21 مهر 1389

نقد فیلم نماهایی که ناپدید شدند ساخته حمید جعفری

 

روبرت صافاريان

 

 

فیلم نماهایی که ناپدید شدند، ساخته حمید جعفری، درباره فیلم دیگری است؛ درباره تپش تاریخ کارِ محمود بهادری، اصغر شهدوست و منوچهر مشیری. فیلمساز همراه منوچهر مشیری به جست و جو در آرشیوهای گوناگون تلویزیون برای یافتن چهل ساعت راش‌های فیلم می‌پردازند و در پایان دست خالی برمی‌گردند. البته در این میان نگاتیو فیلم تدوین شده را می‌یابند، که خود موضوع مهمی است که در فیلم نماهایی که ناپدید شدند به قدر کافی پررنگ نمی‌شود. امروزه از تصاویر تپش تاریخ تقریباً در همه مستندهایی که درباره انقلاب ساخته می‌شود استفاده می‌شود و همه از روی یک کپی وی اچ اس بسیار بی‌کیفیت. حمید جعفری توضیح داد که آنها یک کپی دی وی کَم با کیفیت بهتر هم به دست آورده‌اند که امّا ”تلویزیون آن را به کسی نمی‌دهد“ (حرف‌های جعفری را نقل می‌کنم). به هر رو فیلم اهمیت چندانی به این کشف نمی‌دهد و جست‌وجوی خود را برای یافتن نگاتیوهای راش‌ها ادامه می‌دهد. به گمان من چاپ یک کپی پزیتیو از این فیلم مهم و برگزاری جلسه نمایشی برای آن می‌تواند یک از دستاوردهای فیلم جعفری باشد. تا آنجا که از حرف‌های حمید جعفری پیدا بود، در حال حاضر کسی دنبال این کار نیست.

این امر شاید تا حدودی هم ریشه در نگاه نه چندان مثبت مشیری و جعفری به فیلم تدوین شده داشته باشد. مشیری با تدوین فیلم موافق نبوده است. در طی فیلم جایی حمید جعفری از او می‌پرسد که چرا با قطع نگاتیو فیلم موافقت کرده است؟ آشکارا او گم شدن فیلم‌ها را ناشی از قطع نگاتیو آن می‌داند. من در جلسه از او پرسیدم که آیا فکر نمی‌کند که اگر فیلم تدوین نمی‌شد همین نسخه 140 دقیقه‌ای هم از آن باقی نمی‌ماند. او می‌گوید بحثش درباره تدوین فیلم نیست، بلکه درباره قطع نگاتیو آن است که باعث شده بعد از آن به باقی‌مانده فیلم (یعنی آن تکه‌هایی که در فیلم تدوین شده تپش تاریخ مورد استفاده قرار نگرفته‌اند) به چشم اوتی و زاید نگاه شود و شاید همین امر موجب نابودی آنها شده است. من تصور می‌کنم استدلال برعکس آن هم ممکن  است: یعنی فیلم چون یک نسخه 140 دقیقه‌ای از میان چهل ساعت راش بیرون آمده، این امر باعث شده دست کم این دو ساعت و خرده‌ای به سرنوشت باقی فیلم دچار نشود. البته این بحث بیهوده‌ای و به گمان من طرح این پرسش در فیلم ناشی از نگاه ریشه‌دارتر است که نظر خوشی نسبت به فیلم تدوین‌شده ندارد. فیلم تپش تاریخ به همین شکل کنونی هم بهترین فیلم مستندی است که از دوره انقلاب برای ما باقی مانده است و بخشی از جذابیت آن ناشی از تدوین آن است. فصل‌های درخشانِ آزادی زندانیان سیاسی، شادی مردم در روز رفتن شاه و دیگر فصل‌ها نه تنها محصول کار فیلمبرداران، بلکه همچنین نتیجه تلاش تدوینگر آن است. گفتنی است که منوچهر مشیری نیز فیلمی درباره این فیلم ساخته که در فرصت دیگری به آن خواهیم پرداخت.

پرسش دیگر من از حمید جعفری این بود که چرا از منوچهر مشیری نپرسیده است که بعد از تحویل راش‌ها به تلویزیون، نخستین بار کِی سراغی از آن‌ها گرفته است. در این فیلم، مشیری تاکید زیادی می‌کند که این فیلم‌ها بخشی از زندگی او و بخش از تاریخ این مملکت هستند. برای من بیننده این پرسش پیش می‌آید که با اهمیتی که این فیلم‌ها دارند چرا او نزدیک بیست‌وپنج سال سراغی از آنها نگرفته است. استنباط من از حرف‌های جعفری این بود که در سال‌های اخیر با مطرح شدن بحث فیلم‌های دوره انقلاب و نمایش آنها در تلویزیون و ... یافتن این فیلم‌ها برای مشیری مسئله شده است. اگر برای او این طوری بوده، آیا طبیعی نیست که برای تلویزیونیان هم به طریق اولی این طوری باشد. البته تلویزیون به عنوان یک سازمان عریض و طویل وظایفی دارد و من مخالف طرح و نقد آن نیستم که در فیلم جعفری هرچند با اندکی اطناب و زیاده‌گویی، امّا به هر رو خوب انجام شده است. منتها می‌خواهم بگویم روحیه این سوی ماجرا هم چندان متفاوت نبوده و فیلم اگر از این زاویه به موضوع نگاه می‌کرد که برای هیچکس مهم نبوده بر سر این راش‌ها چه آمده، حتی برای کسانی که آنها را با هزار مرارت در کوچه و خیابان گرفته بودند، می‌توانست به فیلم عمیق‌تری بدل شود.

تماشاگری از جعفری پرسید که چرا گفتار فیلم را خودش خوانده است. جعفری ظاهراً خودش هم از گفتار فیلم راضی نبود و ابتدا مسئله مالی را مطرح کرد و بعد هم اینکه از کیفیت کار کسان دیگری که آن را خوانده بودند راضی نبوده و در یک شرایط عجله در همان دفتر فیلمسازی و نه در استودیو خودش آن را خوانده است.

تماشاگر دیگر به ساختار فیلم ایراد وارد کرد و اشاره به اینکه بسیاری از حرف‌ها چند بار به طرق مختلف گفته شده است.

در مجموع نماهایی که ناپدید شدند در نمایش ساز و کار ناکارآمد آرشیو تلویزیون موفق است، امّا یک: به دنبال ریشه‌های عمومی‌تر این امر نیست و دو: فاقد چابکی و زیاده‌گوست و لحن شمرده- شمرده گفتار فیلم هم مزید بر علت می‌شود و خاطره‌ای که از آن به یاد می‌ماند یک جور لَختی و کُندی است.

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]