
|
خشت خام، ماهنامه فیلم، شمارۀ 358 پیروز کلانتری طلب اندر طلب جشنوارۀ خاص فیلم مستند
در بر همان پاشنه میچرخد ” سال گذشته در همین روزها در همین صفحات نوشتم: «در این زمان و این مكان، برگزاری بیستوچهارمین جشنوارۀ فیلم فجر (و بخش مستندش) را بهانه كردهام تا بگویم این ایام و سالها مشخصاً دورهای است كه ما فیلمسازان و علاقهمندان سینمای مستند در كنار نیاز به یك نشریۀ اختصاصی، تهیهكنندههای مستقل و بازار فیلم خاص، به یك جشنوارۀ مختص سینمای مستند هم نیاز داریم و دیگر فریب فیلمسازان و علاقهمندان سینمای مستند با گنجانیدن بخش مستند در دل جشنوارههای جورواجور بس است!» كموبیش در بر همان پاشنه میچرخد. قرار بود كه آن جشنوارۀ خاص فیلم مستند را مركز گسترش سینمای مستند و تجربی در زمستان امسال برگزار كند كه نشد. گویا به تیرماه 1386 موكول شده؛ اگر تأمین بودجه شود، اگر وزارت ارشاد آن را دردسرآفرین نبیند، اگر بنیاد فارابی رضایت بدهد و اگرهای دیگر. وقتی اتفاقی كه به نظر طبیعی میآید كه پیش آید، پیش نمیآید، به این سو كشیده میشویم كه آنچه را اتفاق میافتد، طبیعی بینگاریم. امروز گره فیلم كوتاه و مستند ما، با حجم تولید 1500 تا 2000 فیلم در سال و نیروی گستردهای كه درگیرش هستند، فراهم شدن امكان نمایش مداوم و مستمر است. و وقتی در تلویزیون، كه منزل و نمایشگاه واقعی فیلم مستند است، این امكان فراهم نیست، وجود سالنی كه هر روز و هر سانس بشود در آن مستند دید یا جشنوارهای كه خاص فیلم مستند باشد، سقف خواستههامان میشود. حالا هم كه نه آن سالن هست و نه این جشنواره. در عوض سالنهایی كه هفتگی یا گاهبهگاه مستند نشان میدهند، بیشتر میشود و نیز جشنوارههایی كه فیلم مستند و انیمیشن و كوتاه داستانی و تجربی را با هم عرضه میكنند، و البته آن حیاط خلوت سرپوشداری كه در آن، نوارها و دیویدیهای مستند دست به دست دیده میشوند؛ و این وضع، كه جاری است، طبیعی هم جلوه میكند. اما سرگشتگی فراموشی هم میآورد و از یادمان رفته كه تا دوسه سال پیش وضعمان آدمیزادیتر از حالا بود. وضع، این طور نبود دوسه سال پیش جشنوارۀ «یادگار» بود و جشنوارۀ «كیش» كه هر دو مختص سینمای مستند بود و هر دو جشنواره هم مهم و مؤثر بودند. یادگار در همان دوسه دوره فعالیتش منشأ بروز و حضور ذهنیتها و نگاههای جدید در فضایی بهظاهر سنتی از سینمای مستند ما (فیلمهای آیینی و مردمشناسانه با موضوع معماری و میراث فرهنگی و...) بود و تداوم فعالیتش میتوانست این شاخه از سینمای مستند ما را سرزنده و شكوفا كند. نمایش منتخبی از فیلمهای آن دوسه دوره در یك فضای دانشگاهی در تابستان امسال، چهرۀ این تأثیر را تا حدودی به تماشا گذاشت. وقتی فعالیتهای فرهنگی و سینمایی از جمله همین جشنواره، نه بر اساس نیازهای تعریف و تدوینشده، بلكه متكی به علایق و روابط مقطعی و در دادوستدهای مدیریتیــدولتی شكل میگیرد، با یك جابهجایی هم متوقف میشود. همین وضع در جشنوارۀ سینمای مستند كیش پیش آمد. در اینجا یك سوی رابطه كامران شیردل بود كه حضورش (كه همواره یادآور فیلم اون شب كه بارن اومد محبوبترین فیلم مستند ما بوده) جلوهای از حضور تاریخ و موجودیت سینمای مستند داشت و جشنواره، به رغم دورافتادگی و بیتماشاگر بودنش، به خاطر جدیت و بار حرفهای انتخاب و داوری فیلمها، دور بودنش از فضاهای رسمی یا نمایشی و عرضۀ فیلمهای مهم یك سال سینمای مستند ایران، برای فیلمسازان و پیگیران این سینما مغتنم و مؤثر بود. وضع مطلوب میتوانست ادامۀ حضور این دو جشنواره باشد و اضافه شدن جشنوارۀ بینالمللی سینمای مستند به آنها، و نه توقف كار این دو جشنواره و وعدۀ نصفهنیمۀ جشنوارۀ جایگزین كه معلوم نیست باشد و بشود و تازه آن هم چهگونه، در فضایی اینگونه كه جشنوارههای یكبارمصرف مناسبتی جای همۀ این اتفاقهای لازم و حاضر و موفق را میگیرند. وضع حاضر وضع موجود را ثبت میكنیم تا راحتتر بتوان حساب كسریها و حذفهای بعدی را داشت! مهمترین جشنوارههایی كه فیلم مستند، در حاشیۀ آنها نمایش داده میشوند، جشنوارۀ فیلم كوتاه تهران، جشنوارۀ فیلم فجر و جشن سینما هستند. این سه، مهماند چون تاریخ و سابقه و سازوكار مدون دارند و میزانی از مدیریت و انتخاب و داوری حرفهای در آنها رعایت میشود (جشنوارۀ فیلم كوتاه اصفهان با دبیری زاون قوكاسیان هم چنین بود). در این میان جشنوارۀ فیلم كوتاه تهران به سبب حضور گستردۀ فیلمسازان همه جای ایران در آن، تمركزش بر فیلم كوتاه (و نه سینمای اكران)، فعالیت دیرینهاش و نیز برنامههای گفتوگو و بررسی تخصصی و حرفهایاش، مهمتر از جشنوارۀ فیلم فجر و جشن خانۀ سینماست، كه در هر دوی آنها فضای نمایش فیلمهای مستند تحتالشعاع و در حاشیۀ سینمای اكران قرار میگیرد. حالا، با جدا شدن تشكیلات سینمای جوانان از مركز گسترش، قطعاً سینمای مستند كیفیت سابق را در ادامۀ فعالیت این جشنواره نخواهد داشت. جشنوارۀ فیلم شهر هم هست كه به سبب موضوع مهمش در جامعهای رو به مدرن شدن و در سینمای مستندی كه جوانان در آن چنین فعالند، میتواند جشنوارهای مؤثر باشد، اگر اولیای امور آن، به این همه باور و اشراف داشته باشند و نه آن گونه كه امسال برگزار شد. جشنوارههای موضوعی وجه كاربردی دارند و میان سینما و آن موضوع گفتوگو و رابطۀ فعالی ایجاد میكنند. حضور صاحبنظران آن موضوع كه سینما را هم بشناسند، وجه مهمی از فعالیت مؤثر این جشنوارههاست كه جشنوارۀ فیلم شهر امسال یكسر از آن خالی بود. نه شهرشناسان و دانشجویان معماری و رشتههای علوم اجتماعی و انسانی از آن باخبر شدند و نه در هیأت انتخاب و داوری، نشانی از آنها بود. با این حال، این جشنواره باید جدی گرفته شود. جشنوارۀ كیش چه؟ آن هم هست؟ در شمارۀ بهمن ماه مجله نوشتم كه جشنوارۀ كیش مرده است و آنچه امسال از همه جور نمایش و تبلیغات به نام جشنوارۀ فیلم مستند كیش برگزار شد، ربطی به آن سابقه و آن فضای تاكنونی نداشت. جشنوارۀ رشد چه؟ سیواندی سال است برگزار میشود و گویی برگزار نمیشود یا لااقل تكلیفش را با نیازها و كاربردهایش روشن نمیكند. یك تكلیف اداری است كه میخواهد به فضای سینمای جاری وصل شود و اسم پیدا كند، كه تلاش نالازم و عبثی است. جشنوارههای سالانۀ دانشجویی، زنان و نیز جشنوارههای ریزتر موضوعی یا مناسبتی هم هست و نیز جشنوارههای شهرستانی، كه تماشای فیلم مستند در آنها، تحتالشعاع فضا و موضوع غالب قرار میگیرد و تأثیر و تأثری ایجاد نمیكند. و اما جشنوارۀ فجر جشنوارۀ فجر چون خودش جشنوارۀ مهمی (و مطرحترین جشنوارۀ سینمایی كشور) است، جایزهاش هم مهم میشود، از جمله جایزۀ فیلم مستندش. اما آیا جایزۀ مهم فیلم مستند جشنوارۀ فجر، نشانگر مهم بودن آن بخش جشنواره هم هست؟ چنین نیست و این بخش، یك حاشیۀ بهتماممعناست؛ دور از چشم برگزاركنندگان جشنواره و دور از چشم مخاطبان آن كه هیجانزدۀ تماشای فیلمهای نادیدۀ سینمای اكران داخلی یا فیلمهای مشهور جشنوارههای خارجیاند. بخش مستند جشنوارۀ فجر یك رفعتكلیف بزرگ است از باب نپرداختن به آن نیاز اساسیتر كه جشنوارۀ مختص سینمای مستند است و نشانی از هیچ باوری و شناختی و نظری و تأثیری در آن نیست. فیلمها در این بخش شركت میكنند تا جایزه بگیرند و اسمشان مطرح شود تا بعدها در جاهای دیگر دیده شوند. این بخش تماشاگر پیگیر ثابت ندارد (آنگونه كه مثلاً جشنوارۀ فیلم كوتاه یا شهر یا زنان دارد). پارسال در چند سالن شاهد بودم كه فیلمسازان با دوستانشان در لحظههای قبل از شروع فیلمشان وارد سالن میشدند و با پایان یافتن فیلمشان میرفتند بیرون و فیلمسازی دیگر با دوستانی دیگر وارد میشدند: نوبت فیلمشان بود! نحوۀ انتخاب و داوری فیلمهای این بخش را دنبال كردم. هیچ سیاستی و نگاهی پشت آن نیست (در جشنوارههای كیش و یادگار، این نگاه و سیاست بود). آدمها یك به یك و نه برای پر كردن یك تركیب اندیشیده چیده میشوند؛ این نبود، آن. یك سال بیست فیلم انتخاب میشود، سال دیگر 25 و 30 و پارسال چهل فیلم برای مسابقه انتخاب شد و سانسهای نمایش سهساعته كم نبود. چهل فیلم برای یك بخش جنبی غیرمهم نادیدنی. برنامه و كیفیت كه نیست، كمیت نشان توجه و جدی گرفتن جلوه داده میشود. دریغ از یك جلسۀ بحث و بررسی فیلمها، دریغ از لحظهای همنفس شدن فیلمساز با مخاطب. یك فعالیت باری به هر جهت به تمام معنا، و چرا؟ خب، برای همۀ این مراحل جذب و انتخاب و نمایش و داوری و جایزۀ این فیلمها هزینۀ انسانی و مالی صرف میشود. نمیشود آن را جدا كرد و در فضایی مستقلتر، كوچكتر، مناسبتر و مختص سینمای مستند خرج كرد؟ به نظر میرسد بیشترین فایدهای كه جشنوارۀ فجر میتواند به سینمای مستند ما برساند، برگزاری یك بخش پروپیمان و اندیشیده برای فیلمهای مستند خارجی است، كه اجرای آن تنها در توان اجرایی و روابط و وضع مالی تشكیلاتی چون جشنوارۀ فجر است. چنین فضایی هم پاسخگوی عطش تماشای فیلم خوب نزد علاقهمندان سینمای مستند خواهد بود، هم مخاطبان تازهای را جذب سینمای مستند میكند. مرور فیلمهای یك مستندساز خوب ایرانی و خارجی، با حضور فیلمساز هم كار سختی نیست و فضای خاص خود را ایجاد میكند. میشود سالنی جدا به بخش فیلمهای كوتاه و مستند اختصاص داد و با بسیج امكانات انجمنهای مستندسازان و تهیهكنندگان فیلم مستند و فیلم كوتاه و فضاهای دانشجویی و تسهیل امكان فیلم دیدن، مخاطب این گونه فیلمها را جذب كرد. اما خودمانیم، انگار كمكم به گسترش پیشنهادهایی نزدیك میشویم كه نتیجهاش درخواست مجدد برگزاری یك جشنوارۀ مختص فیلم مستند خواهد بود و لاغیر! جشنوارۀ فیلم مستند صحبتش هست كه این جشنواره در تیرماه 1386 در سطح ملی برگزار و در سالهای بعد بینالمللی شود؛ چیزی شبیه جشنوارۀ فجر برای سینمای مستند. اگر چنین شود، بخشهای مستند جشنوارۀ فجر، جشن خانۀ سینما و جشنوارۀ فیلم كوتاه تهران باید در شمایل متفاوتی برگزار شوند و فضا و موضوع خاصتری پیدا كنند تا از حركت موازی و همارز جشنوارۀ فیلم مستند دور باشند. این جهتگیریهای متفاوت و مكمل، حاصل كمی برای سینمای مستند ما نخواهد داشت و بسترهای تازهای برای بروز گرایشهای تازۀ فیلمسازی مستند ایجاد میكند. این همه، جای تلویزیون را نمیگیرد این همه را كه گفتیم، اگر موانع رفع شد و مطلوب، حاصلش بیستسی درصد مشكل عرضه و نمایش فیلم مستند را حل میكند و شاید هم كمتر. در عرصۀ نمایش فیلم مستند، هیچ چیز جای تلویزیون را نمیگیرد. مخاطب انبوه یك سوی تفاوت است، تماشای فیلم مستند در دل زندگی روزمره و همچون پرداختن به خورد و خواب روزانه، آن تفاوت حیاتی صفحۀ تلویزیون و سالن نمایش است. هرچه برای دیدن فیلم بلند داستانی رؤیاساز تخیلمحور، سروسامان دادن وقت و كار و حوصله و آن سالن تاریك سینما، فراهمكنندۀ آیین مطلوب تماشاست، تماشای فیلم مستند در دل گذرانِ زندگی و در لحظههای شاد و غمگین و عصبی و خستۀ روزمرۀ آن، به قدر فضایی برای تأمل، زنگ تفریح، ارتباطی كوچك یا همدلی، لطفی دارد و همانند و همارز آن تماشای دیگر، كه گفته شد. لطف بزرگ فیلم مستند، همین در كنار زندگی (و نه در برابر یا در ورای آن) بودن تولید و تماشای فیلم و ثبت و تماشای دائم زندگیهای دیگر برای مخاطبی است كه به فیلم مستند نه همچون تجربۀ ناب یك بار تماشای یك اثر هنری، بلكه همچون رابطهای برای تماشای تجربههای كوچك زندگی و درد و شادی و شور و حسرت نادیده و مهجور آن انسان روبهرو دل میدهد و خواهان حضور و رابطهای دائم و روزمره با آن است و این مطلوب حاصل نمیشود الا از طریق صفحۀ همیشه حاضر تلویزیون. آن فضاهای كوچك و دلنشین همیشه جاری مستندی از این دست به آن دست میگردد، در خلوت و در جمعهایی كوچك (از جمله جمع گروه مطالعات ما) به طور مستمر مستند دیده میشود، فیلمسازی با شور و علاقه فیلمش را برای تماشا و نظرخواهی در دستت میگذارد، مسافری فیلم مستند سوغات میآورد، دیویدی عزیز ریزنقش خوشتصویر موجب شده چه بسیار مستندهای تازه، مشهود و دیده شود، در لیست دیویدیبازان (و دیویدیسازان!) بهتدریج فضای مستندها جدا میشود، فیلمسازان پرهمت و پیگیر یكبهیك نوار مستندهایشان را عرضه میكنند، در دوسه سالن در شهر تهران نمایش هفتگی فیلم مستند هست، در شهرستانها چه میگذرد؟ اینها، شمایی از فضای غیررسمی تماشای فیلم مستند است كه روزبهروز گستردهتر میشود. حقیر به نظرتان میآید یا جذاب و چشمگیر؟ كاش كسی پیدا میشد و كموكیف تماشای مستندهای مطلوب در این فضا را در طول سال محاسبه و بررسی میكرد و میگذاشت در كنار محاسبه و بررسی كموكیف نمایش فیلم مستند مطلوب در فضاهای رسمی (تلویزیون و جشنوارهها و...)، و حاصل را میگذاشت پیش روی ما. اما چرا پیش روی ما؟!
|
||