خشت خام، ماهنامه فیلم، شمارۀ 342

پیروز کلانتری 

نبض انقلاب در سینمای جوان امروزمان می‌زند، هنوز...

” در این زمان و این مكان، برگزاری بیست‌وچهارمین جشنوارۀ فیلم فجر (و بخش مستند آن) را بهانه كرده‌ام تا بگویم این ایام و سال‌ها مشخصاً دوره‌ای است كه ما فیلم‌سازان و علاقه‌مندان سینمای مستند در كنار نیاز به نشریۀ اختصاصی، تهیه‌كننده‌های مستقل و بازار فیلم خاص، به یك جشنوارۀ مختص سینمایی مستند هم نیاز داریم و دیگر فریب فیلم‌سازان و علاقه‌مندان سینمای مستند با  گنجانیدن بخش مستند در دل جشنواره‌های جوراجور بس است! اگر هر سال برگزاری مراسم و جشن‌های سالگرد انقلاب، بستر و دست‌مایۀ برپایی جشنوارۀ فیلم فجر است، سینمای مستند امروز ما خود انقلابی است كه جشن و جشنوارۀ خاص خود را طلب می‌كند! اگر این شور و شعار دریافت شده، برویم سر اصل مطلب.

 انقلاب، هنوز موضوع نیست

بنا به سبك و سیاق جشنواره‌های جوارجور موضوعی، وقتی  به مناسبت سالگرد انقلاب جشنوارۀ فیلم برگزار می‌شود، می‌توان منتظر بود سینمای انقلاب یا خود انقلاب، موضوع واقع شود. اما چنین نیست، چون از سال 1361 جشنوارۀ فیلم فجر برای راه‌اندازی سینمای اكران برپا شد و عمدتاً تریبون فیلم‌های بلند سینمایی بود و هنوز هم هست. این حضور و نقش، جاافتاده و مؤثر هم هست و حرفی در این نیست. از همان سال اول هم یك بخش سینمای مستند با جشنواره همراه بود كه در دوره‌ای تعطیل شد و در سال‌های نزدیك دوباره برقرار بوده است. در تمامی این سال‌ها بسیاری مسائل درشت و ریز موضوع جشنواره‌های خاص شد اما انقلاب و سینمای انقلاب متأثر از همزمانی روزهای سالگردش با جشنوارۀ فیلم فجر سرش بی‌كلاه ماند و از نمایش و بحث و بررسی دور افتاد و نمایش فیلم‌های انقلاب، به تصاویر و راش‌های (آن هم دست‌چین‌شدۀ) بارها تكرارشدۀ روزهای انقلاب از سیمای جمهوری اسلامی در ایام دهۀ فجر هر سال محدود مانده است.

سینمای انقلاب

اما سینمای انقلاب تنها این تصویرهای خام نبوده است:

1- آن‌چه در دورۀ انقلاب (ماه‌ها و روزهای پیش از بهمن 1357 تا استقرار جمهوری اسلامی در فروردین 1358) فیلم‌برداری شد، در دو شكل به نمایش درآمد:

الف. در شمایل راش‌های خام تدوین‌نشده كه هنوز هم نمایش آن از تلویزیون ادامه دارد. راش‌هایی هم هست كه توسط دوربین‌های هشت میلی‌متری گمنام گرفته شد و هنوز دیده نشده است. تصاویر فیلم‌برداری‌شدۀ كامران شیردل از روزهای انقلاب از نوع مشهور این‌گونه راش‌هاست.

ب. فیلم‌های تدوین‌شده و شناسنامه‌دار از تصاویر تهیه‌شده در روزها و ماه‌های انقلاب كه برخی از آن‌ها در قالب فیلم‌های بلند مستند در ماه‌های پس از بهمن 57 از تلویزیون یا در سینماهای تهران به نمایش درآمد: برای آزادی (حسین ترابی)، سند زنده (اصغر بیچاره)، سقوط 57 (باربد طاهری)، به سوی آزادی (مسعود جعفری‌جوزانی)، لیله‌القدر (محمدعلی نجفی)، حماسۀ قرآن (فرامرز باصری) و تپش تاریخ (حسین فردوست كنعانی). یا فیلم‌های كوتاه مستند، مثل: بچه‌های ژاله و انقلاب به روایت تصویر (هر دو ساختۀ حسن تهرانی)، بیست‌ودوم بهمن (علیرضا داودنژاد)، قلم طراحان به جنگ امپریالیسم می‌رود (كیومرث درم‌بخش)، این صدای توست (صمد تواضعی).

2- سه فیلم مستند، از سه فیلم‌ساز مهم از دورۀ انقلاب باقی مانده كه از مرز گزارش واقعیت فراتر رفتند و نمایش‌گر ذهنیت‌هایی هنرمندانه و مستقل از تب‌وتاب گذران آن دوره بودند: جست‌وجو ساختۀ امیر نادری كه به آنانی می‌پردازد كه در روزهای انقلاب به خیابان‌ها رفتند و دیگر به خانه برنگشتند و نشانی از خود باقی نگذاشتند. تصویرهای گم‌شدگان در روزنامه‌ها، خانواده‌های منتظر، مسئولان پزشكی قانونی و مناطق دفن زباله (به عنوان محل دفن كشتگان آن روزها) مسیری است كه فیلم طی می‌كند. نادری پس از آن، جست‌وجو 2 را در فضای جنگ ساخت.

 

تازه‌نفس‌ها ساختۀ كیانوش عیاری، پرسه‌زنی در روزهای پس از بهمن 57 در خیابان‌ها، پیاده‌روها و تماشاخانه‌های لاله‌زار است كه در آن‌ها نمایش‌های انقلابی اجرا می‌شد. شوخ‌چشمی و نگاه جست‌وجوگر یك «سینما آزاد»ی بازیگوش از سر و روی فیلم پیداست.

قضیه شكل اول، شكل دوم ساختۀ عباس كیارستمی از یك كلاس درس شروع می‌شود. معلم، بچه‌های یك نیمكت را از كلاس بیرون می‌كند تا دانش‌آموز شلوغ‌كار را معرفی كنند. روز از پس روز می‌گذرد و دانش‌آموزان بیرون كلاس مانده‌اند. فیلم‌ساز در همین فضا به سراغ آدم‌های مشهور آن روزها می‌رود و می‌پرسد دانش‌آموزان چه باید بكنند و به این طریق یك موضوع آموزشی تا سطح یك مستند رفتارشناس و عمق‌نگر ارتقا می‌یابد و یكی از موثرترین فیلم‌های «شاهد» در سینمای مستند ما شكل می‌گیرد.

هر سه فیلم‌ساز مهم‌ترین فیلم‌های متفاوت و جریان‌ساز شروع دهۀ 1360 را هم ساختند: دونده، تنورۀ دیو و خانۀ دوست كجاست؟

3- فیلم‌های انیمیشن، كلیپ‌گونه و كوتاه داستانی مرتبط با موضوع انقلاب، از جمله: جرس (محمد ستون‌زاده)، آخرین روز جهان (جواد طاهری)، آداب بهاری (اصغر آگه‌بنایی) و حوزۀ استحفاظی (آراپیك باغداساریان).

4- فیلم‌های بلند سینمایی: اشباح (فخیم‌زاده)، زنده‌باد... (خسرو سینایی)، برزخی‌ها (ایرج قادری)، خانۀ عنكبوت (علیرضا داودنژاد)، خط قرمز (مسعود كیمیایی)، ... و بسیاری فیلم‌های روستایی ضد ستم‌شاهی.

5- فیلم‌های مستند اجتماعی كه متأثر از رویداد انقلاب امكان تولید پیدا كردند و به جریانی مهم (هرچند ناپایدار) تبدیل شدند:

الف. گزارش‌های اجتماعی از فلاكت زندگی حاشیه‌نشینان تهران كه در روزهای پس از 22 بهمن از تلویزیون پخش می‌شد و نیز گزارش‌های مرتضی آوینی و فیلم‌سازان گروه تلویزیونی جهاد (محمدرضا اسلاملو، بهروز افخمی، منوچهر مشیری، محسن عبدالواب، فرهاد صبا، حسین جعفریان، ابراهیم كیهانی) از محرومیت‌ها و سازندگی در روستاها و نقاط دوردست ایران.

ب. مستندهای اجتماعی محققانه و حرفه‌ای فیلم‌سازان شاخص در سال‌های 1360 تا 1362 (و تا 1365) همانند: كودك و استثمار (محمدرضا اصلانی)، مجموعۀ سرپناه (ابراهیم مختاری، محمد تهامی‌نژاد و فریدون جوادی)، كوره‌پزخانه (محمدرضا مقدسیان)، با خاك تا خاك (منوچهر مشیری)، نانی از گل (فریده شفایی)، تمركز (رخشان بنی‌اعتماد). این دوره قطعاً مهم‌ترین دورۀ تولید مستندهای اجتماعی در تاریخ سینمایی مستند ماست. ما پیش از انقلاب جریان سینمای مستند اجتماعی نداشتیم (فیلم‌های شیردل، یكه و تنهاست) و در سال‌های اخیر با جریانی گسترده اما پراكنده از مستندهای اجتماعی روبه‌روییم كه هنوز تعریف و بررسی نشده‌اند و جایگاه‌شان تثبیت نشده است.

6- سینمای جنگ (مستند و داستانی) نیز جریان مهم دیگر متأثر از رویداد انقلاب است (كافی است به قرابت و در عین حال تفاوت دوربین درگیر و در عین حال متأمل فیلم‌برداران شاخص مستندهای جنگ با دوربین غوطه‌ور و اسیر در امواج روزهای انقلاب توجیه كنیم).

سینمای متأثر از انقلاب

اگر تنها دستاورد سینمای انقلاب، راش‌های روزهای انقلاب و فیلم‌های جمع‌آوری و تدوین‌شده از تصویرهای آن روزها می‌بود، شاید می‌گفتیم گزارش‌سازی و مستند خبری/ گزارشی در آن دوره زنده شد و رشد كرد. اما سه فیلم یادشده از نادری، عیاری و كیارستمی و تأثیر رویداد انقلاب در شكل‌گیری مستندهای اجتماعی سال‌های 1360 تا 1365 و نیز در مستندهای روایت فتح و تصویرهای پرتأثیر فیلم‌برداران درگیر و حساس جنگ، پدیده‌ای تازه و متفاوت در حیات تاریخ سینمای مستند ایران را پیش روی‌مان می‌گذارد. دوربین و نگاه رها، شاهد، تیزبین و درگیر با زندگی آدم‌های جامعه (لااقل بخشی از زندگی پرماجرا و غریب سال‌های پس از انقلاب) فضایی است مربوط به سینمای مستند پس از انقلاب و نشانی از این فضا در سینمای مستند پیش از انقلاب سراغ نداریم.

اگر در راش‌ها و فیلم‌های گزارش‌گرانۀ روزهای انقلاب، دوربین دل به دریا می‌زند و در امواج جوششی اجتماعی در میان آدم‌ها غلت می‌خورد، در فضای مستندهای اندیشیدۀ اجتماعی و جنگ، فیلم‌ساز به موقعیت حرفه‌ای و اندیشۀ انتخاب‌گرش متكی است و اگر راه به جوشش زندگی (در جامعه و در جبهه) می‌دهد، تنها نمایش‌گر صرف واقعیت نیست و حاصل گفت‌وگوی واقعیت بیرونی و ذهنیت درگیرش را به تماشا می‌گذارد. در این فیلم‌ها جامعه‌ای كه زبان باز كرده از معضلات و مصایبش می‌گوید یا بازخوانی و بازیابی هویت محدودش را طلب می‌كند. در عین حال، این دو فضای فیلم‌سازی (مستندهای اجتماعی و مستندهای جنگ) نمایش‌گر تناقض‌های زندگی انسان ایرانی آن دوره هم هست كه در عین جست‌وجوی آزادی، هنوز به مزه‌مزه كردن فردیت راه نبرده و سیطرۀ وزن تاریخی جامعه و ایدئولوژی بر ذهن و زبان او سنگین و پردوام است. بیش از یك دهه باید بگذرد تا آدم‌های این جامعه تك‌تك، و نه در هیبت توده و جمع، مقابل دوربین‌های دیجیتال یك‌به‌یك از راه رسیده بنشینند و از ناگفته‌ها و ناشیند‌های‌شان بگویند.

 

... و سینمای مستند امروزمان

هر سال حدود 1500 تا 2000 فیلم به جشنوارۀ فیلم كوتاه تهران می‌رسد (چند فیلم در خلوت‌ها و خانه‌ها باقی می‌ماند؟) از این میان حدود 600 تا 800 فیلم مستند‌ند و حدود 80 درصد این فیلم‌ها را جوانان می‌سازند. در وضعیتی كه تلویزیون تنها حدود 20 درصد این فیلم‌ها را تولید می‌كند و فقط فیلم‌های خود را نمایش می‌دهد، تهیه‌كننده و سفارش‌دهندۀ حرفه‌ای نداریم، عرضه و فروش خارجی فیلم‌ها نحیف است، اكثر آنانی كه این فیلم‌ها را می‌سازند، فیلم‌ساز حرفه‌ای (كه كارشان این باشد و زندگی‌شان از این راه بگذرد) نیستند و آموزش و نشریه و جشنوارۀ فیلم مستند هم نداریم، این حجم تولید و این شور فیلم‌سازی تنها با متر و معیار حرفه‌ای و سینمایی توضیح و توجیه‌پذیر نیست. دوربین و امكانات ارزان دیجیتال هم گرچه زمینه هست، اما علت نمی‌تواند باشد، وگرنه در دیگر كشورهای صاحب سرمایه و صاحب سینما هم باید این پدیده در این ابعاد ظاهر می‌شد.

در كنار مهم و مطرح بودن سینما و فیلم‌سازی در ایران، ما با یك پدیدۀ فرهنگی، اجتماعی و سیاسی سروكار داریم و سینما و فیلم‌سازی در این‌جا مفر و محمل خودباوری و ابراز وجود، حضور در جمع و ایجاد فضای عمومی، خودبیان‌گری، طلب حق حیات فرهنگی و اجتماعی و اعتراض به محدودیت‌ها و ممنوعیت‌هاست. این روحیۀ خودباور، خودبیان‌گر و معترض، آن خط باریك آبی است كه از انقلاب و دوربین رهای آن نشأت می‌گیرد، از سینمای مستند اجتماعی و سینمای جنگ می‌گذرد و به امروز و این‌جا می‌رسد. فیلم‌ساز جوان امروز زندگی می‌كند و فیلم می‌سازد و زندگی و فیلمش دو دنیای جدا (از نوع زندگی در كنار حرفه) نیست. فیلم‌سازی برای او صرفاً یك فعالیت هنری یا حرفه‌ای نیست، نوعی شیوۀ زندگی هم هست. نمی‌خواهم به عرصۀ كاوش و بررسی جوانب و جنبه‌های این پدیده وارد شوم اما تأكید می‌كنم كه این پدیده تنها با متر و معیارهای رایج آكادمیك یا كلاسیك یا حرفه‌ای/ هنری سینما یا با ظاهربینی یا الگوسازی از سینمای مستند پیش از انقلاب یا نفی‌گرایی یا... شناختنی نیست و باید با پذیرش (ناگزیر) حق حیات و ممات آن، دریابیم كه این جریان فراگیر در مسیر شكل‌گیری‌اش هنوز در وضعیت گسترش و پراكنش است و برخورد ارادی، الگوپرداز و تحدیدگرا در جهت نفی و قطع یا تغییر این مسیر راه به جایی نمی‌برد. این رود پرتلاطم هرز هم می‌رود؛ خیلی عجله نداشته باشیم كه آرامش كنیم، خیلی هم نگران نباشیم كه به ساحل امن و آرام‌مان راه باز كند، به دریای مطلوب و آشنای خودمان هم منحرفش نكنیم، این پدیده (به تعبیر علیرضا شجاع‌نوری) كودك و صغیر نیست كه حد برایش بگذاریم و گوش به حرف و پند بزرگان بخواهیمش. جوان است و اگر خیلی نگرانش هستیم فضای دیده و نقد شدن برایش فراهم كنیم. آغوش گرم مام سینمای اكران، نفس این كودك، این پرنده را بریده است؛ نیاز به جشنوارۀ مختص، مؤثر و سراسری سینمای مستند جدی است.

 

  

  

 برگشت به صفحه اصلی ...