سینمای مستند در جشنواره فجر

پیروز کلانتری

 دست انداز اول

    شال و کلاه می کنم که مستند های مسابقه را در نمایش اولشان در سینما سپیده ببینم. صدا نامفهوم و تحمل ناپذیر است. یکی دو تماشاگر اعتراض می کنند؛ بقیه نه . نمایندۀ جشنواره در سینما را مطلع می کنیم. فردایش مشکل باقی است و محمد جعفری مسأله را جدی تر تا دفتر جشنواره دنبال می کند. روز سوم می رسد و مشکل سر جایش به ما نیشخند می زند. مهرداد اسکویی از ما جدی تر و مصم تر برخورد می کند ودر همان سالن نمایش از تماشاگران عذر خواهی می کند و جلوی ادامۀ نمایش فیلمش را می گیرد؛ بعد هم اعتراضش را به خبرگزاری ها و مطبوعات می کشاند. حالا روز چهارم نمایش است و همه چیزدر حال پیگیری و حل و فصل است ، الا مشکل صدای فیلمها در سینما سپیده !  هفت ، هشت نفر می شویم و اعتراضیه چاپ می کنیم. نمایش فیلم ها در سینما سپیده پنج روز و با همان وضع ادامه می یابد. روز ششم در اولین روز نمایش مستندها در سینما عصرجدید صدا مطلوب است ، اما تصویر روی ملافه ای به نمایش در می آید که روی پردۀ اصلی کشیده اند و در روزهای گذشته تماشاگران را آزار داده است. پیگیری قضیه و احتمال نتیجه گیری ، امیدوار که باشیم ، به روز پایان جشنواره قد می دهد و ارزشش را ندارد. همزمان با درست شدن صدای فیلم ها ، مستند های کوتاه و میان مدت را در سه چهار روز آخر جشنواره در سینما فلسطین ( سینمای رسانه ها ) هم نشان می دهند. روز اول، خبرنمایش فیلم ها فقط از طریق بلندگوی سینما اعلام می شود و در روزهای بعد روی دو تکه کاغذ جلوی در سالن های دو وسه،  نام فیلم ها و سانس ها بدون نام کارگردان ها و زمان فیلم ها ثبت شده است.

 مشکل کجا بوده است ؟

        فیلم های یک سانس DVD شده و بدون بازبینی و نظارت رفته است روی پردۀ سینما سپیده. در تراکم و شلوغی فیلم ها و برنامه ها این اشکال پذیرفته است ، اما ادامه پیدا کردن آن در چهار روز آتی ، به رغم اعتراض ها و پیگیری ها، چه ؟  مسالۀ اسف بارتر بسته بودن گیشۀ سینما سپیده در این سانس بود. پرس و جو که می کنیم ، می گویند جشنواره همۀ بلیت های این سانس را پیش فروش کرده و برای فروش، بلیتی در اختیار سینما نیست. بلیت ها پیش فروش شده ، ولی در اغلب سانس ها دوسوم سالن خالی است ! قصه این است : بلیت های فیلم های مستند را ، خواسته و نا خواسته به اهالی سینما و صنوف خانۀ سینما داده اند، بلیت ها در جیب ها مانده و تماشاگران هر چند کم اما واقعی فیلم ها جلوی گیشه بی بلیت مانده اند. خودم بی بلیت بودم و به قصد خرید بلیت رفتم که نبود و نشد. به مامور سینما گفتم کارگردان یکی از فیلم ها هستم ، مطمئنم سالن جا دارد. گفت : ما کارکنان خودمان را هم نمی گذاریم بروند تو ، شما که جای خود دارید ! آشنایی پیذا می شود و بلیتی به دستم می دهد و می روم تو.

درخانه می مانم و " جستجو " تماشا می کنم.

    یکی از شب های اول دهۀ فجر در خانه می مانم و " جستجو" ی امیر نادری را می بینم. تکاپوی محمدرضا دزفولی در یکی دوسال اخیر برای بیرون کشیدن فیلم های نادیده یا کمتر دیده شده از آرشیو جان سخت تلویزیون و نمایش آنها در رورهای دهۀ فجر ستودنی است. پارسال فیلم پر ملاط " تپش تاریخ" را دیدیم و امسال " جستجو" را ، در کنار "لیلة القدر" و چند فیلم دیگر.     

    فیلم امیر نادری از چند جهت هنوز دیدنی است. کنار فیلم های "قضیۀ شکل اول ، شکل دوم" کیارستمی و "تازه نفس ها"ی کیانوش عیاری و "برای آزادی" حسین ترابی  از معدود فیلم های دورۀ انقلاب و ماه های بعد از آن است که فیلم ساز صرفا" مشاهده گر ماوقع پیش رویش نیست و برای فیلم سازی از آن روزها و آن فضا ایده و طرح اندیشیده دارد. در فیلم تصاویر آدم های گمشدۀ  روزهای انقلاب ، که از خانه رفته اند و دیگر برنگشته اند ، در کنار تصاویر موثر و جانداری از درگیری های خیابانی نشان داده می شود و افراد خانوادۀ گمشده ها از آن روزها و جستجوهای بعدشان می گویند. حسرت و انتظار و کورسوی امید در حرف ها و حضورها پیداست و استفادۀ نادری ار تصاویر بازار و کوچه های خالی و خلوت و شناختن ارزش سکوت در میان کشاکش ها و زاری ها، حس فراواقعی و ماندگاری به فیلم افزوده است. این سکوت در فیلم آخر نمایش داده شدۀ او موضوع اصلی شد ، که نشانگر دغذغه های فرم گرایانۀ  نادری از همان روزها ، حتی در فیلمی از موضوعی چنین حاد و اسیر کنندۀ هر فیلم سازی است. فیام از زمان طولانی اش ، از نمادگرایی آزارنده و مخل آن تصاویر پر حس و حال اولیه ( بخصوص در تکرار بسیار تصاویر سیم خاردار ) و از سیاسی کاری اش در وارد کردن موضوع دفن جنازه ها در دریاچۀ نمک در فیلمی با راه و روالی دیگر آسیب دیده است . این آسیب ها اما مانع تماشای  قوت نگاه ، تدوین برانگیزاننده و مکث ها و تاکیدهای مؤثر نادری بر چهره ها و چهره ها نیست.

دست انداز دوم

    تا یک ماه پیش از جشنواره صحبت از یک بخش مسابقۀ فیلم های مستند و دو جایزۀ کارگردانی و پزوهش فیلم مستند است. بعد فیلم های بلند مستند را جدا می کنند و در یک بخش غیر رقابتی جا می دهند ( چرا ، معلوم نیست و نیازی هم به توضیح و توجیه دیده نمی شود). مجلۀ فیلم ویزۀ جشنواره که تا روز سوم بهمن پیگیر آخرین تغییرات بوده، فیلم های بلند مستند را در بخش غیر رقابتی جشنواره ثبت کرده است.  دو فیلم از میان فیلم های انتخاب شده در این بخش از سوی هیأت انتخاب رد شده بوده اندو اصرار بر نمایش آنها بوده که هیأت انتخاب با نمایش آن ها در کنار فیلم های بلند دیگر در بخش غیر رقابتی موافقت می کند. نمی دانم چه زمانی این بخش، رقابتی می شود و یک جایزۀ بهترین فیلم هم پیدا می کند.

     در هیچ یک از این مراحل ، مدیریت جشنواره نیازی نمی بیند در بارۀ این تغییرات که تا حد اضافه شدن یک بخش رقابتی به جشنواره در رورهای نزدیک به برگزاری آن ادامه می یابد، توضیحی بدهد. تغییرات به مذاق بانیان آن ( با هر نظر و انگیزه ای ) خوش می آید، آن را ادامه می دهندو فیلم های بلند در جوایز( از قبل موجود) بخش مسابقۀ( از قبل موجود) فیلم های کوتاه و میان مدت هم شریک می شوند ! آیا بانیان این تغییرات خلق الساعه در این جای کار یک لحظه فکر نکردند پا روی حق و حریم فیلم هایی گذاشته اند که مراحل فراخوان و گزینش توسط هیأت انتخاب را طی کرده و به طور رسمی در بخش مسابقۀ جشنواره جا گرفته اند ؟ یا فکر کردند و برایشان این مهم ، مهم به نظر نیامد ؟  ما اعتراض دوم را با امضای 14 فیلم ساز که در بخش مسابقۀ رسمی فیلم داشتیم، در دو خبرگزاری در روز پایان جشنواره و در مطبوعات در روز بعد از جشنواره چاپ کردیم؛ چون قصد و امید تاثیر گذاری بر تصمیم اخذ و اجرا شده نداشتیم که عجله ای در این کار به خرج دهیم و این عمل را ، همچون خیلی از فیلم هایمان، برای ثبت در تاریخ به انجام رساندیم.

     این تغییرات اگر در جهت توجه بیشتر به سینمای مستند یا رشد کیفی این فضای جشنواره بوده ( توضیح شفاهی در برابر سوال ها و اعتراض ها ) چرا درست از زمان حذف دوفیلم بلند از سوی هیأت انتخاب آغاز شده و چرا خبر و توضیح این امر "خیر" به اطلاع منتظران آن نرسیده است ؟ آیا حق داریم و می توانیم که حالا طالب شنیدن شرح چگونگی و چرایی این تصمیم ها باشیم ؟ 

نتیجه

    این همه را گفتم تا این را بگویم که اگر همۀ موارد و مسایل فوق حل شود و سر جایش قرار گیرد ، باز هم در جشنوارۀ فیلم فجر که متمرکز بر فیلم های بلند داستانی است و تنها روزهای سال است که می شود فیلم جدید خارجی روی پرده دید، فیلم مستند درست و بجا دیده نمی شود. بخش مهم اشکالات یاد شده به حواس جمعی مدیریت جشنواره نسبت به آن "مرکز " و حواس پرتی شان نسبت به این " حاشیه " مربوط است که طبیعی است و غریب نیست. مشکل آنجاست که مدیریت سینمایی و جشنواره می خواهند پز اشراف بر کل سینمای ایران  و اجماع این کل در جشنوارۀ فیلم فجر را بدهند، بی آن که شناخت و باور به سینمای مستند داشته باشند و نیازهایش را بدانند.  سینمای مستند ما ، حتی اگرتنها در حیات ده سال اخیرآن تعریفش کنیم، بالغ شده و نیاز به استقلال و زندگی جداگانه دارد.  تشکیلاتی که متمرکز بر سینمای مستند باشد، قطعا" هیأت انتخاب و داوری بهتری خواهد داشت و جشنوارۀ مختص سینمای مستند به تماشاگر و فضای نمایش مناسب خود وصل خواهد شد. دو برنامۀ نمایش موفق فیلم های مستند فرانسه و هلند و جشنواره های " یادگار " و " کیش " در سال های اخیرمعرف این فضا بوده اند و جواب خوب داده اند. کافی نیست ؟

 

مطالب مربوط به این نوشته:

متن بیانیه های اعتراض مستندسازان

 

 بازگشت به صفحه اصلی ...