
|
فصل یک: 1287تا 1319 شمسی
سالها پيش، از دكتر هوشنگ كاووسي شنيده بودم كه از "محمدعليشاه" فيلمي در آرشيوهاي شوروي و احتمالا˝ در فرانسه وجود دارد . دوباره تماس گرفتم . ايشان تأکيدكرد كه: جدا از فيلمبرداران لومير كه در سفر خود به چين از ايران فيلم گرفتهاند ، وقتي محمد عليشاه سال 1909 [ 17 رمضان 1327 ﻫ.. ق ] به روسيه پناهنده شد، پسر نوجوانش احمد (شاه) را نيز با خود بُرد. در بندر اودسا هنگامي كه سالداتهاي روس از برابرشان رژه ميرفتند ، فيلمبردارهاي روسي از آنها فيلمي يازده دقيقهاي گرفتند. من اين اطلاع را در يك فهرست در فرانسه ديدم و سالها قبل، از نمايندهي سينماييِ شوروي در ايران خواستم كه نسخهاي از فيلم را در اختيار ايران قرار دهند كه نشد.(5) من نيز چنين درخواستي را در جريان برگزاري هفتة فيلم مستند ايران و جهان در تهران ، در بارة فيلمهايي از دوران قاجار، از سرگئي ميروشنيچنكو رييس انجمن مستندسازان روسيه داشتم. ايشان گفت جستجو خواهد كرد و اگر يافت ، فيلم مشتركي بسازيم . مدتي بعد از طريق علي محمد قاسمي مستندساز كه براي شركت در جشنوارهاي به روسيه رفته بود، پيغام فرستاد كه در آرشيوهاي دولتي و در دسترس خود ، فيلمي از ايران دورة قاجار نيافتهاست. ادسا يا باغشاه؟ اما تصويري از محمد عليشاه وجود دارد كه بنظر مي رسد در ايران گرفته شده باشد . اين تصوير بسيار كوتاه است. در ايواني روي صندلي نشسته ، با دو دست ، شمشيري را كه نوكش بر زمين است گرفته ، همان جقة شاهي را بر سر دارد . در حياطي كه تمام ديوارهايش با پردة گلدار پوشانده شده ، چند نفر با احترام و مؤدب ايستاده اند . يك افسر روس ، با كلاه پشمي پاخ پاخي ، ، پشت بدوربين ، رو به شاه ايستاده و احتمالا گزارش مي دهد . در نماي بعد ، قزاقان روسي ، پيش مي آيند و سلام ميدهند . معلوم است ، دوربين اندكي به چپ چرخيده ، شاه در كادر نيست و لي زاويه تغيير نكرده است . لياخوف ، با ريش كوتاه ، به همراه پسر بچه اي در صف مقدم و قزاق ها ، پشت سر آنها هستند. يك دوربين عكاسي ، گوشة ديوار است . تعدادي از ايرانيان ، كنار در ايستاده اند گروه ديگري از قزاقها ي ايراني مي آيند. حالا عكاس ايراني ، وسط دو فوج قزاق ، ايستاده است. اما پسر بچه اي كه سمت راست سرهنگ لياخوف ، در رژه مقابل شاه قرار گرفته كيست ؟ اين تصاوير متعلق است به سال 1908 و دوران استبداد صغير در ايران و احتمالا در باغشاه است يا سال 1909 و در همان بندر ادسا ؟ عكس همين پسر بچه را در همان هيبت ، كنار دست لياخوف در كتاب تاريخ مشروطة ايران احمد كسروي مي بينيم . كسروي نوشته است : گويا محمد حسن ميرزا يكي از فرزندان محمد علي ميرزا باشد . اما كسروي جغرافياي عكس را معين نساخته است . اين صحنة كوتاه و سه نماي يكدقيقه و 55 ثانيه اي در فيلمي از كرونوس فيلم آلمان غربي با عنوان فرعيِ the heirs of Cyrus the great بكار رفته (6) و روي آن گفته مي شود : در سال 1909 با كمك نيروهاي فعال روسي ، شاه تبعيدي ، كوشيد دوباره به قدرت برسد و اين نخستين بار نبود كه روسها در مسائل ايران ، دخالت مي كردند . به عبارت ديگر ، فيلمساز آلماني و مشاوران تاريخدان وي ، اين صحنه را همان فيلمي دانسته اند كه دكتر كاووسي به دنبالش بود . البته حدود دو دقيقه از يازده دقيقه. با وجود اين هنوز باور ندارم كه فيلم در روسيه گرفته شده باشد . هر چه باشد ، ما از سه دورة مظفرالدينشاه ، محمد عليشاه و احمد شاه تصوير در اختيار داريم . جدا از فيلمهاي كاخ گلستان ، هفت نما از احمد شاه وجود دارد كه به كاخ گلستان مي آيد . از سه پلة تخت مرمر بالا ميرود ، بر تختي كه به تخت سليماني مشهور بود مي نشيند . در آخرين تصوير احمد شاه ، سوار بر كالسكه از كاخ ميرود . ، صحنه هايي كوتاه از حضور آخرين شاه قاجار در فرنگستان ( احتمالا˝ از اقامت در جوار جنگل بولوني در پاريس و همراه امبرتو پادشاه ايتاليا در رم ) هم وجود دارد . همچنين دو تصوير، از پرنس ارفع الدوله دانش ، رييس هيأت نمايندگي ايران در« جامعة ملل» متعلق به سالهاي 1299 تا 1306 موجود است كه در ژنو برداشته شده ، رو به دوربيين مي خندد و راي خود را براي تاسيس جامعة ملل به صندوق مي اندازد. (7) تمثال رئيس الوزرا عباس مطمئنزاده ، از وجود فيلمي متعلق به مهرماه سال 1304 خبر داد كه بر اساس ميان نويس موجود در فيلم ، توسط ژرژ اسماعيلوف ( Georges Ismaloff & cie Tehran Perse) فيلمبرداري شدهاست (8). ( البته كل فيلم و اين ميان نويس كه چند بار تكرار شده ، به رؤيت اينجانب نيز رسيده است . ميان نويس مذكور ، از نظر نوع مادة خام با بقيه تفاوت دارد و عجيب است كه پشت ورو چسبانده شده بود . البته ميان نويس به هيچوجه جديد نيست چرا كه آنهم روي فيلم نيتراته نوشته شده ولي مي شود حدس زد كه عمرش نسبت به فيلم اصلي جوانترباشد) . در ابتداي اين فيلمِ نيتراته، مياننويس زير قرار گرفته است: جشن فارغ التحصيلي دوره سوم مدرسه صاحبمنصبان نظام و اعطا مناصب روز دوشنبه 20 مهر 1304 . همانطوركه ميدانيد در اين زمان احمد شاه در پاريس اقامت داشت دو ماه بعد يعني در بيستوچهارمآذر، مجلس مؤسسان نتيجة جلسات خود را اعلام كرد . مياننويس دوم : بازديد شاگردان مدرسه نظام ازطرف آقاي سرتيپ محمدخان نخجوان بعد از بازديد مدرسه، سومين مياننويس ميآيد : ورود بندگان حضرت اشرف اعظم آقاي پهلوي رئيس الوزرا دامت عظمته بمدرسه در اين صحنه محمدرضا (پهلوي) كه كودكي پنجساله است، نيز ديده ميشود. مياننويس بعد : اعطا ديپلمها از طرف بندگان حضرت اشرف دامت عظمته به شاگردان فارغالتحصيل در اين صحنه ، ديپلمات هاي خارجي با كلاه سيلندر ديده مي شوند. اين همان مدرسه ايست كه از ده روز بعد يعني اول آبان ماه 1304 افرادي در آنجا متحصن شده، خواستار خلع احمد شاه و انقراض حكومت قاجار شدند. در پنجمين ميان نويس آمده است: دفيله و ورزش شاگردان مدرسه ششمين و آخرين مياننويس اين فيلم ده دقيقهاي و مهم ايناست : براي اولين دفعه است كه در ايران فيلم سينما برداشتهشده و در ايران ظاهر و ثابتگرديده است.
البته خانبابا معتضدي نيز چنين عنواني را در ابتداي فيلم خانوادگياش گنجانيدهاست كه در فيلم سينماي ايران: مشروطيت تا سپنتا ديده ميشود و نشان ميدهد كه آنها يا از كار يكديگر و از كار ميرزا ابراهيمخانعكاسباشي اطلاع نداشتهاند يا هر دو نفر مي خواستند افتخار اولين بودن را براي خود حفظ كنند . تا امروز فقط خاطرهاي از نمايش چهرة رييس الوزرا ( روي پردة سينمايي در تبريز) در يومية تبريز بهجايماندهبود كه با فيلم ژرژ اسماعيلوف ، فصل تازهاي در تاريخ بصري ايران ، گشوده ميشود و قديمي ترين تصوير از رييسالوزرا قبلاز انتقال سلطنت از قاجار بهپهلوي ازتاريكخانة زمان بيرونكشيده شده، واقعا˝ عرضاندام ميكند. خبريومية تبريز مربوط به هشتم ارديبهشت 1304 و آگهيِ سينما سولي تبريز اين است : ... موافق رويه امروز پردههايي تهيه شده كه جالب توجه است. ازجمله تمثال مبارك بندگان حضرت اشرف رييس الوزرا دامت عظمته كه در پرده سينما عرض اندام خواهدكرد اما علي دادرس ، سال 1339 ژرژ اسمالوف ( اسماعيلوف) صاحب قبلي سينما فاروس و «محاسب وزارت جنگ»(9) را درادارة راهآهن ديد : بيش ازهشتاد سال داشت . قدبلند بود و با عصايي راه ميرفت که ميتوانست تبديل به شمشير شود. ژرژاسمالوف فيلمي از اولين کلنگزدن راهآهن [ با کلنگ نقرهاي] در ايستگاه فعلي راهآهن [بيرون از دروازة محمديه ، معروف به سبزيکاري امينالملک] به همراه داشت و آورده بود بفروشد. درآنجا خيمههايي زده بودند. فيلمي که وي درسال 1306 گرفته بود، براي راهآهن خريداري شد. بعدها علاءالدين پزشکي که فيلم زندگي رضاشاه را ميساخت به ژرژ اسمالوف مراجعه کرد که شمشيرش را کشيده و به اوحمله آورده بود! (10) جدا از اين ، دو تصوير ديگر از رضا خان پهلوي باقي مانده است . يكي مربوط است به رفتن رضاخان ، رئيس موقت مملكت ( يا رئيس حكومت موقتي) به مجلس مؤسسان در وزارت فوائد عامه ( محل تكية دولت) در روز 15 آذر ماه 1304 و ديگري مربوط است به سلام رسمي . در فيلم مربوط به مجلس مؤسسان ،كالسكه و گارد سواره ( آژان ، امنيه وسوار نيزه دار) از ميدان سپه مي گذرند . در محوطة مجلس تعداي از امراي نظام ديده مي شوند . رضاخان رئيس حكومت موقت دسنش را در پشت گره كرده ، بلند قد تر از آنست كه تمام سرو صورتش در قاب تصويري كه براي ملتزمين كوتاه قد تنظيم شده قرار گيرد . به دنبال او محمد رضا كه كودكي پنج ساله است ، مي آيد و از چپ كادر به سرعت خارج مي شود . اين فيلم به احتمال قوي همانست كه خانبابا معتضدي به دستور امير لشكر عبدالله خان امير طهماسبي از مراسم ورود رضا خان پهلوي به مجلس مؤسسان گرفته است . از مراسم روز 25 آذر 1304 نيز تصويري وجود دارد كه احتمالا كار خانبابا معتضدي است ( وبعد ها ، با تاجگذاري اشتباه گرفته شده است) .رضا شاه چهار روز بعد از اعلام نظر مجلس مؤسسان براي سلام رسمي به كاخ گلستان آمده از عمق راست صحنه وارد مي شود ، از پلكان تخت مرمر بالا مي رود ، بر تخت مي نشيند و خطابه اي مي خواند و ميرود (از اين صحنه كمتر از نيم دقيقه باقي نمانده است ) . روز 4 ارديبهشت سال 1305 تاجگذاري انجام شد كه تا كنون فيلمي متعلق به اين روز نديده ام . هر چند آرتم او هانجانيان در سال 1355 فيلمي ( هفت دقيقه و سي و پنج ثانيه اي) در بارة تاجگذاري ساخته ولي صحنة تاجگذاري را با عكس ونقاشي بر گذار كرده است .
فصل یک: 1287تا 1319 شمسی ما به عنوان دیگران / علف / تصویر یک شهر ایرانی فیلم هایی درباره نفت / جشن عروسی ولیعهد بخش دو: ایران در اشغال از دریچه دوربین متفقین - 1320 تا 1330 شمسی اشغال / کنفرانس تهران / مسئله آذربایجان اما انگلیسی ها / آمریکایی ها / ایران پرسیای جدید بخش سه: تصویر دکتر مصدق و زمانه او در سینمای مستند فیلمبرداران پارامونت در ایران / هیئت خلع ید در آبادان / خروج انگلیسی ها مصدق مسئله نفت را به سازمان ملل می برد
|
||