13 مرداد 1389

تاملاتی درباره گفتار فیلم مستند

 

روبرت صافاریان

 

ــ گفتار متن یکی از عناصر پُرکاربُرد فیلم مستند است که در فیلم‌های داستانی وجود ندارد یا نقش بسیار اندکی دارد. ضرورت وجود گفتار با این واقعیت که فیلم مستند اساساً (دست کم امروز) ژانری تلویزیونی است و تابع مقتضیات رسانه تلویزیون بی‌ارتباط نیست. تلویزیون را معمولاً با آن تمرکزی که به تماشای فیلم در سالن سینمای می‌نشینند نمی‌بینند و شاید بسیاری از اطلاعات و ظرافت‌هایی که در تصویرهای فیلم وجود دارد از دیده بیفتد. گفتار به کمک می‌آید تا توجه بیننده را به این نکات جلب کند. در ایران چون بسیاری از فیلمسازان فیلم‌های‌شان را برای تلویزیون نمی‌سازند گفتار را عاملی منفی تلقی می‌کنند. “گفتارترسی” بخشی از “تلویزیون هراسی” (یا تی وی فوبیا) است. در این باره به تفصیل در پیک مستند نوشته‌ام (در اینجا).

فیلمسازی که دوست دارد فیلم مستندش به عنوان کار هنری ناب تلقی شود نگران است که افزودن گفتار به وجه هنری آن لطمه می‌زند غافل از اینکه بهترین کارهای مستند تاریخ سینمای دارای گفتار هستند و گفتار را می‌توان خلاقانه به کار گرفت. این تصور نادرست درباره گفتار تا اندازه به بخشی از فرهنگ مستند ما بدل شده است که حتی کسانی که برای تلویزیون فیلم می‌سازند و حتی گاهی خود تهیه‌کنندگان و مسئولان تلویزیون هم از آن بری نیستند.

ــ گفتار یکی از عناصر فیلم مستند است که کمتر در مورد آن بحث شده است. بحث در زمینه گفتار دو شاخه کلی می‌تواند داشته باشد: کارکردهای گفتار (نقش‌هایی که گفتار می‌تواند در فیلم مستند بازی کند) و ملاک‌های تمیز گفتار خوب از گفتار بد.

ــ گفتار متنی نوشتاری است، امّا بررسی آن به عنوان متنی ادبی آخرین چیزی است که می‌تواند خوب و بد آن را مشخص کند. نکته اصلی این است که گفتار یک فیلم مستند چه کارکردی دارد. در این زمینه دست کم از سه کارکرد اصلی می‌توان نام برد: اطلاع‌رسانی، ساختاربخشی، افزودن بُعد ذهنی و ایجاد لحن. اطلاع‌رسانی مشخص است. بسیاری از واقعیت‌ها درباره یک موضوع اصولاً به تصویردرآمدنی نیست. ساده‌ترین اینها اطلاعات درباره ابعاد و جنس و مکانِ یک بنا است به عنوان نمونه یا داده‌هایی درباره پیشنه تاریخی آن. این اطلاعات در واقع تصویر را تکرار نمی‌کنند بلکه بر دانش بیننده نسبت به آن می‌افزایند. اطلاع‌رسانی بدیهی‌ترین نقشی است که گفتار در فیلم مستند بازی می‌کند. ساختاربخشی از آن هم مهم‌تر است. شما اگر یک فیلم مستند دارای گفتار را یک بار بدون گفتار ببینید متوجه می‌شوید گفتار چه نقش مهمی در به هم پیوستن نماها و فصل‌ها به هم بازی کرده است. و سرانجام گفتار می‌تواند احساس و موضع فیلمساز را نسبت به تصاویری که نشان می‌دهد بیان کند. از این نظر گفتار‌هایی که یک جور حدیث نفس فیلمساز هستند این روزها نسبت به گذشته بیشتر رایج‌اند. این امر دیگر آشکار است که راوی یا گوینده فیلم لزوماً شخصیت هم‌چیزدانی نیست که به سردی و با لحنی عینی با بیننده فیلم سخن می‌گوید، بلکه می‌تواند احساسی، شخصی و دچار تردید و دو دلی باشد و برخی چیزها را نداند یا درباره‌شان اظهار شک کند.

ــ امّا ملاک‌های تمیز گفتار خوب از بد. گفتیم که گفتار (مثل هر عنصر دیگری در فیلم مستند) باید کارکردی دشته باشد. گفتاری که بود و نبودش برای فیلم فرق نکند همان بهتر که نباشد. بنابراین نخستین ملاک داوری ما درباره یک گفتار خوب این است که نقشی در فیلم بازی کند. گفتار نباید تزئینی باشد. امّا چند ملاک دیگر. انداز فشردگی گفتار و اینکه بیننده آیا می‌تواند آن حجم از گفتار را جذب و هضم کند یکی دیگر از ملاک‌هاست. دادن انبوهی از اطلاعات رقمی و فنی درباره یک پل برای نمونه به طور طبیعی نه دریافت می‌شود و نه به یاد می‌ماند. باید فشردگی گفتار را در حدّ معقولی با توجه به ظرفیت بیننده متوسط نگاه داشت. توزیع متوازن گفتار در طول فیلم یکی دیگر از ملاک‌هاست. اگر بخشی از فیلم از گفتار انباشته شود و بخش‌های دیگر گفتار فراموش شود معمولاً نوعی حس عدم توازن به بیننده دست می‌دهد. گفتار خوب نباید خودمختار باشد. در میان مستندسازها اصطلاحی رایج است به عنوان “تصویر زیر گفتار”. یعنی قرار است اطلاعاتی حتماً در فیلم گنجانده شود و حالا باید تصاویری پیدا کرد که این اطلاعات روی آنها خوانده شود. هرچند ممکن است گاهی گریزی از این امر نباشد، امّا به هر رو این نوع گفتار آن گفتار منسجم پیوسته با تصاویر نیست. گفتار خوب می‌تواند توجه ما را به جزئی از یک تصویر یا نکته‌ای در تصویر جلب و درباره آن پرسشی طرح کند یا نظری بیان کند. به این ترتیب می‌تواند با تصویر گفت‌وگو کند. گفتار می‌تواند با ربط دادن تصویرهای فیلم با مصاحبه‌ها و با وام گرفتن برخی بحث‌ها و واژگان مصاحبه‌ها انسجامی بین مصاحبه‌ها و باقی فیلم به وجود بیاورد.

 ــ این بحث‌ها و طبقه‌بندی‌ها هم به کار مستندساز می‌آیند که گفتار یکی از ابزارهای کارش است و شناخت آن می‌تواند به استفاده کارآتر از این ابزار کمکش کند و هم به کار نقد فیلم مستند می‌آید که منتقد ملاکی خواهد داشت برای داوری درباره یکی از عناصر این نوع فیلم.  

ــ گفتار فیلم‌ها ابراهیم گلستان غالباً به عنوان کلامی جدا از فیلم مورد تحسین قرار گرفته است و کمتر به نقش آن به عنوان ملاط پیونددهنده تصویرها توجه شده و خوب و بد آن از این منظر مورد بررسی قرار نگرفته است.

ــ یکی از مشهورترین گفتارهای سینمای مستند ایران گفتار فیلم باد صبا ساخته آلبر لاموریس است. جذابیت این فیلم برای من همیشه وجه بصری آن بوده و تلاش فیلم برای اینکه همه تصاویر از زبان چند نوع باد تعریف شوند همیشه برایم به شدت مصنوعی و تحمیلی آمده است، بخصوص در جاهایی که حتی باد هلی‌کوپتر حامل گروه فیلمبرداری به عنوان بخشی از بادهای طبیعی جا زده شده است.

ــ یکی از جذاب‌ترین شیوه‌های گفتارنویسی استفاده از متن‌های موجود اعم از متون کهن یا روزنامه‌ای و غیره ا ست. در این موارد گفتار نقشی مانند تصویرها پیدا می‌کند. یعنی همان طور که تصاویر آرشیوی را می‌توان از جایی گرفت و در کنار هم یا کنار تصاویر فیلم چید، با گفتار نیز می‌توان چنین کاری کرد. در کارهای پیروز کلانتری از این شگرد بسیار استفاده شده است. در فیلم پیر شالیار روی کار پیرمرد کفشدوز از ابتدا تا انتها داستان پیر شالیار خوانده می‌شود. در غرقاب نیز از متن‌های قدیمی درباره دریاچه به عنوان گفتار استفاده شده است. و سرانجام در فیلم تهران چند درجه ریشتر هم از متن مقالات روزنامه‌ها درباره اوضاع آخرالزمانی در صورت وقوع زلزله در تهران استفاده شده و هم از متن بروشوری درباره شیوه‌های مقابله با شرایط بعد از زلزله. استفاده از متن‌های متنوع به عنوان بخشی از گفتار فیلم مستند چشم‌اندازهای گسترده‌ای را برای ترکیب خلاقانه و ابتکاری گفتار و تصویر باز می‌کند.

ــ خود گفتار نوشته شده برای فیلم های مستند با گذشت زمان جنبه سند پیدا می‌کند و به ما نشان می‌دهد که سازندگان فیلم تصویرهای مستندی را که در زمان خود گرفته‌اند چگونه تفسیر می‌کنند. مثلاً گفتار فیلم تپش تاریخ که امروز مورد قبول سازندگان آن هم نیست، سندی است از تلقی سه دهه پیش آنها در بحبوحه انقلاب که جدا از جوّ عمومی جامعه و جوّ روشنفکری دوران نیست.

ــ امّا گفتار به طور مطلق ضروری نیست. فیلم‌های بسیار خوبی وجود دارند که از گفتار استفاده نکرده‌اند. باراکا و سه‌گانه کاتسی و نان روزانه ما و فیلم‌های سمفونی شهری نمونه‌های کلاسیک در این زمینه‌اند. این فیلم‌ها به موسیقی متکی‌اند. امّا فیلم بدون گفتار لزوماً فیلم بدون کلام نیست. بلکه می‌تواند فیلم مصاحبه باشد که البته از جنس کلام است امّا با گفتار فرق می‌کند. در برخی از فیلم‌های حرف‌های مصاحبه‌شونده واحد با مصاحبه‌شونده‌های متعدد نقش راوی را بازی می‌کنند.

ــ و البته این نوشته کامل نیست. نُک زدنی بود به گوشه و کنار موضوعی که ادای حق مطلب درباره‌اش به کتابی نیازمند است.

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]