
|
مستندهای مان هنوز دچار « مضمون زدگی » اند گپی با ابراهیم مختاری پیروز کلانتری
چه طور می توانی این همه مدت فیلم نسازی ؟ چهار، پنج سال بیشتر نیست و کارهای دیگری کرده ام. هفت، هشت سال است. در این مدت یک گزارش مستند از بازگشت شیرین عبادی ساختم و کتاب " در گرگ و میش راه " را در فضای میان دو فیلم " زینت " داستانی ( 1373 ) و مستند " زینت، یک روز بخصوص " نوشتم که به چاپ دوم هم رسید. این کتاب زندگی نامۀ زینت دریانی و ترکیبی از خاطره، داستان و گفتوگو است. تحقیق و نوشتن فیلم نامۀ فیلم بلند " این روز های ابری " هم در همين مدت انجام شد که حالا نامش " خواهران " شده و امیدوارم بتوانم سال آینده بسازمش. با مسایل سینما هم درگیر بوده ای و در بارۀ آن هم می گویی و می نویسی . ما از فقدان یک نظام سینمایی، که براساس حقوق و منافع ملی طراحی شده باشد رنج می بریم و صدمه اش هم بیشتر به فیلم ساز مستقل می رسد. در نبود چنين سيستمي روابط جواب می دهد و آسیبش را من هم به عنوان فيلمساز مستقل می خورم و نمی توانم بی توجه باشم. كوشش در تأسیس انجمن مستندسازان، نوشتن مطالب مربوط به سينماي ايران و اخیراّ بازرسخانۀ سینما شدن براي تغيير دادن این وضعیت است. فضای جدید سینمای مستند را چهقدر دنبال میکنی و احساس و نظرت در بارهاش چیست ؟ سعی می کنم فیلم ها را ببینم. امکان عرضه و تماشاي مستمر نیست و من هم در همین فضا فیلم می بینم. مستند سازها، بخصوص جوان ها، با امکان دردسترستر ویدیو کارشان را می کنند.بخش های دولتی هم با همۀ نیک و بدشان حضور دارند. نبود بازار امن، فضاي سرمايهگذاري را محدود می کند و بخش خصوصی شكل نمي گيرد. در این وضع محدود، خود سينماگراناند كه جلو می آیند و البته بيشتر جوانان. انگار همۀ تکیه بايد به عشق باشد و به جوانی، چون جوان ارزان حضور پیدا می کند و فردا هم که دیگر جوان نيست و گرفتار معيشت و خانواده شد دستش به جایي بند نيست. احساس می کنم تکیه به جوان ها بخصوص از سوي برخي مديران دولتي به خاطر ناتواني يا فرار از سامان دادن به اساس کار است. وضعیت سینمای مستند را روشن نمی بینم؛ شرایط نیم بند و کج دار و مریز و بیماری است که با صدقهسری سر پا نگهش می دارند. به اين صدقه دادن ها و صدقه گرفتن ها خوش بین نیستم، اما شخصا تا نفس دارم براي تغيير اين وضع تقلا ميكنم و به اين نوع تقلا هم با همهي نيش خندها و بعضي چوب هایي كه مي خورم بسيار خوش بينم. راستش را بخواهی از اين كه اين كارها وقت فيلمسازیم را ميگيرد گاهي نگرانم، از طرفي وقتي هم به كار سناريو و فيلم سرگرمم باز نگران عقب افتادن اين كارها هستم. داور بخش مستند جشنوارۀ فجر بودی. چه نکات و مسائل جذابی در فیلمها دیدی و چه کمبودهای مهمی ؟ اول نكتههاي جذاب: برخي از فيلمها توانسته بودند موضوع را به گونهاي و از زاويه اي طرح كنند كه عامه تماشاگر را به خود جلب كند؛ حتي اگر موضوع فيلم مستقيما به عامه تماشاگر ارتبابط پيدا نميكرد. متاسفانه سينماي مستند ما در وجه كاربردي فرومانده است. اين البته به خاطر پيشينه سفارشي و دولتي بودن سينماي مستندماست و يكي از علل ضد تماشاگر عام بودن آن هم همين است. اين فيلم ها- تاكيد ميكنم فيلم ها، چون فقط يك يا دوتا نبودند- نشان مي دادند كه نشانه هاي توجه به تماشاگر عام در سينماي مستند ايران پيدا شده است و اين توجه، هم ادامه خواهد يافت و هم كسترش پيدا خواهد كرد. و حالا نقصان: نقصان يا به زبان من ايراد و آسيب آشكار،"مضمونزدگي" است. آثاري كه من ديدم بسياریشان مضمون زده بودند. توجه به "زبان سينما" براي پيش برد موضوع يا مضمون بسيار كم و ضعيف بود. نسبت آثاري كه موضوع خود را از راه "زبان سينما" پيش مي بردند به كميت آثار، بسيار اندك و نسبتي نامتوازن بود. خواست و اصرار بر شکل گیری یک جشنوارۀ مختص فیلم مستند زیاد شده است. نظرت در این باره چیست ؟ اين خواست به سرعت به واقعيت در خواهد آمد. راه انداختن جشنواره خوراك مديران دولتي است. اگر ما سينماگران در دام درخواست فقط جشنواره بيفتيم تبديل به يكي از علل تعويق رشد سينماي مستند خواهيم شد. اما همچنان كه به عنوان جامعۀ سنتي، مدرنيته را طي نكرده داريم با پست مدرنيسم دست و پنجه نرم ميكنيم، چه بسا رشد سينماي مستند ما هم بايد از "ته" "آغاز" شود. چرا؟ چون معمولا جشنواره حلقۀ آخر چرخۀ "سرمايهگذاري"، "توليد" و "بازارنمايش" است. اما حال كه سياست گذاران سينماي ايران نميتوانند مسائل سه مرحلۀ اصلي سينماي مستند را حل كنند، رضايت بدهيم به حلقۀ اخر كه حلقه فرعي هم هست، اما با اين قصد كه در اين جشنواره بگوئيم و بنويسيم كه تحول سينماي مستند ايران در گرو حل مسائل سه حلقۀ اصلي است؛ و اگر دقيق تر بخواهم بگويم دو حلقۀ اصلي كه عبارتند از: "سرمايهگذاري" و "بازارنمايش" یک سؤال و جواب اختیاری سهم توست. سؤال: نقش انجمن مستند سازان رادر وضع کنونی چگونه مي بيني؟ جواب: انجمن مستندسازان در دام فعاليت هاي نمايشي افتاده است كه بسياري از مديران دولتي بهتر از او اين كار را ميكنند. انجمن گرچه نسبت به بسياري انجمن هاي صنفي ديگر فعالتر است، اما در واقع دچار بن بست است. انجمن هنوز نتوانسته نقش موثري در تحول سينماي مستند ايران بازي كند، چون در تعريف نقش خود در اين برهه از سينماي ايران هنوزسردرگم است. انجمن اگر تحليل مدوني از وضع موجود ميداشت ميتوانست از خانۀ سينما براي تحول نظام سينماي مستند ايران استفاده كند. اما خانۀ سينما هم در موقعيت كنوني نميتواند به انجمن كمك كند، چون خانه سينما هم تحليل روشني از نقش خودش در سينماي ايران ندارد و دچار همين سردرگمي است و متاسفانه مجلس هم به همين مشكل دچار است. به اين دليل نقش ركودي دولت و تلويزيون در سينماي مستند ايران تداوم يافته است. خوب با اين تفصيل چه جوري ميشود از اين دايره بسته بيرون زد؟ بايد با افراد و اشخاص شروع كرد. كساني كه مي توانند گوشه هاي مشكلات سينماي مستند را آشكار كنند يا پيشنهاد هاي اصلاحي اگرچه جزئي دارند بدهند. اشخاص ميتوانند انجمن را فعال كنند كه به آنان امكان تدوين كردن نظرات را بدهد و بعد هم به كمك انجمن خانه سينما را فعال كرد و به كمك خانه سينما مجلس را و ازمديراني هم كه به مسئله سينماي مستند بيش از حوزه مديريت خود ميانديشند كمك گرفت تا نظام روابط و مناسبات سينماي مستند ايران متحول شود.
|
||