|
21 شهریور 1390 درباره مستند سقفهای کوتاه ساخته سعید نبی
کفش به چه درد میخورد
حمید جعفری
معلم ادبیاتی داشتیم كه خیلی باوقار و سنگین بود. رفتارش، روش تدریسش و شخصیتش جالب بود. فكر میكنم اسمش یوسفی بود. دوستش داشتم. مردی بور با ریش یكدست بورتر. یكبار برای اینكه نظم و نثر را در ادبیات تعریف كند خیلی بیربط گفت: «نظم در زندگی بسیار مهم است. فرض كنید به خواستگاری رفتهاید. فكر میكنید پدر دختر مورد علاقه شما به لباس و دسته گلی كه دست شماست توجه میكند؟! نه! به این توجه میكند كه شما چگونه كفش از پا در میآورید و آن را چگونه رها میكنید. كفشها را جفت میكنید و میگذارید یك گوشه یا اینكه لنگهای را یك طرف و لنگه دیگر را گوشه دیگر رها میكنید...» آن روز به این فكر میكردم اصلا كلاس و درس ادبیات به چه درد میخورد و كفش به چه درد! فكر میكنم كفش ذهن آقای یوسفی را سخت مشغول كرده بود شاید تجربهای ناگوار از كفش و مراسم خواستگاری داشت نمیدانم! خلاصه از آن روزها تا به امروز نظم در ادبیات را با كفش و كفش را با خواستگاری به خاطر میآورم. از آن روزها سالهای بسیاری گذشت. تا اینكه دانشجوی یكی از دانشگاههای تبریز شدم و دیدم كفش چه نقش مهمی در زندگی آدمها ایفا میكند. كفش در آن روزها نماد شخصیت آدمها بود و انگار هست. از قضا در تبریز كه قطب تولید كفش دستدوز است. ساعتها جلو فروشگاهها و نمایشگاههای كفشهای دست دوز میایستادم و به این فكر میكردم چه كسی حاضر است پول هنگفتی بالای كفشی بدهد كه چرم آن آمیخته به پشم گاو است.
سعید نبی مستندی ساخته
است به نام «سقفهای كوتاه». فیلمی كه به معضلات صنعت كفش و مشكلات معیشتی
كارگران كارگاههای كفاشی میپردازد. فیلم «زیر صفر» كه این روزها به نام
«سقفهای كوتاه» شناخته میشود از سال 1386 تصویربرداری و در سال 1388 به
مدت 75 دقیقه تولید شد كه بعد از تنها یكبار اكران از پخش ممنوع و بعد از
آن در صف خاكستری متقاضیان رفع توقیف ایستاد تا اینكه در سال 89 این فیلم
از 75 به 52 دقیقه تبدیل شد. «سقفهای كوتاه» تمام نشانههای یك فیلم مستند
را دارد. فیلمی كه در آن بازیگر اصلی كفاش ایرانی و صحنه اصلی كارگاههای
كفاشی است كه نسبت به فضاهای انتزاعی مانند كارگران و كارگاههای كفش در
خارج از ایران كه توسط مخاطب ایرانی شاید رصد نشده، میتواند در شرح دنیای
جدید این صنعت راهنمای خوبی به شمار میرود. پتانسیل نمایش زندگی حرفهای و
شغلی كفاشها در قالب مستند آنقدر بالاست كه نبی به خوبی طرح و تبیین
مسایل زندگی كفاشها، افزایش میزان شناخت تماشاگر از این حرفه و تاریخ آن
و... را از طریق آگاهی دادن به مخاطب به شكل مستقیم یا غیرمستقیم پی
میگیرد. درونمایههای اقتصادی و آسیبشناسی صنعت كفش ایران كه با اشك و
شكایت كفاشهای ایرانی به دلیل واردات كفش از چین همراه شده است، درونمایه
روایت كارگران در نیمه اول فیلم است كه از اتفاقات ناگوار در این حرفه
ایرانی خبر میدهند. در نیمه دوم فیلم هم گیوهدوزان ارسنجانی از حرفه خود
میگویند.
برگرفته از روزنامه شرق ص آخر شنبه 19 شهریور |
|
|