«ضد مستند» کدام است ؟

پیروز کلانتری  

 امیر پوریا در مطلبی در بارۀ فیلم تهران انار ندارد مسعود بخشی( ویزه نامه جشنواره روزنامه اعتماد، 19 بهمن1385 ) این فیلم را در کنار فیلم اون شب که بارون اومد شیردل، به لحاظ «خود هجوگری و قدرت اعترافی شان در پرداخت رفتارهای جماعت»  فیلمی  «ضد مستند» می خواند. او در بارۀ فیلم شیردل می گوید : « فیلم شیردل به جای آن که واقعیات یک واقعۀ ابتدا ساده و بعد تاریخی شده مثل ماجرای ریز علی دهقان فداکار را گزارش کند، کم کم نشان مان می  دهد که اساسا" واقعیت عینی در این باب وجود ندارد و برای همین، با تأکید بر این که دستیابی به اصل ماجرا و « قابلیت قطعی استناد » در هر فیلمی ناممکن است، فیلم شیردل به الگوی بزرگ و جهانی « ضد مستند » در تاریخ سینما بدل می  شود. »

دو مناقشه در این نگاه و نظر امیر پوریا می  بینم :  اول این که در فیلم شیردل،محور و درام مستند، در پیوند دادن واقعیت امور به نظر و ذهنیت آدم های مختلف در موقعیت  ها ورویکرد  های مختلف شان به واقعیت حاصل می  شود؛ در حالی که فیلم تهران انار ندارد روحیه و رفتار « تهرانی جماعت » را به بازی و تمسخر می  گیرد و مجموعۀ مضامین و روابطی که او نمایش می  دهد ربطی به زیر سؤال بردن « قطعیت استناد یا واقعیت » ندارد. یک مثال آشکار فیلم ( که بیش از همۀ دیگر لودگی  های فیلم – که کم نیست – مرا می  آزارد ) تصویر بدون کلام کسانی است که فیلم  ساز با آنها صحبت کرده تا از حرف  هاشان استفاده کند و آن  ها هم صحبت کرده  اند تا از حرف  هاشان استفاده شود، اما در تدوین این بلا سرشان آمده که حضور بدون حرفشان در فیلم آمده تا کنار لودگی  های دیگر تماشاگر را بخنداند. در فیلم شیردل تناقض و تعارض درک و دریافت آدم  ها از واقعیت، در حضورها و حرف  های زنده و آشکارشان پیش چشم ماست و فیلم  ساز متکی به این اسناد زنده و جاندار و بیان  گر درام خود را گسترش می  دهد، در حالی که در تهران انار ندارد آدم  ها و موقعیت  ها، جداشده از بستر زنده و موجودشان و بر اساس فیلم نامه و گفتار پا در هوای فیلم  ساز ردیف شده  اند تا جوک شوند و بخندانند.

مناقشۀ دوم در « ضد مستند » خواندن این فیلم  ها به لحاظ خدشه وارد کردن بر واقعیت یا تصورات عمومی و عادت  یافته است. این نگاه، سینمای مستند را تا سطح «گزارش  گونگی و واقع  نمایی » پایین می  آورد و نمی  بیند که سینمای مستند قرار نیست نمایشگر واقعیت یا حتی واقعگرا باشد و کشاکش  ها و چالش  های هزارگونۀ سینمای مستند با واقعیت در آثار برانگیزاننده  ای چون اون شب که بارون اومد، نه تنها این سینما را از مستند بودن دور نمی  کند، بلکه آن را به ذات و کارکردش در بازشکافی واقعیت و ترکاندن پوسته و ظواهر و عادات آن می  رساند. به نظر می  رسد این نگاه، خود « ضد مستند » است  و بیگانه با جهان پهناور و رنگارنگ سینمای مستند.