گزارش میزگرد فیلم های مستند

اصفهان شناسی در تالار هنر

 

محمد  سعید محصصی

 

کارگاه سینمای مستند در محل تالار هنر شهرداری اصفهان با هدف ساخت مستندهایی با موضوع اصفهان  شناسی و  حیات شهری،  نزدیک به دوماهی است که در جریان است. یکی از جلسات این کارگاه به  صورت یک میزگرد چندساعته و با مخاطب عام  تر برگزار شد که با استقبال بینندگان موجه گردید. در این میزگرد که ضمن نمایش چند فیلم از دو مستندساز شناخته  شده  ی اصفهانی یعنی رضا مهیمن و فرشاد احمدی دستگردی، احمد میراحسان به ایراد سخن پرداخت. او با عنوان روی  کرد به واقعیت پیرامون و تاثیر آن و عناصر سینمای مستند با مصداق  فیلم  های مستند اصفهان  شناسی  سخن  رانی کرد و در ادامه  میزگردی با شرکت میراحسان، هر دو فیلم ساز، مهندس درویش و نگارنده به  عنوان مجری ، مباحث مطرح  شده توسط میراحسان به بحث گذاشته شد. پیش از آوردن خلاصه  ی این برنامه لازم است  نام مستندهایی که به نمایش گذاشته  شد آورده شود:

اصفهان شهری که ساخته  ایم
نصف  جهان در قاب
قوس بر قزح زنده  رود

                                ساخته  ی فرشاد احمدی دستگردی
رازها و نیازها
عکس روی تو
بهشت بر زمین
رواق منظر دوست

                                ساخته ی رضا مهیمن
 

خلاصه  ی سخنرانی میراحسان / خلاصه  ی میزگرد

زندگی های نادیده

نگاهی به فیلم هفت فیلمساز نابینا

رضا بهرامی نژاد

 شکل سهل تجربه محمد شیروانی در این اثر ، ممکن است داوری آن را ساده بنمایاند . بهتر است معیارهای زیبایی شناختی مان از فیلم مستند را در مواجه با این ایده دیجیتال کنار بگذاریم . این اثر رها و آزاد و تجربی شیروانی که شاید واکنشی باشد به فشار ساختار روایی و میزانسن حساب شده ای که او سعی کرد در فیلم مستند قبلی اش (رییس جمهور میرقنبر) سوار کارش کند ، یکی از تجربه های دیدنی این روزهای دیجیتال در ایران است . شیروانی فیلمسازی با روحیه تجربه گراست که معتقدم پس زمینه اش در نقاشی به این دید او یاری رسانده . ریسک کنار گذاشتن تجربه فیلم های قبلی او که عمدتا داستانی بوده اند ، در این مستند آن چیزی را باعث شده که  روح اصلی اثر را شکل داده . هفت زندگی از هفت زن نابینا در کنار هم ، امکان مقایسه غریبی را به دست می دهد که بدون دوربین دیجیتال و آزادی های فنی و سبکی آن ناممکن بنظر می رسد . هرچند در چنین قالبی ، ایده و طراحی کلی است که همه چیز را به دنبال خودش می کشد و گرچه مشخص است که شیروانی نیز در بعضی از قابها و میزانسن ها دخالت دارد اما نوع حضور ساده و بی پیرایه شخصیتها و آنگونه که میل دارند دیده شوند ( بیان شوند ) باعث می شود بپذیریم که شخصیتهای مستندش را کارگردان اثر بنامیم . بعد از دیدن چنین فیلمهایی ، سوالهای بسیاری در مورد پدیده دیجیتال به ذهن می رسد و ممکن است ما را بر سر این داوری نه چندان جدید بکشاند که آیا هر کسی و در هر کجا می تواند با استفاده از این ابزار فیلمساز خطاب شود ؟ ...

ادامه نوشته ....

یادداشتی بر کتاب " مستند، از ایده تا فیلمنامه "

 

در راه

 

رضا بهرامی نژاد

 

 " این کتاب سعی دارد به شما کمک کند تا پیش از روشن کردن دوربین،‌به تصور درستی از تمامیت فیلم برسید " . این جمله ، پیش زمینه دعوتی است در مقدمه کتاب خواندنی " مستند،از ایده تا فیلمنامه " به قلم آلن روزنتال . آثار مکتوب در عرصه سینمای غیر داستانی در ایران بسیار کم است و خوشبختانه نشر ساقی پیشرو ترجمه این آثار شده و با انتخابهایی درست ، مانند همین کتاب ، دست به کار انتشار متونی در زمینه آموزش سینمای مستند شده است. ایده اصلی کتاب، مروری بر کل فرایند مستند سازی ، از پیدایش ایده اولیه و پرورش آن تا فیلم نهایی است. آموزشی واقع بینانه و راه گشا درباره چالش های موجود در مسیر یک فیلم مستند .

بعد از خواندن این کتاب بود که دریافتم مقوله فیلمنامه در سینمای مستند تنها در ایران نیست که تا این حد ناشناخته است و اهمیت روزافزون آن در دنیا ، گرایشی جدید نسبت به این سینماست. و جالب این که درست مانند ایران، گسترش این مطلب ،مخالف خوان بسیار دارد. ....

ادامه نوشته ....

 

مقالات دیگر ما درباره فیلمنامه نویسی در سینمای مستند

فیلمنامه نویسی برای سینمای مستند / شادمهر راستین

پژوهش سینمایی (یا مستند نگاشت) / محمد تهامی نژاد

گفت و گوی با مایکل چنن مستندساز انگلیسی /  هادی مقدم دوست

تجربه‌ی نگارش فیلمنامه مستند عروس آب / به نقل از وب لاگ "مستندنگاری"

 

 

تن زدن تا مرگ برای هنرمند ماندن

نقد فیلم سیانوزه 

 

احمد میراحسان

 

سیانوزه فیلمی است که ارزش آن را دارد درباره ابتکارهایش حرف بزنیم : چه از منظر ساختارگرایانه و چه همزمان از منظر تأویلی :

1. درباره ابتکار ساختاری ادغام انیمیشن و تصویر رویداد اجتماعی در زمان تاریخی و فضای واقعی در سیانوزه هرچه بگویی کم گفته ای.

البته این شگرد برای نخستین بار نیست که در مستند مورد استفاده قرار می گیرد، اما سیانوزه از معدود فیلمهایی است که انیمیشن در آن ارزش فرمی و مضمونی درونی دارد و تبدیل شده است به تصویر مستند کابوس. انیمیشن بمثابه تصویر مستند ذهن مضطرب !

2.درباره ابتکار لایه های تودر توی ضمنی که برابر فیلم امکان تأویل گری مخاطب را شکل می دهد هم  حرف زیاد است. فیلم از موقعیت

خاص و جزئی شروع نمی شود و همه جامعه را فرا می گیرد.

3.درباره ابتکارهای نشانه شناختی پاتولوژیک که امر پزشکی را به امر اجتماعی مبدل می سازد هم حرفهای خوبی وجود دارد.

4. و درباره سیانوزگی هنر میان ما!

5. و نیز درباره مفهوم مدرن تری ازمستند که در کنار DOCUMENTARY DRAMA ، مستندهای نمایشی نویی را به گونه ای هنرمندانه و ابتکاری محقق می سازد.

.....

ادامه نوشته ....

من فیلمسازم نه کارگردان

گفتگو با ریچارد لیکاک

امیر حسین ثنائی

 sanaei@gmail.com

 

پدر سینما وریته آمریکا، همکار و فیلمبردار رابرت فلاهرتی، به بهانه ی برگزاری دومین جشنواره ی سینما حقیقت مهمان ویژه ی جشنواره بود. لیکاک با 88 سال سن، هنوز پر از انرژی است؛ در میانه ی گفتگو، میکروفون صدابرداری دوربین دیجیتالش را نشانم می دهد که خودش ساخته است؛ آن هم با چای صاف کن، یک تکه لوله ی خودکار و یکی دو تکه ی دیگر ... . هنوز دوربینش را همراه دارد و تصاویر دلخواهش را ثبت می کند تا تماشاگرانش را با تجربه هایش شریک کند. گفتگوی ذیل تنها بخشی از گفتگوی بلندی ست که با او انجام داده ام.

  ظاهرا رابطه تان با دیجیتال خیلی خوب است.

من عاشق دیجیتالم. عاشق سی دی و دی وی دی. دوربین ها و تجهیزات فیلمبرداری بسیار سنگین اند. اما دیجیتال این طور نیست. سبک، حمل آسان و کم هزینه. سبکی آن برایتان آزادی می آورد. تصاویرتان را در فیلم هایی کوچک می توانید نگه دارید. البته HD را اصلا قبول ندارم. چون تا حدودی واید اسکرین در صحنه ایجاد می کند؛ و نمی گذارد تا کلوزآپ های زیبایی را ضبط کنید. اصلا به درد کارهای من نمی خورد.

ادامه نوشته ....

فیلم مستند، تلویزیون و ویدئو

سرگئی موراتوف

ترجمۀ حمید احمدی لاری

 

..... در صحبت از سینمای مستند میل دارم به سه گونه از این سینما اشاره کنم: مستند سینمائی، مستند تلویزیونی و مستند ویدئوئی. هرسه نوع البته در مقوله هنرهای نمایش تصویری قرار می گیرند. اما اینجا سئوالی مطرح می شود. چرا فیلم تلویزیونی با سایر انواع تفاوت دارد؟ چه چیزی در صفحه تلویزیون به نمایش در می آید؟ از دید من فیلم محصول یک فرایند خلق است. تفاوت مستند تلویزیونی با سایر انواع آن مثل تفاوت رمان یا قصه کوتاه با روزنامه است. شک نیست که روزنامه هم به هر حال محصول فرایندی از خلق است. تنها تفاوت در این است که روزنامه برای فقط یک روز خلق می شود. روزنامه دیروز هیچ ارزشی ندارد. اما باز هم شک نیست که می توان قصه کوتاهی را در روزنامه انتشار داد. در واقع رمانهای الکساندر دومای پدر و پسر در زمان خودشان در روزنامه منتشر می شد. اما چنین اتفاقی هم هیچ وقت رخ نمی دهد که کسی برای خواندن یکی از آثار دوما به کتابخانه ای برود و اثر مورد نظر خود را در میان آرشیو روزنامه های زمان الکساندر دوما جستجو کند.

اما آیا باز هم تفاوت دیگری میان فیلم تلویزیونی و فیلم سینمائی وجود دارد؟ رنه کلر در کتاب "بازتاب های هنر سینما" به این سئوال پاسخ بسیار ساده ای داده است. " هیچ تفاوتی وجود ندارد". هر فیلم تلویزیونی یی را می توان روی پرده سینما نشان داد. و می توان ادامه داد که می شود هر فیلم سینمائی یی را نیز در تلویزیون نمایش داد. البته این کار حتما با  مقداری افت همراه است. تصویر این فیلم دیگر همان تصویری نخواهد بود که برای نمایش روی پرده طراحی شده است.

اما افت و زیان فیلم تلویزیونی هنگام نمایش بر پرده بزرگ چیست؟ احتمالا در زمان رنه کلر هیچ افتی مشاهده نمی شد. اما امروزه ما می توانیم ادعا کنیم که تصویر تلویزیونی یی که بر پرده بزرگ نمایش داده شود کارکرد یکپارچه سازی اش را از دست می دهد، کارکردی که تلویزیون به شرطی  قادر به اجرای آن هست که  فیلم تلویزیونی بازتاب دهنده افکار عمومی باشد. به عنوان مثال فیلم "رفیق آرخانگلسک" ( Arkhangelsk Fellow) ساخته مارینا گولدوفسکایا (M.Goldovskaya) به ماجرای یکی از اهالی آرخانگلسک می پرداخت که به عنوان اولین مالک خصوصی مزرعه در اتحاد جماهیر شوروی با کمیته محلی حزب کمونیست در افتاده بود. این فیلم در عصر اصلاحات گورباچف از تلویزیون نمایش داده شد. امروزه دیدن این فیلم هیچ جذابیتی ندارد، اما در زمان خود مثل بمبی منفجر شد و تا چند سال بعد هم صفحات زیادی از نشریات ما را به خود اختصاص داد. این اقبال تنها از آنجا بود که فیلم در تلویزیون نمایش داده شد. در صورت نمایش فیلم از طریق پرده سینما، قطعا چنین توجهی برانگیخته نمی شد.

اما ببینیم فیلم ویدئویی واقعا چیست؟ ......

نوشته کامل ...

نقد دو فیلم مستند

سعید محصصی

آتش روی آب

ساختة ماكان عاشوري و احسان راطبي

 آتش روی آب که تا آن جا که می دانم برای پخش ازشبکه های ماهواره یی کشور ما ساخته شده، کاری به نسبت خوش ساخت است که می توانست مستندی تأثیرگذار و ماندنی از کار درآید و البته در همین حد هم به عنوان یک مستند اطلاعاتی که بار عاطفی خوبی هم دارد می تواند نگریسته شود.

در زمستان سال 86 عده ای نزدیک به هشتاد نفر هنرمند محیطی از تهران و هرمزگان به یاد قربانیان فاجعه ی ایرباس 655 ایران، در جزیره ی هرمز به اجرای هنر محیطی پرداختند. در این ژانر هنری هنرمند تنها مجاز است با مواد کاملاً طبیعی و ساخته نشده از قلوه سنگ گرفته تا برگ و صمغ درخت و حتی با ردپا و سایه! کار کند و اصلاً هم مهم نیست که این اثر تا چند روز و حتی تا چند دقیقه دوام خواهد آورد.

کار جالبی که سازندگان آتش روی آب کرده اند این است که با حس و حال هنرمندان محیطی همراه شده اند و به سهم خود کوشیده اند که این حس و حال را به بیننده منتقل سازند. مثلاً آهنگ ساز این فیلم که خود در طی این کار که مدت ها طول کشیده تلاش کرده که با چیزهای طبیعی آهنگ بسازد و در یک صحنه ترکیب اصواتی که او تولید کرده با اشیایی که هنرمندان محیطی برای شبیه سازی اجساد قربانیان حادثه روی آب رها کرده اند حس غریبی ایجاد کرده است. و در کنار مواردی شبیه این، از آن جا که به  تقریب همه ی ماندگاری آثار هنر محیطی وابسته ی تام به عکس و فیلم است؛ کارگردان در گزینش محل و زاویه ی مناسب برای دوربین  و استفاده از امکانات دوربین ویدیو به منظور نمایش بهینه ی آثار خلق شده، بسیار خوب و درست عمل کرده و مطابق با حس و حال لازم حرکت کرده است. مثال بسیار خوب در این زمینه نمایش تصویر هواپیمایی است که با قلوه سنگ و خاک سرخ روی ساحل ساخته شده، که پس از تکمیل آن، با آغاز مد و شروع حل شدن خاک سرخ  خون رنگ شدن آن، رنگ  آبی دریا به رنگ خون درمی آید و تصاویر زیبا و موثری خلق می شود.

 

ادامه نوشته ....

ساز مخالف

ساختةمجتبي ميرطهماسب

مجتبی میرتهماسب دو فیلم با فضايي همخوان دارد : یکی که به مشکل خوانندگی خوانندگان زن ایرانی می پردازد که (صداي دوم) Back Vocal  نام دارد و دیگری همین فیلم (ساز مخالف) Off Beat است که به برپایی یک مسابقه ی اینترنتی راک زیرزمینی ایران می پردازد، مسابقه ای که با شور و شوق فراوان از سوی دوست داران این موسیقی استقبال شد و زمانی که قرار شد گروه های منتخب این مسابقه در یک سالن کنسرت بدهند، چند ساعتی پیش از اجرا به اعضای این گروه ها اعلام شد که به دلایلی که «همه می دانند» کنسرت لغو شده  است. این امر بهانه ای می شود برای فیلم ساز که موضوع را تا پایان دنبال کند و با گروه های شرکت کننده همراه شود و به گونه ای وارد زندگی هنری و دنیای فکری شان بشود.  میرتهماسب در ورود به دنیایی که جوانان زیادی را به خود مجذوب کرده، تمهید زیبایی اندیشیده: او دقایق زیادی از فیلم را به صورت out of focus  تصویربرداری کرده و در طی آن،  موزیسین های جوان راک ایرانی از مشکلات شان، امیدها و آرزوهای شان می گویند و البته بیشتر از مشکلات می گویند که این موسیقی مال دنیای این جامعه نیست و آن ها باید حالاحالاها تلاش کنند تا این موسیقی جا بیفتد. چیزی که در این جا قابل تأمل است و فیلم به طور مستقیم وارد چالش با این مسئله نمی شود این است که به نظر می رسد این موسیقی مورد اقبال عمومی هم هست. بعدتر می بینیم که در مرکز سایت بیش از126000 داون‌لود از کارهای موجود در مسابقه انجام شده است و این ارقام جدی و حایز اهمیت است. در کنار این مسئله موضوع عدم امکان اجرای برنامه ی زنده برای این جوانان وجود دارد که بسیار مهم است و از ابتدای فیلم هم می بینیم که اصلاً اجرای برنامه ی آن ها متوقف می شود.

    نکته ی بامزه ای که در این فیلم بسیار به چشم می آید این است که موزیسین های راک یک راحتی و آرامش خیال جالبی دارند،...

 

ادامه نوشته ....

گزارش گپ و گفت " گروه مطالعات سینمای مستند "

فیلم نامه در سینمای مستند، ورک شاپ ها و ....

 پیروز کلانتری

       قرار است در دیدارهای ماهانۀ "گروه مطالعات سینمای مستند" هربار کسی در بارۀ موضوع و مسئله ای که درگیر آن است، سخن براند و از نظر و نقد دیگران در آن باب بهره ببرد.

در دیدار شهریور ماه شادمهر راستین این موضوع را ، که در نوشتن جزوۀ "فیلم نامه در سینمای مستند" و بازنویسی آن و نیز در ورک شاپ هایش در بارۀ "از ایده تا فیلمنامه در سینمای مستند" درگیرش کرده، در میان گذاشت : چه گونه می توان به روشی برای تدریس سینمای مستند به داوطلبان غیر دانشجو رسید؟

او به چند ورک شاپ خانۀ هنرمندان، دانشگاه امیرکبیر، فرهنگسرای ارسباران، اصفهان و دوبی اشاره کرد که تنها ورک شاپ ارسباران به تولید فیلم انجامید. شادمهر در جمع بندی این دوره ها معتقد بود گروه آموزش باید به طور کلی یا برای هر ورک شاپ دیدگاه آموزشی داشته باشد و برایش این سؤال هست که آیا می توان یک دیدگاه و برنامۀ کلی داشت یا نه؟ او حضور فیلم سازان و ارائۀ تجربه هایشان را برای داوطلبان خیلی مفید می دید و معتقد بود برای دورۀ "آشنایی با فضای سینمای مستند و مستندسازی" و نیز دورۀ  "ایده پردازی و پرورش ایده" (همراه با فیلم دیدن بسیار) به نسبت امور حرفه ای تر و تخصصی تر (مثل فیلم برداری، تدوین و ...) باید زمان بیش تری صرف شود تا امکان بهتر و درازمدت تری برای ورود داوطلبان به عرصۀ سینمای مستند به وجود آید. برای او تقسیم بندی شیوه های فیلم سازی مستند "بیل نیکولز" در ورک شاپ هایش کارآیی زیادی داشته و مشکلات جزوۀ "فیلم نامه در سینمای مستند"ش ( که در سایت ما در دسترس است) در کارگاه دوبی خودش را نشان داده : بخش تئوریک آن مفید بوده، اما بخش عملی و اجرایی اش کاربرد نداشته است. شادمهر می گفت برای داوطلبان، فیلم نامۀ مستند یا اهمیت ندارد یا وقتی مهم می شود، به یک متن شکل یافته و نهایی تبدیل می شود و او در جزوه اش سعی کرده نشان دهد در سینمای مستند فیلم نامه یک متن آهنین و سنگین نیست و داشتن آن، در شکل یک متن دو یا بیست صفحه ای، به ما کمک می کند  از جریان و مسیر ایده تا اجرا تصوّر منسجم و روشنی داشته باشیم. او ورک شاپ آیندۀ خود در مؤسسۀ "کارنامه"را سه بخش کرده است : ایده پردازی، کارگردانی و از تدوین تا پخش.

ادامه نوشته ....

یادداشتی بر کتاب " نگارش فیلمنامه ی مستند"

فیلمنامه: بودن یا نبودن؟!

 

امیر حسین ثنائی

 sanaei@gmail.com

 

سی سال پس از ساخت فیلم هایی تراولوگ توسط برادران لومی یر در دهه ی 1890، جان گریرسن فیلمساز و منتقد بریتانیایی واژه ی فیلم مستند را، با اشاره به فیلم موآنا اثر رابرت فلاهرتی، به کار برد و آن را معمول کرد. اما پس از طی سال ها هنوز بر سر تعریف و چگونگی ساختار فیلم مستند مجادله و بحث وجود دارد و سوءتفاهم و ابهام پیرامون درکنار هم قرار گرفتن واقعیت و داستان در سینمای مستند همچنان در میان فیلمسازان و نظریه پردازان ادامه دارد. هر چند در بسیاری از فیلم های مستند همواره شاهد نقش درام و رابطه ی متقابل آن با واقعیت بوده ایم؛ اما در کنار آن نیز بسیاری با نقش فیلمنامه، داستان و ... در ساختار فیلم مستند به مخالفت برخاسته اند. شاید برای همین است که ژان لوک گدار می گوید: " یک بار برای همیشه این مسئله را روشن کنیم: بهترین فیلم های داستانی، حالتی مستند گونه دارند و بهترین فیلم های مستند، گرایشی به تخیل و داستان ... " . اما گویی مسئله هنوز روشن نشده است. امروزه با تعاریف متعدد از سینمای مستند که هر کدام به درام، ساختار دراماتیک و تاثیر آن در فیلم مستند اشاره کرده اند، دیگر نمی توان فیلم مستند را تنها به شکل صرفا گزارش رسانی، بدون خلاقیت و تاثیر حضور مستندساز و ... مشاهده کرد.

ادامه نوشته ....

مقالات دیگر ما درباره فیلمنامه نویسی در سینمای مستند

فیلمنامه نویسی برای سینمای مستند / شادمهر راستین

پژوهش سینمایی (یا مستند نگاشت) / محمد تهامی نژاد

گفت و گوی با مایکل چنن مستندساز انگلیسی /  هادی مقدم دوست

تجربه‌ی نگارش فیلمنامه مستند عروس آب / به نقل از وب لاگ "مستندنگاری"

یادداشتی بر کتاب " مستند، از ایده تا فیلمنامه " / رضا بهرامی نژاد

 

جزم ها و  خرافات رایج در باب تحقیق در سینمای مستند ما

 

محمدرضا فرزاد

 

... تحقیق ، مقدم بر طرح است و اگر چنین دانسته و بایسته شود طرح و ایده را پخته تر و مسیر کار را هموارتر می کند. گاهی می شود کارگردانی که شعف زده از کشف اولیه موضوع، بی آن که تحقیق کافی کرده باشد، به ناگهان سراغ محقق می رود و از او طلب انجام تحقیقات میدانی یا کتابخانه ای می کند، در میانه راه پی ببرد که اصلا آن طور که باید موضوع را دوست نداشته، یا نمی شناخته است، گاه درمی یابد که موضوع چه ابعاد وسیعی دارد و در شرایط فعلی، ساخت فیلمی بر آن اساس ناممکن است. و چه می شود؟ دست از پا درازتر به خانه اول بر می گردد. و چه کسی تاوان راه نرفته را می دهد؟ البته محقق شریف و سر به زیری که در اغلب موارد عضو بی جیره مواجب ماجراست. این که گفتم یکی از مکافات تحقیق پس از طرح است. مابقی بماند برای بعد. حرف بسیار است و وقت، کم. دسته ای اصلا نمی دانند تحقیق برای یک فیلم مستند با تحقیق برای کتاب یا هر محصول فرهنگی دیگر فرق می کند. تمام کتابخانه ها و آرشیوها و مدارک اسناد تصویری و مکتوب، کلی نوار صوتی و تصویری را برایش بقچه می کنی و می بری اما هنوز دوست عزیز نمی داند که چه می خواهد. این که خروجی تحقیق برای یک فیلم مستند چیست و چه می تواند باشد. نقشه ، فیلم متحرک ، عکس ، نشانی ، صدا ، آمار و ارقام ، .....؟ من که می دانم بسیار بیش از این هاست. برای یک مستند شخصیت نگار و یا فیلم-پرتره چه تحقیقی متصورید؟....

نوشته کامل ...

 دیدن یا ندیدن

چرا "همه مادران من" از بخش مسابقه جشن مستند حذف شد؟

 

محسن استاد علی مخملباف

 

11شهریور جشن مستند سینمای ایران بود. هفته گذشته لیست نهایی فیلم های راه یافته به بخش مسابقه منتشر شد و متاسفانه نام فیلم "همه مادران من" ابراهیم سعیدی به چشم نمی خورد. اول کمی متعجب شدم که شاید اصلا سعیدی فیلم را به جشنواره ارائه نکرده،شاید فیلم دارای اشکال فنی برای نمایش بوده، شاید هیات انتخاب میخواسته با کارگردان مزاح کند و هزاران شاید دیگر. اما وقتی علت اصلی را از افراد مختلف جویا شدم، متوجه شدم که فیلم به یک دلیل شگفت انگیز از داوری کنار گذاشته شده: این اثر به دلیل داشتن تهیه کننده ای خارجی به بخش مسابقه راه نیافته است. اینکه در سال نوآوری وشکوفایی هستیم و آقایان این حرکت خلاقانه رااز کجا در آورده اند، سوالی است که از خودشان باید پرسید؟ ولی سوال اصلی این است: ....

ادامه نوشته ....

 فیلم نوشته نانوک شمالی

محسن قادری

 

درآمد

درفاصله سال های 1922 تا 1948،رابرت فلاهرتی هشت فیلم مستند ساخت که از میان آنها نخستین فیلم او ازهمه شناخته شده تر است:نانوک شمالی(1922). این فیلم ازاین نظردر فعالیت فیلم سازی فلاهرتی اهمیت دارد که نشان گرشیوه فیلم سازی او ونگاهش به مفهومی به نام واقعیت است.تا پیش از ساخت نانوک و به ویژه تا پیش از ساخت موآنا(1923)دومین فیلم مهم فلاهرتی،کاربرد اصطلاح امروزین« مستند» درحوزه فیلم رایج نبود. این جان گریرسون، فیلم سازانگلیسی وخالق مستند معروف « ماهیگیران»(1929)بود که پس از دیدن موآنا واژه « مستند»(به زبان انگلیسی) را درباره آن به کاربرد.

از دیگرجنبه های قابل ملاحظه ودرعین حال بحث انگیز فیلم نانوک در تاریخ سینمای مستند پیشگامی آن درکاربرد فنون روایی سینمای داستانی برای به تصویرکشیدن موضوعات زندگی واقعی بود.برپایه نوشته ها و یادداشت های خود فلاهرتی درباره شکل گیری و تحقق این پروژه، وی مقادیر زیادی فیلم از زندگی اسکیموها تهیه می کند اما درهنگام مونتاژ در می یابد که این تصاویر فاقد عنصری بنیادی وموثرهستند: پرسناژاصلی. شگفت نیست که همه این تصاویراولیه درپی یک حادثه (افتادن آتش سیگار بر روی فیلم ها) از میان می روند و ....

فیلم نوشته کامل نانوک شمالی

درباره مستند «و عنکبوت آمد» ساخته مازیار بهاری

 جنایت موجّه

نسیم نجفی

 

در صفحه حوادث روزنامه ها، تیترها با وجود آنکه تکان دهنده به نظر می رسند اما هنوز تنها لایه سطحی اتفاق را بیان می کنند؛ مردی که 16 زن خیابانی را کشته، دستگیر و اعدام شد. گویا در این حد، همه خبرها مثل هم هستند، اما با رفتن فیلمساز به سراغ این موضوع چنان دنیایی در پس آن ظاهر می شود، که درد شناخت محیط اطراف و احساس عدم امنیت ناشی از آن تا مدتی طولانی با تو می ماند. مانند هر آگاهی و درک دیگری که به بهای از دست رفتن حس رضایت و خوشبختی، به انسان داده می شود. 

«و عنکبوت آمد» نشان می دهد بررسی یک قتل چگونه می تواند به یک تجزیه تحلیل اجتماعی منتهی شود، و اینکه یک جنایت به دلیل انگیزه ها و دلایلی که در شکل گیری آن نقش دارند تا چه اندازه با مسائل محیط زندگی و تربیت ما گره خورده است. انتخاب سعید حنایی به عنوان موضوع، به مثابه بیرون کشیدن قرعه ای از میان یک جمعیت هفتاد میلیونی ست؛ نمونه ای از یک تفکر غالب در جوامع مردسالار. در شرایطی که زنان و کودکان، هم به دلیل ضعف قوانین حمایتی و هم به دلیل قدرت جسمانی مردان، در موضع ضعف قرار دارند، گره ها و عقده های روانی جامعه به هر دلیل که تولید شده باشد با اعمال خشونت بر این دو قشر تخلیه می شود و نتیجه اش اتفاقاتی ست مشابه آنچه برای سعید حنایی و 16 زن خیابانی رخ داده است. شانسی که بیرون آمدن این قرعه را همراهی می کند و باعث می شود فیلمساز این شخص را برای فیلمش انتخاب کند همان خوش اقبالی دیر به دیر ماست، که گاهی به ما رو می کند و کمک می کند تأثیری را که رشد و زندگی در یک دنیای پرخشونت بر انسان ها می گذارد لمس کنیم.

ادامه نوشته ....

کارگردانی در فیلم مستند

به بهانه نقد نسیم نجفی بر فیلم چهره غمگین من

رضا بهرامی نژاد

 

در یادداشت نسیم نجفی بر فیلم چهره غمگین من اثر فرحناز شریفی بعد از نقد محتوایی فیلم، ایشان با عباراتی این چنینی به تحلیل ساختاری فیلم می پردازند:

"گذشته از جهت گیری فیلم، چهره غمگین من یک مستند خوب از نظر کارگردانی مستند است. پیدا کردن تصاویری که  برای فضاسازی روایت اول شخص فیلم استفاده شده اند، بازسازی های مناسب و خوش پرداخت و تدوین خوب، مستندی قوی از نظر کارگردانی ساخته است".

بحث من بر این نوشته و این نگاه، بهانه ای است تا به یکی از دغدغه های همیشگی ام در مستندسازی بپردازم و از هر کسی که مایل است دعوت می کنم تا در این بحث شرکت کند و امیدوارم با ادامه بحث از طرف دیگران به یکی از مبهم ترین بحث های فیلم مستند بیشتر از پیش بپردازیم.

وقتی از کارگردانی فیلم مستند حرف می زنیم مشخصا به چه چیزی اشاره می کنیم و کارگردانی فیلم مستند شامل چه عناصری است؟

ادامه نوشته ....

نقد فيلم  شهر فرنگ ملی

و نظر فيلمساز آن

 

سینما "شهر قصه " چه شد ؟

پیروز كلانتری

 

شهر فرنگ ملی ساختۀ مجتبا اسماعیل زاده به بهانۀ افتتاح سینما آزادی، با حضور چند فیلم ساز و سینمادار و صاحب نظر سینمایی، موضوع سالن های سینما و سینماداری را در سال های بعد از انقلاب تا امروز دنبال می کند.

فیلم به سه علت در معرفی و بررسی موضوعش ناموفق است : اول این که فیلم ساز برای کارش تحقیق و طراّحی مؤثر و کارآمدی نداشته تا به کار سامان بخشی و تدوین حرف های آدم های جلوی دوربینش بیاید و عمدۀ کارش در مرحلۀ پیش از فیلم برداری به صرف انتخاب آن ها محدود مانده است.. دوم این که علاوه بر سالن های سینما، خود سینمای ایران را هم موضوع کرده و تمرکزش را از دست داده است. سوم این که در برخورد دادن نظرات و پیش بردن فیلم، فرم و ترفندی را انتخاب کرده که جذّاب و بامزه است، اما به خاطر مشکلات اول و دوم، خود این فرم، موضوع فیلم می شود و در خاطر می ماند، که به نظر نمی رسد برای فیلمی که می خواهد حرفی بزند و چیزی بگوید، نتیجۀ مناسبی باشد. ....

ادامه نوشته ....

به سوی مستند "تحریفی" (ماکیومنتری)

مجتبا اسماعيل زاده

 

 آقای کلانتری عزیز، درست است! با دیدن فیلم به نظر می رسد کارگردان شهر فرنگ ملی، در جایگاه یک محقق نه تحقیق دندان گیری داشته و نه طراحی کارسازی. چون فیلم نه بر پایه ی گفتار متن گوینده ای به مثابه دانای کل، که بر پایه ی چینش دوباره ی حروف و کلمات و جملات یازده دانای جزء بنا شده. و این دانایان جزء! یازده نفر سینماگر عادی اند که شغل هر کدام به شکلی به سینما مربوط می شود و بی شک کارگردان نه این که نتواند، بلکه نمی خواسته دانای کلی به این مجموعه بیفزاید. چه اینکه آن دانای کل همان گوینده ی گفتار متن باشد یا نفر دوازدهمی در جمع مصاحبه شوندگان که تاریخ سالن های سینما را خوب می شناسد

بی شک نه جستجوی تاریخ سینمای ایران آن جایی که می گوید نخستین سینمای عمومی توسط میرزا ابراهیم خان صحاف باشی در آذر 1283 افتتاح شد و ....

نوشته کامل ...

آلبوم عکس های خانوادگی

گفت و گو با محسن قادری نویسنده وبلاگِ

www.cinedoc.blogspot.com

 

رضا بهرامی نژاد

 

وبلاگ محسن قادری یکی از اولین و جدی ترین وبلاگ های فارسی زبان است که به سینمای مستند جهان می پردازد. این بلاگ با شور و علاقه ای مدام، مانند حلزون یک هایکوی شرقی آرام آرام از کوه مرتفع سینمای مستند بالا می رود و سعی دارد فضایی پایه ای از سینمای غیرداستانی در اختیار مخاطب علاقه مند بگذارد. او که در پاریس بر روی تزی درباره سینمای مستند کار می کند، در به کار بردن لغات و اصطلاحات بسیار دقیق است و به دگرگونی نام ها و واژه ها در تاریخ مستندسازی اهمیت خاصی می دهد.

 

آشنایی بیشتر با او و دنیای کوچکی که با وسواس می سازدش از این جهت اهمیت دارد که در این فضای بی رونق تحلیل و مطالعه فیلم مستند، او یکی از کسانی است که در آینده می توان بر توانایی ها و عشقش به این گونه از سینما حساب کرد. او با خوشرویی تمام مصاحبه با من را پذیرفت و این مصاحبه کتبی در شهریور هشتاد و هفت از مسیر مجازی تهران به پاریس انجام گرفت و اولین بار در پایگاه خبری فیلم کوتاه نشر شد و حالا با ستایشی گرم از طرف پیروز کلانتری در سایت پیک مستند است. مطلب زیر را هم با اجازه او از وبلاگش در اینجا نقل می‌کنیم: متن فیلم نوشته نانوک شمالی با توضیحات قادری.

گفت و گوی کامل

 

كاری كنیم كه این جشنواره ریشه و پایه پیدا كند

 

گفت و گو با محسن عبدالوهاب

در باره فیلم های ایرانی جشنواره "سینما حقیقت"

 

پیروز كلانتری

 

 

 

محسن عبدالوهاب از 1357سال تا كنون با كار تدوین و كارگردانی در سینمای مستند ما فعال بوده است. لاخ مزار، جویندگان كار در دو نما و همسران حاج عباس از مستندهای اوست و كار مشترك با رخشان بنی اعتماد در كارگردانی دو فیلم داستانی گیلانه و خون بازی از آخرین كارهای او. عبدالوهاب چند سال است كه مستند نمی سازد و دوری او و ابراهیم مختاری از مستندسازی و كم كاری مقدسیان در این فضا از حسرت  های من است، چون معتقدم زمان گذاری آن ها برای ارتباط جانانه با موضوع و شور و حساسیت آن ها در این مرحله از كار فیلم سازی، تحقیق به معنای سینمایی و كاربردی اش را به سینمای مستند ما شناساند و مستندسازی آن ها برای مستندسازان جوان مان هنوز حرف و درس در بر دارد.    

عبدالوهاب امسال از اعضای هیأت انتخاب جشنواره سینما حقیقت بود. از برقراری ارتباط تازه اش با سینمای مستند خوشحال شدم و چون به درایت حرفه ای و نكته بینی اش باور دارم، از او خواستم كه بنشینیم و از دیده ها و دریافت هایش از فیلم دیدن های این دوره برایمان بگوید.

مصاحبه کامل ...

 

شگردهای مستندسازی ابراهیم مختاری

 

 ابراهیم مختاری، چرا مستند نمی سازی !؟

 

 

پیروز كلانتری

 

 ابراهیم مختاری مستندساز سابق! (راستی چه گونه او می تواند این قدر دیر به دیر فیلم بسازد؟) را همیشه خوش فکر و خوش سخن دیده ام. چندی پیش به مناسبتی و برای جمعی، سه جهار ساعتی را به گپ و گفت در بارۀ تفاوت ها و مشابهت های مستندسازی او در سه دورۀ کارش و در سه فیلم اجاره نشینی، زعفران و زینت یک روز بخصوص گذراندیم. یک بخش از صحبت او در بارۀ شکل گیری طرح فیلم زینت، یک روز بخصوص در آخرین روز فیلم برداری برایم شوک آور بود و غریب باقی مانده است. می گفت دیر خبر شده که زینت (زن تحصیل کرده و فعال روستای سلخ در جنوب ایران) نامزد انتخابات شورای روستا شده و دیر به فکر فیلم گرفتن از این وضعیت افتاده است. ده دوازده روز فیلم برداری را بال بال می زده، بی  آن که از مسیر کار، راضی و به آن چه می گرفته، دلبسته باشد. به روز انتخابات رسیده اند و او حرف دلش را به فیلم بردار گفته و خواسته که وسایل را جمع کنند! صبح روز انتخابات در لحطه ای دریافته که تم اصلی فیلمش چیست : یک روز زندگی زینت، آن هم در روز انتخابات، آن هم تماما"در خانه. بساط فیلم برداری پهن شده و تمامی فیلم در آن روز فیلم برداری شده است. من شاخ و برگ گفته های او را زده ام و قطعا" روزی پای صحبتش می نشینم تا از افکار و احساسات او در لحظات آن ده روز و آن یک روز بیش تر بشنوم.

شما اگر در یک نشست به دیدن دو فیلم اجاره نشینی(1360) و زینت، یک رور بخصوص (1378) او بنشینید و ...

ادامه نوشته ....

خودمانی شدن دوربین

تجربه‌هایی از آشنا شدن با «سوژه» در سینمای مستند

 

ابراهیم مختاری

 

  صحبت از نقش دوربین در فیلم‌های مستند زینت: یک روز به‌خصوص، مکرمه و ملاخدیجه بود. شادمهر راستین می‌پرسید دوربین را در صحنه چه‌گونه به کار می‌برم که اشخاص صحنه با آن راحت‌اند و تماشاگران هم احساس می‌کنند که دوربین حضور مزاحم ندارد؟

«راحتی دوربین در صحنه» قبلاً هم در نمایش‌های گه‌گاهی این فیلم‌ها به صورت جسته و گریخته پرس‌وجو شده بود و من به سهم خود هر بار توضیحی داده بودم. وقتی شادمهر عنوان «فمیلیر familiar» شدن دوربین را به کار برد، من به عادت خودم سعی کردم معادل این واژه را در زبان خودمان پیدا کنم. کلمه‌ای از زبان دیگر، «کلمه بسته»ای‌ست که می‌تواند مانع گسترش بحث شود. کلمه باز در زبان  جاری می‌شود و به پیش‌برد بحث کمک می‌کند. ابتدا واژه «خودی» را گذاشتم و عنوان «خودی شدن دوربین» را ساختم که بلافاصله احساس منفی نسبت به این عنوان پیدا شد. چون واژه «خودی» در عالم سیاست حق ویژه‌ای به گروه کوچکی می‌دهد و دیگران را از آن محروم می‌کند. در حالی که دوربین در این فیلم‌ها نه‌تنها کسی را از حقی محروم نمی‌کند بلکه جزو حریم خصوصی فرد یا گروه مقابل خود می‌شود و در پی خود تماشاگر را هم به این حریم می‌کشاند. آن روز کوششم برای ساختن یا پیدا کردن واژه معادل «دوربین فمیلیر» یا «فمیلیر شدن دوربین» به نتیجه نرسید. پس از دوسه روز بازی گه‌گاهی ذهن با واژه و عنوان‌های مختلف و  ...

ادامه نوشته ....

بازخوانی انتقادی مفهوم تحقیق و پژوهش در عرصه سینمای مستند ایران

 

 نوید پور محمد رضا

 

 هدف این نوشتار کاوشی است موجز و مختصر بر مقوله تحقیق و پژوهش در آثار مستند (از آن جا که در نوشتار حاضر، مراد، تبیین و باز شناخت دقیق و علمی واژه مستند نیست، لذا اصطلاح سینمای مستند در معنای عام وکلی آن به عنوان فیلمی غیر داستانی منظور گردیده است) سینما و تلویزیون ایران. بر این اساس، سعی شده تا آموزه مذکور، از طریق قرائت و بازخوانی پویای مضامین و انگاره‌های مطروحه در سه اثر مستند بطور خاص، مورد شرح و بسط وتفسیر قرار گیرد. انتخاب وگزینش این تعداد محدود برای بررسی و تببین هدف یاد شده، خود، مبتنی بر دلایلی چند است. اول آنکه، تحلیل و خوانش مفهومی چون پژوهش در آثار مستند سینما و تلویزیون ایران، در مقیاسی گسترده‌تر- به عنوان مثال تمامی فیلم‌های یک دروه- نه تنها در مجال اندک و کوتاه نوشتار حاضر امکان‌پذیر نیست، که خود به مثابه امری سترگ وکاری بس بزرگ نیازمند ملحوظ داشتن تحقیق و تفحصّی بسیار جدی، دقیق و گسترده درقالب پروژه‌های گوناگون و متکثّر فکری و تحقیقاتی است. دوم و در سطحی جزءتر، ازآن‌جا که امکان تماشای تمامی، ویا حتّی، بخش اعظمی از آثار مستند ایرانی برای نگارنده فراهم نبوده است، لذا به تبعیت از محدودیت فوق و نیز به منظور پرهیز از هرگونه کلی گویی و اقامه احکام جزمی و خشک مبتنی بر رد یا پذیرش کل جریان سینمای مستند، از میان مجموعه‌ای مشتمل برده اثر مستند، تنها سه فیلم برای بررسی و تبیین هدف نوشتار انتخاب شده‌اند. بنابراین، پیشاپیش لازم به ذکر است که ایده‌ها و فرضیه‌هایی که در سطور آتی مطرح خواهند گشت، تنها منحصر به مجموعه کوچک فوق بوده و هرگز قابل تعمیم به تمامی جریان و فرآیند مستند سازی ایران نمی‌باشند.

سه فیلم مورد بحث عبارتند از : "تهران چند درجه ریشتر"، "ساحل نشینان" و "تهران انار ندارد". فیلم اول به کارگردانی پیروز کلانتری، مقوله وقوع محتمل، ویا حتی، قطعی زلزله در شهر تهران را به عنوان ایده و انگاره محوری طرح می‌نماید. فیلم دوم ساخته رضا بهرامی نژاد به موضوع ساخت و ساز واحد‌های آپارتمانی، ویلایی، صنعتی ودر سطحی فراتر به بحث سوداگری و معامله‌گری زمین و ساختمان در سواحل کناری دریای خزر به عنوان واقعیتی عینی و مملوس می‌پردازد. فیلم سوم نیز  به کارگردانی مسعود بخشی،با داعیه« ثبت درونمای حقیقی تهران» مبتنی است بر ارائه روایتی طنز آمیز از وضعیت گذشته و حال کلانشهر تهران در محدوده زمانی حدوداً دویست ساله. ...

ادامه نوشته ...

نمونه اول: تهران چند درجه ریشتر

نمونه دوم: ساحل نشینان

نمونه سوم: تهران انار ندارد

 

پاسخ احمد میراحسان به این مقاله

 

ضرورت مستندسازی خبری و گزارشی از

روی‌دادهای جنگی

 

محمدسعید محصصی

 

 موضوعی که جادارد به آن پرداخته شود موضوع ضرورت حضور مستندسازان ما در تحولات جنگی دست‌کم در منطقه‌ی خاورمیانه و کشورهای همسایه‌ی ماست. در ظرف کمتر از یک دهه و پس از تحولات 11 سپتامبر دو جنگ مهم درست در همسایگی ما اتفاق افتاده که طی آن حکومت‌های ستمگری خلع شده‌اند و اشغال‌گرانی از آن سوی آب‌ها حکومت موجود را تعیین کرده‌اند. افزون بر این در همین مدت ناچیز (درمقیاس تاریخ) رخدادهای کم یا بیش فاجعه‌باری به‌خاطر فعالیت گروه‌های تروریستی و انتحاری روی‌داده که آخرین آن‌ها همین یکی‌دو روز پیش به‌وقوع پیوست که طی آن دست‌کم 150 نفر جان خود را از دست دادند. تنها شناخت این روی‌داد‌ها (ونه حتی تحلیل، نقد و ارزش‌گذاری جریان‌های مؤثر در آن‌ها) به‌یاری سینمای مستند، کاری بسیار مهم و ارزش‌مند است. انجام این کار هم از آن‌هایی ساخته است که فی‌نفسه پتانسیل و شایستگی انجام آن را دارا باشند. در این میان شاید اغراق نباشد اگر ــ‌دست‌کم در روی کاغذــ ادعا کنیم که سینمای مستند ما یکی از این سینماهاست. اگر که نخواهیم که به کارهای شادروان احمد فاروقی‌قاجار اشاره کنیم که نخستین‌بار در دهه‌ی چهل و پنجاه با دوربین مستند خود راهی مناطق پرآشوب خاورمیانه و هندوچین شد و چند مستند 55 دقیقه‌یی از رویدادهای آن مناطق ساخت؛ تجربه‌ی ساخت ده‌ها فیلم مستند در متن رویدادهای توفانی هشت سال دفاع مقدس توسط صدها جوان و میان‌سال مستندساز، یک کارنامه‌ی درخشان و شاهدی خوب برای این مدعاست.

اما شاید پیش از سنگرگرفتن پشت این ادعا، ضرورت داشته باشد که این پرسش را هم مطرح  کنیم که چرا با وجود چنان پشتوانه‌ی ارزش‌مندی، حضور مستندسازان ما در عرصه‌ی تحولات مذکور تا  این حد کم‌رنگ است؟ ....

ادامه نوشته ...

ساخت مستند و صلاحیت نقد

 

نقد مقاله

 "بازخوانی انتقادی مفهوم تحقیق و پژوهش

در عرصه سینمی مستند یران"

 

احمد میراحسان

 

... مهم‌ترین نكته منفی نوشته بازخوانی انتقادی، اتفاقا همان آسیبی است كه متن آن را مورد یورش قرار داده است، یعنی كاستی و ضعف تحقیق. نام و داعیه و هدف نوشته بازخوانی انتقادی درخصوص نقص اساسی فرآیند تحقیق در میان مستندسازهاست، در حالی كه خود متن نشان عریان این كمبود در مقیاسی بارها زننده‌تر است. زیرا اساسا دست‌كم جریانی در مستند‌سازی مدرن، قائل به درك آكادمیك و كهنه پژوهش، چنانكه در متن مقاله بر آن تكیه می‌شود، نیست. اما متنی كه خود این داعیه را دارد، چگونه با دستاوردی محدود در حد تماشای چند فیلم به خود حق «بازخوانی انتقادی مفهوم تحقیق و پژوهش در عرصه سینمای مستند ایران» می‌دهد و تازه در اینجا هم دچار مشكل اساسی كاربرد زبان است. زیرا در عرصه سینمای مستند ایران تا جایی كه به مفهوم «تحقیق و پژوهش» و نه عمل پژوهش بازتافته در فیلم‌های مستند، ربط دارد، مشكلی وجود ندارد، یعنی وجه ذهنی و مفهومی پژوهش در سینمای مستند مورد قبول بسیاری است و تازه در عرصه نظری و مفهومی، سینمای مستند صاحب آثار ارجمندی است كه خصوصا آقای تهامی‌نژاد محقق برجسته بس ژرف‌تر از نویسنده گرامی آن را پیشنهاد كرده است. چگونه، آموزه تحقیق در آثار مستند،‌می‌تواند از طریق قرائت و بازخوانی (باز فارسی/ عربی غیردقیق) پویای مضامین و انگاره‌های مطروحه در سه اثر مستند به‌طور خاص،‌مورد شرح و بسط و تفسیر قرار گیرد؟ چگونه با بررسی پژوهش در سه اثر نام برده، بر فرض یك پژوهش جامع و مستدل و اقناع‌كننده- كه چنین نیست- می‌توان به بازخوانی انتقادی مفهوم تحقیق در عرصه سینمای مستند پرداخت و آن را چنان بسط داد كه عنوان مطلب و داعیه آن را منطقی و معقول وانمایاند و مخاطب را به صحت این نتیجه‌گیری قانع كرد؟ مسلما خود نویسنده، آنقدر هوشمند بوده است كه این كاستی بنیادین را دریابد، با این همه به جای پذیرش هدف كوچك و منطقی و جمع و جور كاوش خود،‌یعنی بررسی تنها سه فیلم مذكور،‌ به توجیه غیرقابل قبولی دست می‌زند كه كار را بدتر و تداوم همان ضعف شایع میان ما را آشكارتر می‌كند ...

نوشته کامل ...

مقاله نوید پور محمد رضا...

مروری کوتاه بر فیلم های مستند بخش نمایش ویژه جشنوار فیلم فجر

تکه هایی از واقعیت

 

امیر حسین ثنائی

 

جنگ عليه دموكراسي

The War on Democracy

كارگردانان: جان پيگلر و كريستوفر مارتين، محصول 2007 استراليا و انگلستان، 94 دقيقه

نقش و تأثير نيم قرن دخالت آمريكا در سياست خارجي كشورهاي آمريكاي لاتين، موضوع فيلم مستند روزنامه‌نگار و برنده جايزه خبرنگاري، جان پيگلر است. او دو سال را صرف ساخت فيلم كرده و به بهانه موضوعش با هوگو چاوز، تعدادي از مديران سابق سازمان سيا، يك راهبه آمريكايي و ... به گفت‌وگو پرداخته است. پيگلر و همكارش مارتين، با استفاده از تصاوير آرشيوي دهه 50 به بعد روند نابودي آزادي و دموكراسي در آمريكاي لاتين را بررسي مي‌كند.

 

هنوز زنده: فيلمي درباره كيشلوفسكي

Still Alive – A Film about Kieslowski

كارگردان: ماريا مارز، كوچانوويچ، محصول 2006 لهستان، 81 دقيقه

يك مستند پرتره درباره خالق سه رنگ «آبي»، «قرمز»، «سفيد» كريستف كيشلوفسكي. حالا بعد از نزديك به 10 سال از مرگ او، همكاراني چون: ژوليت بينوش، زانوسي، وندرس، ايرنه ژاكوب، سوبولفسكي و ... در مقابل مارز و كوچانوويچ از شاگردان كيشلوفسكي نشسته‌اند تا از خاطرات سينمايي و ... كيشلوفسكي بگويند. زندگي و آغاز ساخت فيلم‌هاي دانشجويي و مستند، تحصيل در مدرسه سينمايي لورز، فيلم‌هاي سينمايي و ... در لابه‌لاي قسمت‌هايي از فيلم‌هاي كيشلوفسكي، تصاوير آرشيوي و عكس‌ها مي‌آيند و مورد تحليل قرار مي‌گيرند.

ادامه نوشته ...

 

یك جور روی كاغذ فكر كردن برای یك طرح مستند

آن مرد وجود دارد ...

هادی مقدم دوست

تجربه جالبی  برایم پیش آمد و گمان می كنم كند و كاو در این تجربه به عنوان یك مدخل برای ورود به نگارش ( و یا شروع پرورش یك فكر برای فیلم مستند ) جالب و درس آموز باشد .

خیلی وقت پیش كه سایت "پیك مستند" قالب خود را عوض نكرده بود و یك قالب قدیمی با رنگ های كهنه داشت . دو سه تا عكس بالا سر لوگوی خود داشت كه هنوز همه آن عكس ها در تركیب قالب جدید هم وجود دارد . اما عكس مورد نظر من همان عكسی است كه از زاویه بالا یك خیابان را نشان می دهد كه آدم ها از روی خط عابر پیاده رد می شوند و پشت سر آنها ماشین ها پشت چراغ ایستاده اند تا آدم ها رد شوند .

 

شما آن عكس را دیده اید و من هم دیده ام. اما در آن عكس چیزی دیده ام كه مرا خیلی متحیر می كند . اولین كاری كه می كنید این باشد : راست كلیك كنید و آن تكه از عكس را سیو كنید ... خوب به آن دقت كنید  ... عكس را دو نیمه كنید ... نیمه راست را نگاه كنید ... حالا دوباره عكس را از بالا دو نیمه كنید و نیمه پایین را نگه دارید ... یعنی تكه ای كه آدم ها در آن حضور دارند ... حالا به میان آن كپه جمعیتی كه در عكس حضور دارند نگاه كنید ... به لابلایش نگاه كنید ... خوب كه دقت كنید چهره یك آدم را می بینید ... من آن آدم را می بینم  و برای او تعاریف واضح و مشخصی دارم ... شخصیت پردازی اش كرده ام و فكر می كنم طیف و طبقه و منش و خلق و خوی او را می شناسم ... فكر می كنم او یك لوله كش گاز عصبی است كه برای گریز از عصبیت به اعتیاد روی آورده است و می دانم که سال به دوازده ما سرماخوردگی دارد و از سینوزیت مزمن همواره آزار می بیند و از آنهایی است که پشت موتور تابستانها هم هدبند به پیشانی می بندند . مدت های زیادی شاگردی كرده و چون جاه طلبی دارد استاد كار را رها كرده تا خودش مستقلا كار بگیرد .در شغلش ( لوله کشی گاز )  بیشتر تخصص جوشكاری دارد و سر از هندسه و فن و فنون لوله كشی سر در نمی آورد . البته آنقدرها هم جوشكار واردی نیست اما لوله های دو وچهار را خوب جوش می دهد و لی آنقدر اعتماد بنفس ندارد كه بتواند به عسلویه برود و آنجا جوشكار صنعتی بشود و یا در همین تهران بالای اسكلت ساختمان كار جوشكاری كند و یا اینکه در یک آهنگری در و پنجره درست کند . او سر خوردن جالکترود مذاب بر روی سطح در حال دوران لوله های گاز – مخصوصا لوله های دو – را دوست دارد . عاشق ریختن تفاله های جوشکاری با زدن تقه ها از یک همچه سطحی است. عاشق این است که سیگارش را با سرخی روی این سطح نیمه مشتعل روشن کند

ادامه نوشته ....

 

 تینار، قصه ی دلتنگی و تنهایی

  هوشنگ میرزایی

info@dafilm.com

فیلم بلند مستند تینار با روايتي اجتماعي جایزه سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر نصیبش شده و سازنده اثر مهدي منیری مستندهای موفق کوتاه دیگری نظیر کرب ، و آمنه خاله را در کارنامه فیلمسازی خود دارد که پیش از این در جشنواره های داخلی جوایزی را به خود اختصاص داده اند . منیری فیلمسازی است قوم نگار با نگاه بومی به اقلیم منطقه خود مازندران  و در اغلب ساخته هایش با نگاهی پژوهشی به ترسیم فضای زندگی و شرایط اقلیمی آدمهای اطرافش پرداخته و در همه ی آثار مستندی که تاکنون ساخته با بهره گیری ازعنصر پژوهش اطلاعات جامعی را در اختیار مخاطب قرار داده است . فیلم مستند تینار نمونه ای دقیق و کامل ازآثار مستند سینمای ایران است که در آن از عنصر تحقیق بجا و درست استفاده گردیده است . یکی ازآسیب های رایج سینمای مستند ایران در دهه های اخیر دوری جستن از نگاه پژوهشی  و عنصر تحقیق است ! در حالی که ماندگارترین آثار مستند سینمای ایران و جهان آثاری بوده اند که از پژوهش و مطالعات عمیق قبل از ساخت برخوردار بوده اند ، آثاری که سازنده اثر مدت زمان زیادی را صرف تحقیق و یکی شدن با فضا و شخصیت های اثرش نموده است . تحقیق اولیه و نگارش فیلم مستند تینار از سال 84 شروع و تا بهار سال 85  ادامه داشته است . "تینار" واژه ای است محلی درگویش مازندرانی و به معنای تنهایی . فیلم مستند تینار بیان لحظه ها و احوالات تلخ تنهایی قاسم شخصیت اصلی فیلم در دامان طبیعت و محافظت از گله گوساله ها درجنگل های جنوبی بابل است .

ادامه نوشته ....

می 68 را فراموش نکن

می 68 مجازی سازی تصویر مستند

احمد میر احسان

... عکس ژیل کارون در یکی از روزهای پنج هفته ی شورش مارس تا می از جلوی سوربن برداشته شده، پس متعلق به زمانی است که ستاد شورش از دانشگاه تازه تأسیس نانتز، به سوربن انتقال یافته بود.

 

چیزی که در عکس به نحو چشمگیری، شبیه یک صحنه تمام و کمال نمایش کمدی دلآرته و هجوی عیان خودنمایی می کند، سوژه عکس است. تصویر دختر دانشجویی با همان پولیور کلفت و شلواری که از دانشجویی سیاسی و چپ آن سالهای اروپا در ذهن داریم. با آستین هایی که تا آرنج بالا زده شده است. در دست راست قلوه سنگ مکعبی شکل بزرگی دارد. خودش به جلو خم شده تا برای پلیس ضد شورش شکلک درآورد و در نتیجه دستهایش حتی از باسن اش عقب تر رفته و تو گویی آن را می خواهد نهان سازد. به نظر می رسد دختر دانشجو، از فرانسوی های دورگه باشد، مثلا از یک پدر الجزیره ای! و چه خوب که اندکی شبیه سیاه پوست هاست و کنتراست و نوری که بر قسمت راست پیشانی اوست و تمام قسمت زیربینی و گردنش را در تاریکی برده با موهای سیاهش به ابهام نژادش می افزایش از قسمت راست و پائین صورتش که در عکس سیاه افتاده تنها بر زبان او نور تابیده است. زبانی که چون کودکان برای دهن کجی گستاخانه ای به «ماشین سرکوب» و نماد اجتماعی و فردی اش پلیس ضد شورش بیرون آورده شده است!

نکته محشر عکس آن است که گویی همه صحنه برای نمایش هجو دختر، خالی شده، گویی یک باران اردیبهشت یک تندبار بی مهار باریده و همه سنگفرش قدیمی خیابان را که احتمالاً از انقلاب کبیر فرانسه و 1789 تا 1968 دست نخورده حفظ شده خیس کرده و شسته است. عکس از عرض دو قسمت شده است، در نیمه بالایی از 4/3 به سمت چپ پسران و دختران دانشجو در پیاده را روبروی مغازه هایی که درهاشان بسته و بالای آن ها ردیف آپارتمان هایی با بالکن های قدیمی دیده می شود و بر لبه پیاده رو درختان با آگهی هایی انقلابی که فقط شبیه شورت قسمتی از تنه شان را پوشانده و بقیه تا شاخه های پائینی لخت در عکس دیده می شوند.آنها شبیه خود شورشیان گویی علیه «اخلاق مرتجعانه» تا حدّ ممکن برهنه ظاهر شده اند. با شعار آزادی جنسی!  دو ماشین دانشجویی یکی سفید، سمت راست و آن یکی سیاه سمت چپ حاشیه خیابان دیده می شود و نکته   حالت دانشجویان فرانسوی است. دست در جیب و بدون هیچ حال و هوای انقلابی ایستاده اند و گویی آماده گرفتن عکس شده اند و به طور مساوی به دوربین و با خونسردی به دختر می نگرند که نمایش اش را شروع کرده است و کمی هم منتظرند.کاغذهایی روی آجر فرش خیابان دیده می شود که می توان حدس زد اعلامیه های پاره شده اند اما روی هم رفته خیابان تمیز است انعکاس درختان و مغازه ها و خانه ها و آدمها به صورت بسیار محو جلالی به آجرفرش (یا سنگفرش خیس) داده است. این عکس را فراموش نکن. ....

نوشته کامل ...

 

سایت  “مستندنگاری ” فعال شد

 

از فضاهای جدی و پیگیر  سینمای مستند در سال های اخیر صفحات مستندنگاری ماهنامۀ فیلم نگار بوده است. مدتی بود که پیش درآمد سایت مستندنگاری هم توسط دوستان پیگیر آن صفحات، هادی مقدم دوست و مینا کشاورز پیش چشم مان بود و حالا چند روزی است که این سایت فعال شده است. ضمن خوشامدگویی و تبریک این فعالیت تازه به این دوستان، دو مطلب افتتاحیۀ سایت را که در بارۀ سینمای مستند برای کودکان است در اینجا نقل می کنیم.

نقل مطالب گزیدۀ سایت­ها و مطبوعات را در پیک مستند دنبال خواهیم کرد.

 

پی گیری یک نیاز: مستند برای کودکان

 

 

یادداشتهای یک تدوینگر...

 

مجید عاشقی

 

... واقعا تدوین چیه؟ یه تدوینگر با یه فیلم چیکار می کنه ؟ چطوری میشه کار خوب یک تدوینگر رو  توی یه فیلم فهمید؟ تدوینگر خوب به کی میگن ؟ تدوین فقط ریتمه ؟ اصلا ریتم یعنی چی؟ ... شاید از هر 100 نفر در دنیا، 95 نفرشون بعد از دیدن هر فیلمی در مورد تدوینش فقط همینو بگن : ریتمش خوب بود!  آیا یک تدوینگر شبیه یک نوازنده تنبک، کارش فقط نگه داشتن ریتمه؟ آیا میشه یک تدوینگر رو با یک ویراستار مقایسه کرد؟ یا اینکه تدوینگر مثل یک آرایشگر می مونه؟! چرا همه کارگردانها خودشون فیلمشونو تدوین نمی کنند؟ واقعا حضور یک تدوینگر توی یه پروژه سینمایی چقدر شبیه نقش یک ویراستار توی یه کتابه؟  

رشته تدوین و اهمیت نقش یک تدوینگر شاید هنوز جزو ناشناخته های سینما، هم برای اهالی اون و هم برای تماشاچیانش باشه... هراز گاهی آدم هایی مثل "والتر مرچ" به این رشته لطف می کنن و اونقدر زیبا در موردش میگن و می نویسن که آدم با خوندنش احساس غرور میکنه! .....

نوشته کامل ...

 

درباره فیلم مستند و عنکبوت آمد ساخته مازیار بهاری

ما عنکبوتیم

احمد میراحسان

 

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که اگر یک عنکبوت بودید چه می‌شد؟ منظورم یک داستان کافکایی یا یک جهان سوررئال سامسائی یا فضای فیلم مرد عنکبوتی نیست. این پرسش و این احساس برآمده از تماشای یک فیلم مستند است. مستندی درباره قاتلی که فکر می‌کند خدا موافق اوست چون پس از قتل‌ها باران می‌آید در حالی که مدت‌ها خشکسالی بوده است!! به طور مستند هرگز فکر کرده‌اید یک عنکبوت بیاید؟ من حین تماشای و عنکبوت آمد این را حس کردم.

یک قاتلِ چی؟ یک قاتل بالقوه؟ ... نه! شما و عنکبوت آمد را ندیده‌اید. شاید شما هم بعد از دیدن فیلم مستند مازیار بهاری در احساس من از خودم، از دیگران، از بسیاری کسان دیگر، همین آدم‌های متین، معقول، مهربان و موقر دور و برمان شریک شوید. ما بالقوه قاتلیم. با سکوت‌مان. با تائیدمان، و با فقدان حیرت از رویش جنایت کنار گوشمان. فیلم مازیار بهاری هیچ نباشد، به طور معجزآسایی تو را و مرا و او را به یک عنکبوت بدل می‌کند.

ادامه نوشته ....

 

مردی با دوربین د ی ج ی ت ا ل

نگاهی به شکل فیلمسازی بهفر کریمی

رضا بهرامی نژاد

 فیلمهای بهفر کریمی را ندیده اید ؟ من هم تا یک سال پیش فیلمی از او ندیده بودم و تا شش هفت ماه پیش چشمم به جمال این گوست داگ جوان جنوبی روشن نشده بود . اما بعد از دیدن فیلمهایش دلم می خواستم بدانم صاحب این فیلمهای ساده و خوش ایده چه کسی است . می خواستم سر در آورم صاحب این اوراد عجیب پشت جلد این دی وی دی ها کیست ؟ چه جور کسی به جای کلمه کارگردان می نویسد : مشاهده ؟

 با او روبرو شدم و حدسم درست بود : یکی از آن آخرین بازمانده های عصر رمانتیکها که حالا با دوربین دیجیتال شعر می گوید و می نویسد. او بیشتر فیلمهایش را با هندی کم دیجیتال ساخته و درتمام تجربه های متفاوتش ، چه فیلمهای کوتاه و مینیمالی که بازیگرانش لاکپشت ها و مورچه ها یا پرندگانند و یا فیلمهای واریته ایش مانند "میدان انقلاب" و " آخرین روزهای پاییز " و یا به گمانم بهترین فیلمش : " پشت مزرعه نیشکر " یک نگاه واحد را می بینید . نگاهی که عاشق و شیفته نگاه کردن است .

 وقتی می گویم او شیفته نگاه کردن است ، در پی جفت و جور کردن صفتی ژورنالیستی نیستم . ...

ادامه نوشته ....

 

«مستند گزارشی» یا «گزارش واقعیت»

یادداشتی از فرشاد فداییان، مستند ساز

 

 

سینمای مستند، با هر تعریف و تبیینی، بی گمان نوعی «گزارش» است.

برخی، مستند ها را به « نوع» های «شاعرانه»،‌«قصه پرداز»،‌ «گزارشی» و ...تقسیم می كنند. مستند های زیادی را نمی توان سراغ گرفت كه منحصراً خصیصه ای را كه به آن خوانده می شود باز تاب دهد.معمولاً هیچ مستند سازی از پیش اراده نمی كند در فلان نوع مستند، فیلم بسازد مگر به تكلیف. یك اثر مستند می تواند به جای آن كه فقط «شاعرانه» ،‌«افشا گر»و یا «برانگیزاننده» و ... باشد. می تواند همۀ این ها و یا چند تای از این ها و یا کمی از این و یا کمی از آن باشد! واساساً این تقسیم بندی ها (به سلیقه ی من) پیش از آن كه ماهیت و گرایش مسلط یك اثر را ( با هر سمت و سویی) باز گو كند نوعی آسان سازی در دسته بندی آثار مستند است در عرصه ی پژوهش و نقد.

بدیهی است اشاره های آمده در این مطلب،‌متوجه مستند هایی ست با مو ضوع انسان و مناسبات او با دنیای پیرامونش.

شما از تلویزیون می شنوید و می بینید:«گزارش خبری» و یا« تفسیر خبر». در فرهنگ لغت می خوانید : گزارش یعنی خبر دادن و در عین حال تفسیر و تبیین كردن. در حالی كه ظن رایج از «مستند گزارشی» این است كه شما فقط موضوع را «منعكس» می كنید، «شرح» نمی كنید. به نظر می رسد معنای یك واژه، گاه می تواند هم دو پهلو و هم متفاوت باشد و گاهی هم نقیض خود را معنی دهد و این همان سردر گمی دائمی و ناروشنی بحث انگیزِ معناهای «واقعیت» و «حقیقت» در فیلم مستند است. كدام «مستند گزارشی» ست كه «جهت» نداشته باشد ؟ وقتی شما « جهت دار» بودن و « غرض» داشتن را وارد مقوله مستند می كنید، قصد تبیین «واقعیت به خودی خود» را دارید یا « واقعیتِ مصنوع خود را»؟ و یا یكی از این دو را؟

ادامه نوشته ....

 

حس از خود فیلم ساختن در ایرانی ها قوی است

(سخنرانی انیس دوویکتور، محقق و فیلم شناس فرانسوی)

 

پیروز کلانتری

 

انیس دوویکتور محقق و فیلم شناس فرانسوی از چند سال پیش سینمای مستند جنگ ایران را دنبال می کند. در یکی از سفرهای او به ایران، در دیداری، ضمن صحبت در بارۀ این موضوع، مصطفی دالایی، یکی از فیلم برداران مجموعۀ روایت فتح را به او معرفی کردم که بعدها گفت از دیدار و گفت و گو با او خیلی مشعوف شده و بهره برده است.

اخیرا" او و کامی پرئان، که در فرانسه متخصص آرشیو فیلم است، همراه یوسف جان نثار، فیلم بردار افغانی و همراه بیست سالۀ شاه مسعود ، هم زمان با سالگرد مرگ مرتضی آوینی، در ایران بودند که دو روز در مرکز گسترش، همراه دالایی و مهدی همایون فر نشست و برنامه داشتند و جلسات و کارگاه های مفصل تری با مسئولان روایت فتح برای تبادل آراء و فعالیت های شان در زمینۀ آرشیو فیلم.  پرئان مدت هاست که در پروژۀ آرشیو کردن فیلم های مستند افغانستان درگیر است. در سفر بودم و آن دو روز را از دست دادم، اما در روزهای آخر اقامت انیس در تهران، و وقتی که جان نثار به افغانستان برگشته بود، با خبر شدم که او و پرئان در محل انجمن ایران شناسی فرانسه سخنرانی دارند. رفتم و شنیدم و آن چه می خوانید حاصل صحبت های آن هاست (مجموعۀ نظرات و تجارب انیس دوویکتور و ماحصل ده روز حضور آن ها در تهران قرار است در یک شمارۀ ویژۀ نشریۀ انجمن ایران شناسی فرانسه منتشر شود) .

انیس گفت که در پیگیری هایش دو خط مهم را در پیش گرفته است : خصوصیات تصاویر مستند جنگ چیست و نگاه مستندسازان ایرانی و افغانی و غربی، و تقاطع کارهای آنان چه بوده و امروز با تصاویر جنگ چه می کنیم ؟

ادامه نوشته ....

 

تداوم یك احساس خوشایند

حسن بهرام زاده

 

دردیدارهای كوتاه واتفاقی بااعضای انجمن اغلب ازمن می پرسند: از انجمن چه خبر؟

ومن معمولاً جواب قابل عرضی ندارم. چون اولاً این سوال كلی پاسخی كوتاه نمی طلبدوثانیاًاخبارفعالیت های انجمن، امروزه تحت تاثیرتب مستندبازی بوقوردررسانه هامنعکس می شود.

ولی معمولاً سعی می كنم قبل ازآن كه دوست مستندسازبخواهدزبان به نقد برنامه های انجمن بگشاید، باطرح یك سوال نظرعضورادرباره ی انجمن جویاشوم. مثلاً: دوست داری چه خبرهایی ازانجمن بشنوی ؟

معمولاً این پاسخ هارادریافت می كنم:

1.   ازكارت حرفه ای خانه سینماچه خبر؟ بالاخره صادر شد؟

2.   موضوع تفاهم نامه بانیروی انتظامی به كجا انجامید؟

3.   صحبت هایی برای تشكیل تعاونی مسكن شده بود. به كجا رسید؟

4.   رابطه ی  انجمن تهیه كنندگان سینمای مستند باانجمن چگونه است؟

5.   شنیده ام می خواهندحق عضویت هارا افزایش دهند. درست است ؟

یاسوالات اساسی تری مانند:

1.   بالاخره بحث تفكیك بودجه سینمای اكران ازبودجه سینمای مستندبه كجا انجامید؟

2.   دفترچه سیاست های معاونت سینمایی درحوزه سینمای مستندمنتشر نشد؟

3.   . . .

وقتی سوالات رامرورمی كنم درمی یابم كه، اكثریت قریب به اتفاق آن ها در باب مسایل صنفی است.

ادامه نوشته ....

 

نگاهی به فیلم مستند حاجی گولیت ساخته رضا درستکار

هوشنگ میرزایی

info@dafilm.com

 

... هدف از بیان این مقدمه این بود که چه دلمان بخواهد و چه نخواهد رضا درستکار پای به عرصه سینمای مستند ایران گذاشته و خیلی هم پرکار و پر انرژی وارد این عرصه شده و در طول یک سال 4 فیلم مستند ساخته که تم و موضوع این فیلمها حاصل نگاه او به آدمهای اطراف و محل زندگی اش در جنوب شهر است . نخستین تجربه حرفه ای رضا درستکار در سینمای مستند که با عوامل حرفه ای ببار نشسته فیلم مستند حاجی گولیت است . حاجی گولیت که اسم واقعی اش حاج ولی  پور احمدی است عاشق رودگولیت فوتبالیست هلندی است و در محله قلعه مرغی زندگی می کند .  حاجی ولی  پور احمدی قهرمان محلی تیم فوتبال منطقه 17 بوده که با شروع جنگ به جبهه می رود و بعد هم با یک پا بر می گردد . رفاقت و هم محله ای بودن سازنده ی اثر با حاجی گولیت منشاء پیدایش مستندی با لحظه های صمیمی و تاثیر گذار از زندگی جانباز حاج ولی پور احمدی گردیده بگونه ای که نقش دوربین در این مستند کمتر احساس می شود . ....

ادامه نوشته ....

 

گفت و گو با فتح الله امیری

( كارگردان مستند حیات وحش ایلام )

 و ناگهان دو گرگ از راه رسیدند

در این روز و روزگار وانفسا كه به قول آن ضرب المثل قدیمی گربه هم در راه رضای خدا موش نمی گیرد و در شرایطی كه قالب مستندسازان ( و البته نه همه آن ها ) به جوایز جشنواره ها چشم دوخته اند و تنها به سوژه های جشنواره ای می پردازند پرداختن به موضوعاتی چون حیات وحش حكم كیمیا را دارد . در این میان فتح الله امیری جوان باصفا و دوست داشتنی ایلامی با دست خالی دست به كاری ( به زعم من ) بزرگ زده است و با كم ترین امكانات موجود مستند حیات وحش ایلام را به عنوان پایان نامه دانشجویی اش تولید كرده است . طی گپ و گفتی از فتح الله درباره تجربیاتش در ساخت این فیلم جویا شدم . او اكنون دانشجوی رشته كارشناسی ارشد تهیه كنندگی با گرایش مستند در دانشكده صدا و سیماست و قصد دارد مستندسازی حیات وحش را به صورت حرفه ای و تخصصی ادامه دهد .

محسن سوهانی

- چطور شد که به ساخت این فیلم علاقه مند شدی ؟

در ابتدا باید بگم که علاقه من به طبیعت و حیات وحش جزوی از شخصیت منه که سینمای مستند با موضوع حیات وحش در زیرمجموعه اون قرار می گیره. در ابتدا قصد داشتم مستندی درباره یک گونه خاص یعنی شغال بسازم اما در همان تحقیقات اولیه متوجه شدم که در ایران آن قدر مطالعه و پژوهش علمی بر روی شغال انجام نشده که بشه از اون یک فیلم مستند ساخت، ولی امکان معرفی حیات وحش به طور گسترده تر وجود داره.

ادامه گفت و گو ....

نمایشی از مرزها

نگاهی به  فیلم همه مادران من، جدیدترین مستند ابراهیم سعیدی

 رضا بهرامی نژاد

 

 آخرین ساخته مشترک ابراهیم سعیدی و  زهاوی سنجاوی فیلم مستند همه مادران من  را در جشنواره بیست و شش فجر دیدم و مایلم حس و حالم را درباره یکی از جدید ترین آثار جدی این سینما با شما در میان بگذارم و  تشویقتان کنم دیدن آن را در نمایش های آینده اش از دست ندهید.   ابراهیم سعیدی را بیشتر به عنوان  مونتور   میشناسیم ( فیلمبرداری و مونتاژ این فیلم نیز بر عهده او بوده ) و من پیش از این فیلمی از او ندیده بودم. و اما فیلم :

 فضای این مستند عمدتا در یکی از روستاهای مرزی و کردنشین عراق می گذرد و به ماجرای نسل کشی کردها و قتل عام مردان روستا توسط حکومت بعثی می پردازد. روستایی بدون مرد ، و زنانی همیشه در انتظار . انتظار شویی که نخواهد آمد . دوشیزگانی در حسرت مردی برای ازدواج ، مادرانی که با کمک دختران و عروسهای بیوه شان  خانه هایشان را بعد از حملات مکرر عراقی ها بارها بازسازی می کنند . زنانی با هیبتی مردانه و چشمانی که از فرط گریه به کوری میروند. این مستند به خوبی به ما نشان می دهد که مرزهای ظرفیت انسان برای تحمل رنج و انتظار در زندگی تا به کجاست و این در کنار سندیت فیلم، بزرگترین دستاورد آن است .

 تنها لحظات امنیت و آرامشی که درفیلم وجود دارند مربوط به قسمتی از فیلمهای  آرشیوی است که مردان و زنان روستا را در حال کار و رقص نشان می دهد . اما با کارگردانی درست و همراهی موسیقی ای که علیزاده برای فیلم ساخته این قطعات کارکرد دیگری به خود می گیرند و فضا را پر می کنند از ترس و دلهره.

ادامه نوشته ...

 

صفحات اختصاصی نویسندگان عرصه سینمای مستند

تصمیم گرفته‌ایم از این پس به هریک از نویسندگان عرصه فیلم مستند، اعم از آنها که به طور خاص برای پیک مستند نوشته‌اند و کسانی که در مطبوعات می‌نویسند، صفحه‌ای جداگانه اختصاص دهیم. کمترین چیزی که در این صفحه خواهید یافت نشانی و لینک تعدادی از مقالات هر نویسنده است. علاوه بر این، بسته به برخورد فعال خود نویسنده، عکس، زندگی‌نامه مختصر و اطلاعات دیگری نیز در این صفحات گنجانده خواهد شد. فعلاً با شش نفر کار خود را شروع می‌کنیم و نویسندگان دیگر را دعوت می‌کنیم نوشته‌های خود را در اختیار ما بگذارند تا به تدریج این بخش از سایت کامل‌تر و کامل‌تر و به منبع خوبی برای پژوهشگران عرصه فیلم مستند بدل  شود.

 

محمد تهامی نژاد

همایون امامی

احمد میراحسان

پیروز کلانتری

 

روبرت صافاریان

محمد سعید محصصی

 

 

 قدیمی تر

تی‌وی فوبیا (ترس از تلویزیون) / روبرت صافاریان

زندگی جاری در سینمای مستند و سینمای اکران ما پیروز کلانتری

گپی با محمدرضا اصلانی درباره جشنواره‌ها و انتخاب و داوری فیلم‌های مستند

دست های قطع شده سینمای مستند / هوشنگ میرزایی

نگاهی به هزارتوهای سکوت ساخته امیر اصلانی / امیر بوالی

جشنواره منطقه ای سینمای جوان در قزوین / هادی آفریده

کاش ما هم رهنما داشتیم / محسن سوهانی

عکاس جنگ: پارادوکس اخلاقی عکس و فیلم گرفتن از رنج انسان ها / روبرت صافاریان

میراحسان / رسوب گذر زمان / آوینی / سامان سالور و محسن نامجو / لطف کنید بنویسید / پیروز کلانتری

نگاهی به مستند وارونگی / امیر بوالی

به مناسبت درگذشت هلن وان دانگن مستندساز هلندی / پرویز جاهد

سینمای مستند جنگ: سینما وریته، با تاخیر / روبرت صافاریان

یادداشتی بر دو فیلم راجر و من و خواهر هلن / سعید محصصی

فضای مستند چیست؟ / احمد میراحسان

چطور شد از دنیای مستند سر درآوردیم / رضا بهرامی نژاد

 از میان فیلم هایی که در جشنواره دیدم / پیروز کلانتری

کارگاه آموزشی مستندسازی به روایت هادی آفریده

ضد مستند کدام است / درباره نوشته امیرپوریا درباره تهران انار ندارد / پیروز کلانتری

سینمای مستند در جشنوار فجر / پیروز کلانتری

پیشرفت تکنولوژی و بحران زیبایی شناختی / در ادامه بحث درباره ام دی ام ای / روبرت صافاریان

آسیب شناسی دیدگاه های محافظه کار در نقد سینمای مستند / پاسخ به روبرت صافاریان / امید بنکدار و کیوان علیمحمدی

خیانت به موضوع: آفت مستندسازی / به بهانه نمایش ام دی ام ای (کیوان علیمحمدی و امید بنکدار) از تلویزیون / روبرت صافاریان

دغدغه های بعد از جشنواره شهر / پیروز کلانتری

نه سینما ، نه فیلم، نه مستند / روبرت صافاریان

دانشگاه و فیلم مستند / روبرت صافاریان

    زندگی به چنگ آمده / درباره مردی با دوربین فیلمبرداری ژیگا ورتوف / پیروز کلانتری

 

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]