
|
پرسش های پیک مستند
1 – واقعـۀ خوب برای سینمای مستند سال 1385 2 – واقعۀ بد برای سینمای مستند سال 1385 3– بهترین فیلم هایی که امسال دیدید ( 3 تا 5 فیلم ) 4 – مهم ترین آدم ها در سینمای مستند سال 1385 5 – خواست و آرزویتان برای سینمای مستند سال 1386
پاسخ های محسن سوهانی ضمن عرض سلام و خسته نباشید بابت دیر کرد در ارسال این مطلب پوزش می خواهم . پیش آمدن مشکلات متعددی باعث شد نتوانم به موقع مطلب را برایتان ارسال کنم اما در پاسخ به محبت و زحمات شما و همکارانتان در پیک مستند تصمیم گرفتم با وجود تاخیر بسیار آن را برایتان ارسال کنم تا در صورت صلاح دید بر روی سایت قرار دهید . در ضمن در پاسخ به سوال واقعۀ بد برای سینمای مستند سال 1385 جوابیه ای به مطلبی که جناب استاد تهامی نژاد در همین بخش از نظریات خود نوشته اند داده ام . خواهشمندم در صورت قرار ندادن این مطلب روی سایت به من اطلاع دهید تا جوابیه ام را طی مقاله ای مستقل برایتان ارسال کنم. 1 – واقعـۀ خوب برای سینمای مستند سال 1385 : – برگزاری نخستین کارگاه تخصصی آموزش سینمای مستند توسط انجمن مستندسازان – تولید مجموعه مستند هایی نظیر بیست شب ، سینمای ایران و فرش ایرانی – راه اندازی نخستین سایت تخصصی سینمای مستند توسط پیروز کلانتری و روبرت صافاریان – بزرگداشت محمد تهامی نژاد در جشن خانه سینما – برگزاری هفته مستند های 5+16 به همت انجمن مستند سازان و ناصر صفاریان – نمایش آثار برتر سینمای مستند در سری جدید برنامه مستند 4 2 – واقعۀ بد برای سینمای مستند سال 1385 : از آن جایی که دیگر به پیش آمدن اتفاقات بد عادت کرده ایم و وقایع بد در سینمای مستند ایران درست مثل آجیل شب عید به وفور نعمت یافت می شود و نگارش آن مثنوی هفتاد منی می طلبد تنها به آن دست از اتفاقات بدی که به خودم مرتبط است و برایم حکم بغضی فرو خورده را دارد اشاره می کنم : ـــ ما ز یاران چشم یاری داشتیم : خواندن نظر استاد عزیزم جناب تهامی نژاد در همین بخش نظر سنجی سایت پیک مستند که باعث شد چشم بنده به بسیاری از حقایق روشن شود من جمله این که بنده خودم یکی از اتفاقات بد سینمای مستند در سال 85 هستم و در کنار سازندگان فیلم ضد ایرانی 300 دست به جعل تاریخ و تخریب چهره های بزرگ فرهنگی – تاریخی ایران زده ام . البته باور بفرمایید خود بنده هم تا پیش از خواندن این مطلب خبر نداشتم که انقدر آدم بدی هستم و جزو اتفاقات بد سینمای مستند محسوب می شوم وگرنه زود تر از این ها خودم را از این مهلکه کنار می کشیدم . استاد گلایه ای به حق داشتند که چرا در مصاحبه ای که از طرف نشریه داخلی انجمن مستندسازان با ایشان انجام داده ام مرتکب اشتاباهاتی شده ام . بنده این تقصیر را می پذیرم و ضمن اعلام مراتب شرمندگی بار دیگر از ایشان پوزش می طلبم چون به دلیل کم بود وقت در رساندن مطلب برای چاپ و مشکلات متعدد شخصی نتوانستم در ویرایش آن دقت لازم را داشته باشم اما متقابلا گلایه بنده از ایشان این است که چرا به جای در میان گذاشتن اعتراضشان با من یا سردبیر نشریه و یا اعلام آن در شماره بعدی نشریه انجن ( که نشریه ای داخلیست ) آن را در نظر سنجی سایت پیک مستند ابراز کرده اند و از آن در کنار فیلم تحریف کننده 300 به عنوان بدترین وقایع سینمای مستند در سال هشتاد و پنج یاد کرده اند ؟!!!. ـــ بهانه ای به نام کم بود بودجه : بی تعهدی مرگز گسترش سینمای ( مستند ) و ( تجربی؟!!! ) در تامین امکانات تولید فیلم های پایان دوره کارگاه آموزش مستندسازی که منجر به پایمال شدن زحمات اساتید و هنرجویان شد . من که اسمی از سینمای داستانی در عنوان طول و دراز این مرکز نمی بینم و نمی دام چرا بودجه اش را به جای سینمای مستند صرف فیلم های بلند داستانی می کند ؟ ـــ دارار و ندار : بنده شخصا افتخار دیدن فیلم تهران انار ندارد را نداشته ام اما آن طور که شنیده ام و آن طور که از شواهد بر می آید این فیلم شباهت های ظاهری و ماهوی فراوانی با فیلم طهرانجلس که قبلا توسط بنده ساخته شده است دارد . البته در این که فیلم آقای بخشی در شرایط حرفه ای و با امکانات یک فیلم بلند سینمایی تولید شده است و نسبت به فیلم نصفه و نیمه بنده که به برکت جیب یکی از هم کلاسی ها و به ضرب و زور دو روز فیلم برداری با دوربینی خراب ساخته شده اثر به مراتب بهتریست جای هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد اما اگر این همه ستایش و تقدیر تنها به دلیل نوع نگاه طنز آمیز فیلم ساز نصیب آن شده است چرا فیلم من با وجود این همه شباهت به این فیلم با وجود همه نواقصش دیده نشد ، هیج جا به نمایش در نیامد و حتی یک نقد خشک و خالی هم بر آن نوشته نشد . اصلا چرا سینمای مستند آماتور دیده نمی شود و فضایی برای نفس کشیدن ندارد ؟ حکایت حکایت دارا و ندار است . از ما بهتران همه نوع امکاناتی دارند اما در مقابل ما هیچ نداریم ( من و شما تهیه کننده درست و حسابی و تهران انار !!! ) همان طور که عرض کردم اتفاقات بد سر درازی دارند و مثنوی هفتاد منی می طلبند . در پایان پیشنهاد می کنم سری به نوشته مجتبی میر تهماسب در بین همین نظر سنجی ها بزنید و حکایت خر ملا نصرالدین را بخوانید . به راستی که حکایت آن خر مرحوم حکایت بنده است . 3 – بهترین فیلمهایی که امسال دیدید ( 3 تا 5 فیلم ) : رییس جمهور میر قنبر ( محمد شیروانی ) – زندگی همین است ( پیروز کلانتری ) – روزی روزگاری مراکش ( سیف الله صمدیان ) – مدار صفر درجه ( محمود رحمانی ) – دست سیاه نان سفید ( جواد مزد آبادی ) 4 – مهمترین آدمها در سینمای مستند سال 1385 : – هیات مدیره انجمن مستند سازان : ( محبوبهی هنریان، غلامرضا کتال، مجتبی میرطهماسب، رحیم مرتضیوند وسعید تارازی) که با فعالیت های درخشان و خستگی ناپذیر خود گام های موثری در جهت اعتلای سینمای مستند ایران برداشته اند – همایون امامی : مردی صبور، زحمتکش و بی ادعا که زندگی خود را وقف سینمای مستند کرده است و طی سال های اخیر همواره نقش موثری در رویداد های بزرگ آن ایفا کرده . – محمد تهامی نژاد : مردی که با پژوهش های دقیق و تاریخ نگارانه اش حق بزرگی برگردن سینمای ایران خصوصا سینمای مستند دارد . – پیروز کلانتری و روبرت صافاریان : دو تن از جدی ترین فعالان سینمای مستند ایران که از عرصه نقد و پژوهش گرفته تا را ه اندازی سایت تخصصی یاران بی دریغ این سینما بوده اند . – منوچهر مشیری ، سودابه مرادیان و سایر اساتید و دست اندر کاران نخستین کارگاه تخصصی آموزش سینمای مستند : که باوجود تمامی موانع و مشکلات صبورانه مقاومت کردن تا اتفاقی بی سابقه در تاریخ سینمای مستند ایران شکل بگیرد. – سید رضا میر کریمی و ارد عطار پور : تهیه کنندگانی که با جذب اعتبار از تلویزیون و دیگر نهاد های دولتی و تولید مجموعه مستند هایی نظیر بیست شب و فرش ایرانی موفق به تولید مجموعه ای از بهترین تولیدات سال های اخیر سینما ی مستند ایران شدند . – و از همه مهم تر جوانانی که با دست خالی اما با دنیایی از عشق و علاقه مستند می سازند .
5 – خواست و آرزویتان برای سینمای مستند سال 1386 : فیلم های دیده نشده از پستوی خانه مستندسازان بیرون آورده شده و به نمایش در آید ، به سینمای مستند جوان به اندازه شعارهایی که داده می شود بها داده شود ، انقلاب دیجیتال و امکانات ارزان قیمت آن شر وابستگی به دولت را از سر سینمای مستند کم کند و این که خدا آخرو عاقبت همه ما مستند سازان را به خیر کند تا زیر بار این همه مشکل ریز و درشت به سرنوشت خر مرحوم شده ملا نصرالدین دچار نشویم .
|
||