1 بهمن 1390

مخاطب فیلم‌های مستند ضدسرمایه‌داری کیست؟

 

روبرت صافاریان

 

 

چند سالی است که بحران اقتصادی در آمریکا و سایر کشورها غربی در صدر اخبار است و چند ماهی که جنبش موسوم به "وال استریت را اشغال کنید" نظر همگان را به خود جلب کرده است. تظاهرکنندگان در مقابل وال استریت، مرکز مالی ایالات متحده، خیمه زده‌اند و به نظام سرمایه‌داری اعتراض می‌کنند. در سال‌های اخیر تعدادی فیلم مستند هم ساخته شده است که می‌توان آن‌ها را بخشی از این جنبش یا انعکاس آن دانست. دقت نظر در ویژگی‌های سبکی و مضمونی این مستندها نکاتی را هم درباره سینمای مستند و هم درباره جنبش ضدسرمایه‌داری کنونی آشکار می‌کند.

سبک مستندها تلویزیونی یا ترکیبی است. یعنی ترکیبی از مصاحبه، مواد آرشیوی که گفتار مفصلِ اطلاع‌رسان و تشریح‌کننده‌ای آن‌ها را به هم ربط می‌دهد. آن شیوه‌ای که در تقسیم‌بندی فیلم‌های مستند توسط بیل نیکولز شیوه تشریحی یا توضیحی expository نامیده می‌شود. گفتار در این فیلم‌های نوعی صدای خدای‌گونه است. گوینده همه چیز را می‌داند و برای بیننده تشریح می‌کند که ماجرا از چه قرار است. به عبارت دیگر، این فیلم‌ها، از نظر سبک، کهنه هستند. هرچند این شیوه با همه کهنگی هنوز هم از رایج‌ترین شیوه‌های مستندسازی در تلویزیون‌های دنیاست. حضور مایکل مور به عنوان مجری جلوی دوربین وجهی از نوآوری به فیلم‌های او می‌افزاید، امّا فیلم‌های او هم در عمق خودشان همان فیلم‌های تشریحی هستند و حضور او بیش از اینکه در خدمت این باشد که رویدادها را در حین تحول‌شان نشان دهد، به عنوان چاشنی در خدمت بامزه‌تر کردن کارهایش است. غلبه این شیوه در فیلم‌های مستندی که در سال‌های اخیر درباره بحران اقتصادی جهانی و پی‌آمدهای نظام سرمایه‌داری برای مردم عادی ساخته شده‌اند از آن جا ناشی می‌شود که سازندگان‌شان بیش از آن که داعیه هنر داشته باشند مبارزان سیاسی و اجتماعی هستند که از فیلم مستند به عنوان وسیله‌ای برای تشریح دیدگاه‌های‌شان و دعوت بینندگان به عمل و همراهی استفاده می‌کنند.

آمریکایی‌ها مخاطبان اصلی این فیلم‌ها هستند. آن‌ها به مسائلی می‌پردازند مانند بی‌خانمان شدن خانواده‌هایی که قادر به پرداخت بدهی‌های‌شان به بانک‌ها نبوده‌اند، کمک دولت به بانک‌های بزرگ از محل مالیات‌های شهروندان آمریکایی، نبود تامین اجتماعی، بی‌کفایتی دولت در ماجرای توفان کاترینا در نیو اورلئان، ورشکست شدن کسب‌وکارهای کوچک محلی در رقابت با فروشگاه‌های زنجیره‌ای و مسائل دیگری که شهروند عادی آمریکا از آن‌ها تاثیر پذیرفته  است. مسئله دخالت‌های نظامی آمریکا در کشورهای دیگر و فشاری که از این محل بر مردم عادی و مالیات‌دهندگان آمریکایی می‌آید، مسئله دیگری است که به وفور در این فیلم‌ها مطرح می‌شود. مصاحبه با مردم کوچه و خیابان آمریکا، مصاحبه‌هایی که برخی‌شان بسیار تاثیرگذار هستند و ترس‌ها و احساس ناامنی آن‌ها را از آینده به نمایش می‌گذارند و همین طور خشم آن‌ها را از نابرابری طبقاتی رو به افزایش در این کشور، از بخش‌های جذاب این فیلم‌هاست. استفاده از تکه فیلم‌های آرشیوی ــ اعم از فیلم‌های خبری تلویزیونی، تکه‌هایی از ماتریال تبلیغی خود شرکت‌ها و مقایسه وعده‌های آن‌ها با واقعیت تلخ ــ همین طور بریده‌های روزنامه‌ها و سرانجام تکه‌هایی از فیلم‌هایی از ویدئوهای خانگی خانواده‌ها و آدم‌هایی که قربانی فشارها سیستم شده‌اند، در مجموع تصویری از آمریکا می‌سازد که با آنچه به طور کلی با سرزمین موعودی که هنوز در ذهن بسیاری از اهالی دنیاست، تفاوت جدی دارد. و مهم این است که این فیلم‌ها را خود آمریکایی‌ها می‌سازند نه مخالفان این کشور در دیگر نقاط دنیا.

گفتار این مستندها همان طور که گفتیم تشریحی و تبلیغی است. آن‌ها شرح می‌دهند که سیطره شرکت‌ها بزرگ بر سیاست‌های داخلی و خارجی ایالات متحده به نابودی اندیشه‌های دموکراتیک و آرزوهای پایه‌گذاران ایالات متحده از جمله برخی از روسال جمهوری سابق انجامیده است.

هدف اصلی انتقاد این فیلم‌ها حزب جمهوری‌خواه و سیاستمداران وابسته به این حزب هستند، امّا دموکرات‌ها، از جمله اوباما، رئیس جمهوری کنونی آمریکا هم از افشاگری‌های آن‌ها در امان نیستند. حمایت بخشی از قدرتمندان بازارهای مالی آمریکا از اوباما در این فیلم‌ها مورد انتقاد قرار می‌گیرد. در فیلمی مانند سرمایه‌داری: یک ماجرای عاشقانه (مایکل مور) انتخاب شدن اوباما و استقبال مردم آمریکا از او به عنوان نشانه‌ نارضایتی عمومی عمیق در اقشار گوناگون آمریکاییان از نظام سرمایه‌داری مطرح می‌شود.

این فیلم‌ها نمونه خوبی هستند برای دریافت نقش پیچیده‌ای که مخاطب در فیلم مستند بازی می‌کند.

همان طور که گفتیم هدف این فیلم‌ها برای ترغیب آمریکائیان برای پیوستن به حرکتی است که می‌خواهد منشاء اثری در واقعیت باشد. بنابراین برانگیختن احساسات بیننده و دادن راه‌حل‌های عملی و بلافصل، مانند پیوستن به جنبش مخالفت با گسترش فروشگاه‌های زنجیره‌ای وال‌مارت که در فیلمی به نام وال مارت: هزینه بالای قیمت‌های پایین ارائه می‌شود، در اولویت آن‌ها قرار دارد. ما می‌توانیم آن‌ها را به عنوان کارهای هنری نیز بررسی کنیم، امّا هدف اصلی سازندگان آن‌ها کار هنری نیست. آن‌ها برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطب خود که مردم آمریکا هستند، هم از زبان تشریحی و تهییجی استفاده می‌کنند و هم اگر لازم باشد از طنز و شوخی.

امّا این فیلم‌ها بر بیننده‌ای کشوری در حال توسعه چه تاثیری می‌گذارند؟

ما تصوری از بد بودن سیستم بهداشت و تامین اجتماعی در آمریکا نداریم. شخصاً بعد از دیدن فیلم سیکو (مایکل مور) که درباره نظام درمان و بهداشت آمریکاست، باورم نمی‌شد که تصویری تلخی که این فیلم از وضعیت بهداشت و درمان آمریکا ارائه می‌کند، واقعیت داشته باشد. پرسش از تنی چند از دوستانی که در آمریکا زندگی می‌کردند معلوم کرد که بخش اعظم حرف‌ها و اطلاعات فیلم درست است.

ما تصوری از مالیات دادن به طور جدی نداریم. در جایی مثل آمریکا تقریباً تمام درآمد دولت از مالیات‌ها تامین می‌شود و وقتی دولت این درآمد را جایی خرج می‌کند که عادلانه یا عاقلانه به نظر نمی‌رسد، شهروند عادی آمریکایی برمی‌آشوبد که پولی را که با عرق جبین در آورده است، دارند بر باد می‌دهند. این برای ما، که دولت‌های‌مان منبعی مانند درآمد نفت دارند، ملموس و قابل درک نیست.

ما از از دست خانه هم تجربه جدّی نداریم. اینکه بیایند و خانه‌ای را که سال‌ها بابتش قسط داده‌ای تصرف کنند، اسبات و اثاثت را در کوچه بگذارند و ناچار باشی در خیابان زندگی کنی. وقتی این پدیده به طور گسترده روی می‌دهد با فاجعه‌ای اجتماعی سروکار داریم که مشابهش نزد ما نیست. به همین سبب برخی از این پدیده‌ها را تا حدودی با ناباوری نگاه کنیم. یا میران اهمیت آن‌ها را درک نمی‌کنیم.

از سوی دیگر غبطه آزادی بیان و اجتماعاتی را می‌خوریم که در این فیلم‌ها شاهدش هستیم، بدون اینکه سازندگان‌ آن‌ها قصد تبلیغ‌شان را داشته باشند. این آزادی‌ها برای آن‌ها طبیعی و بدیهی است و احتمالاً از دید بیننده آمریکایی هیچ امتیازی برای نظام حاکم بر کشورشان به حساب نمی‌آید، امّا از دید بیننده جهان‌سومی جذاب و اغواکننده است. ساخته شدن و پخش این فیلم‌های مستند خود جزئی از نظامی است که هنوز در بخش‌های مهمی از دنیا، غبطه‌اش را می‌خورند.

نبود جایگزینی برای نظام سرمایه‌داری یکی از مسائلی است که ناباوران به جنبش ضدسرمایه‌داری بر آن انگشت می‌گذارند: خب اگر سرمایه‌داری نه، پس چه؟ راه کمونیزم و سوسیالیزم که به فاجعه انجامیده است. اگر شرکت‌کنندگان جنبش "وال استریت را اشغال کنید" نگران دخالت‌های روزافزون بخش خصوصی و بازار مالی و صاحبان کورپوریشن‌ها هستند، اهالی کشورهای توسعه‌نیافته که چوب دخالت دولت در همه چیز را می‌خورند، چگونه می‌توانند خواهان نقش بیشتر دولت و کنترل بیشتر آن بر سرمایه‌داری خصوصی باشند؟

آیا راه میانی وجود دارد؟ مایکل مور در پایان فیلم سرمایه‌داری: یک ماجرای عاشقانه می‌گوید که آنچه در برابر سرمایه‌داری قرار می‌گیرد چیزی است که دموکراسی نام دارد. حرفی که به لحاظ تئوریک نمی‌توان جدی‌اش گرفت که دموکراسی اساساً نظام سیاسی است (و اتفاقاً نظام سیاسی سرمایه‌داری است). این سوسیالیزم و سرمایه‌داری‌ هستند که نظام اقتصادی‌اند. شاید چیزی بین این‌ها؟ چیزی که باید طراحی شود؟ این‌ها پرسش‌های بی‌پاسخ هستند. نه جنبش ضدسرمایه‌داری نه فیلم‌های مستندی که با همان حال و هوا ساخته شده‌اند برای آن‌ها پاسخی ندارند. امّا این فیلم‌ها تصویری از جوامع سرمایه‌داری، به طور خاص ایالات متحده ترسیم می‌کنند، که ضرورت چنین پاسخی را مبرم‌تر از همیشه نشان می‌دهد. شاید اصلاحاتی در نظام سرمایه‌داری؟ بسیاری از مصاحبه‌شوندگان با لحنی اعتراض‌آمیز قائل به اصلاح نیستند، برخی می‌گویند اگر اوضاع این طور پیش برود انقلابی در پیش است. فراموش نکنیم که بیشتر انقلاب‌ها با آلترناتیوهای خیلی روشن و خیلی قطعی روی نداده‌اند و بیشتر از نتیجه رسیدن کارد به استخوان و بی‌آبرویی ظام حاکم و از بین رفتن مشروعیت آن نزد مردم بوده‌اند. این فیلم‌ها تصویری را به نمایش می‌گذارند که از این وضعیت چندان دور نیست.

شاید کمونیست‌های لیبرال پاسخ این معما باشند؟ کسانی که به نظام سرمایه‌داری‌ای اعتقاد دارند که می‌تواند موتورش سود نباشد، کسانی مانند بیل گیتس و تعدادی دیگر ثروتمندان آمریکا که خودشان طرفدار پرداخت مالیات بیشتر هستند و بخش بزرگی از دارایی‌شان را صرف امور خیریه و علمی و فرهنگی می‌کنند.

شاید از دید بیننده آمریکایی، این فیلم‌ها، از این نظر که می‌بیند دردهایش در آن‌ها بیان می‌شوند، ارضا کننده باشند، امّا از منظر من نوعی، از دید بیننده‌ای که از دور شاهد ماجراست و نگاهش کمتر احساسی و بیشتر عقلانی است، این سوال مطرح می‌شود که بسیار خب، همه این حرف‌ها درست، امّا چه می‌خواهید؟

تاثیر متفاوت این فیلم‌های مستند بر مخاطبان مختلف، در عین حال نوعی گفت‌وگو است بین بینندگانی که در شرایط مختلف زندگی می‌کنند و مسائل‌شان هرچند در یک بُعد انسانیِ بنیادی مشابه است، امّا شکل‌های بسیار متفاوتی دارد. این فیلم‌ها تصویر روشن‌تری به ما ارائه می‌کنند  از زندگی مردمانی که تصور ما از زندگی‌شان با واقعیت آن فاصله زیادی دارد.

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]