دانشگاه و فیلم مستند

 

روبرت صافاریان

 

روزهای 13 و 14 دی همایشی تحت عنوان انسان‌شناسی فرهنگی و اخلاق شهروندی در تالار شیخ مرتضی انصاری دانشکده حقوق دانشگاه تهران برگزار شد. این برنامه دوروزه توسط مرکز مطالعات فرهنگی شهر تهران و انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار شد و بعدازظهر روز دوّم آن به نمایش فیلم‌های مستند درباره شهر تهران اختصاص یافته بود. قرار بود در این برنامه فیلم‌های گذر شهر بر آب (ساختۀ فرهاد وراهرام)، تهران، چند درجه ریشتر (ساختۀ پیروز کلانتری) و وارونگی (ساختۀ روبرت صافاریان) به نمایش دربیایند. هر سه فیلم درباره تهران امروزند و به ترتیب به مسیر آب‌های طبیعی شهر، خطر زلزله و آلودگی هوا اختصاص دارند. هر سه فیلم در سال گذشته در چارچوب مجموعه مستندهای بیست شب به تهیه‌کنندگی ارد عطارپور برای شبکه چهار سیما ساخته شده‌اند. به خاطر مشکل دستگاه دی‌وی‌دی فیلم‌ گذر شهر بر آب با کیفیت نامطلوب نمایش داده شد و نمایش تنها بخشی از فیلم وارونگی ممکن شد. فیلم تهران چند درجه ریشتر چون روی نوار وی‌اچ‌اس بود خوشبختانه نمایش مطلوبی داشت. خوشبختانه بعد از نمایش فیلم‌ها به کیفیتی که گفتم، جلسه گفت‌وگویی برگزار شد که به لحاظ طرح پاره‌ای از مسائل ارتباط سینماگران مستند و رشته‌های علوم اجتماعی دانشگاه‌ها مفید بود و این یادداشت برای طرح همان مسائل نوشته شده است. البته غرض من نقل همه حرف‌های نیست که در آن نشست مطرح شد، بلکه ارائه خلاصه‌ای از مسئله است آن طور که بعد از این رویداد در ذهن من شکل پذیرفته است. به قول دکتر ناصر فکوهی که نشست یادشده را اداره می‌کردند، مشکلی که در نمایش فیلم‌های یادشده پیش آمد خود به خوبی بر بیگانگی (یا ارتباطِ اندک) مراکز علمی و پژوهشی آکادمیک با مواد سمعی - بصری حکایت می‌کند.

رابطه سینماگران مستند و رشته‌های علوم انسانی دانشگاه‌ها را در سه محور می‌توان تعریف کرد:

نخست، استفاده مستندسازان از پژوهشگران و دانشجویان علون انسانی و پایان‌نامه‌های موجود در دانشگاه‌ها (آن طور که دکتر امیلیا نرسیسیانس پیشنهاد کرد) برای تقویت بنیه علمی و استحکام تحقیقاتی فیلم‌های مستند با موضوع اجتماعی و همین طور یافتن ایده‌ها و موضوعات بکر برای ساخت فیلم مستند.

دوّم، استفاده پژوهشگران علوم اجتماعی از فیلم (ویدئو) به عنوان یکی از وسائل کارآ برای مستند کردن تحقیقات خود. این کار هم از راه به کارگیر مستندسازان به عنوان همکار پروژه‌های تحقیقاتی و هم با آموزش استفاده موثر از دوربین و دیگر ابزارهای فیلمسازی به پژوهندگان علوم اجتماعی ممکن است. در هر دو صورت، رسیدن به تعریفی از مشخصات فیلم مستند تحقیقاتی به عنوان جزئی از یک طرح پژوهشی و تفاوت این گونه فیلم‌ها با فیلم‌های مستند رسانه‌ای و شخصی ضروری است.

و سوّم، بررسی فیلم‌های دانشجویان علوم اجتماعی برای رسیدن به تعریف یاد شده و یافتن شیوه‌های موثر استفاده از فیلم مستند در تحقیقات اجتماعی.

در همه این زمینه‌ها بحث بسیار است. به گمانم رسیدن به تعریف نسبتاً روشنی از فیلم مستند به عنوان جزئی از یک طرح پژوهشی و تفاوت این گونه فیلم با مستندهایی که برای پخش از تلویزیون یا نمایش در جشنواره‌ها ساخته می‌شوند بسیار ضروری است، چرا که در غیر این صورت دانشجوی علوم اجتماعی ممکن است مجذوب شیوه‌های پرزرق‌وبرق و گرایش‌های فرم‌گرای رایج شود و از متانت و نظم لازم برای فیلم علمی دور شود. تعریف رابطه اقتصادی مناسبات فوق نکته دیگری است که بدون روشن شدنش همه ایده‌ها و حرف‌ها در قالب آرزوهای زیبا و تحقق‌ناپذیر باقی خواهند ماند. طبیعی است که آشنایی با کیفیت مناسبات دانشگاه و سینمای مستند در کشورها و دوره‌های پیشین می‌تواند همه بحث‌های یادشده را پربارتر کند. فعلاً قرار است در جلسه مشترک گروهی از مستندسازان و گروهی از استادان علوم اجتماعی دانشگاه‌ها درباره شکل‌های رابطه یادشده بحث شود و در همایش هنر دینی که در بهمن ماه برگزار می‌شود بخشی به بررسی فیلم‌های دانشجویان رشته‌های علوم اجتماعی اختصاص یابد. ارگان‌های دولتی، از جمله برگزار کننده همایش یادشده یعنی مرکز مطالعات فرهنگی شهر تهران و رئیس آن دکتر محمدحسن مظفری که در همایش حضور فعال داشتند می‌توانند در پا گرفتن رابطه‌ای پربار بین دانشگاه و سینمای مستند نقش مفیدی بازی کنند.

 

بازگشت به صفحه اصلی ...