درباره نظرخواهی وضعیت سینمای مستند ایران:
یک بنیاد افکنی کوچک

احمد میراحسان

نظرخواهی یا اقتراح شاید یک راه حل کارامد برای وضعیت کنونی ما باشد. وضعیت کنونی یعنی یک فضای مستند محدود که در آن محدودیت دیالوگ هم وجود دارد و در واقع انتخاب مسئولانه موضوع های گوناگون و اقدام به تحلیل و تفسیر و طرح و یاداشت و نشر آن جهت رفع محدودیت ها و نفی موانع و حلاجی بحران ها و کاستی ها و راه نمودن و پیشنهاد مسیر هایی برای رونق گرفتن فضای گفتگو، و حل مشکلات و خلاصه مشارکت عمومی اهالی مستند در قلمروهای مختلف به صورت داوطلبانه، هنوز بسیار اندک است. البته این امر صرفا به سبب کاهلی نیست، بلکه حتما علل گوناگونی دارد .

به هر رو به وسیله سایت "پیک مستند" و من ، در حد و قواره یک سایت یک نظرخواهی و یک اقتراح مطرح شده است (نامی مجازی برای بحث متمرکز دوره ای بر سر موضوع معین ولو در حد یک یادداشت و اظهار نظر ساده) که برای فعال کردن فضای گفتگو یک گام به جلو شمرده شده است. بحث فضای مستند و اقتراح و ایجاد تحرک بیشتر حول آن و نظرخواهی نوروزی محصول این دو تلاش است.

به هر رو، حال که نظرخواهی به پایان رسیده، یک بررسی کوتاه و فشرده شاید بتواند امکان تامل بیشتر بر روی آن را فراهم کند و نشان دهد جای چه تفسیر های روشنگر و آگاهی بخشی وجود دارد. و بر خلاف کارهای ژورنالیستی، یک نظرخواهی با درج نظرات به پایان نمی رسد بلکه تازه کار اصلی روی آن شروع می شود.

***

پاسخ به نظرخواهی ها ، کاری است فردی و همچون یک آگاهی منفرد اتفاق می افتد . اما پاسخ ها در کنار هم کیفیت تازه ای به وجود می آورند که از ارزش تمام اظهار نظر ها بسی فراتر می رود و چه بسا با هم به بازتاب جنبه های گوناگون واقعیت بپردازند و ما را از جنبه های پنهان تر یک فضا و فعالیت  باخبر سازند. طبعا نظرخواهی پیرامون سینمای مستند در "پیک مستند" هم دارای این ویژگی است و حتی می تواند گویای مسائل دیگر هم باشد که ظاهرا اصلا از پرسش های مستقیم نظرخواهی مستفاد نمی شود. و به هر حال در حد ماهیت خود یعنی مراجعه کنندگان یک سایت تخصصی به طور نسبی آگاهی بخش است.

این یادداشت بیش از آن که یک تحلیل متعارف و تفسیری آماری محسوب شود یک ساخت شکنی است. یعنی تمایل به شالوده شکنی و دیدن پس نظرات است:

دولت و فضای مستند: اتفاق خوب

نقش دولت و سلطه دولت در ایجاد تابعیت فضاهای غیردولتی و عمومی، نکته مهمی است که در اشاره و پاسخ به پرسش واقعه خوب برای سینمای مستند سال 1385  نزدیک 60 درصد پاسخ ها، معطوف به نهاد و فعالیت دولتی بوده است. این امر انواع نتایج تفسیری را سبب می شود که به دو نکته اشاره می کنم . به دو نکته ای که به نظر می رسد اهمیت بیشتری دارد و چنین ویژگی لااقل نشان دهنده دو تفسیر متفاوت می تواند باشد.

الف) به هر دلیلی همان گونه که در واقعیت می بینیم، نقش دولت و نهادهای دولتی در احاطه بر رویدادهای مستند ، نهادهای فعال، فعالیت های گوناگون، هنوز نقشی بلامنازع در ایران است، و کارکرد و فعالیت فضاهای غیر دولتی و آزاد و بخش خصوصی، در برابر آن گسترده نیست ( چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است !) و دولت بخش مهمی از وقایع درون فضای مستند را در ایران شکل می دهد (یک دولت مدرن باید بداند که چنین امری نه تنها مطبوع نیست بلکه با توجه به تجربه بلوک شرق کاملا منفی است).

ب) پاسخ دهندگان دارای دیدگاهی اند که اهمیت و توجه به فعالیت های غیردولتی و تلاش برای گسترش آن را جدی نمی گیرند و به صورت منفعل تابع برنامه ریزی رسمی اند و این خود نیازمند آسیب شناسی و گویای پرورش قیم مأبانه و قیم پذیرانه ماست.

کسانی که به وقایع خوب خارج از قلمرو فعالیت دولتی اشاره کرده اند به ترتیب اظهار نظر درج شده در "پیک مستند" اینان هستند:

1) هوشنگ گلمکانی (افزایش توجه عمومی به سینمای مستند)

2) پیروز کلانتری (اشاره به جمع های غیردولتی )

3) مهرداد اسکویی (آنها که در راه ایجاد فضای بهتر برای سینمای مستند می کوشند)

4) هادی مقدم (رسیدن سینمای مستند به ادبیاتی که بتواند با هوشمندی و واقع بینی و مدارا خود را به طور همه جانبه و پله به پله توسعه دهد...)

5) محمد تهامی نژاد (ثبت چهره ایران و مردمان ما توسط سینمای مستند)

6)روبرت صافاریان (فیلم های مستند ما به مسائل زندگی اجتماعی معاصر نزدیک شده اند و دیگر سینمای مستند مترادف با فیلم هایی درباره صنایع دستی و روستاهای دور افتاده نیست.)

7)محمد اطبایی (ایجاد سایت پیک مستند)

8)لیلا خوانساری (هر فیلم با جسارتی که از بند سانسور رهیده وساخته شده است یک اتفاق خوب است)

9)احمد میراحسان (تداوم جلسات گروه مطالعات مستند. خود این استمرار یک جمع آزاد و مستقل که نه به حکم و وظیفه و اجبار کار دولتی بلکه از سر اشتیاق و آگاهی و حس ضرورت به طور آزاد تشکیل شده یک اتفاق کوچک اما دارای یک پتانسیل بزرگ است).

از مجموع پاسخ ها تنها این 9 مورد واقعه خوب را در ارتباط با رویدادی غیر دولتی نام برده اند.

اتفاق بد: باز هم نقش دولت

مالیات نقش برتر در وقایع و خراج تسلط دولتی بر فضای مستند پرداخته شده است. اگر آن گستردگی نقش دولت، به ارتباط 60% نظر خواهی در باره رویداد خوب سینمای مستند با نهادهای دولتی اشاره می کند، می بینیم اکنون حدود 85% وقایع بد سینمای مستند ایران از نظر افراد شرکت کننده در نظر خواهی، با دولت در پیوند بوده است. این امر هم محدودیت فضای مستند ما و هم محدودیت افق اهالی مستندمان و هم اشتباه دولت تمرکز گرا را با هم نشان می دهد این محدودیت افق نگرش در بخش های دیگر نظیر خواست ها و آرزو ها هم پیداست. یک مشاوره دلسوزانه به دولت، که شاید در مقیاسی فراتر از سینمای مستند به همان اندازه ارزشمند باشد، این است که دقیقا به سبب چنین وضعی، خوب است که مدیریت دولتی در حوزه هایی که وظایف معین دولت نیست، بکوشد آرام آرام بخش های غیر دولتی، که اهالی مستند خود وظایف و مدیریت فعالیت ها را بر عهده گیرند. یعنی یک فضای آزاد فعالیت بخش خصوصی و نهادهای سندیکایی و انجمن هایی که کار و مدیریت و وظایف هر حوزه را به عهده اهالی همان حوره می گذارد، پرورش یابد.و خود به آن کمک می کند. البته این امر بدون توسعه دیگر فعالیت ها و نهاد های غیر دولتی مثلا تلویزیون غیر دولتی ممکن نیست. مهم ترین وظیفه یک دولت که نقش واسطه توسعه جامع را صمیمانه به عهده می گیرد همین کمک به توسعه فعالیت غیر دولتی در عرصه های اقتصاد و سیاست (احزاب) و فرهنگ و امور اجتماعی .... است.

رقابت های آزاد اقتصادی و صنعتی و توسعه مجامع صنفی مستقل قشرها، انجمن ها و نهاد ها و حزب ها ، مطبوعات و تلویزیون های غیر دولتی و... همه و همه قبل از هر چیز به سود بقای خود دولت هاست. من یک بار چنین حرفی زدم و دوستان مدافع دولت متمرکز به شدت عصبانی شدند. حال نظرخواهی سایت اثبات می کند نقش غلط دولت سبب می شود عموما دولت را چون یک قدرت به وجود آورنده همه اتفاقات بد داوری کنند ، زیرا در واقع ما در هر اقدامی جای پای دولت را می بینیم . به هر حال تحلیل این لایه نظرخواهی جذاب است.

حدود 10 % بقیه پاسخ نداده و حدود 5 % (تنها یک نفر) هم به رویداد غیر دولتی اشاره کرده است. بدیهی است در شرایط ایران دولت نمی تواند ناگهان پایش را کاملا پس بکشد اما باید در مسیر توسعه فضا های غیر دولتی سینمای مستند گام بردارد.

بهترین فیلم ها (از مجموع 30 رأی)

1) تهران چند درجه ریشتر بیشتر؟ (پیروز کلانتری) 12 رأی

2) مدار صفر درجه (محمود رحمانی ) ، روز های بی تقویم (مهرداد اسکویی) ، آقای هنر (رضا بهرامی)، تهران انار ندارد (مسعود بخشی) 4 رأی

3) خاطرات یک هفتادو پنج ساله (محمد رضا اصلانی)، تهران در اعلان (فرحناز شریفی) 3 رأی

درباره «تهران چند درجه ریشتر بیشتر؟»  می توان یک مقاله مفصل نوشت. فیلم محبوب جشنواره ها، «تهران انار ندارد»  با همه جذابیت های عامه پسند اثری مستند نیست. از نظر اطلاع رسانی پر از مزاح و اطلاعات غیرجدی است. و در نقد واقعیت حاضر بر عکس نقد گذشته ، کاملا محافظه کار است و به نظر می رسد نگاه های حرفه ای تری را دنبال نمی کند و انتقاد ردیف شده ژورنالیستی اش هم به وفور در روزنامه ها وجود دارد .

«تهران چند درجه ریشتر بیشتر؟» بین یک دغدغه فردی و انبوهی از اطلاعات پژوهش شده به خوبی جلو می رود و کاملا به یک آگاهی تازه می رسد: ما در تهران هر سال بیش از زلزله رو به نابودی می رویم! و این همان گوهر مستند و تکان دهنده فیلم پیروز کلانتری است که به نقد زنده مهمترین مسائل زنده امروز متوجه است.

مهمترین اشخاص

1) ارد عطار پور با 13 رأی

2) محمد تهامی نژاد با 9 رأی

3) منوچهر طیاب و پیروز کلانتری با 6 رأی

نفرات بعدی روبرت صافاریان و احمد میر احسان هر یک با 4 رأی بوده اند.

نکته چشمگیر در این زمینه پراکندگی حرفه آدم هایی است که به عنوان مهم ترین انتخاب شده اند. و این شاید از کاستی سوال باشد، زیرا مقایسه یک تهیه کننده با یک کارگردان یا یک تحلیلگر سینمای مستند شاید اصلاً معقول نباشد.

توجه انتخاب کنندگان به افرادی که با مسئولیت و بی چشم داشت و کار حرفه ای در سال گذشته برای سینمای مستند تلاش های عملی کرده اند ، نکته جالب توجه این بخش است. صافاریان ، آفریده ، لشکری پور ، بهمن کیارستمی و... از جمله نام های دیگر این گزینش بوده اند.

مهمترین آ رزو  

برگزاری جشنواره بین المللی فیلم مستند خواست مشترک اکثریت پاسخ دهندگان و بر طرف شدن موانع بر سر راه مستند ساری مستقل و نمایش عمومی و نقد و بررسی گسترده تر از دیگر آرزوهایی بود که تعداد بیشتری به آن اشاره کرده اند. متاسفانه دربیان آرزوها ، افق دیگر شرکت کنندگان هم محدود و هم توأم با کلی بافی است و گویای آن است تا چه حد اندکی ما درگیر جدی و آگاهانه مسائل مستند هستیم.

***

با واکاوی و رها شدن از ساختار صوری اظهار نظر ها، می توان مجموعه آرای یادشده را به طرق گوناگون تازه ای مورد بررسی قرار داد ونکاتی دیگر را باز خواند:

1) وجود دیدگاهی محدود در باره مستند سازی و عوامل بسط فضای فیلم مستند کاملا محسوس است.

2) پاسخ دهندگان غالبا چشم به مسئولان دولتی دوخته و حتی در آرزو هایشان هم نقش دولت به عنوان ناجی خیلی پررنگ است و خواست گسترش فضا های دولتی بسیار اندک است. البته این ذهنیت می تواند محصول واقعیت نابالغ ما باشد.

اما از آنجا که آرزو به معنای سد واقعیت است، القای راه حل ها در چهارچوب تصمیم سازی دولتی موضوعی قابل بررسی است .

3) گونه ای تقابل برابر سینمای داستانی و نوعی برداشت سکتاریستی نسبت به سینمای مستند وجود دارد که گاه برداشت های حیرت انگیزی را ظاهر می سازد. مثلا این که در سال 1386 « سینمای مستند نهادینه شود»، باید پرسید چگونه می شود در یک سال سینمای مستند نهادینه شود؟ و این یعنی چه؟ واین که چگونه سینمای مستند در سال 1386 می تواند شأن و هویت والای فرهنگی و مستقل خود را بازیابد؟ اساسا این شأن و هویت والای فرهنگی چیست؟ یعنی همان قدر که نگرانی عبث درباره برداشت های ذهنی و تأثیرش بر واقعیت مستند بی معنی است و واقعیت سینمای مستند وابسته به انواع فاکتور ها و عوامل ریشه دار مادی و فرهنگی و سیاسی یک جامعه است ، همان قدر هم تراشیدن یک شأن والای فرهنگی غلوآمیز و خیالی است که در داوری جایگاه مستند و خواست ها و آرزو ها از آن پرهیز نکرده ایم . از سوی دیگر، نبود تحلیل واقع بینانه از جایگاه سینمای مستند، مسائل سینمای مستند ، مشکلات و موانع و محدودیت های سینمای مستند ایران ونسبت آن با واقعیات سینمای مستند جهان سبب شده است در میان خواست ها و آرزو ها هم ، پراکندگی و اظهار نظر کل و اتفاقی جانشین آرزوهایی مشخص و مبتنی بر واقعیت ها موجود گردد.

به هر رو نظر خواهی نشان می دهد تا چه حد ممکن است که ما به گفتگو بپردازیم. این نوع نظرخواهی ها می تواند با وسعت بیشتری تکرار شود و ادامه آن ضروری و مفید وروشنگر است. نظر خواهی و اقتراح دو شکل فعال تربیان مسایل واقعی سینمای مستند در سایت "پیک مستند" می تواند باشد. و ظاهرا بیشتر با ذائقه یا امکانات یا تنبلی ما سازگار است.

  پرسش ها و پاسخ های نظرخواهی را در اینجا بخوانید

  

 برگشت به صفحه اصلی ...