... ادامه فصل یک

گنجينه‌هاي افسانه‌اي درايران امروز                            Tesori  favolosi nella Persia di oggi

با كاخ گلستان آغاز مي‌شود و اشياء گرانقيمت ، الماس كوه نور ، تخت طاووس و وسايل عتيقة ديگر نشان داده مي‌شود . تكية فيلم بر اهميت معماري اسلامي و بناهاي جديد است و مسجد شاه ، ميدان توپخانه، عمارت شهرداري، ميدان سپه و مجسمة رضا شاه ديده مي‌شوند . وجود كلاه‌پهلوي بر سر مردم ، محدودة سال توليد فيلم را مشخص مي‌سازد. ( دستور استفاده از کلاه پهلوي مربوط به سال1307 است ) آب تهران از طريق آب شاهي‌ها ، تأمين مي‌شود. ( مدت فيلم 3 دقيقه و 6 ثانيه و آرم فيلم عبارت‌است از مردي ايستاده در كنار يك كُره و نوشته‌ي‌  nostri  inviati به معناي فرستادة‌ما)

 

فيلمبرداريِ قمه زني در اصفهان ـ 1309

همانطور‌که ‌از فيلمبرداري عباس‌آقا عتيقه‌چي در خرم‌آباد ‌سال 1307 فقط يک‌خبر باقي‌مانده ، از اين فيلم نيز جملات زير در روزنامة" ستاره‌ جهان" بر‌جاي مانده است :   

شنيده‌شد كه روز سوم عاشورا ، تمام دسته را از اول تا آخر فيلم برداشته‌اند. فرداست كه اين‌فيلم در تمام سينماهاي دنيا به‌معرض نمايش گذاشته‌خواهد‌شد ولي متأسفانه آن فرنگي كه آن فيلم را برداشته، به قصد دوستي با ما اين كار را نكرده‌است و خواهيد‌ديد كه صدمه معنوي اين اقدام ، من غير‌مستقيم به مملكت ما و حيثيت و غرور ما وارد خواهد‌شد.... چرا يك فيلم كه متضمن مقايسه‌ ادوار‌گذشته با دوره‌‌فعلي باشد در‌ايران برداشته نمي‌شود و بخارجه فرستاده نمي شود (23)

 

كاروان زرد La croisiere jaume (آندره سوواژ و لئون پوواريه  - 1933 )

                     نسخة روابط عمومي شركت سيتروئن        

مجله‌ي جغرافياي ملي ، عكسي از يك ترامواي اسبي به چاپ رسانده و زير آن نوشته بود :

                    "  بخشِ جديد‌تر يا شمالي تهران ، از داشتن يك تراموا به‌خود مي‌بالد ".

اين واگن اسبي ، در سال 1310 هنوز خيابان‌هاي تهران را به هم ارتباط مي‌داد. اين وسيله‌‌ نقليه كه بر روي ريل حركت مي‌كرد و به وسيلة دو تا چهار اسب كشيده مي‌شد ، داراي سه قسمت مجزا بود كه از دو بخش عقب و جلو نيمكت‌هايي براي آقايان و جايگاه پوشيدة وسط جهت خواتين محترمه تعبيه شده بود . ارتباط ترامواي اسبي با فيلم مذكور را خواهيم‌شكافت . مسيو آندره سيتروئن ، سرمايه‌دار  فرانسوي ، دو گروه از دانشمندان فرانسوي را در  ماشين‌هاي سيتروئن زرد به آسيا اعزام داشت و آقاي آندره سوواژ ، فيلمبرداري گروه آسياي مركزي را بر عهده گرفت كه مسافرتشان به‌ جغرافيا (‌جغرافيا‌دانِ گروه يك آمريكايي بود ) ،‌ نژاد شناسي ، علوم اقتصادي و اجتماعي و تبليغ براي ماشين سيتروئن مربوط مي‌شد . اين گروه 21 نفره تحت رهبري ژرژ ماري هارت‌ ( آرت ‌؟) و مسيو اودون دوبروي ويك نفر مستخدم الجزايري كه به طبخ غذا  اشتغال داشت ورئيس قسمت مباشرت طبخ كاروان را يكنفر مستخدم ترك داشت كه به چهار زبان مختلف صحبت مي كرد، وارد ايران شده ، از كرمانشاه به همدان رفتند و روز ششم ارديبهشت 1310 از دروازة قزوين گذشتند و در‌ صحراي‌ منگل اقامت گزيدند ( صحراي منگل در شمال خيابان پهلوي واقع بود ) و  از طريق سمنان ، نيشابور و مشهد ، راهيِ هرات ، باميان ، سري ناگار ، سين‌كيانگ و هيماليا شدند و در 12 فوريه 1932 به چين رسيدند . اما ره‌آورد فيلمبردار آندره سوواژ ـ كه در مرحلة مونتاژ كنار گذاشته شد ـ و لئون پوواريه كه فيلم را به اتمام رساند ـ باز چيزي بود كه به حيثيت‌ ايرانيان ساكن اروپا لطمه مي‌زد . نشان‌دادن واگن اسبي، آنها را به‌شدت عصباني مي‌كند و  نامه‌هاي اعتراض‌آميز از بلژيك و فرانسه سرازير شد . شخصي از بلژيك نوشت :

                   "چيزي كه تمام مردم را متوجه نمود ، همان ترامواي اسبي طهران بود‌ . اين‌فيلم به‌قدري از نظر خارجيان  مضحك بود كه هر ايراني را متأثر ساخت."(24)

 من نشانه‌اي ازنمايش اين فيلم در ايران نيافته‌ام اما آنچه در اين ميان مهم است اينكه در فيلم موجود ، نشانه‌اي از ترامواي اسبي نيست . نادر تكميل همايون ، يكي از گردانندگان هفته فيلم فرانسه در پاسخ به سؤآل من در بارة  نحوة دستيابي به كاروان زرد   گفت  :

           مي داني فيلم را از كجا گير آوردم ؟ توي فرانسه ،  فيلمخانة ملي پاريس شايد داشت ولي اجازة نمايش نمي داد. به همين دليل  نسخة 35 ميليمتريِ كاروان زرد را از طريق تماس با رئيس روابط عمومي  شركت سيتروئن بدست آوردم و  به ايران آوردم  .

پرسيدم : فيلم چند دقيقه بود ؟

 نادر تكميل همايون گفت :  91 دقيقه . همان كه در كاتالگ نوشته شده . 

تصاويري از ايران در كاروان زرد              

به نظر مي‌رسد تصاوير مر‌بوط به ايران ، در طول زمان دچار جرح و تعديل شده باشد. مهم‌ترينش همانطور كه گفته‌شد حذف تصوير واگن اسبي تهران است كه طبق خبرروزنامة اطلاعات در سال 1310 وجود داشت . (درهمين مقاله به ساير موارد نيز اشاره خواهد شد )

بخش اول -  در جستجوي ريشة غرب

در‌اين‌بخش‌كاروان زرد مسير‌30 هزار كيلومتري‌خود را در 4 آوريل 1931 از بيروت به‌طرف سوريه و عراق  آغاز‌مي‌كند ، به‌قصد اينكه به شيوة مردم‌شناسان قرن نوزدهمي ريشه‌هاي تمدن غرب را در شرق افسانه‌اي و در هر‌آنچه ممكن‌است راهگشاي اين مهم  باشد، بجويند . از‌اين رو عجيب نيست كه فيلمسازان به دعوت وزير امور خارجه ايران در يك ضيافت ‌شركت‌مي‌‌کنند ، ولي از‌ او و وليعهد ايران ‌در‌ زمينة‌كوه البرز ، فيلم بر‌مي‌دارند . برايشان زندگيِ روزمره مهم است ولي در اين روزمرگي نوعي گزينش وجود دارد .‌ گزينشي كه هرچه بيشتر مي‌بايست آنان را به‌ همان ريشه‌ها نزديك مي‌كرد . از اين نظر براي ما نيز اين اثر جذاب و مهم را بر‌جاي نهاده‌اند . از جادة قديميِ داريوش مي‌گذرند و وارد اولين دهكدة ايراني مي‌شوند و لبخند ايرانيان و كلاه كپي ( موسوم به كلاه‌پهلوي) آنها را به‌ياد "‌چيزهايي كه در فرانسه از بين رفته‌اند" مي‌اندازد. از  كرمانشاه مي‌گذرند. تصاويري از فرهنگ مادي (جوشاندن شير ، نخ‌ريسيِ مردان، مشك‌بهم‌زدن و شخم با گاو‌آهن) برمي‌دارند. خانواده‌اي با بار و بنه در جاده حركت مي‌كنند و مي‌شنويم كه :

                   "كشاورزان بعد از كشت زمين‌ها براي تعطيلات به سمت تهران حركت مي‌كنند. "

 بر‌اساس اخبار روزنامه‌هاي‌ ايران و ‌اطلاعات ، گروه كاروان زرد يك‌روز قبل از عيد قربان ، به‌ تهران رسيدند . بيرون از دروازة غرب تهران يعني دروازه قزوين ، مخروبه و شلوغ است. زني با چادر و پيچه ، به‌دوربين مي نگرد. ماشين سيتروئن جلوي كادر و دوربين، درون ماشيني ديگر به دروازه نزديك مي‌شود. (گروه داراي دو ماشين فيلمبرداري بود)  روز عيد اضحي ( قربان) در تهران مراسمي برپاست . براساس گزارش روزنامه‌ ايران ( هفت ارديبهشت 1310)

فردا قبل از ظهر مراسم قرباني حسب المعمول همه ساله در ميدان سپه معمول خواهد‌گرديد. دستور و اعتبار لازم از‌طرف وزارت داخله براي اجراي تشريفات قرباني عيد اضحي داده شده‌است . 

 معلوم است كه تحقيق از قبل انجام شده، برنامه‌ريزي كاملاً دقيق است و گروه كاملاً به موقع رسيده . قرار است شتري نحر شود . در ميدان سپه ، چندنفر دست و پاي شتر را مي‌بندند و درحالي كه مردي كتابي در دست دارد و مي‌خواند ، پاسبان‌هاي كلاه كاسكت‌دار (با نشان شير و خورشيد )‌ سواره و پياده گشت مي‌زنند و يك گروه موسيقي مي‌گذرد‌. شتر، در ميان خيابان ‌‌نحر مي‌شود ( يعني مردي با چاقو به گلوي حيوان مي‌زند ) . در اينجا چهرة دو نوجوان كه بهت‌زده مي‌نگرند قرار داده شده كه مي‌خواهد‌ تأثير تماشاي نحر شتر در جوانان را ثبت‌كرده‌باشد‌ كه بيشتر ساختگي به‌نظر مي‌آيد تا امر واقع.  البته سال بعد يعني 1311 انجام اين گونه مراسم حتي تعزيه نيز ممنوع اعلام شد. (‌در‌سال‌1310 تهران حدود سيصد هزار نفر جمعيت داشت. )

 اجراي ورزش زورخانه ، سنگ‌گيري و چرخ ، زير درخت و در فضاي باز  به خاطر نور صورت گرفته است. صداي مرشد و‌ ضرب او به‌گوش مي‌رسد . بعد نوبت معماري است . نماي بيرونيِ سه ساختمان نشان‌داده مي‌شود كه عبارتند از مسجد‌سپهسالار ، ايوان هاي شرقي و غربي مسجدشاه سمنان . مي‌شنويم :

                   "معماري ايراني نيز مانند موسيقي آن ياد‌آور دوران گذشته است. "                  

 سپس ، ديواري كاشي‌كاري شده را مي‌بينيم با اين نوشته : " انوشيروان ميرزا ، حاكم سمنان و دامغان و شاهرود‌" تيلت سريع به پايين . ديزالو به تصويري بسيار كوتاه از چندنوازندة نظامي درون يك آلاچيق كه البته ابزار موسيقيِ نظامي در اختيار ندارند بلكه آنها تار و ويلن و تنبك ‌دارند . مي‌شنويم :

                   " موزيسين‌ها لباس مخصوص مي‌پوشند."

 ( بقية گفتار را در قطعه‌ فيلم موجود در ايران مي‌شنويم كه در صفحات بعد به آن رجوع خواهد شد.‌ ضمنا ˝بايد گفت كه براي نمايش در‌ هفته  فيلم فرانسه ، اين گفتار به‌فارسي ترجمه و زير‌نويس شده است ولي گفتار‌ قطعه فيلم موجود در ايران ‌زير‌نويس ندارد) ديزالو به وليعهد در بين افسران ارتش  و محمد‌علي‌فروغي وزير امور خارجه.‌ مسيو هارت نيز در سمت راست وليعهد يعني در چپ كادر كنار دست فروغي مشاهده مي‌‌شود . مي‌شنويم :

                   "وليعهد جوان از ديدن پيشرفت‌ها خوشحال به‌نظر مي‌رسد ."

ـ  وليعهد سوار ماشين سيتروئن مي‌شود ( مي‌دانيم كه وليعهد متولد 1299 در همان سال 1310 براي تحصيل به سوئيس رفت و در اين فيلم كودكي يازده ساله است. )

بر اساس اخبار دو روزنامه‌ ايران و اطلاعات ، گروه كاروان زرد دو دسته شد ، يك گروه به راهنمايي سرهنگ اسفندياري به‌ مازندران رفتند ‌ولي هيچ تصويري از مازندران در اين نسخه از  فيلم كاروان زرد موجود نيست . قرار بود يك گروه در فيروز كوه باقي بمانند  و يك گروه عازم ساري ، بارفروش و بندر جز بشوند كه در مراجعت بهم ملحق شده عازم مشهد گردند .( اطلاعات  13 ارديبهشت 1310) كه ملحق مي شوند و به سوي افغانستان ميروند

 نمايي از يك مزرعه‌ خشخاش :

                   مزرعه‌ كشت خشخاش جهت ترياك ،  آخرين منطقه در ايران قبل از مرز افغانستان.

- خداحافظي در مرز ايران و افغانستان. براساس خبر روزنامه‌ اطلاعات ( شماره‌ي 1327)

          كاروان زرد روز اول خرداد يك ساعت در گمرك توقف و به هرات عزيمت نمود . سرهنگ عباسقلي‌خان و   نايب دوم اسدالله‌خان تا آخرين نقطه‌ي سرحدي بدرقه رفته و بدون توقف به مشهد مراجعت نمودند . مي‌شنويم :

                   "براي ما غربي‌ها  پرس مظهر يك پدر بزرگ خندان است. "   

 نماهاي ديگر از فيلم كاروان زرد

در زمرة فيلم‌هاي ديويد پاراداين و كرونوس فيلم در فيلمخانه ملي ايران  قطعه فيلمي به مدت 5 دقيقه و 36 ثانيه ، ناطق به‌زبان فرانسه وجود داردكه بدون عنوان‌بندي و جدا افتاده از‌ فيلم اصلي است . اين قطعه ، حاوي تصاويري مربوط به ايران از همان فيلم اصلي كاروان زرد است . اما عجبا كه تمام اين نما‌ها يا در نسخة آمده از فرانسه وجود ندارد يا اينكه كامل‌تر از آن‌ا‌ست . در نسخة نشان داده شده در هفتة فيلم از ديواري كاشي‌كاري‌شده تيلت مي‌شود به پايين و بلافاصله تصويري بسيار كوتاه از گروه موزيك مي‌بينيم . اما در قطعه فيلم ، ديوار كاشي‌كاري‌شده ، بخشي از يك ساختمان بزرگ ( نماي شماليِ دروازه‌ ارگ سمنان)‌‌ است كه چند نفر از دروازه‌اش بيرون مي‌آيند . بعد يك تصوير هشت‌نفره و تصوير عموميِ سيزده فرد نظامي را مي‌‌بينيم كه رو به دوربين مي‌خندند . در ابتداي اين قطعه فيلم ، همان‌جايي كه گروه موزيك درون آلاچيق موسيقي مي‌نوازند گوينده‌ فرانسوي زبان اعلام مي‌كند :

                   " وقتي ما به اينجا رسيديم  قطعاتي از يك‌ موسيقي فولكلوريك را مي‌نواختند."

 و به گفته  شهاب مِنا   ( فارغ التحصيل موسيقي ) :

                   « نوازندگان سازهاي  ويلن ، تار ، تنبك  و دايره زنگي قطعه اي در فرم  مارش و به وزن 4/2 ( دو / چهار) كه وزن مخصوص  قدم روي سربازان در رژه است اجرا ميكنند  .»

 شعري درباره‌ رضا شاه مي‌شنويم كه در نسخه‌ نشان داده شده در چشم‌انداز سينماي مستند فرانسه ( در تهران ) اين اجرا وجود ندارد . گروه مي‌خوانند :

                   تازه شد دورة زندگاني          موسم شادي وشادماني     

                   شد پهلوي شاه جهان         زنده شد خسرو انوشيروان  

                   زنده بادا ، پاينده  بادا  زنده بادا ‌و ‌پاينده بادا

 تأكيد شعر روي خسرو انوشيروان و تدوين با دروازة شماليِ ارگ سمنان كه تصوير رستم و ديو سفيد را دارد و بر‌ بدنه‌ ستون‌هاي جانبي ، بالاي نقش يك سربازِ قاجار ، نوشتة : " انوشيروان ميرزا حكمران سمنان و دامغان و شاهرود " هم سؤال‌برانگيز است ، هم نشان مي‌دهد كه گروه موزيك ، عهد رضا‌شاه را با عهد خسرو انوشيروان مقايسه مي‌كنند ولي نحوة مونتاژ جوري است كه بر انوشيروان ميرزا ، ضياء الدوله حاكم  مشهور و محبوب سمنان فرزند محمد‌رحيم‌ميرزا ‌ضياء الدوله ( پسر نوزدهم عباس ميرزا كه از سال 1300 تا 1305 هجري قمري حاكم سمنان ، دامغان ، شاهرود و بسطام ـ ايالت قومس ـ بود 25  ) اشاره دارد . همين امر حاكي از آن‌ا‌‌ست كه فيلمسازان ، مشاور ايراني داشته‌اند‌؟به‌هر‌صورت اين مونتاژ و اين موسيقي در نسخه مورد مشاهده در هفته‌ فيلم فرانسه ‌موجود نبود‌ و اگر آن‌طور كه در كاتالوگ هفته‌ فيلم ‌نوشته شده واقعاً زمان فيلم 91 دقيقه بوده باشد، اين تصاوير و اين موسيقي نمي‌توانسته در فيلم موجود در فرانسه جاي داشته باشد . حالا چرا و چگونه اين قطعات از فيلم اصلي در خارج از ايران بيرون آمده و پيش از انقلاب ، به ايران فروخته شده است ـ آنهم نه توسط  فرانسويان بلكه توسط كرونوس فيلم  ـ  جاي تحقيق مفصل دارد (  در نسخة اول اين نوشته ، چاپ شده در ماهنامة فيلم شمارة 339 به جاي كرونوس فيلم نوشته بودم «انگليسي ها» كه اشتباه بود زيرا در آنزمان ـ بر اساس يك سند ـ تصورم اين بود كه فيلمها از شركت ديويد پاراداين فيلمز خريداري شده است و هنوز قوطي هاي حاوي بر چسب كرونوس فيلمز را رؤيت نكرده بودم ) . نادر تكميل همايون هم تاكيد كرد « نسخة اصلي ، همينطور بدست آمده و يك فريم از فيلم كم نشده است  .»

    به احتمال ضعيف ، اگر كرونوس فيلمي  ها هم سالها قبل ، نسخه اي از كاروان زرد را از همين رئيس روابط عمومي در خواست كرده و منهاي شش دقيقه  به او بر گردانده باشند  (؟) اين امكان وجود دارد كه در  فيلمخانة ملي پاريس ، نسخة كاملي وجود داشته باشد  .  آقاي شهاب منا  به نقل از  استاد ابوالحسن صبا گفت كه گروه كاروان زرد در خراسان  از  سنتور نوازيِ  حبيب سماعي نيز فيلم گرفته اند كه البته در  اين فيلم ديده نمي شود وي احتمال داد كه  نوازنده تار سمت چپ پائين كادر ، حبيب سماعي باشد . منهم به ايشان گفتم كه شايد هنوز  بتوان منتظر نماهايي نمايش داده نشده اي از  كاروان زرد بود  . البته تصوير نوازندگان دورة قاجار را در فيلمي كه مينروا فيلم براي شركت كامپساكس ساخت بهتر مي توان رد يابي كرد. به اين فيلم در همين نوشته اشاره خواهد شد . )

 به صحنة قبلي باز مي گرديم : در آن  قطعه ، روي تصوير كاشي ديوارة جانبيِ ارگِ سمنان مي‌شنويم :

                   " نقوش را با كاشي درست مي‌كنند ‌كه روايت جنگجويان‌شان است. "

روي افسراني كه رو به‌ دوربين مي‌خندند، مي‌شنويم :

                   " اما ارتش نوين ايران ، شكل گرفته از افسران بسيار جوان و با استعدادي‌است كه آموزش نظامي خود را در مدارس نظاميِ غرب‌ ديده‌اند ."

آيا اين اطلاعات مورد اعتراض ايران بوده و از فيلم در آمده است ؟ نمي‌دانم . روي كاخ مرمر مي‌شنويم :

                   " كاخ زيبا و با شكوه مرمر كه در اراضي شمس‌العماره ‌ساخته‌شده است. "

پرتو مهتدي كه اين جملات را ترجمه مي‌كرد ، گفت : مي‌گويد خرابه‌هاي كاخ خورشيد .‌ گفتم اگر منظورش شمس‌العماره باشد ‌كه فاصلة بعيدي با هم دارند و تازه چرا خرابه‌هاي كاخ خورشيد؟ اين اطلاعات درست است ؟

 در كاخ گلستان بعد از اين‌که كاخ به اسم معرفي مي‌شود. مي‌شنويم :

                    "باغ‌هاي‌جادويي ، سايه‌هاي خود را بر خاك پارس مي‌گسترانند و در هر گوشة ‌اين باغ‌ها، يادگاري نهفته‌ است."

تصوير‌يك‌ شير كه به‌نظر مي‌رسد در مدخل كاخ مرمر قرار داشته.

از اين به بعد شاهد تصاويري هستيم كه توسط گروه اعزامي به مازندران گرفته شده‌است و هيچكدام در نسخه‌ فرانسه نيست : چند شتر با بار مي‌گذرند . مي‌شنويم :

                   " تنها چيزي كه از گذشته باقي‌مانده ، كاروان‌هاي شتري است كه به طرف درياي خزر مي‌روند تا در آنجا كالاهاي خود را به شوروي بفروشند." 

روي يك قلعه‌ي ويران مي‌شنويم :

                   " قلعه‌اي كه زماني عظمت داشت ، در حاشيه‌ جنگلي ، بر‌جاي مانده‌است.

" پيرمردي سوار بر الاغ از گُداري در يك رودخانه مي‌گذرد. در راست كادر ، چند نفر‌ اتومبيل خود را با آب رودخانه مي‌شويند . مي‌شنويم :

                   " اكثريت ايراني‌ها براي عبور و مرور خود هنوز به گذشته پايبندند كه آدم را به ياد قصه‌هاي هزار‌ و يك‌شب          مي‌اندازد. مثل اين خر سوار كه در كنار اتومبيلي‌ از رودخانه مي‌گذرد. "

آخرين تصوير اين بخش هم كه واقعاً بدون تدوين و بدون ارتباط منطقي با مجموعه است دو نفر در قايق، درون رودخانه‌اي تور ماهي‌گيري مي‌اندازند و مي‌شنويم :

                   "بعد از چند روز به رودخانه‌اي در حاشيه‌ درياي خزر رسيديم ‌. تعداد ماهي‌گيران زياد نيست .“

 

سفر به تركيه و ملاقات با آتاتورك

در تاريخ 12 خرداد 1313 رضا‌شاه به دعوت كمال آتاتورك به تركيه رفت و از اين سفر يك فيلم گزارشي ناطق ، توسط فيلمبرداران ترك تهيه‌شده كه موجود است . رضا‌شاه كه شديداً تحت تأثير اقدامات مصطفي كمال پاشا قرار گرفته بود، سفر دو هفته‌اي خود را تا يك ماه تمديد‌كرد . آتاتورك رهبر‌كشوري در آستانه‌ اروپا بود كه با انديشه‌ لائيك، ‌تغييراتي در جامعه ، بوجود آورده بود. اين تغييرات ، مورد توجه رضا‌شاه ‌قرار‌گرفت .

‌شاه در آنكارا از قطار پياده مي‌شود . آتاتورك پاي پله‌ قطار ايستاده ، دست مي‌دهند و با هم به سوي مستقبلين مي‌روند . دست مي‌دهند . رضا شاه از گارد احترام ، سان مي‌بيند . گوينده به زبان تركي استانبولي اعلام مي‌كند كه رضا‌پهلوي شاه ايران در سال 1934 وارد آنكارا شده و آتاتورك او را برادر خود خطاب كرده است . بعد مي‌ايستند . رضا‌شاه مي‌گويد :

          خيلي خوشوقتم كه به آرزوي ديرينه براي ديدار...

رضا‌شاه ، داراي صداي بم و قوي است . وسيله‌اي برابر رييس جمهور و شاه قرار دارد كه معلوم مي‌شود ميكروفن است. ميكروفني بزرگ و حجيم . صدابردار وارد كادر مي‌شود و ميكروفن را به رضا شاه نزديك مي‌كند . صداي" خرت"  شنيده مي‌شود  و صحبت رضا شاه را قطع مي‌كند‌ . وي از حركات صدابردار متعجب است . بعد به تركي حرف مي‌زند .

 ساير صحنه‌هاي اين فيلم عبارتند از :

ـ سران‌كشور‌تركيه ( در‌تصوير‌درشت‌، عصمت‌پاشا رييس‌الوزرا و سيد‌باقر‌كاظمي وزير‌امور‌خارجه با هم صحبت مي‌كنند .) ـ سوار شدن بر اتومبيل و حركت .

ـ دختران مدارس از برابر آنها رژه مي‌روند.

ـ سان : رضا شاه با دوربين در نماي درشت و سربازان در زمينه ديده مي‌شوند.  

 

 

مقدمه

فصل یک: 1287تا 1319 شمسی

تصاویر اولیه

ما به عنوان دیگران / علف / تصویر یک شهر ایرانی

فیلم هایی از تاسیس راه آهن

گنجینه های افسانه ای در ایران امروز / قمه زنی در اصفهان / کاروان زرد / سفر به ترکیه و ملاقات با آتاتورک

فیلم هایی درباره نفت / جشن عروسی ولیعهد

پی نوشت های فصل یک

بخش دو:  ایران در اشغال از دریچه دوربین متفقین - 1320 تا 1330 شمسی

اشغال / کنفرانس تهران / مسئله آذربایجان

پرسیا / در آن سوی ارس

اما انگلیسی ها / آمریکایی ها / ایران پرسیای جدید

پی نوشت های فصل دو

بخش سه: تصویر دکتر مصدق و زمانه او در سینمای مستند

فیلمبرداران پارامونت در ایران / هیئت خلع ید در آبادان / خروج انگلیسی ها

مصدق مسئله نفت را به سازمان ملل می برد

سی تیر / کودتا / محاکمه مصدق

پی نوشت های فصل سه

 

 

 برگشت به صفحه اصلی ...