|
11 فروردین 1389 یک تحقیق ماندگار
نگاهی به کتاب هنر در گرماگرم انقلاب نوشته مجید جعفری لاهیجانی
همایون امامی
در کشوری با قدمت فرهنگی ایران پژوهش و نقد و نظر جای درخوری ندارد. اگرچه ما، پژوهشگران سخت کوشی هم داشته ایم که تنها به یاری عشق به تحقیق، سخت جانی کرده و مانده اند؛ ولی شرایط ماندن هیچگاه مهیا نبوده و پژوهشگری همچون حرفه ای با امنیت و تداوم مالی مطرح نبوده است. پژوهشگر هیچگاه قادر نبوده فارغ از چند و چون و افت و خیز معیشت، پژوهش خویش را پیش برده در سالیان متوالی به روند پیشرفت آن نظم و نسقی بدهد. تا رشد پژوهشی و تجربه های ناشی از آن به جریانی جدی و تأثیرگذار تبدیل شود. سر این ندارم که در این نوشته به چند و چون این امر بپردازم و به اصطلاح آنرا آسیب شناسی کنم. بنابراین از آن می گذرم و توجه شما را به اصل مطلب جلب می کنم. در چنین شرایط نامساعدی دیگر نمی توان از کنار کسانی که با آگاهی و پذیرش کمبود ها، سخت کوشانه پا در میدان می نهند به راحتی گذشت؛ و تنها حاصل کار آنها را تورقی کرد و به کناری نهاد. چرا که هر ورق آن از رنجی فرساینده نشان دارد؛ و حاکی از عشقی است که بی چشمداشت به نتیجه و بازده مالی - در حد گذران زندگی - و طبعاً نه در تناسب با وقتی که مصروف آن می شود. در چنین شرایطی وقتی می بینی کتاب قطوری چون هنر در گرماگرم انقلاب در دو جلد منتشر می شود ذوق می کنی و بی اختیار یاد آن شعر معروف اخوان می افتی که غمگنانه سروده بود:
مانده خاکستر گرمی جایی؟ در اجاقی، طمع شعله نمی بندم، خردک شرری هست هنوز؟ کتاب در در دو بخش و هفت فصل سامان یافته است. به گونه ای که هر جلد یک بخش را در بر گرفته است. فصل های هفت گانه کتاب به این شرحند:
فصل اول: رادیو تلویزیون ملی ایران در مواجهه با انقلاب، جمعاً 112 صفحه، معادل6/12٪ فصل دوم: مستند های انقلاب، با حچمی معادل 311 صفحه فصل سوم: آوانما(تله پوئم)در 3 صقحه فصل چهارم:تناتر تلویزیونی(تله تئاتر)،جمعاً در 4 صفحه فصل پنجم: فیلمهای کوتاه داستانی، جمعاً در 19 صفحه فصل ششم: نقاشی متحرک(انیمیشن)، جمعاً در 8 صفحه فصل هفتم: فیلمهای بلند داستانی، در 86 صفحه فهرست، پیشگفتار، مقدمه، نمایه و منابع، جمعاً 57 صفحه ترکیب و توزیع ناموزون اطلاعات در صفحه های کتاب حاکی از حقیقتی است که ما را از وزن متفاوت شاخه های ذکر شده و محدودیت های پژوهشگر در رابطه با آن آگاه می کند. و این که هنوز از پس سه دهه و اندی که از پیروزی انقلاب می گذرد، هنوز نهاد های حفظ و نگهداری اسناد تاریخی، فرهنگی، تصویری یا هنوز به وجود نیامده اند؛ و یا هنوز آنچنان که نیازهای تاریخی، فرهنگی ما می طلبد فعال نشده اند. تا باثبت و ضبط اطلاعات دقیق به انجام پژوهش هایی از این دست یاری رسانند. همه چیز در این بوم و بر که همه هم راست یا دروغ، دوستش می دارند، آنچنان سیاست زده شده است که آرایه های ظاهری را بر فروپاشی درونی ترجیح داده؛ فریب کارانه توهم های خویش را حقیقت می نامد. بر ارزش های اسنادی از کف رفته نمی اندیشد1؛ و تنها گذران روز را بی واهمه ها و دلمشغولی هایش نشانه می گیرد. چنین می شود که پژوهشی از این دست سترگ و پردامنه را بیشتر باید به کندن چاه با ناخن تشبیه کرد؛ تا خواننده ناآشنا با رنج پژوهش در این دیار را ملاکی فراهم آرد. بگذریم. اسناد این کتاب را می توان چند دسته کرد. نخست یافته های کتابخانه ای که از لابلای روزنامه ها، بروشورهای تبلیغاتی، کتابچه های موردی2 فراچنگ آمده اند؛ اسنادی که بر آن باید اسناد تصویری را نیز افزود. اسناد دیگری انتقال اطلاعاتی است که از رهگذر گفتگو، مصاحبه و یا مباحثه از سینه به کاغذ راه می یابد. این بخش از اطلاعات اگرچه به پروردگی اطلاعات نخست نبوده و پروردن آنها به منظور اطلاعات صحیح و متقن، به درنگ و مطالعه و برابرنهادی گفته های مختلف نیاز دارد، لیکن از آنجا که اطلاعاتی نهان، و در آستانه ی فراموشی را به اسنادی قابل مطالعه بدل ساخته است، اهمیت می یابد. حجم قابل توجهی از اطلاعات کتاب از این رهگذر فراچنگ آمده اند. گذشته از وجه پژوهشی و علمی کتاب که زمینه های مطالعاتی بعدی را فراهم آورده و همچون کتابی مرجع از اعتباری شایسته برخوردار است، باید به وجه حسی کتاب اشاره کرد. وجهی با دو کارکرد متفاوت. کارکرد نخست کسانی را دربر می گیرد که سن و سالی دارند؛ و آن شرایط را زیسته اند. بد و خوب، به تغافل یا به تعامل، به قهر و خشم و تأدیب در سیاهچالها، و یا به روزمرهگی. اسناد نوشتاری وتصویری کتاب نگاه حسرتخوار اینان را با خود همراه می سازد که عمری بر سر آن نهاده اند، و جوانی خویش را سپید کرده اند؛ دسته ی دیگر اما نوآمدگانی اند که گذشته را سرشار از رمز و راز می یابند. رمز و رازی که آنچنان آنرا مغشوش و پرتناقض می بینند که درک و فهم آنرا از محدوده ی ذهن نواندیش آنان فراتر می برد؛ و گاه حسادت آنان را برانگیزد. هرچه باشد از حسی خوشایند برخوردار است. حسی که کتاب را از گرما و صمیمیتی خاص آکنده است. در پایان یادآوری دو مطلب می ماند که این تلاش نیز مانند هر تلاش دیگر از کاستی به دور نبوده و نمی تواند باشد. کاستی هایی که پرداختن به آن مجالی دیگر می طلبد تا تمامی صفحات کتاب، به دقت و یک به یک مطالعه شده و صحت و سقم آن مورد درنگ قرار گیرد تا لغزش ها خود را بیشتر و بهتر بنمایانند؛ و دیگر تحسین و قدردانی از برای پژوهشگاه فرهنگ و معارف، که پژوهش و انتشار این اثر ارجمند را در شرایطی که به آن اشاره شد میسر ساخته است. باشد که این بار برخلاف سنت رایج، تلاش های خود انگیخته ای از این دست بماند و بپاید؛ و این پژوهشگاه همچنان بر پژوهشای پردامنه ای از این دست اهتمام ورزد؛ تا دستاورد های این خیزش اجتماعی، بهتر و بیشتر گردآوری، ثبت و ضبط شود تا آیندگان بهتر ما را و دوران ما را داوری کنند.
مشخصات کتاب
هنر در گرماگرم انقلاب (1359 – 1357) نویسنده: مجید جعفری لاهیجانی دو جلد، 833 صفحه، مصور، قطع رحلی ناشر: پژوهشگاه فرهنگ و معارف، تهران تاریخ نشر: پاییز 1388 1 - سرنوشت نامعلوم هزاران فیلمی که به عنوان اسنادانقلاب اسلامی،خاطرات و لحظات خونبار این مملکت را در خود ثبت کرده بودند و عمدتاً به سیمای جمهوری اسلامی ایران تحویل شدند خود مؤید این حقیقت است. 2 - مانند یادنامه ها یا کتابچه هایی که جشنواره ها، و هماندیشی ها . غیره منتشر می کنند. |
|
|