28 آذر 1388

نوشته‌های پیاپی در مورد

بزرگداشت محمد تهامی نژاد

 

احمد میراحسان

 

 

يك: شبی خوش است بدین قصه‌اش دراز كنید

 

روز 25 آذر روز قشنگ بزرگ داشتن محمد تهامی نژاد، زادروز او، روز پژوهش و البته روز تولدوبسایت www.vamostanad.com  بود و یك نیمروز روشن و خوش بر من گذشت و به شب كشید و با همه نشانه‌های زبان رمزی راز و عالم غیب‌اش مرا مشحون كرد از سرخوشی و دوستی و هوای پاكیزه‌ای كه این روزها كمتر تنفس می‌كنی و من از آن نشان كه تأیید هوش باطنی هستی پنهان بود، بیشتر سرخوش و مشحون شدم و داستان سرراستش را رضا بهرامی‌نژاد كه جلسه را می‌چرخاند نقل كرد آن شب برای همه كه قبلاً از آن باخبر بودم:

زادروز وبسایتشان -ومستند- را روز پژوهش قرار داده بودند پژوهشگر ماه سیما سینمای مستندمان، محمد عزیزمان را در این روز ارج و سپاس بنهند و وقتی به سراغش رفتند او را حیرت زده یافتند كه از كجا این روز را اینها یافته‌اند و وقتی اینها دانستند سبب حیرت او چیست خود شگفت‌زده‌تر مانده بودند كه یعنی چی؟ كه آن روز بی كه بدانند زادروز محمد بود و...

 ادامه نوشته ...

دو: درباره نیك‌نفسی و مدرنیسم محمد و معنی نقد

 

دوستی پرسشگرانه پرسید مگر ما چقدر یكدیگر را نقد می‌كنیم كه حالا لازم است این قدر بزرگداشت بگیریم. و این گفتگوی ما وقتی رخ داد كه حرف بر سر بزرگداشت محمد تهامی‌نژاد بود و ما داشتیم به سمت خانه سینما می‌رفتیم و او نمی‌خواست بیاید و باید راهش را كج می‌كرد و از راه دیگری می‌رفت كه كار داشت و البته می‌دانم كه لااقل به همین شكل این پرسش واضح را از همه نمی‌كرد كه روزگار ما روزگار نافهمی یكدیگر و اتهام و انگ شده است و من باور داشتم نه به سبب هر حسد و حس منفی و خود‌پرستی، كه به دلیل یك نگاه مدرن و جدی كه نقد را احترام به نقد شونده می‌داند، چنین می‌پرسد و كلاً روحیه جدی و به نظرم كمی سرد و بی‌حوصله‌اش از سرزندگی و بازی و بازیگوشی و جشن و سرخوش گذراندن به هر بهانه، در این دریافت و تلقی‌اش بی‌اثر نیست. اما جدا از مسایل روانشناسانه‌ی فردی، جداً به نظرم پرسش او قابل بررسی است و خصوصاً در ارتباط با محمد تهامی‌نژاد، در من حرف بر می‌انگیزد.

و میل دارم چند خطی در همین مورد و مرتبط به همین ارج‌گزاری بنویسم. بدیهی است محمد و هر كس بنا به دیدگاهی مدرن قابل نقد است. او آن قدر محتاط و نیك است كه از نظر پاره‌ای به درد تجربه‌ای غرق شده در دنیا و گسسته از لاهوت نمی‌خورد.

جهان مدرن، جهان پاسخ به میل بی‌مهار است و محمد مهار و خویشتنداری دارد...

 ادامه نوشته ...

سه: پيرها و جوان‌ها و يك سپاس و يك پيشنهاد

 

پیشنهادم به انجمن مستندسازان آن است كه جلسات ماهانه یا دوماهانه گفتگوی نسل‌های مستندساز را از این به بعد برقرار كند.

همه نتیجه‌ی این نوشته همین نكته است كه در آغاز گفته‌ام. آنجا، آن بالا، در یك صف تابان و چشم‌پوشی ناپذیر، كسانی نشسته بودند كه جوان به شمار نمی‌آمدند و داشتند حرف‌هایی می‌زدند كه انبوه جوان‌ها، با اختیار و آزادی و علاقه داشتند گوش می‌دادند و بر افسانه‌ی ناممكنی گفت و گوی پدران و مادران با دختران و پسران خط بطلان می‌كشیدند. بزرگداشت محمد تهامی‌نژاد در خود یك راه روشنی را نهفته دارد كه خوب است برجسته شود. اینكه چگونه بر خلاف داستان جعلی جدال یك‌سویه پیرمردها و جوان‌ها، مكالمه و پیوند و نیروگیری از یكدیگر و داد و ستد و تجربه و زندگی و سرزندگی و نوآوری هم می‌تواند در میان نسل‌ها برقرار باشد و تأكید غلو‌آمیز بر دعوای پدران و پسران و پدركشی و سهراب‌كشی تنها نمادی از فرهنگ خشونت‌بار قابل اصلاح باید شمرده شود.

چرا باید واقع‌گرا بود و جنس و ریشه‌ی این جدل را دست‌كم در تاریخ ما و زندگی اجتماعی ما،‌شناخت و به نقد آن پرداخت و برای غلبه سویه‌ی عقلانی و زدودن روابط جهالت‌بار اقدام كرد و تصویر درستی از رابطه‌ی نسل‌ها ارائه داد؟ و چرا جلسه‌ی كوچك گرامی‌داشت یك آدمی كه سال‌ها را خورده و بلعیده و حال از خود تصویر روشنی در ذهن‌های جوان به جا نهاده می‌تواند در این راه درس‌آموزمان باشد؟...

 

 ادامه نوشته ...

چهار: آقای شفیع آقامحمدیان خطابم به شماست

 

ابراهیم مختاری كه داشت حرف می‌زد، من داشتم در دلم می‌گفتم كاش بچه‌ها، آقای وزیر و مسئول بنیاد فارابی و معاون وزیر و به ویژه به ویژه شفیع آقامحمدیان و همراهانشان را و نوآمدگان مركز گسترش سینمای مستند و تجربی را به این جلسه دعوت می‌كردند. و وقتی در پایان دانستم كه آقامحمدیان در جلسه حضور داشت، هم خوشحال شدم و هم فكر كردم اگر از او می‌خواستند لحظه‌هایی بیاید و وسط همان مستندسازان آن بالا بنشیند و به صحبت‌هایشان و خواست‌هایشان و پرسش‌هایشان پاسخ دهد، چقدر خوب بود و بعد هم گفتم یادم باشد به انجمن پیشنهاد كنم جلسه‌ای برای گفتگو بگذارد. گفتگوی بدون دروغ، بدون تعارف و نیز بدون دعوا، و كاملاً محترم با مسئول سینمای مستند كشور. اما چرا؟

مختاری داشت حرف می‌زد و من داشتم فكر می‌كردم اگر خود مسئولی زیسته در فرانسه و بنا به ادعای آقای شمقدری تحصیل كرده در آنجا می‌بودم واكنشم به این صحبت‌ها چه بود؟

محمد تهامی‌نژاد پرسیده بود ما چه كرده بودیم و شرح مصائبش را، رنج خانواده‌اش را، ستمی كه بر او بیهوده رفته بود،‌ آن رفتار مستكبرانه و كبرآلود و خشونت‌بار و آن حكمروایی ناعادلانه و تبعید و زندگی در تبعیدش را سال‌های اول انقلاب شرح داده بود و فرو پاشاندن اتاق كارگردان‌ها را كه همین‌هایی بودند كه حالا آن بالا نشسته بودند و تهامی‌نژاد نمی‌دانست چه كرده بود كه مستوجب آن رفتار آنهم خصمانه و ناعادلانه با دعوی دفاع از دین و خدا و دین خدا بود...

 ادامه نوشته ...

***

11 آذر 1388

نگاهی به مستند  سرزمین گمشده

 

وقتی سینما گم می شود

 

مهرداد فراهانی

 

دستمایه فیلم سرزمین گمشده، جستجو در زاویه ای تاریک و نامکشوف از تاریخ سیاسی معاصر ایران است: فروپاشی فرقه دموکرات آذربایجان ایران در سال1326 و فرار رهبران و جمع کثیری از اعضای این فرقه به شوروی سابق و عاقبت تلخ ایشان در آن سرزمین که چیزی نبود جز غربت و آوارگی و حبس و تبعید به سیبری.ساختار فیلم، ترکیبی از مصاحبه های فیلمساز با آخرین بازماندگان این فرقه - که اغلب ساکن جمهوریهای آسیای میانه هستند – و فیلم های آرشیوی به جا مانده از آن دوران است. فیلم فاقد گفتار متن است. .... موساییان با صرف وقت و هزینه برای پیدا کردن آخرین بازماندگان فرقه و دستیابی به فیلمهای آرشیوی آن ایام این حکایت از یاد رفته را جانی تازه بخشیده است. سرزمین گمشده، پس از فیلم تهران انار ندارد (مسعود بخشی)، دومین مستندی است که در سال  جاری اکران می‌شود. این اتفاق از دو جهت فرخنده است.اول آن که این روند رفته رفته عامه مخاطبان را با فیلم مستند آشنا می سازد و بر تعداد علاقه مندان این نوع سینما می افزاید. دلیل دوم، تفاوت سبک و سیاق این دو مستند است. این تفاوت سبب می شود تا مخاطبانی که از دریچه تهران انار ندارد با سینمای مستند آشنا شده‌اند با چشم انداز متفاوتی از این نوع سینما روبرو شوند. عمده انتقادات من به فیلم سرزمین گمشده از همین جا نشات می گیرد.....

 ادامه نوشته ...

***

4 آذر 1388

نقد فیلم‌های مستند به نمایش در آمده در

سومین جشنواره سینما حقیقت

 

قسمت دوم

 

سومین دوره جشنواره "سینما حقیقت" با رونق کمتر امّا به هر رو برگزار شد و فارغ از موضع‌ هریک از ما درباره درستی یا نادرستی تحریم این جشنواره تعدادی ساخته‌های جدید مستندسازان ایرانی در آن به نمایش درآمد. در چند نوبت نقد تعدادی از این فیلم‌ها را به نقل از بولتن جشنواره می‌خوانید:

 

چراغی كه روشن شد / بابك بهداد

هشت بهشت / ستاره سماوی

خاک حافظه / مسعود امینی تیرانی

مسیر بودن / كاوه بهرامی

روز پایان / نرگس آبیار

وایو / مینا مشهدی

***

30 آبان 1388

نقد فیلم‌های مستند به نمایش در آمده در

سومین جشنواره سینما حقیقت

 

قسمت یکم

 

سومین دوره جشنواره "سینما حقیقت" با رونق کمتر امّا به هر رو برگزار شد و فارغ از موضع‌ هریک از ما درباره درستی یا نادرستی تحریم این جشنواره تعدادی ساخته‌های جدید مستندسازان ایرانی در آن به نمایش درآمد. در چند نوبت نقد تعدادی از این فیلم‌ها را به نقل از بولتن جشنواره می‌خوانید:

 

دهکده جهانی / امیر جغتائی

قاب سرد / حامد خسروی

قلب من پر از عروسک است / بهروز غریب پور

عکس ناتمام بهمن جلالی / تورج ربانی و عمید راشدی

***

 

30 آبان 1388

نوشته هادی آفریده را در این باره که فیلم او "نقل گرد آفرید" هم باید در فهرست فیلم‌های مطرح سال 1387 جای گیرد عیناً می‌خوانید. درباره فهرست فیلم‌های مطرح سال و اینکه چرا به نظر می‌رسد که این شیوه مناسبی است برای نجات دادن فیلم‌های مستند از فراموشی در یادداشتی که همراه نامه علی‌رضا دهقان نوشتم، توضیحاتی دادم که دیگر نیازی به تکرار آنها نمی‌بینم و داوری درباره داوری‌های هادی آفریده را مانند این که پیک مستند "... با چراغ های خاموش یه دفعه تصمیم به انتشار همچین لیست شتابزده ای..." کرده و "... در مورد بعضی از فیلم ها احساس نوعی مصلحت اندیشی در بین دوستان و راضی نگاه داشتن روابط و دوستی ها حس می شود و انگار این لیست نه توسط گروه مطالعات سینمای مستند بلکه انگار توسط یک اندیشه و نگاه انتخاب شده..." (کدام اندیشه و نگاه؟) به خواننده وامی‌گذارم .

باز از دوستان دعوت می‌کنیم که اگر فیلمی می‌شناسند که به گمانشان جایش در فهرست یادشده خالی است نظر خود را برای ما بفرستند.

ر. ص.

 

منصف باشیم ، در کنار هم باشیم، نه رو به روی هم

هادی آفریده

سایت "پیک مستند" و گردانندگان فهیمش را دوست  دارم اما به چند دلیل دیگر تصمیم نداشتم برای "پیک مستند" یادداشت بنویسم.

دلیل یک: دوست جوان عزیز فیلمساز و منتقد که به "پیک مستند" یادداشت می داد در جمعی گفته بود، اگر هادی آفریده به "پیک مستند" یادداشت دهد من دیگر یادداشت نمی دهم  و چون آن دوست فیلمساز و آثارش برای من بسیار قابل احترام است نخواستم او را دل گیر کنم.

دلیل دو: یکی دو بار یادداشت هایم را به سایت ایمیل کردم اما منتشر نشد. پس مجبور شدم یادداشت هایم را در سایت ها و مجلات دیگر منتشر کردم.

دلیل سه: یادداشت نوشتن، گفت وگو و نقد کردن همکاران و دوستان فیلمساز در این فضای پر سوء تفاهم عاقبت خوشی ندارد. پس ترجیح می دهم بر دوستان بیفزایم تا کسی را آزرده کنم.

دلیل چهار: بیشتر مشغول مستندسازی بودم.

اما یادداشت مستندهای مطرح سال شما باعث شد که بعداز مدتها برای "پیک مستند" دوباره دست به قلم شوم.

نخست احترام می گذارم به آن فیلمهایی که به عنوان فیلم مطرح انتخاب کرده اید و باید بگویم که با بیشتر آن انتخاب با شما هم نظر هستم. البته نمی دانم دقیقا این انتخاب ها توسط چه فرد یا افرادی انجام شده است. بگذریم ...  

اما لازم به یاد آوری می دانم که مطرح کنم هر چقدر از بنده و فیلم های بنده خوشتان بیاید یا خوشتان نیاید نمی توانید مستند "نقل گردآفرید" را به همین سادگی نادیده بگیرید و حذف کنید...

 ادامه نوشته ...

***

 

20 آبان 1388

متن فیلم مستند گفت و گوی مسعود بهنود با ابراهیم گلستان

 

بهنود: جامعه روشنفکری شمارو شریک شاه می دید
گلستان: خب به جهنم که می دید

 

خیلی ها خواسته اند از ابراهیم گلستان فیلم مستند بسازند و گلستان به روال معمول خودش همه را سر دوانده تا سرانجام پذیرفته جلوی دوربین بهنود بنشیند. بخش‌هایی از مصاحبه مفصل مسعود بهنود با ابراهیم گلستان در قالب فیلم مستند ساده‌ای که بنیادش همین گفت و گوست به اضافه تکه‌هایی از برخی از فیلم‌ها. متن زیر پیاده شده این گفت و گو و گفتار فیلم است که بهنود آنها را نوشته و خوانده است.

مسعود بهنود (گفتار متن): مصاحبه با ابراهیم گلستان را از کجا باید شروع کرد؟ قصه نویس، منقد اجتماعی و فیلم ساز؛ به ویژه سازنده فیلم های مستند که هفتاد سال را با چشم باز به دنیا و به تحولات آن دقیق بوده. با وی از هزار نکته می توان گفت و شنید. دراین گفت و گو که در سال 1387 در «ویک هرست پارک»، محل زندگی اودرجنوب جزیره انگلستان فیلم برداری شده از امروز آغاز کرده ایم، ازحال.
 

مسعود بهنود: اگرالان شما درحال ساختن فیلم مستند بودید چناکه آن موقع برای کیش، مارلیک، برای جواهرات ساختید... اگرالان هم مشغول همون کار بودید برای انرژی اتمی می ساختید؟
 

ابراهیم گلستان: اگرمی گذاشتند واضحه که می ساختم. اگر می خواستم،اگر پولش رو داشتم. من تا وقتی که پول داشتم این کارها رو می تونستم بکنم. وقتی پول نداشتم که نمی تونستم این کارها رو بکنم...

ادامه مصاحبه...

***

 

20 آبان 1388

 

نامه کارگردان فیلم نخل درخت زندگی و توضیحی درباره فهرست فیلم‌های مطرح سال 1387

روبرت صافاریان

سلام

در “پیک مستند” خبری از شما خواندم مبنی بر انتخاب برترین مستندهای سال که از بین 46 فیلم انتخاب کردید.

نمی‌دانم معیار شما برای انتخاب 46 فیلم چه بوده است، امّا فکر می‌کنم در حق فیلم نخل درخت زندگی که سال گذشته در تمام جشنواره‌های معتبر سال (خانه سینما، سینما حقیقت، رشد، رویش، ستایش، رحمت، فیلم کوتاه تهران، و ...) حضور داشته و 5 جایزه از آنها گرفته است بی‌انصافی شده است.

علی‌رضا دهقان

 این متن نامه‌ای است که علی‌رضا دهقان با ای میل برای ما فرستاده است. و احتمالاً حق با اوست. به این سبب می‌گویم احتمالاً، که فیلم او را ندیده‌ام. بسیاری از دوستانی که سینمای مستند ایران را دنبال می‌کنند و درباره آن می‌نویسند همه فیلم‌های مستند تولید شده در سال را نمی‌بینند و بنابراین هیچ بعید نیست فیلم خوبی از دیده ‌آنها بیفتد. آیا به این دلیل باید از خیر انتخاب بهترین‌های سال سینمای مستند ایران گذشت؟ این پرسشی است که برای اعضای گروه مطالعات مستند هم پیش آمد و یکی از دلایلی بود که باعث شد آنها از انتخاب بهترین مستندهای سال 1387 بگذرند. امّا من گمان می‌کنم با آگاهی به مشروط و نسبی بودن این انتخاب‌ها، باید آن‌ها را ادامه داد، چرا که هر چند بعید نیست به قول دهقانی در حق بعضی از فیلم‌ها بی‌انصافی شود، امّا در مجموع توجه عمومی را به فیلم‌های مستند بیشتر می‌کند، به حال و روز سینمای مستند مفید است و البته برای شیوه‌های انتخاب و کاستی‌های آن نیز باید فکری کرد.

فکری که من کردم این بود که این فهرست و انتخاب‌های شخصی خودم را منتشر کنم. حسن انتشار فهرست فیلم‌های مطرح سال این است که نشان می‌دهد انتخاب‌های من از میان چه فیلم‌هایی بوده‌اند و در واقع من همه فیلم‌های سال را ندیده‌ام. پرسش این است که آیا به قدر کافی فیلم دیده‌ام. شاید واکنش‌ها به انتشار عمومی فهرست تا حدودی این را روشن کند. من گمانم این است که دیدن این تعداد فیلم مبنای قابل اتکایی است. فیلم‌هایی که به این فهرست راه پیدا کرده‌اند آنهایی هستند که در جشنواره‌های مورد توجه قرار گرفته‌اند یا دست کم دو تن از دوستان آنها را دیده و پیشنهاد کرده‌اند. جنبه اثباتی این فهرست از جنبه سلبی آن مهم‌تر است. یعنی فیلم‌هایی که در این فهرست‌اند به هر رو فیلم‌های مطرحی هستند، امّا این به آن معنا نیست که فیلم‌هایی که در آن نیستند فیلم‌های خوب یا مطرحی نیستند. شاید بتوان با انتشار این فهرست و به بحث عمومی گذاشتن آن در یک سایت یا وبلاگ بتوان به نتیجه بهتری دست پیدا کرد. به هر رو من گمانم وجود چنین فهرستی به عنوان راهنما برای کسانی که هم اینک یا در آینده بخواهند با تولیدات مستند ایران در سال بخصوص آشنا شوند، بهتر از نبود آن است. نه امروز و نه در آینده هیچکس همه فیلم‌های مستند سال را که تعدادشان بسیار زیاد است نمی‌بیند و باید راه‌هایی جست برای اینکه اگر کسی مایل بود تصویری کلی از فیلم‌های آن سال داشته باشد، مرجعی کم و بیش معتبر داشته باشد.

همین جا از خوانندگان “پیک مستند” دعوت می‌کنم فیلم‌هایی را که به نظرشان می‌توانستند در این فهرست باشند امّا نیستند اعلام بکنند. البته بهتر است دوستان فیلمساز فیلم‌های خود را معرفی نکنند. یکی از معیارهای فهرست اعلام شده هم این بود که فیلم‌های تنظیم کنندگان فهرست در آن منظور نشوند.

 

فهرست فیلم‌های مطرح سال 1387 را کامل کنید

اسامی فیلم‌های موردنظر خود را به ما ای میل کنید:

info@peykemostanad.com

***

مطالب قدیمی تر

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]