13 مرداد 1389

شیوه ی شاغلام

 

درنگی بر فیلم شیوه ی شاغلام ساخته ی امید عبداللهی

 

همایون امامی

 

 

امید عبداللهی از فیلمسازانی جوان شیرازی است که رویکرد قالب خود را به مستندسازی نشان داده است. پیشتر از او فیلمهای کوتاهی چون روزی که فارسی داشتیم(1380)، مرثیه ی آخرین درختان ایستاده(1381)، مارمولک علیه گودزیلا(1382)، بادی که می وزد(1385)، میان دو خواب(1387) را دیده بودیم که در آنها تنها فیلمهای مرثیه ی آخرین درختان ایستاده و مارمولک علیه گودزیلا به شیوه ی مستند ساخته شده بودند. آثاری با ارزش های نسبی فردی که می کوشید مهارت هایش را در سینما، با استفاده از آموخته های سینمای جوانی  و به اتکای تجربه گرایی های شخصی اش ارتقاء دهد.  شیوه ی شاغلام(1388) که آخرین ساخته ی امید تلقی می شود نشان از توفیقی جدی در این میان دارد. و دقیق تر اگر گفته باشم، نشان از یک جهش.

شیوه ی شاغلام فیلمی شخصیت نگار است که به زندگی غلام پیروانی سرمربی تیم ملی جوانان ایران می پردازد. پیروانی که  فردی مذهبی است؛ بنا به سنتی دیرپائ و خانوادگی، از همان ایام کودکی با شرکت در دسته جات مذهبی، کوشیده است در ایام سوگواری محرم، به عنوان مداح اهل بیت و نوحه خوان حضوری فعال داشته باشد. ما در فیلم شاهد آن هستیم که چگونه این گرایش بر بستری از تفکری مذهبی، در حرفه ی مربی گری او نمودی چشم گیر می یابد. به نحوی که شیوه ی مربی گری او را تمایز می بخشد. به عنوان نمونه او در منزل یک طوطی دارد که به او اسامی ائمه و بخصوص امام حسین و یارانش را آموخته تا در برابر دوربین و یا در حضور مهمانان با بیان آنها هنرنمایی کند. و یا در هنگام بازی، وقتی تیمش به مصافی دشوار رفته است، او در کنار زمین، به موازات راهنمایی های مربیانه اش، آنطور که خود می گوید برای پیروزی تیمش، با تسبیح صلوات می فرستد؛ و یا اعضاء تیمش را تشویق می کند تا در مراسم نوحه خوانی برای امام حسین، حضور فعالی داشته باشند. با چنین رویکردی که شیوه ی مربی گری پیروانی را تشخص می بخشد عجیب نیست اگر عبداللهی برای فیلمش عنوانی چون شیوه ی شاغلام برگزیده باشد.

از ویژگی های فیلم عبداللهی حضور کمرنگ او در فیلم است. او بدون دخالتی آشکار در فیلم، یا تأکید بر موضوعی خاص و یا نوعی داوری رخداد برابر فیلم، کوشیده است با نفوذ به لایه های درونی تر شخصیت پیروانی، او را بهتر بشناساند چنین رویکردی ما را وامی دارد تا سلامت نگاه او را در مواجهه با واقعیت بپذیریم؛ و در برابر رویکرد طنزآمیز پاره ای لحظات فیلم، نشان از نوعی جانبداری هزل آمیز را منتفی بدانیم. از سوی دیگر عبداللهی را در این میان بی تفاوت نیز نمی یابیم. او در تدوین، چنان صحنه های فیلمش را در کنار هم نهاده است؛ که مخاطب می پذیرد طنز و هزل فیلم – در صحنه ی خوردن نهار که به شیوه فیلمهای زورخانه ای با صدای ضرب مرشد همراه است.- عبداللهی در عین برخورداری از نوعی ارزیابی انتقادی نسبت به پیروانی، در برقراری نوعی تعادل و موازنه بین مستند گرایی و اخلاق مستند سازی به توفیقی دست می یابد که به مخاطب اطمینان می بخشد قصدی از پیش تعیین شده در تخریب شخصیت در کار نبوده است.

فیلم به عنوان الگوی موفقی از یک فیلم شخصیت نگار پرتره، ابعاد مختلف پیروانی را به نمایش می گذارد: در ابتدای فیلم وقتی پیروانی، از برگزاری یک جلسه سوگواری فراغت می یابد در برابر تقاضای برداشتن عکس یادگاری با یکی دوتن از علاقمندانش باتواضع و فروتنی می پذیرد؛ در برخورد با زندگی درونیش رابطه با خدمتکار و مباشرش و بررسی هزینه های انجام شده و حساب کشی ها و بذل و بخشش در دادن انعامی که به خوشحالی طرف مقابل می انجام؛ همه و همه نشان از این تنوع ابعاد دارد. از جمله حضور پدرانه او در برخورد با اعضاء تیم، وقتی به نصیحت آنان می پردازد:

« اگه خدایی باشی تو این تیم، خیلی خوبه؛ موفق هم میشی، خدایی بودن چیه؟ میری بزرگ میشی، بزرگی هم لوطی گری می خواد، منش می خواد، پهلونی می خواد، که همه ی شما الحمدالله دارید.»

و گاه که راهنمایی هایش نشانی از تهدید به خود می گیرد:

« [ اگه خواسته باشید] نظم تیم را بهم بزنید، خدا را گواه می گیرم که می نشونمتون.به هر اسمو رسمی که باشید.»

و جایی که بازیکن متخلفی را مورد عتاب قرار می دهد:

« غلط کردی! باید پاس می دادی، او درست گفت. باید بگی چشم! به هرکدومشون. ...... یه دفعه دیگه ...... »  

پیروانی در لابلای صحبت هایش نگاهی نیز به گذشته ی خود می اندازد، دوران کودکی و حضور در دسته جات عزاداری و این که حالا پس از مرگ پدر، خود بر جایگاه او در مدیریت تکیه، تکیه زده است. تداوم این سنت رادر یکی از صحنه های فیلم بخوبی می بینیم. صحنه ای که در آن پسر نوجوان پیروانی در حضور او قرآن تلاوت می کند.

فیلم در مورد نمایش روابط خانوادگی پیروانی ساکت است. دلیل روشن آن می تواند به اعتقادات سنتی ومذهبی پیروانی باز گردد. بنابراین در لحظ تی که او رادر خلوت منزل به نمایش می گذارد، حضور همسر و یا فرزندانش دیده نمی شود.

جدای از معرفی شخصیتی چون غلامحسین پیروانی که در فوتبال ایران چهره ی آشنایی است؛ می بایست از شیوه ی شاغلام به عنوان فیلم مستندی یاد کرد که مدیریت یک دوره از فوتبال ما رادر خود قاب کرده است. عبداللهی باید جدی گرفته شود. این را قوت نگاه و مهارتش در مستندسازی می گوید.        

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]