13 مهر 1390

نگاهی به مستند خلیج فارس ساخته ارد عطارپور

 

فیلمی برای موافق

 

روبرت صافاریان

 

فیلم خیج فارس ساخته ارد عطارپور در جشن مستند خانه سینما جایزه بهترین مستند بلند و بهترین تحقیق را برد. اول تعجب کردم، امّا بعد دیدم با توجه با جو قالب زمانه و اشباع فرهنگ عمومی و فضای روشنفکری ما برای پذیرش ایده‌های جاافتاده بدون نگاه پرسشگر و فارغ از یک رویکرد عینی و انتقادی، چندان هم عجیب نیست. منتها این فیلم انتظاری را که ما از یک مستندساز جدی و آشنا به رموز این حرفه داریم به شدت آسیب می‌زند. فیلم به عنوان مستندی که در پی طرح مسئله نام خلیج فارس است، چند اشکال مهم دارد:

اگر هدف فیلم یک هدف تبلیغاتی است و اثبات این نکته که خلیج فارس نامی است که در طول تاریخ به این پهنه آبی اطلاق شده است، فکر می‌کنم نیازی به این همه زحمت نبود و بیشتر مخاطبان فیلم این نکته را بدون آن فیلم هم قبول دارند و هیچیک از آن‌ها برای چک کردن درست و نادرست آن اطلاعات به هیچ کتابخانه و نقشه‌ای مراجعه نخواهد کرد. این فیلمی است که موافقانش یک احساس لذت ناشی از همراهی و در موضع حق قرار گرفتن می‌دهد و به این سبب او را راضی نگاه می‌دارد.

گفتم او را راضی نگاه می‌دارد امّا شک کردم. فیلم شصت دقیقه یک بند این را می‌گوید که در این نقشه نام خلیج فارس به کار رفته و در آن نقشه نام خلیج فارس به کار رفته و در این قرارداد و در آن سند نام خلیج فارس به کار رفته و ... حتی ناصر هم نام خلیج فارس را به کار برده و...

اُرُد عزیز، وقتی سر یک نام اختلاف بزرگی در می‌گیرد، دعوا، در حقیقت بر سر نام نیست، باید دید بر سر چیست؟ فیلمی درباره مناقشه کنونی بر سر خلیج فارس، اگر می‌خواست چیزی بیش از تبلیغات روتین و عادی درباره این مسئله باشد، و یک بیننده خارجی یا بیننده مسئله‌دار هم در آن چیزی می‌یافت، باید این پرسش را مطرح می‌کرد که دعوای واقعی بر سر چیست؟ این تکرار مدام فیلم را خسته‌کننده می‌سازد و بعید است بیننده از آن لذت ببرد. بیننده موافقِ این فیلم هم مانند بیننده بسیاری از مواد تبلیغی، وسط کار خمیازه می‌کشد، اما در پایان کف می‌زند. مگر رنگ و لعاب نقشه‌های رنگی زیبا کمی از این خستگی بکاهد.

در این فیلم انگار جز برخی رهبران مرتجع عرب، خلیج عربی هیچ هوادار دیگری ندارد و هواداران آن هیچ حرف و استدلالی ندارند. هیچ نظر متفاوتی عرضه نشده و فیلم کاملاً یکسویه است و این برای بیننده بین‌المللی یا بی‌طرف هیچ قانع‌کننده نیست. تبلیغات هم خود یک قواعدی دارد. یا هستند کسانی که راه وسطی پیشنهاد می‌کنند و مثلاً می‌گویند تنها بگوییم خلیج یا خلیج ایرانی-عربی. به این‌ها در فیلم اشاره نمی‌شود. جست‌وجویی در اینترنت بکنید و ببینید نقشه‌هایی در آن هست که در آن‌ها نام خلیج عربی به کار رفته است، چرا فیلم سراغ این‌ها نمی‌رود و جعلی بودن آن‌ها را نشان نمی‌دهد؟

امّا مهم‌ترین نکته فیلم این است که خط استدلالی فیلم به طور کلی قانع‌کننده نیست. بیننده مفروض ممکن است بگوید، خیلی خب قبول در تمام طول تاریخ نام خلیج فارس برای این پهنه آبی به کار رفته است، امّا که گفته است که نام‌ها نمی‌توانند عوض شوند. مگر وقتی در یک کشور انقلاب می‌شود، یعنی قدرت دست به دست می‌شود، نام خیابان‌ها و شهرها و مکان‌ها را عوض نمی‌کنند. نام‌ها تابع مناسبات قدرت‌اند. هیچ نامی ازلی ابدی نیست. این مخالف فرضی خواهد گفت که خُب، سال‌های دراز، ایران قدرت فائق منطقه بوده و نام امپراتوری خود را بر این خلیج نهاده است، حالا روابط قدرت عوض شده، یک سوی این پهنه آبی کشورهای عربی‌اند، پس نام این خلیج نیز به تبع باید عوض شود. این حرف‌ها البته جواب دارد، امّا فیلم خلیج فارس اساساً این سوال (و هیچ سوال دیگری) را مطرح نمی‌کند که بخواهد به آن جواب بدهد. این آن دلیل اصلی است که به نظر من فیلم ارد عطارپور مستند خوبی نیست. هیچ نکته غافلگیرکننده‌ای ندارد. هیچ نگاهی نافذی که ورای ظاهر ماجرا را ببیند، در آن نیست.

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]