4 خرداد 1390

مجادله منتقدان و بهمن کیارستمی در روزنامه روزگار

راجع به جواد و تاکسی-تهران

 

 

بعد از نمایش دو فیلم جواد و تاکسی-تهران ساخته‌های بهمن کیارستمی، چند نقد در روزنامه روزگار درباره آن نوشته شد. دو تا از این نقدها تند و منفی بودند: نوشته احمد میراحسان به نام ”اخراجی‌های 4“ و نوشته حافظ روحانی با عنوان ”احساس خودبنیامین‌بینی“. در عوض پیروز کلانتری از فیلم جواد خوشش آمده و عنوان ”گزارشی باطراوت از آوازه‌خوان تنها“ را برای نوشته‌اش برگزیده بود. فیلم‌ها در دو سئانس به نمایش درآمدند و ظاهراً فرصتی برای گفت‌وگوی بعد از نمایش فیلم‌ها نماند، بنابراین بهمن کیارستمی در همان روزنامه به نقدهای یادشده پاسخ داد. انگیزه او از نگارش جوابیه این است که نگران است و اعتقاد دارد "... نباید بی‌گدار به آب زد و بستر سالمی را که باز به سعی دوستان برای گفت‌وگو راجع به سینمای مستندمان به دست آورده‌ایم ساده بینگاریم." او از نقدهای چاپ شده به عنوان "نقدهای عجیب با عنوان‌های غریب" یاد می‌کند.

علاوه بر رنجیدگی بهمن کیارستمی از بی‌انصافی و تندی و غیرکارشناسانه بودن نقدها، در پاسخ او به نکات قابل توجهی زیر برمی‌خوریم، که اهمیت‌شان فراتر از بحث دو فیلم یادشده می‌رود:

 

فیلم سفارشی و برائت از زبان بین‌المللی

"من اغلب سفارشی فیلم می‌سازم ... من از این شیوه استقبال می‌کنم، شاید چون هرچه می‌گذرد وجه شاعرانه فیلمسازی برایم جذابیت کمتری پیدا می‌کند و دوروبرم را عینی‌تر می‌بینم. خود را از سخن به زبان بین‌المللی و پیچیده عاجز می‌یابم و ترجیح می‌دهم برای بیننده خاص یک روایت خطی مشخص بیان کنم. این را هم می‌دانم که نمی‌توانم نظر بیننده‌ای را جلب کنم که از ابتدا در طراحی فیلم گنجانده نشده است. اصراری هم در ایجاد چنین رابطه‌ای ندارم ..."

این تکه از این نظر جالب است که از فیلم "شاعرانه" برائت می‌جوید و نکته عجیب اینکه فیلم ساختن سفارشی را دور شدن از سخن گفتن به زبان بین‌المللی می‌داند (در حالی که باید قاعدتاً عکس این موضوع باشد). پرسش دیگر این است که آیا این نوع فیلمسازی لزوماً با نگاه عینی‌تر به دور و بر همراه است؟

 

سردرگمی نسبت به پدیده‌ای به نام هنر عامه‌پسند

"این فیلم [فیلم جواد یساری] ... نیمه‌کاره رها شد. شاید یکی از دلایل، پیچیدگی موضوع بود و واهمه از اتخاذ موضعی نامشخص و سردرگمی نسبت به پدیده‌ای به نام هنر عامه‌پسند. به عبارت دیگر من جزو همان کسانی هستم که فکر می‌کنند در فیلم مستند زاویه دید "صحیح" نسبت به یک موضوع بی‌معنی و غیرممکن است و ترجیح می‌دهند به جای جستجوی زاویه دید "صحیح" در پی یافتن زاویه دید "مشخص" باشند."

بهمن کیارستمی تمایز قائل می‌شود بین دید "صحیح" و دید "مشخص". امّا آیا آنچه خود درباره الیناسیون به عنوان تم فیلم توضیح داده است، به هر حال نوعی دیدِ به زعم فیلمساز صحیح نسبت به موضوع نیست. و سردرگمی نسبت به پدیده هنر عامه‌پسند آیا این طوری حل شده است؟

این چند سطر را به عنوان مقدمه گفتم تا خواننده را ترغیب کنم به خواندن این نوشته‌ها.  PDF صفحات روزنامه را می‌توانید در اینجا بیابید:

 

نقدهایی بر فیلم‌های جواد و تاکسی-تهران

جوابیه بهمن کیارستمی

 

ر.ص.

 

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]