نظری دیگر به بحث فضای مستند

ماکان محمدی استادکلایه   

مطلب مندرج در پیک مستند تحت عنوان "فضای مستند چیست ؟" نوشته میر احمد میر احسان از چند جهت قابل تآمل و توجه است که اتفاقا باید به آن پرداخت . پیش و قبل از هر چیز به خاطر این واقعیت که این طرح پرسش نخستین بار است که این گونه و با سویه ای نظری مطرح گشته و همان طور که همواره گفته ام  طرح یک پرسش در موضعی مناسب مقدم بر هرگونه تلاش نظری از سوی فلسفه یا ذهن فلسفه اندیش است.

پس جا دارد تقدیر ویزه ای از احمد میراحسان  که در طول این سال ها همواره کوشیده از منظری پدیدارشناسانه به سینما بپردازد به عمل آورم .

اتفاقا این جانب نیز در ورکشاپی که به همت میراحسان در لاهیجان برگزار شده بود (ورکشاپ عباس کیارستمی) حضور داشتم و حال که به پرسش میراحسان می اندیشم حضور آن فضای مستند و اهمیت آن را درک میکنم .

بدین ترتیب عمیقا احساس میکنم میراحسان با بیان این مطلب ("فضای مستند چیست ؟") عرصه ای را واکاوی میکند که محل تآمل بیشتر است به دیگر بیان نگارنده معتقد است که پاسخ و اساسا پرداختن به هر یک از این دریچه ها مستلزم تلاش نظری ست که او با طرح این پرسش ها عرصه را برای جولان آماده کرده است.

 من معتقدم آنچه همواره در هر نوع کنش مستند حضور و وجود دارد نوعا باورپذیری است . در با ور پذیری همواره دست به مقایسه شکلی از عینیت اجتماعی می زنیم  یعنی باورپذیری و به دنبال آن مستند بودن همواره در نسبتی با امر واقع قرار میگیرد.

اما  "فضای مستند چیست ؟"

پیش از آن که به پاسخ بپردازم ذکر نکته ای را ضروری میدانم . اساسا در تشکیل فضا صرفا عناصر مکانی به تنهایی نقش محوری ندارند برای نمونه سالن کنفرانس.

ما در سالن کنفرانس یک تعداد صندلی ، سن ، در و دیوار و البته یک تریبون به همراه میکروفن داریم  و شاید چیز های جانبی دیگر همه اینها عناصر مکانی به حساب می آیند و به تنهایی تشکیل دهنده الزاما یک فضای رسمی نیستند بلکه این بستگی به کنش و پیش فهم ما در درون آن مکان دارد مثلا وقتی پشت تریبون و میکروفن قرار میگیریم فضا رسمی و هنگامی که مثلا روی پله های سن می نشینیم فضا دوستانه می شود در حالی که عناصر مکانی ما یکسان اند.

به نظر من فضای مستند در واقع فضایی است که در کنار عناصر مکانی (که عموما ملموس و ارجاعی اند) به واسطه کنش ها و پیش فرض هایی ما را به امر واقع نزدیک می کنند.

مثلا به این مثال از ورکشاپ کیارستمی در لاهیجان توجه کنید

روز اول :در محل سندیکای چای ما با یک سری بحث های تئوریک پیرامون سنما و مشکلات چای رو به رو شدیم

روزدوم: به کارخانه چای رفته و در پایان به یک باغ چای سر زدیم .

حالا ببینیم چه اتفاقی افتاده :

در واقع ما با یک پیش فهمی وارد یک فضایی شدیم (که اتفاقا قرار نیست در آنجا با بحث های تئوریک رو به رو شویم) که کمک میکند این ذهنیت به شکل بی واسطه به امر واقع نزدیک شود.ایجا اتفاقا عناصر مکانی به تکاپو افتاده و مدلول های جدیدی تولید میکنند

حالا روایت را برمی گردانیم :

فرض کنید ما روز اول به باغ چای می رفتیم حالا عناصر مکانی نسبت به کنش ما فضایی تفریحی صرف می آفریدند و بحث های تئوریک بعد از آن شکلی کاملا انتزاعی داشتند.

بدین ترتیب ما به واسطه شکلی از آگاهی در تماس با یک ابژه بیرونی که البته در نسبتی از آگاهی قرار می گیرد هر چه بیشتر به امر واقع نزدیک می شویم .

 

 برگشت به صفحه اصلی ...