري و تصويب مجلس شوراي ملي در چهاردهم‌ آبان‌ماه 1317) براي رفع اشكال ازدواج وليعهد با فوزيه دختر ملك فوآد و خواهر ملك فاروق پادشاه مصر و صفت ايراني بخشيدن به او ، مراسم عقد و عروسي در سال 1317 در مصر انجام شد و عروس را به‌ايران آوردند. (32)

در اسم مصريِ فيلم  واژه‌ي LAVENDER به معناي گل‌سنبل است . ‌فيلم با كارناوال گُل در شهر قاهره و از برابر بالكن كاخ سلطنتي ملك فاروق آغاز مي شود و در سراسر بخش مصر ، اهل كارناوال  همه جا با گُل همراه هستند . از برابر داماد ايراني رژه مي‌روند . شهر آذين بسته شده . مفهوم آذين‌ها‌ اين‌است‌که سلطنتِ ملك فاروق را به فراعنه‌ مصر پيوند مي‌زند.دختران و مردان با پوشش‌هاي فراعنه ديده مي‌شوند . داماد از موزه‌ مصر ديدار‌مي‌كند . ملكه نازلي (‌مادر‌فوزيه و همسر ملك فوآد مرحوم كه او را در مصر هم مي‌بينيم ) و همراهان به ايران مي‌آيند . در اينجا نيز دختران ايراني با لباس‌هاي زنان مصر باستان مي‌رقصند ( ؟) در ميدان سپه ، سر در شهرداري را آذين بسته‌اند. ملكه نازلي ، در‌ايران ديده مي‌شود . در آخرين تصاوير عروس و داماد به كاخ گلستان مي‌روند .

در فيلم‌هاي خبري متعلق به متفقين ، صحنه‌اي از حضور وابسته‌هاي نظاميِ ايتاليا ، فرانسه و آلمان در ايران ديده مي‌شود . در‌واقع اين افراد در سال 1317 در جريان جشن‌هاي عروسي در جلاليه حضور يافته ، از عمليات رژة  نيروهاي نظامي بازديد به عمل آوردند.(33)

 

 

مقدمه

فصل یک: 1287تا 1319 شمسی

تصاویر اولیه

ما به عنوان دیگران / علف / تصویر یک شهر ایرانی

فیلم هایی از تاسیس راه آهن

گنجینه های افسانه ای در ایران امروز / قمه زنی در اصفهان / کاروان زرد / سفر به ترکیه و ملاقات با آتاتورک

فیلم هایی درباره نفت / جشن عروسی ولیعهد

پی نوشت های فصل یک

بخش دو:  ایران در اشغال از دریچه دوربین متفقین - 1320 تا 1330 شمسی

اشغال / کنفرانس تهران / مسئله آذربایجان

پرسیا / در آن سوی ارس

اما انگلیسی ها / آمریکایی ها / ایران پرسیای جدید

پی نوشت های فصل دو

بخش سه: تصویر دکتر مصدق و زمانه او در سینمای مستند

فیلمبرداران پارامونت در ایران / هیئت خلع ید در آبادان / خروج انگلیسی ها

مصدق مسئله نفت را به سازمان ملل می برد

سی تیر / کودتا / محاکمه مصدق

پی نوشت های فصل سه

 

 

 برگشت به صفحه اصلی ...