|
نگاهی به فیلم مستند حاجی گولیت ساخته ی رضا درستکار هوشنگ میرزایی info@dafilm.com رضا درستکار را بعنوان منتقد سینما می شناسیم اما او پای به عرصه مستندسازی گذاشته که باید ورودش را به این عرصه مغتنم شمرد. درستکار در زمینه نقد سینما و معرفی دو نسل از کارگردان های سینمای ایران نسل قبل از انقلاب و نسل بعد از انقلاب نیز تالیفاتی دارد که از جمله ی این تالیفات می توان به کتاب های در قلمرو دیدار و فریدون گله زندگی و آثار اشاره نمود .
اولین تجربه غیر حرفه ای رضا درستکار در سینمای مستند ساخت فیلمی است با عنوان فریدون گله کجاست ؟ فریدون گله کجاست؟ در سال ۱۳۸۱، پیش از فوت این هنرمند ساخته شده و مستندی است در باره زندگی و آثار فریدون گله. بخش عمده این فیلم شامل گفتوگو با گله و مروری بر آثار او است و همچنین دوستان و همکاران گله از جمله پوری بنایی، داوود رشیدی، رضا کرمرضایی، فریدون فرهودی، فریماه فرجامی و حمید مجتهدی که در این فیلم درباره او سخن گفتهاند . ین فیلم اگرچه به لحاظ ساختاری و تکنیکی فیلم ضعیفی بود اما جسارت درستکار در معرفی شخصیتی فراموش شده از نسل سینماگران قبل از انقلاب که یا منزوی و یا مجبور به ترک وطن گردیدند قابل تحسین است و نباید ارزشهای پژوهشی این اثر را نادیده گرفت . فیلم مستند فریدون گله کجاست ؟ در خانه هنرمندان و با حضور خانواده گله و همکاران قدیمی اش به نمایش درآمد و با استقبال روبرو شد . رضا درستکار در معرفی سینمای مستند هم قدمهای مثبتی برداشته که حاصل این نگاه و تعامل و توجه او به سینمای مستند نمایش فیلمهای مستند از دو نسل از سینما گران سینمای مستند ایران نسل پیشکسوت ها و نسل جوانان مستندساز سینمای ایران در خانه فیلم نور موزه ی هنرهای دینی امام علی ( ع ) بود که در این جلسات فیلمهای مطرح سینمای مستند ایران برای علاقمندان به نمایش و نقد گذاشته شد و اتفاق مثبتی در سینمای مهجور مستند ایران بود که نباید آن را نادیده گرفت . رضا درستکار در چندین جشنواره داخلی هم عضو هیات انتخاب بود ه و در نخستین دوره ی اهدای جایزه بزرگ شهید آوینی نیز یکی از اعضای اصلی کمیته انتخاب فیلمهای مستند این جشنواره بود که حضور او در کمیته انتخاب جشنواره شهید آوینی به گردآوری کتاب روایت های مستند منجر شد که این کتاب حاوی مجموعه مقالاتی در باره ی سینمای مستند ایران و جهان است و به مناسبت برگزاری نخستین دوره ی اهدای جایزه ی بزرگ شهید آوینی از سوی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی منتشر شده است . همه ی آنچه که گفته شد بخش کوچکی از شور و اشتیاق درونی یک منتقد جوان و فعال و نگرش او به سینمای مستند است نگرشی که در حمایت از این سینماست و قابل تحسین . هدف از بیان این مقدمه این بود که چه دلمان بخواهد و چه نخواهد رضا درستکار پای به عرصه سینمای مستند ایران گذاشته و خیلی هم پرکار و پر انرژی وارد این عرصه شده و در طول یک سال 4 فیلم مستند ساخته که تم و موضوع این فیلمها حاصل نگاه او به آدمهای اطراف و محل زندگی اش در جنوب شهر است . نخستین تجربه حرفه ای رضا درستکار در سینمای مستند که با عوامل حرفه ای ببار نشسته فیلم مستند حاجی گولیت است . حاجی گولیت که اسم واقعی اش حاج ولی پور احمدی است عاشق رودگولیت فوتبالیست هلندی است و در محله قلعه مرغی زندگی می کند . حاجی ولی پور احمدی قهرمان محلی تیم فوتبال منطقه 17 بوده که با شروع جنگ به جبهه می رود و بعد هم با یک پا بر می گردد . رفاقت و هم محله ای بودن سازنده ی اثر با حاجی گولیت منشاء پیدایش مستندی با لحظه های صمیمی و تاثیر گذار از زندگی جانباز حاج ولی پور احمدی گردیده بگونه ای که نقش دوربین در این مستند کمتر احساس می شود . یکی از ویژگی های بارز و شاخص مستندی که درستکار از زندگی حاجی گولیت ساخته همین انتقال احساس و باور پذیری شخصیت حاجی گولیت و رها بودن او در همه ی صحنه های فیلم است . برخلاف مستندهایی که در آنها معمولا افراد آسیب دیده از جنگ با ژست های خشک و رسمی رو به دوربین صحبت می کنند در تمامی صحنه های مستند حاجی گولیت احساس حضور یک بازیگر جاری است . حاجی گولیت نمونه ی دوست داشتنی از بچه مسلمان های روشنفکر جنوب شهری است که الگوی رفتاری او در زندگی گولیت هلندی و شرافتمندی اوست و به همین خاطر احساس می کند که شبیه رودگولیت است در صورتیکه هیچ گونه شباهتی بین آندو وجود ندارد اما رود گولیت را دوست دارد چون بازیکن با اراده و با اخلاقی است و به تعبیر او و در دیالوگهایی که مرتب در اغلب صحنه های فیلم بکار می برد رود گولیت بازیکن باشرفی است که خودش را به پول نمی فروشد . این الگوی اخلاقی و رفتاری آنچنان حاج ولی را تحت تاثیر قرار داده که اسم خودش را هم گذاشته حاجی گولیت و همه ی اهل محل هم او را به اسم حاجی گولیت می شناسند تا حاجی ولی ! یکی از پلانهای تاثیرگذار فیلم که از بار مفهومی و معنایی بالایی برخوردار است و نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت لحظه ی عبور حاجی گولیت از بازرسی پلیس فرودگاه مهرآباد و ورود او به سالن انتظار است که با به صدا درآمدن بوق های ممتد دستگاه کنترل حاجی گولیت هر بار مجبور به عبور از دریچه بازرسی و تفتیش بدنی دوباره می گردد که این لحظه تلخ حاصل نگاه بدبینانه زمانه و جامعه به آدمهای جنگ است . حاجی گولیت در مقابل این شرایط نابرابر و معترض به حضور او و برای رهایی از این وضعیت در آخر پای مصنوعی اش را به زحمت در می آورد و از دستگاه کنترل اشیاء ممنوعه عبور می دهد و صدای بوق های معترض دستگاه هم با عبور پای مصنوعی قطع و او وارد سالن فرودگاه می شود . یکی دیگر از صحنه های فیلم که حاصل نگاه کم اهمیت جامعه و سازمانهای دولتی به خانواده های شهدا ست صحنه درد دل یک مادر شهید آذری زبان با حاجی گولیت در کوچه ای بن بست است . کوچه ای که بسیاری از بازماندگان جنگ در آن ساکنند . مادر دو شهید که فرزندانش را در جنگ از دست داده و بی سرپناه و بی خانمان گشته در دیالوگی که با حاجی گولیت دارد حسرت داشتن یک لانه موش را دارد تا از شر خانه بدوشی و اجاره نشینی رها شود . همیشه هر جنگی با شکست و یا پیروزی به پایان می رسد اما مصیبت و رنج آن دامن بازماندگان و افراد آسیب دیده از جنگ را می گیرد و در فیلم حاجی گولیت هم حاج ولی و هم آن پیرزن مادر شهید آدمهای تنهایی هستند که با رنج و اندوه زندگی شان را سپری می کنند . تنها اشکال فیلم درستکار در این است که شخصیت حاجی گولیت را بیش از اندازه سرخوش و شاد نشان می دهد و کمتر به خلوت و تنهایی او می پردازد و تقریبا تمام موضوع فیلم روی فوتبال متمرکز شده است . یکی دیگر از موضوعات فرعی که در فیلم مطرح و بی پاسخ می ماند بحث حضور خانمها در ورزشگاهها و تماشای مسابقات فوتبال است که پیشنهاد آن توسط احمدی نژاد مطرح و با مخالفت مراجع دینی روبرو شد و حاجی گولیت با نگاهی محافظه کارانه به تشریح این پیشنهاد می پردازد بدون آنکه نتیجه ای از حرفهای او در موافقت و یا مخالفت با این پیشنهاد حاصل شود . متاسفانه مستند سازی در ایران با نوعی محافظه کاری همیشه همراه است و به همین خاطر هم زبان سیینمای مستند ایران زبان الکنی است و نیاز مخاطب را برآورده نمی سازد .عبور از خطوط قرمز در مستند سازی تقریبا امری محال است و مستندساز محرم معضلات و آسیب های فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی نیست و برای ورود به هر حیطه ای بایستی صدها مجوز از ارگانها و نهادهای دولتی بگیرد . می گویند در آمریکا و اروپا هنر یعنی آزادی بیان این را همه می گویند نمونه اش مایکل مور ! او از دولت آمریکا بودجه می گیرد و علیه دولتمردان آمریکایی مستند می سازد و با دوربینش سر از کاخ بوش و زندان گوانتانمو هم در می آورد و همه چیز را به چالش می کشد اما کافی است در ایران فیلمی چه مستند و چه داستانی کمی بیان معترض و اصلاحی داشته باشد خیلی راحت همه ی مجوزهای آن باطل می شود و از همه ی رقابت ها و نمایش محروم می شود . سینمای مستند ما از آزادی بیان محروم است . در قبل از انقلاب وقتی فیلمهای شیردل را نگاه می کنیم انگار آن زمان ورود به حیطه های اجتماعی و خط قرمز ها راحت تر بوده است . لااقل اگر فیلمهای شیردل بخشی از تاریخ آن زمان را بیان کنند به نظر می رسد محافظه کاری در آن آثار کمتر به چشم می خورد و فضای فیلم های مستند آن زمان یکدست تر بوده است . گناه را به گردن درستکار نمی اندازم همه دچار دو رویی و دروغ گویی شده ایم و دارد کم کم یادمان می رود که سینمای مستند یعنی سینمای سند یعنی راستگویی و صداقت یعنی حل معضل و بیان حرفهای تازه تر یعنی به چالش کشیدن و افکار عمومی را متوجه حقیقت ساختن همان کاری که مایکل مور در کارهایش انجام می دهد . متاسفانه سینمای مستند ما بازگو کننده حقیقت های تلخ و درد و رنج های جامعه نیست و به بیراهه می رود مگر در واقعیت امکان دارد که کسی یک پایش را از دست داده باشد و یک لحظه کوتاه از زندگی اش را با حسرت و اندوه به آنچه که از دست داده نیندیشد و غصه نخورد واقعا اینهمه شادابی و خوشی حاجی گولیت بنظر نمی آید که تظاهر او به سرخوشی باشد . متاسفانه یکی از ایرادات فیلم مستند حاجی گولیت هم همین است در لحظه هایی فیلم دچار یکدستی می شود و از آن چند پلان تاثیرگذار و با اهمیتی که به آنها اشاره کردم کمتر در فیلم دیده می شود . به هر حال فیلم مستند حاجی گولیت علیرغم ضعف های قابل اغماضی که در ساختار و بیان محتوایی دارد فیلمی است تاثیرگذار و با اهمیت در سینمای دفاع مقدس که متاسفانه از طرف جشنواره های داخلی تا حالا توجه چندانی به آن نشده است اما این بی مهری و کم توجهی از ارزشهای فیلم و پشتکار رضا درستکار در سینمای مستند چیزی کم نمی کند . دیدن این فیلم را به همکارانم و علاقمندان به سینمای مستند پیشنهاد می کنم . |
|
|