نظم بخشي به خاطرۀ  بصری از تاريخ ايران

تصوير ايران: 1287 تا 1333 در فيلم‌های مستند

(ويرايش جديد)

محمد تهامی نژاد

           

مقدمه

تاريخ معاصر كشورمان  را مي توان  به صورتي بصري گرد آورد . ما در مرحله اي هستيم كه امكان فراهم آوري و ارائة نماها و صحنه هايي  از تاريخ معاصر جهان را نيز بالقوه دارا هستيم . بسياري از  مواد خام بصري در ايران وجود دارد  كه حاويِ تصوير انسان ايراني و محيط زيست اوست  و جدا از كاربردهاي  انسانشناسي تصويري  و استفاده هايي كه   تاريخنگاران مي توانند از اين اسناد بدست آورند  ، براي من بالشخصه  ياد آور خاطر ه هاي شيرين و تلخ است . خاطره هايي كه شنيده بودم و اينك در برابرم تجسم واقعي مي يافت . گويي همراه پدر بزرگم در كوچه هاي قاجاري  پاي بدرون ارك همايوني مي گذاشتم  و كنار دست مادر و پدرم در درشكه اي نشسته بودم  و درختها و خانه ها  و آدمها و پرنده ها  و سايه ها ازبرابرم مي دويدند . ثبت عينيِ لحظه هايي از زندگي ، يكي از كاركردهاي مهم فيلمهاي خبري و گزارشي است كه در اين سطح ، كمتر نوشته اي قادر به مقابله با آن بوده است . به عبارت ديگر تاريخ را نه در كليت  رخداد ها و سپردن لظه هاي حسي به ذهنيت نويسنده و مخاطب بلكه به عينه مي توان ، مشاهده كرد و البته تفسير هاي متنوع بر آن نگاشت و گفت . اما پيش از آن ، نظم بخشي به اين خاطرة بصري كه دربخش عمدة فيلمهاي مورد مطالعه، بدون صدا و  در بيشتر موارد بدون تحليل داده هاي تاريخي هستند  اولويت دارد . نظم بخشي ،  در اين نوشته به معناي دستيابي به جايگاه تاريخي يا شناسنامه اي با ارجاع به منابع ديگر است . اين نوشته در مرداد 1372 با مقاله اي  در ويژه نامة تابستان هفتگي سينما ، تحت عنوان « سالهاي فراموش شدة سينما در ايران » سينما و افكار عمومي سازي  در سال هاي 1316 تا 1327 ـ  صفحات 41 تا 77) آغاز شد و با همين عنوان  و به طور مفصل تر در فصلنامة فارابي  زمستان 1379 صفحات 71 تا 139  به چاپ رسيد ) حضور در فيلمخانة ملي  ايران در سال1383 سبب شد تا بطور متمركز تر  ، قطعه  فيلم هايي را كه پراكنده ديده بودم ، دوباره از نزديك مشاهده كنم .  اين  استاك فيلم ها ، از مدتها  پيش تحت  عنوان « فيلمهاي خردمند » (1) ، نگهداري مي شدند ( ودر فيلمهايي به كار رفته بودند ) . به دليل همين نامگذاري ، منشا آنها ناشناخته مانده بود . در مرداد  سال 1383   در كف يك جعبه فيلم ، ورقه اي  چاپي و داراي امضا يافت شد  كه آرم شركت ديويد پاراداين فيلمز را داشت  و آشكار مي ساخت  كه رايت فيلمهاي مورد اشاره ، توسط آرشيو فيلم ايران  و تحت عنوان آرشيو پهلوي از شركت  مذكور خريداري شده است . يافته شدن اين سند بسيار شوق انگيز بود  و مرا به تحقيق در احوالات آن مؤسسه كشاند .

            « مؤسسة ديويد پاراداين فيلمز در سال 1966 تاسيس شد . در سال 1974 ماروين ماينهوف  به صورت مشترك  با « ديويد پاراداين  فراست » مصاحبه هاي ويلسون ، نيكسون ، هنري كيسينجر  و محمد رضا شاه را فراهم آورد . همچنين شركت ديويد پاراداين فيلمز ، مجموعه اي از اسناد بين المللي فراهم آورده  كه  شامل نماهايي از تمام دنياست .» بنابراين مي توان  فرض كرد كه بعد از مصاحبة تلويزيوني با شاه و توليد شدن‌ِ فيلمهاي  فراست در بارة  ايران  (2) ، آشنايي با اين مؤسسه و گنجينة تصويري اش از ايران ، حاصل و رايت  استفاده از فيلم ها خريداري شد .

             اما خيلي زود برايم روشن شد كه فيلمهاي خبري ومستند هاي  دوران مورد نظر و  موجود در ايران ، تنها گرد آوردة  اين شركت نيست . برخي از آنها  يا از طريق جشنواره ها به ايران وارد شده  و يا به طور انفرادي خريداري شد ه  و يا از قديم در آرشيوها ، لابلاي فيلمها  و يا  نزد برخي افراد مانده اند.   . اولين بار ، خسرو معتضد به من گفت كه در آغاز دهة پنجاه ،‌ براي انتخاب و خريد فيلم به انگليس و آلمان رفت . در  انگلستان ، توفيقي ، حاصل نيامد ولي در آلمان تعداد 300 حلقه فيلم از مؤسسة  كرونوس فيلم انتخاب و خريداري شد. وي در اين مجموعه كه فهرست آنها را در كتاب  ايران در آستانة قرن بيستم ذكر كرده ، از دو فيلم ناديدة مظفرالدينشاه در سنت پطرزبورگ و ستارخان ، نامبرده است .(3)

بنابراين در اين تحقيق ، مؤسسة ديگري ، عمده شد .                                                                                                     

              كرونوس فيلم :

 كرونوس فيلم  آلمان غربي ، نيز بر اساس داده هاي اينتر نتي ، مانند ديويد پاراداين فيلمز ، داراي آرشيو فيلم بين المللي ا ست . و اين همان مؤسسه ايست كه   مجموعة ايران عصر پهلوي ( با ياري وزارت فرهنگ وهنر ايران ) به كارگردانيِ  Jost  Von  Morr  در آنجا ساخته شد . ( تدوين انگليكا ماير – introduction  and contact  camera  Ramin Molai)   (4) ) و روي قوطي  مجموعة پوزيتيو هايي كه مدتي بعد از يافته شدن سند ديويد پاراداين فيلمز به طور اتفاقي ، به رؤيت من رسيد  ، همگي برچسب  كرونوس فيلم ، زده شده بود در صورتي كه هيچ كپي از همين فيلمهاي  سپرده شده به  آرشيو ، آرم كرونوس فيلم را نداشت  .( به اين خاطر اين فيلمها  در واحد تدوين نگهداري  شده بود كه در ساليان گذشته به كرات در فيلمهاي خبري و گزارشي، مورد استفاده قرار مي گرفت).

              اصل فيلمها

             فيلمهاي كرونوس ،( استاك فيلم ) قطعاتي از اصل هستند و نگاهي گذرا به ماجرا دارند  ولي براي شناخت دوران مورد نظر از طريق فيلم ،كفايت نمي كنند  . بنابراين به تدريج و بعد از  چاپ اولين نسخه از مقالة نظم بخشي به خاطرة بصري ،  معلومات تازه اي در اختيار من قرار گرفت  و  با اصل برخي  فيلمها  از جمله  ايران پرسياي جديد و در آن سوي ارس روبرو شدم كه در پژوهش هاي قبلي با رجوع به استاك فيلم ( چند نماي فيلم) ، به آنها اشاره اي رفته بود . 

در اين نوشته ، سه دوره ، مورد بررسيِ تحليلي قرار مي گيرد :

       

مقدمه

فصل یک: 1287تا 1319 شمسی

تصاویر اولیه

ما به عنوان دیگران / علف / تصویر یک شهر ایرانی

فیلم هایی از تاسیس راه آهن

گنجینه های افسانه ای در ایران امروز / قمه زنی در اصفهان / کاروان زرد / سفر به ترکیه و ملاقات با آتاتورک

فیلم هایی درباره نفت / جشن عروسی ولیعهد

پی نوشت های فصل یک

بخش دو:  ایران در اشغال از دریچه دوربین متفقین - 1320 تا 1330 شمسی

اشغال / کنفرانس تهران / مسئله آذربایجان

پرسیا / در آن سوی ارس

اما انگلیسی ها / آمریکایی ها / ایران پرسیای جدید

پی نوشت های فصل دو

بخش سه: تصویر دکتر مصدق و زمانه او در سینمای مستند

فیلمبرداران پارامونت در ایران / هیئت خلع ید در آبادان / خروج انگلیسی ها

مصدق مسئله نفت را به سازمان ملل می برد

سی تیر / کودتا / محاکمه مصدق

پی نوشت های فصل سه

 

 برگشت به صفحه اصلی ...