پرسش های پیک مستند

 

– واقعـۀ خوب برای سینمای مستند سال 1385

2 – واقعۀ بد برای سینمای مستند سال 1385

3– بهترین فیلم هایی که امسال دیدید ( 3 تا 5 فیلم )

4 – مهم ترین آدم ها در سینمای مستند سال 1385

5 – خواست و آرزویتان برای سینمای مستند سال 1386

 

پاسخ های سعید محصصی

                                   

     1ــ نمی دانم چه چیزی را می توان واقعه ای خوب نامید ؟ اتفاق خاصی که نیفتاده . این که فرهنگستان هنر حرکتی جدید را شروع کرده فی نفسه کار خوبی است ، اما تا آثارش مشخص نشده ، نمی توان گفت که این یک اتفاق است . اگر این نمایش ها و کارهای تئوریک که در برنامه دارند ) کانون فیلم مستند و یک رشته کارهای اساسی دیگر که صحبت هایش شده) به عمل درآید ، آن وقت می توان گفت یک اتفاق خوب افتاده . در کنار این به راه افتادن برنامه ی مستند چهار و نمایش فیلم های مستند بلند هم البته یک کار بسیار مهم است و جای تشکر دارد از مسئولان تلویزیون . اما آن هم هنوز یک اتفاق نیست . با این گل ها بهار نمی شود .

      2 ــ وقایع البته بیشتر به سمت بدتر شدن پیش رفته .  جشنواره­­ی فیلم کوتاه اصفهان با شش ماه تأخیر و در مقیاسی بسیار کوچک تر از پارسال برگزار شد ، کک کسی هم نگزید . جشنواره ی کیش هم آن گونه که برخی از دوستان گفتند یک رویداد باری به هر جهت بود . این کارها و کارهای مشابه ، انگیزه را در بسیاری از دوستان این سینما کم می کند و در    برخی آن را می کشد . همه هم که مثل ما پوست کلفت نیستند !

        3 ــ الف  یکی از بهترین فیلم هایی که امسال دیدم روزهای بی تقویم بود ، کار مهرداد اسکویی . علاوه بر زحمتی که برای فیلم کشیده شده بود ــ و این زحمت ها جزیی از طبیعت کار مستند خوب است ــ ساخته شدن یک فیلم مستند مشاهده یی که تحقیق وپژوهش بخشی اساسی از کارهنگام تصویربرداری است و کارگردان هم در خال ساخت به شناخت موضوع نایل می شود ( شناخت اولیه و پیشافیلم برداری مد نظرم نیست ) و تکلیف همه چیز از پیش معلوم نشده ، خود یک اتفاق است . این نوع از کارنه تنها آسان نیست ؛ بلکه هر چه به عمق مطلب نزدیک می شوی ، دشواری ها بیشتر خود می نمایانند ؛ به ویژه این که بچه های موضوع فیلم ، همه از زمره­ی آدم های زخمی هستند ــ زخم هایی ناشی از ناملایمات اجتماعی ، اقتصادی ، اخلاقی و فرهنگی ( تربیتی ) . رئالیسم به کارگردان اجازه نداده که هم چون همۀ  آن ها که از دور دستی بر آتش دارند ، به کانون اصلاح و تربیت ( یا زندان اطفال ) به عنوان یک جای جهنمی و مخوف  نگاه کند ؛ که آن جا یک بهشت مصنوعی است ، در وسط جهنم اجتماع ، هر   چند بهشتی سرد و زمهریر گونه .

      بـــ  آقای هنر ساخته ی رضا بهرامی نژاد است . این اثر گرچه در مقایسه با کارهای گذشته ی کارگردان گامی به جلو نیست ، اما فیلم خوبی است . کارگردان زحمت زیادی کشیده تا بتواند اتوپرتره ای از خودش و تجربه ی چند سال معلمی خودش در یک مدرسه ی راهنمایی به تصویر درآورد . نوع سینمای بهرامی نژاد بیشتر به نــوع سینمـــای مستند مشاهده یی ارتباط و  گرایش دارد ، اما در این نوع سینما در مقایسه با آثار مهرداد اسکویی ، وجه داستانی بر وجه  مستند می چربد و گویی که بهرامی نژاد کلاً در دستان گویی قدرت و احاطه ی بیشتر ی دارد . بر خلاف برخی از دوستان، من این خصیصه را امتیازی مثبت تلقی می کنم .

       ج ــ فیلم خبرنگار جنگی فیلم بلندی که امیدوارم در ایران به نمایش دربیاید، در میان تمام فیلم های ایرانی و خارجی مستند که در سال گذشته دیدم ، بیشترتکانم داد . مانی پتگر در صحبت هایش درباره ی فیلم ها اصطلاح هایی را به کار می برد که مخصوص به خودش است، مثلا این که « فلان فیلم چه قدر پوست و گوشت دارد ؟ » در این جا باید بگویم که واقعا پوست و گوشت دارد . این فیلم درواقع سرگذشت جیمز نچوی  شخصیت مهم دنیای عکاسی خبری را روایت می کند وارزش کار چنین آدم هایی را برای تماشاگران می نمایاند . با دیدن این فیلم آدم واقعا با مصایب جیمز نچوی شریک می شود . مشاهده گری دقیق و خلاق کارگردان ( با آن فیلم برداری درخشان ) باعث شده که آدم در متن کار سخت و مردانه ی یک خبرنگار جنگی حضور یابد . در این فیلم شاهد حضور چهره های برجسته ی جهان اطلاعات هم هستیم ، از جمله کریستین امانپور که نچوی را از نزدیک می شناسد و با او همکاری هایی هم داشته است . پس از دیدن این فیلم ،  نچوی دیگر رهایمان نمی کند ، و آن آرامش ، ماجراجویی ، قدرت تحمل برای انجام کارهای سخت و . . .  انسان دوستی ، خبره گی تکنیکی و جا نزدن در هیچ یک از صحنه های مهم ، همه و همه ، از او چهره ای از یادنرفتنی ساخته است .

      4 ــ  مهم ترین آدم سینمای مستند ، همان است که قبلاً در باره اش در ماهنامه ی فیلم مطلب مفصلی چاپ کردم ، و این آدم کسی نیست جز محمد تهامی نژاد . او حق بزرگی به گردن این نسل و این سینما دارد .  اسطوره گرایی و اسطوره را جای تاریخ گذاشتن ( با تمام ارزش های بی بدیل اسطوره ها در بازگویی صفحات نانوشته ی تاریخ و ارزش های هنری و فوق العاده ی این اسطوره ها ) کار خردمندانه ای نیست و بسیار راحت می تواند ما را در پلشتی ِ ناآگاهی ، غوطه ور نگاه دارد . تهامی نژاد این آگاهی را از طریق پژوهش های شخصی ، به عرصه ی تاریخ سینما کشانده و با دقتی مثال زدنی به پیراستن تاریخ از آرایه هایی که انسان ایرانی بر پیکر تاریخ مصور خود وارد آورده ، می­پردازد .

          5 ــ آرزویم برای سینمای مستند درسال آینده این است که ابرهای تیره بیشتر کنار بروند ، و طرح ها و برنامه هایی که برای کار با فرهنگستان هنر مطرح شده ، و آن جمع عزیزی که در آن جا جمع شده و پیگیر اجرای آن ها هستند ، به بار بنشیند ، جشنواره ی مستقل سینمای مستند  به راه بیفتد ، و . . . بچه های فیلم ساز انگیزه های بیشتری بیابند  و انشاالله راحت تر فیلم بسازند .

      یک آرزوی شخصی هم دارم : سالیان چندی است که طرحی تصویب شده ( با نمره ی بالا در ارزشیابی طرح از طرف سیمای اصفهان ) دارم که هنوز شیرمردی پیدا نشده که بتواند هزینه های فیلم را تقبل کند . در این طرح، اصفهان را یک سمفونی دیده ام    . کار سنگینی از کار درخواهد آمد . متأسفانه مقامات سیما مرتبا می گویند که پول برای این کارها ندارند ، خودم هم از صرف هزینه برای چنین کاری عاجزم . امیدوارم دراین زمینه گشایشی بشود . انشا الله.

 

 برگشت به صفحه اصلی ...