
|
... ادامه فصل یک فيلمهايي از تأسيس راهآهن مقدمه: سوم مهرماه 1306 كار ساختمان راهآهن سراسري به طور همزمان در تهران ، بندر شاه و اهواز آغاز شد و به موجب قانون مصوب 30 فروردين 1307 قراردادي با سنديكاي راهآهن آلمان متشكل از سه كمپاني اروپائي و يك كمپانيِ آمريكايي به امضاء رسيد 20. در بهمن ماه 1309 فيلم راهآهن ايران از طرف سنديكاي راهآهن آلمان ، در سينما ايران به نمايش درآمد كه يك قسمت از آن مربوط بهراههاي صعبالعبور و زندگي مردم روستاها و شهرهاي ايران و بخش ديگر از شروع عمليات تا افتتاح راه آهن شمال بود . برحسب دعوتي كه از طرف ادارة سنديكاي آلماني راهآهن براي ديدن فيلم راهآهن شمال و تشريف فرمايي اعليحضرت همايوني به مازندران ، بهعمل آمده بود ، عدهاي از وزرا ، رجال و نمايندگان مجلس و رؤساي ادارات در ساعت مقرره در مؤسسه سينما ايران حضور يافتند. فيلمهايي كه به معرض تماشا قرار داده شد، سه قسمت بود : قسمت اول مناظر صعبالعبور و كاروان روي بعضي از نواحي ايران در چند سال قبل بود كه طرز زندگي صحرايي كاروانيان و قافلههاي شتري و طرز مسافرت در ايران و بعضي منظرهها و ميدانگاههاي عمومي ولي قسمتهاي كثيف و مفتضح را نشان ميدهد . قسمت دوم شروع به ساختمان راهآهن شمال در موقع خاكريز و تراورسگذاري و بعد نصب تا اختتام قسمت آماده شده و مسافرت اعليحضرت همايوني درسال گذشته براي افتتاح راه آهن شمال نشان داده ميشد. در اين قسمت مؤسسات جديد الاحداث راهآهن شمال ،كارخانجات و مخازن و پلهاي ساخته شده و ضمنا˝ مراسم اسبدواني صحراي تراكمه منظرة داخل شهرساري و بندر جز ( گز) را نيز نشان ميداد و مخصوصا˝ مسافرتهاي همايوني را در راهآهن خيلي دقيق و جالب توجه ظاهر ميساخت كه با كفزدنهاي حضار و ابراز مسرت عمومي تلقي ميگرديد . قسمت سوم كميک و يك قسمت تفريحي بود كه فيلم آن در خارجه تدارك شده بود . قسمت دوم از فيلمهايي كه نشان داده شد ارايه كارهاي چند ساله مهندسين و متخصصين آلماني بود كه معلوم ميداشت سنديكاي آلمانيِ راهآهن در اين مدت چه كارهايي انجام داده است و اين فيلم از هر جهت جالب توجه بود ولي چسباندن قسمت اول به فيلم راهآهن به هيچوجه موضوع نداشت. اين نكته را همه متوجه هستيم كه اگر احيانا˝ يكنفر اروپايي به ايران بيايد و بخواهد فيلم بردارد، هيچوقت نميرود از مناظر قشنگ و زيبا و آثار تاريخي ايران و شهرهاي خوب و خيابانهاي بالنسبه ظريف و قشنگ ايران عكس و فيلمهايي برداشته با خود ببرد....ولي وقتي منظرهي غذا خوردن يك خانوادة دهاتي دور از همهچيز يا ميدانهاي كثيف و پرجمعيت و يا سلماني توي ميدان را بردارد، بديهي است توجه اروپاييان را جلب ميكند . با اينكه قيد شده است اين فيلم را در پنجسال پيش برداشتهاند، معهذا اينفيلم نماينده اخلاق اجتماعي ملت ايران خواهد بود زيرا درمدت5 يا 10سال تغييرات مهمي در اخلاق عمومي پيدا نميشود . قضاوت ميكنند كه مردمان ايران يك مردم غير متمدن و مملكت آنها يك مملكت مخروبه و غيرقابل مسكون و راههاي آنها غيرقابل عبور است 21) و يا : در هر صورت نسبت به اين موضوع بايد توجه مخصوص كرد يا اجازه نداد كه خارجيها در ايران فيلم بردارند يا فيلم آنها را تحتنظرگرفته و سانسور نمود تا از برداشتن عكس و فيلم و منظرههاي بد خودداري نموده و يا اقلا˝ خوب و بد را هر دو برداشته، نشان دهند . چند ماه قبل در خاتمه يك كنفرانس كه در پاريس از طرف يك نفر مستشرق راجع به ايران داده ميشد ، نميدانم فيلمي از كجا تهيه شده بود كه در آنجا به معرض تماشا گذاردند . اين فيلم بهخيال خودشان جنبهي افتضاح و رسوايي نداشت ، البته يكقسمت مربوط به آثار تاريخي ايران بود كه مثلا˝ خرابههاي قبر حافظ را در شيراز، مقبرة حمدالله مستوفي در قزوين كه رو به خرابي گذاشته و چندين مقبره مخروبه از قم نشان ميداد و بعد هم دورنماي گنبد بازار و سپس دالانهاي تنگ و تاريك را نشان ميداد و معرفي ميكرد كه اينجا بازار و محل دادوستد و تجارت است. (22) تصوير قسمت اول ، گرچه در مجموعة دو فيلمي كه به آنها اشاره خواهيمكرد ، وجود ندارد؛ ولي آنچه كه سالها بعد در فيلم پلپيروزي ( ساختة اسحق نعمان، مشاور فني علي دادرس ) جايگرفت و موجود است ، چنين شرايطي را نمايندگي ميكند و از فيلم شركت كامپساكس كه سال 1317 به اتمام رسيد، اخذ شده است. دراينفيلم مهندسان شركت كامپساكس را ميبينيم كه در دفتر خود سرگرم كار هستند . گوسفندها از رودخانهاي ميگذرند.حمل ونقل وسايل مهندسان با قاطر صورت ميگيرد و براي عبور از رودخانهاي پُرخروش از كَلَك استفاده ميشود كه با مشك ساختهشدهاست. مهندس آلماني براي عبور از رودخانه ، خود را به طناب آويخته ، خيس از رودخانه رد ميشود . (دربارة اين فيلم در آخر همين بخش صحبت خواهيم كرد ) اما بخش دوم نقد نويسندة روزنامه احتمالا˝ اشاره به همان تصاويري است كه بدون ذكر منبع آنها در فيلم نفتدرقرنبيستم ملاحظه ميشود ( تهيه كننده: شركت نفت انگليس ، مدت 30دقيقه، كارگردان: جك هاوِلز ) فيلمبا تصوير چرچيل وزير درياداري انگلستان آغاز ميشود كه از اتومبيل پياده ميشود . نفت در قرن بيستم تلويحا˝ اعلام ميدارد كه رشد اروپا و از جمله انگلستان به نفت بهويژه نفت ايران وابسته بودهاست .سپس به بررسي اسناد و نوشتههاي نفت ميپردازد . بخش ايران قديم با تصوير از يكگنبد و دهانة يك بازارچه پيگيري ميشود . مردي با عبا از دهانة بازارچه بيرون ميآيد .كودكي در يك گوشه بهدوربين مينگرد . مكتشفين انگليسي را در راهها و تپههاي خوزستان ميبينيم . چشمة نفت از زمين ميجوشد . عشاير بختياري در كلاهها ، لباس و كارشان قابل تشخيصاند و آنها را در حمل لولههاي نفت، جادهسازي يا حين عبوردادن لوله از كوهها و يا با قاطر از رودخانهها ميبينيم. راه آهن سراسري ايران ( بخش شماليِ راه آهن سراسري ايران) The trans - persia railway .Tthe northern sector of the trans - Persian railway راهآهن سراسري ، بخش شمالي با يك نوشته آغاز ميشود و در سراسر فيلم داراي مياننويسهاي توصيفي و همان است كه در روزنامة اطلاعات از آن نامبردهشده است . اينك عين ميان نويس : All that at present been construct of this line runs from Bandar shah or caspian coast across the Turcoman plain to Aliabad , where it is to be prolonged inland across the Elborz range to Tehran , the section already constructed is about eighty miles long and was opend in november 1929 by His imperial majesty the Shah. نقشه راهآهن سراسري ميان نويس:Aliabad , the present inland rail head يك نماي عمومي از عليآباد با معماري زيبا و مدرن. ريلگذاري ، تراورسگذاري،كارگرها تراورسها را بر دوش حملميكنند. سركارگرها كلاه پهلوي برسردارند. ميان نويس : Numerous water courses have to be crossed پلها ، حركت زيباي دوربين روي قطار به پيش . مياننويس : ساختن ايستگاه علي آباد . عمليات ساختماني ، پلي بر رودخانهي گزين ( گز) . نزديكشدن به بندرگز ( احتمالا˝ با جرثقيل كارگاه ) اولين لكوموتيو به نام " پهلوي" نامگذاري شده است . نزديك شدن به اسكلة بندر شاه. تركمنها با لباس سنتي سرگرم كارند . Turkman labourers in their characteristic costumes قطع به دريا و يك قايق . كومههاي ساحلي ، كشتيها ( البته در مقالة روزنامه اطلاعات به اسبدواني صحراي تراكمه اشاره شده كه در فيلم خبري از آن نيست . بنابراين يا بعدها اين فيلمها با توجه به واكنشهاي داخلي تعديل شده يا نسخة ديگري نيز وجود دارد و يا اين كه آنچه در ايران موجود است نسخهاي ناقص است .) ( 9 دقيقه سياه وسفيد و صامت ) بخش جنوبيِ راه آهن سراسري ايران The southern section of trans Persian railway اين فيلم حدود سه ماه بعد از فيلم قبلي و در زمستان ( ژانويه) سال 1308 فيلمبرداري شده . من در مطبوعات ايران نشانهاي از نمايش آن در ايران نيافتم . ضمن اينكه نسبت به قبلي كاملاً اثر مجزايي است. "مراحل ساختمان بخش جنوبي راهآهن ايران از دزفول در پاي كوههاي لرستان تا بندر تازه تأسيس شاپور در خورموسي واقع در بالاي خليج فارس امتداد دارد» از روي كارون مي گذرد . عمليات احداث ، تماما˝ توسط فيلمبرداران آلماني ثبتشدهاست. جادهسازي، زيرسازيِ پلها ، نماهاي فوقالعاده زيباي هوايي از عمليات راهآهن . اين تصاوير هوايي ، به تصاويري از كار روي پل بر كارون، قطع ميشود . The visit of his imperial majesty the Shah , to the southern sector in january 1930
رضاشاه ، آخرينپيچ ريلها را محكم ميكند . ديدار وي از تأسيسات راهآهن ، در اهواز آغاز ميشود. در بازديد از ارتش ، تيمسار خزايي و حاج آقارضا رفيع نيز پشتسرشاه هستند . در افتتاح راهآهن ، مهندس آلماني ، نقشهها را نشان ميدهد. رضاشاه وارد قطار ميشود و از اهواز به بندر شاپور ميرود . قطار از روي پل ميگذرد و از طريق تصوير هوايي( 24 ثانيه) پل بر كارون ديده ميشود . قطع به ساية هواپيما و اسكلة بندر شاپور از هواپيما (14ثانيه) . قطعبه تصوير هوايي(34 ثانيه) . قطع به صحنة بازديد وورودشاه به " جهاز بندر شاپور " . اين فيلم صامت كه احتمالا˝ در همان سال 1309يا 1310 ساختهشده، با يك عكس رسميِ شاه با کلاهپهلوي ، بهپايان ميرسد . ( مدت فيلم 9 دقيقه و 24 ثانيه است ) فقط در يك صحنه ، كارگري با كت پاره ديده ميشود و تكية اساسي فيلم بر نوسازي است . توليد مينروا فيلم كپنهاك براي شركت كامپساكس در مهرماه 1310 قرارداد با سنديكاي راهآهن آلمان فسخ شد و قراردادي با شركت كامپساكس به امضاء رسيد . اينشركت درسالهاي 1316 تا 1317 فيلم ديگري ازايران تهيه كرد ( يا بهتر است بگويم در اين سالها فيلمبرداري شده وفيلم محصول 1318 است ) با اين تفاوت كه تكيهاش بر ايران نظامي و مدرن بود و زندگي مردم روستاها با كارخانهها ، شهرها و سلاحها بهطور موازي پيوند يافته است. اين فيلم دانماركي با نام Iran det nye Persien در سال 1939 توسط مينروا فيلم به كاردگرداني و فيلمبرداري اينگولف بويسن ( با همكاري آكسل لركه Lercke ) ساخته شد ( اين دو نفر مينروا فيلم را در toldbodgade براه انداختند و فيلم راه آهن برايشان موفقيت فراوان در برداشت – به نقل از كتاب تجديد خاطره نوشتة يورگن روس ترجمه از دانماركي به انگليسي توسط والرين كريستنسن ) و تئودور كريستنسن آنرا تدوين كرد . فيلم مذكور تحت عنوان ايران پرشياي جديد دريكي از دوره هاي جشنواره جهاني فيلم تهران بنمايش در آمد ) و در سال 1384 توسط خانمي اتريشي كه بدنبال رد پاي پدر بزرگش ـ سازندة پل ورسك ـ در فيلمي موجود در ايران ميگشت در اختيار من قرار گرفت . گرچه من نتوانستم در بارة پدر بزرگ كمكي بكنم و اساسا ديگر با من تماسي نگرفتند اما همين اتفاق سبب شد تا نسخة كامل فيلم را به بينم و اين بخش را كه پيش از اين با استفاده از قطعات موجود در ايران ، نوشته شده بود تكميل كنم: فيلم با تصويري از قلة دماوند ، طبيعت ايران ، كاروانهاي شتر ، گوسفندان وبزها و صخره ها و مسافرت در جاده هاي خاكي ، آغاز مي شود و تصويري عمومي از سرزميني وسيع با راه هاي دشوار فراهم مي آورد كه داراي تاريخ كهني است . نخستين تصاوير از تخت جمشيد و اصفهان وصنعتگران و هنرمندان (قاليفاف ، منبت كار ، مينياتوريست ، زري باف و تذهيب كار) اصفهاني و چهل ستون و مسجد شاه ، ديده مي شو د . رضا شاه سوار براسب به همراه وليعهدش در جلاليه ازنيروهاي سواره و پياده و موتوري ، سان مي بيند و كشاورزان با داس ، گندم درو مي كنند و با وسايل ابتدائي، گندم را مي كوبند . در عين حال مملكت داراي سيلو است . ماهي گيران ، اوزون برون صيد مي كنند و خاويار ايران ، درون قوطيهايي جاي مي گيرد . تاسيسات نفت جنوب را مي بينيم و دوربين در خيابان هاي تهران ، به حركت در مي آيد . سردر باغ ملي ، مجلس شوراي ملي ، مسجد سپهسالار و مدرسة دارالفنون ، ديده ميشود . دانش آموزان دختر وپسر ، در آزمايشگاه مشغول تحصيل اند و پيشاهنگان شاداب ، دختر وپسر ، رژه ميروند . نوازندگان با سازهاي ملي ، موسيقي مي نوازند ومجسمة رضا شاه ، سوار بر اسب در ميدان مقابل ايستگاه راه آهن كه دست راستش را رو به جلو دراز كرده است ، ديده مي شود . در اين شرايط ، ايران نيازمند راههاي ارتباطي بين شمال و جنوب است . نقشة ايران روي كرة زمين ، مي چرخد . در كپنهاگ وارد ساختمان كامپساكس مي شويم . مهندسان در اتاقي كه نقشة ايران بديوارش نصب شده ، در حال محاسبه و نقشه كشي اند . تلگراف زده ميشود و مهندسان با قطار و هواپيما ، به ايران ميرسند و با اتومبيلهاي شيك به محل استقرار خو در تهران ، وارد مي شوند . از اين پس ، فرايند احداث راه آهن ايران را شاهديم . مهندسي با طناب از رودخانه مي گذرد . در كوهستان ، نقشه بر مي دارند و توسط افراد محلي ، از رودخانه اي ديگرـ احتمالا كارون ـ سوار كلكي كه بر مشك باد كرده سوار شده ، با پارو زدن ، عبور داده مي شوند . خسته اند ، كباب مي پزند و كباب لاي نان گذاشته مي شود ، پيپ مي كشند ، ورق بازي مي كنند . كوه ها فتيله گذاري و منفجر مي شوند و پل ها وتونل ها ساخته مي شوند . كارگران ايران ريل هايسنگين و تراورس هارا بر دوش خود حمل ميكنند و سرانجام قطار براه مي افتد . مهندسان آلماني ، رئيس كامپساكس، حسن اسفندياري رئيس مجلس ، محمود جم نخست وزير ، ، وزير راه و مديران ايراني در ايستگاه فوزيهدر سفيد چشمه ، منتظرند . شاه و وليعهد با قطار مي رسند و به محل آخرين پيچ ومهره ها مي روند . رضا شاه پيچ و مهره اي طلايي در سمت راست و وليعهد پيچ و مهره اي طلائي در سمت چپ را سفت مي كنندو قطار به سوي جنوب براه مي افتد و شمال و جنوب را بهم مي پيوندد . از اين پس ، موسيقي سمفونيك ( ساختة كي روزنبرگ ) ، سرود صنعت را با نمايش قدرت ماشين ، حركت ترن و سوت قطار سر ميدهد . كاروانها وشتر ها در كوير از حركت قطار عقب مي مانند و فيلم در نماهاي فوق العاده درخشان و ريتم جذاب عبور قطار از پل ها ، ايستگاهها ، گذر از تونل ها و با حركت رو بدوربين ، بپايان مي رسد ( البته گفتار دانماركيِ فيلم را هنوز در اختيار ندارم) صحنة چهار دقيقه ايِ تدوين ضرب آهنگ تند شونده با تصاوير قطار ، پل ها و تو نل هاي سر راه ، پيشتاز آثاري چون پاسيفيك اثر ژان ميتري است . صحنه هايي از اين فيلم در « پل پيروزي » ساختة اسحق نعمان بكاررفته است . در روي فيلم شركت كامپساكس ( بهكار رفته در پلپيروزي) ميشنويم : در تابستان 1317 در نزديكي شهر اراك ريلها از شمال و جنوب بههم پيوستند . در روز سوم (؟) شهريور 1317 درايستگاه فوزيه ،آخرين پيچومهرهها سفت ميشود و خط راهآهن سراسري گشايش مييابد . علي دادرس ، فارغ التحصيل کلاس سيراکيوز ، دربارة نحوة توليد و اسناد بصري فيلم پل پيروزي گفت که : طرح اولية توليد فيلم ، دراداره راهآهن ريخته شد. تالبرت مديرکل اداره انتشارات و روابط عمومي وزارت راه [نقاش و دکورساز معروف تئاتر و سينما] سناريويي نوشته بود که به نتيجه نرسيد ولي پايهاي شد براي توليد فيلمي که چندي بعد با اعتبار سازمان برنامه براي گسترش ارتباطات توسط راهآهن و در هنرهاي زيبا ساخته شد. ميدانستيم که “مينروا فيلم کپنهاک “ فيلمي درباره راهآهن ايران دارد . مکاتبه و استعلام قيمت شد.آنها سه قيمت دادند . فيلم 45 دقيقهاي با زبان دانمارکي به مبلغ 1900 کرون بود. البته نسخه فارسي و همراه با نگاتيو را گرانترميفروختندکه با نسخه دانمارکي 1900کروني موافقت شد و پيش از دريافت پول ، فيلم را فرستادند. بخشهاي مرتبط با راهآهن را استفاده کرديم . درصورتي که فيلم صحنههايي از برنج کوبي و خاويار در شمال ، ساختمانها و رفتو آمد در تهران ، تأسيسات نفت درآبادان ، هنرها و صنايع دستي در اصفهان و صحنههايي از شيراز را هم داشت . فيلم در دوره علي اميني (1340 ) بهپايان رسيده بود. طلب مينروا فيلم را به سختي تأمين کرديم و فرستاديم . درفيلم پل پيروزي از عکسهاي مرحوم خادم هم استفاده شده است . ( علي دادرس درآن زمان کارمند راهآهن بود، دکترنعمان نيز از اولين کارگردانان غيرسيراکيوزي سازمان سمعي و بصري هنرهاي زيباي کشور است )
فصل یک: 1287تا 1319 شمسی ما به عنوان دیگران / علف / تصویر یک شهر ایرانی فیلم هایی درباره نفت / جشن عروسی ولیعهد بخش دو: ایران در اشغال از دریچه دوربین متفقین - 1320 تا 1330 شمسی اشغال / کنفرانس تهران / مسئله آذربایجان اما انگلیسی ها / آمریکایی ها / ایران پرسیای جدید بخش سه: تصویر دکتر مصدق و زمانه او در سینمای مستند فیلمبرداران پارامونت در ایران / هیئت خلع ید در آبادان / خروج انگلیسی ها مصدق مسئله نفت را به سازمان ملل می برد
|
||