11 آبان 1389

پاسخ مهدی باقری، کارگردان فیلم مرغ سحر به نقد همایون امامی بر این فیلم

 

مرغ سحر: راوی روایتی آشفته

 

فیلم مرغ سحر به سفارش تهیه کننده و با فکر بررسی نقش و حضور ملک الشعرای بهار در زمان معاصر آغاز شد. ایده اولیه که به تهیه کننده داده شد این بود که اگر یک شهر یک ترانه را بخواند چگونه است و در ادامه با این طرح اولیه شکل گرفت «بررسی زندگی ملک الشعرای بهار در تهران به بهانه خوانده شدن تصنیف مرغ سحر».

هیچ گاه دوست نداشتم در پاسخ به عملی و یا نوشته ای واکنش نشان دهم اما بعد از دو سال از ساخته شدن فیلم مرغ سحر و انتقادها و تحسین هایی که از این فیلم انجام شده است استاد همایون امامی در نقد فیلم مرغ سحر که بر روی سایت پیک مستند قرار داده‌اند گونه ای نقد را برگزیدند که انگار هر عملی از این جوان سی ساله سر می زند که نامش فیلم مستند است از سر بخت و اقبال و بدون پشتوانه فکری است. خود ایشان خوب می دانند همین نوع نگاه پدر مابانه با آنچه بر سر فیلمسازان جوان آورده است. خود شاهد بوده ام که چندین بار به این نوع نگاه که توسط استادان معلوم الحال، که همه می دانیم دستهایشان چگونه عقب تر از مغز وسرشان درحرکت است تاختند و دیده ام که ایشان چگونه و چه طور وقتی اعتراض خود را با آرامش اعلام می کردند توسط همان استاد- پدران مورد هجوم قرار می گرفتند. در نتیجه برای من مسلم و معلوم است که اگر متنی را در نقد فیلم مرغ سحر نوشته اند حسن نیت داشته اند و من هم بارها انتقاد پذیری خود را به ایشان نشان داده ام. به عنوان نمونه در یازدهمین جشن خانه سینما فیلم مستند دیگرم یعنی افسونگر ساسانی را نقد کردند و تنها امتیازی که در ان جلسه نقد و بررسی به من دادند جوان و با استعداد بودن من بود، در ان مجلس هیچ اعتراضی به نقد ایشان نکردم و با گفتن این جمله که تحلیل آقای امامی درست است و فیلم افسونگر ساسانی مشکلاتی که ایشان می گوید را دارد جلسه را تمام کردم. اما بعد از چند سال از آن جریان همان حرف ها را در مورد فیلم مرغ سحر نوشتند که انگار مهدی باقری درجا زده است و نقل ازمتن ایشان «تجربه های ناموفقی از این دست هم برای هر کسی متصور است» . این نگاه یک سویه نگر و پدر مابانه نیست. این نگاه در خلاء نیست كه یتچنین مستند مرغ سحر را شكست خورده و تجربه ی نا موفق اعلام می كنید و مشتی خاک روی جنازه اش می باشد. این به قول شما جنازه دو سال است بدون حمایت محفل ها، دوستان، کافه نشینان، باندها، شانتاژ خبری، روابط مرید و مرادی و... نفس می کشد تا به این اصل حقیقی ایمان بیاورم که برای بودن لازم نیست سر خم کنم و در خانه استاد- پدران را بزنم. من مهدی باقری هستم و به راهی که می روم اعتقاد دارم و نیازی ندارم که در فیلم مرغ سحر جانبازی را بگذارم تا فیلم به سلامت از آنتن تلویزیون پخش شود. همین فیلمی که از نظر شما بی مورد در تلویزیون می تواند پخش شود با حدود ده دقیقه سانسور یک بار و فقط یک بار از تلویزیون پخش شده است. که افتخاری در پخش فیلم مرغ سحر و یا هر فیلم دیگرم از تلویزیون وجودندارد. و از ترس جلو افتادن سر و فکرم از دست و عملم حاضرم با کم ترین بودجه ها فیلم بسازم که دچار بی عملی نشوم .

از آنجایی که كلی گویی از صفات و ویژگی های نقد در ایران است می خواهم سعی کنم خودم منتقد فیلم مرغ سحر شوم. همانند فیلم مرغ سحرو دو فیلم بعدی ام اهمیت عارف بودن و پیر پسر که بزودی خواهید دید راوی اول شخص نقد فیلم خود خواهم شد و همانند فیلم هایم از روایت کلاژگونه برای نوشتن این متن استفاده خواهم کرد. برای من عجیب است که آقای امامی در فیلمی که نمی خواهد و نشان داده که نمی خواهد تداومی عمل کند، به دنبال سیری تداومی هستند. وبعد از آن می گویند تنها چیزی که صحنه ها را کنار هم قرار می دهد یعنی تداوم می دهد تداوم موضوعی است. و این مسئله را دلیل سستی ساختار می دانند. متنی که در پایین می آید نشان می دهد که فیلم مرغ سحر دارای تداوم ساختاری غیر مضمونی نیز هست اما چون استاد امامی در پی دیدن فیلمی با ساختار تداومی کلاسیک هستند جواب نمی گیرند و فیلم را مخشوش لقب می دهند. جان کیج در مقاله ای که در ان دنیای پس از مدرن را شرح می دهد به جای کیفیت به کمیت تاکید می کند و خواستار چند چیز است.

1-  وفور و اجازه بودن (صعه صدر)   

2- کشف در کثرت (سردرگمی قضاوت از پیش ساخته)

3- جهش ادراک و آگاهی از طریق تصادف و تنوع

این ویژگی هایی که بر شمردم در یک ذهن کلاسیک معنا پیدا نمی کند.

این گونه اگر بر مبنای نقدی که آقای امامی بر پایه ان فیلم ها را می بینند پیش برویم مستندهایی چون دریایی که می اندیشد و ساحل وحشی وحشی وحشی و یا بعضی از بهترین فیلم های راس مک ال وی  چیزی بری  ارائه ندارند.

متن استاد امامی (راوی روایتی اشفته: مرغ سحر) بیشتر به ارزیابی سلیقه ای شبیه است. زیرا همان مطالبی را که ایشان نقطه ضعف فیلم می دانند در دو سال گذشته و نقدهایی که بر این فیلم رفته است نقطه قوت فیلم اعلام شده بود. اما از آقای امامی یک سئوال دارم معیار شما برای ارزیابی فیلم مرغ سحر چیست؟ شما بر مبنای مضمون (رئالیستی، اخلاقی،و...) و یا فرم (بداعت، پیچیدگی و...) فیلم را ارزیابی کرده اید. خوب اگر بخواهیم در یک متن کوتاه که چیزی شبیه متن های کوتاهی است که تماشاگر را وا می دارد فیلمی را ببیند و یا نبیند باید معیاری برای ارزیابی وجود داشته باشد. استاد امامی گاهی در مورد ساختار صحبت می کنند و گاهی در مورد ته رنگ انتقاد اجتماعی فیلم می نویسند. در جایی از متن ایشان صحبت از اضافه بودن صحنه شعر خوانی عزت الله انتظامی می کنند و یادشان می رود که این صحنه برای شناخت بهتر تماشاگر از ملک الشعرا در فیلم وجود دارد و در جایی دیگر روایت را نقطه قوت می دانند که باید بگویم روایت عبارتست از زنجیره ای از رویدادهای علی واقع در زمان و فضا و نه فقط گفتار متن اول شخص بنده در فیلم. باز هم تاکید می کنم روایت زنجیره ای از رویدادهای علی است و ممکن است معلول آن در همان فیلم باشد و یا به ذهن تماشاگر سپرده شود تا بعد از دیدن فیلم به آن بیاندیشد. اما چیزی که در فیلم مرغ سحر برای من اهمیت دارد اصول فرمال فیلم است. به همین دلیل یک مضمون مشترک (مرغ سحر) در فیلم انتخاب شده است تا فرم غیر خطی شکل بگیرد. این شیوه رایجی در هنر دنیاست که اگر ایده ای مضمونی دارید به جای آن که مضمون را گسترش دهید فرم رسیدن به آن مضمون را شکل می دهید. در نقاشی کلاژ حتی گاهی هیچ مضمونی در کار نیست و فقط فرم است. می دانم شید بگویید مستند هنر نیست وظیفه اش اطلاع رسانی است. اما باید بگویم مستند تفسیر خلاق واقعیت است. گوته می گوید: هر کس که از دستانش استفاده می کند کارگر است. کسی که از دست و فکرش استفاده می کند درودگر است و هر کس که هم زمان از دست، فکر و احساسش استفاده می کند هنرمند  . یا  مستند هنر نیست؟

در کتاب هنر سینما نوشته دیوید بردول و کریستین تامسون در قسمت اهمیت فرم فیلم پنج اصل کلی در تعریف اصول فرمال آمده است. به نظرم وقتی منتقدی فرصت کافی برای موشکافی یک فیلم را ندارد و قرار است به صورت گذرا وسریع یک فیلم را معرفی کند بهتر است از این پنج اصل استفاده کند:

1- کارکرد

2- تشابه و تکرار

3- تفاوت و تنوع

4- بسط

5- وحدت و پراکندگی

همان طور که می بینید این پنج اصل بسیار شبیه جملاتی است که جان کیج برای تشریح دنیای بعد از مدرن استفاده کرده بود. اما به نظر من قبل از آن که این پنج اصل را در مورد فیلم مرغ سحر تشریح کنم به یک اصل اساسی باید بپردازم (ادراک)

ادراک و فرم

«ادراک در تمامی مراحل زندگی یک فعالیت است. ذهن هر گز استراحت نمی کند. مدام در جستجوی نظام و معناست و جهان را برای یافتن نقیض الگوهای همیشگی ورنداز می کند» «آثار هنری بر این قابلیت پویا و وحدت بخش ذهن انسان متکی هستند». «اثر هنری و ادراک کننده ان به یکدیگر وابسته هستند» «اثر هنری ما را برمی انگیزد تا فعالیت ویژه ای از ما سر بزند» این تعاریف همه از صفحه 47 کتاب هنر سینما امده است.

«فرم عبارتست از سیستم کلی که بیننده در فیلم ادراک می کند»

دو نوع ادراک کننده داریم. ادراک کننده با پیش زمینه مطلق و ادراک کننده بدون پیش زمینه مطلق

ادراک کننده با پیش زمینه مطلق همواره بعد از الف به دنبال ب است. حال اگر در فیلم مرغ سحر بعد از الف، ب ندهیم فیلم مخشوش است. فرم فیلم دارای عناصر روایی و عناصر سبک شناختی است. عناصر سبک شناختی که در فیلم مشخص است که دارای تداومی یک دست است. نوع دکوپاژ، موسیقی و تدوین به هیچ عنوان خود را به رخ نمی کشد و در خدمت عناصر دیگر روایی فیلم قرار دارد. اما عناصر روایی فیلم در ترکیب نمودار زیر خود را نشان می دهد.

 

 

 

 

همان طور که در ترتیب عناصر روایی فیلم مرغ سحر می بینید تماشاگر به هیج عنوان در فیلم احساس واخوردگی نمی کند. به چند علت. اول آن که تماشاگر (ادراک کننده) فعال است و دائم در جستجوی الگوی ادامه فیلم است. همان طور که می بینید در همین ساختار پیچیده و به قول آقای امامی آشفته فرم استفاده از موتیف، بازگشت به صحنه ها با تغییر کارکرد که همچنین تکرار وجود دارد که باعث می شود ادراک کننده در طول فیلم جلو رود و احساس تورم اطلاعات نکند. بین وجود فیلم از نظر تداوم مضمونی و هم چنین موضوعی بسیار تداومی عمل می کند. زیرا بعد از مقدمه از دوره مشروطه شروع می کند و تا پایان 1311 در دوره رضاخان شرح وقایع زندگی بهار و تصنیف مرغ سحر را بیان می کند. در نتیجه گیری هم بسیار واضح است که راوی چگونه می خواهد خود را شبیه نوع تاریخ نگار شعرگویی بهار کند. از نظر ساختار روایی هم فرم فیلم ساده است.

1- مقدمه

2- بدنه فیلم (شامل: دوره مشروطه تا احمدشاه، دوره بعد از 1293 تا پایان 1311 و دوره رضاخان)

3- نتیجه گیری،

حالا اگر بدنه فیلم مرغ سحر روایتی سر راست از نظر فرم نمی دهد دلیل برآشفتگی فیلم نیست. در بدنه فیلم نوعی الگوی موسیقیایی وجود دارد چیزی شبیه ABACA تکرار ها و موتیف ها را ببینید.

اما پنج اصل کلی که در سیستم فرمال فیلم مرغ سحر درک می کنید:

1- تشابه و تکرار: «تکرار اساس درک هر فیلمی است» «هر عنصر تکرار شونده مهم در فیلم را موتیف می خوانیم» «موتیف می تواند موضوع فیلم باشد» «موتیف ها می توانند ایجاد توازی کنند یعنی در فیلم با تاکید بر مشابهت ها تکرارها بیننده را وامی دارد چند عنصر متمایز را با هم تطبیق دهد» در مرغ سحر فراوان تکرار داریم که هم چون قافیه عمل می کند و تصویر فیلم را از فیلمی تاریح نگار و یا بیوگرافیک به فیلمی بیانگر تبدیل کرده است.

2- کارکردها: هیچ عنصری در فیلم وجود ندارد که ضروری نباشد. هر عنصری بلافاصله و یا با گذشت زمان کارکرد اصلی خود را نشان می دهد و یا کارکرد خود را تغییر می دهد. به ساختار روایی و عناصر روایت مراجعه کنید.

لطفاً برای هر عنصر فیلم چهار سوال از خود بکنید:

1- حضور این عنصر جه ضرورتی برای عناصر دیگر دارد

2- این عنصر در ان جا چه کاری انجام می دهد؟

3- انگیزه حضور ان عنصر چیست؟

4- توجیه کارگردان از وجود آن عنصر چیست؟

 

3- تفاوت :«تفاوت یک اصل اساسی فرم است چون تکرار صرف کسل کننده است» «هر چند موتیف ها تکرار می شوند (موضوع و مضمون) اما صحنه ها، موقعیت ها و کنش ها ممکن است تکرار شوند اما به ندرت عیناً تکرار می شوند» این همان دلیل است که چرا اینقدر به جاهای متفاوتی می روم و یک چیز (مضمون) را تکرار می کنم. «فرم به پسر زمینه ی از تشابه و تکرار نیازمند است ولی در عین حال به تفاوت هایی احتیاج دارد»

4- بسط: به بخش بندی فیلم بازگردید.« یکی از راه های آگاهی به نحوه کار تشابه و تفاوت در فرم فیلم یافتن اصول بسط فیلم از بخشی به بخش دیگر است» «الگوی ABACA نه تنها بر اساس تکرار بازگشت موتیف A) و تفاوت وارد کردن (A,c) است بلکه در عین حال بر اساس اصولی از پیش روی (متناوب A با حروف بعدی به ترتیب الفبا است.

5- وحدت و پراکندگی: «در بعضی از فیلم ها ایجاد پراکندگی یک کیفیت مثبت است» به عبارتی وقتی از تاریخ صحبت می کنیم با یک پراکندگی در مضمون رودر رو هستیم. چه چیزی این پراکندگی را سامان می دهد: یک مضمون ثابت که با تکرار تبدیل به یک عنصر فرمال (موتیف) می شود و آن هم تصنیف مرغ سحر است. پس تصنیف مرغ سحر، فقط یک مضمون تکرار شونده نیست و چون تکرار می شود دیگر یک فرم است. توجه کرده اید که بعد از مدتی خوانده شدن تصنیف را نمی شنوید و بیت های آن را پی گیری نمی کنیم تا معنایی از ان بسازیم. پس کارکردش چیست؟ وحدت.

بر این اساس در مورد تیتر نوشته آقای امامی «راوی روایتی آشفته: مرغ سحر» باید بگویم این ویژگی مثبت فیلم مرغ سحر است و نه منفی. آشفتگی ویژگی روایت فیلم است.

در انتها باید اشاره کنم در نمایش فیلم مرغ سحر که حدود دو سال پیش در موزه هنرهای معاصر برگزار شد خانم دکتر معین استاد ادبیات در پایان نمایش فیلم در میان تماشاگران جملاتی گفتند که متوجه شدم روش تحقیق این فیلم بسیار درست بوده است. ایشان فرمودند ما سال هاست که می خواهیم به دانشجویانمان بگوییم که بهار کیست؟ شعرش چگونه است؟ و زمانه او چگونه بوده است نسخه ای از فیلم را به من بدهید تا سر کلاس هایم پخش کنم. این فیلم در سی دقیقه همه مطالب را نشان داد.

مورد بعدی در آخرین نمایش فیلم بود که در خانه هنرمندان همین چند هفته پیش برگزار شد. آقای صافاریان فرمودند این فیلم هر جایی می شد که ساخته شود و دلیلی برای ساخته شدنش در تهران وجود ندارد. فرصت نشد عرض کنم علاوه بر دلایلی که در خود فیلم وجود دارد مثل قراردادی که در آن هست و زندگی بهار را بعد از 1393 که نماینده مجلس در تهران شد را پی گیری می کند و هم چنین ساخت تصنیف مرغ سحر در حوالی سال های 1302 که بهار ساکن تهران است نکته مهم تر آن است که تصنیف مرغ سحر توسط مرتضی خان نی داوود ساخته شده و تار مرتضی خان تار تهران و سبک سیاق تصنیف سازی تهران است. دلیل آن که این مطالب را در پایان آوردم آن است که بگویم منتقدین مستند علاوه بر آن که باید بر سینمای مستند تسلط داشته باشند. حتماً شناختی هم در دیگر رشته ها باید داشته باشند، مثلاً در فیلم مرغ سحر دو نقطه قوت فیلم یعنی ادبیات و موسیقی به هیچ عنوان در شرح نقد منتقدان نمی آید ندارند. باید عرض کنم همایون امامی استاد بنده هستند و بارها سر کلاس های ایشان دانش آموزی کرده ام. ایشان را جدای از سینمای مستند به عنوان پدر بزرگوارم دوست می دارم و دستانشان را می بوسم.

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]