13 آذر 1389

درنگی بر فیلم یادداشت های یک مسافر، ساخته بابک بهداد

 

مستندی ماندگار

 

همایون امامی

 

بابک بهداد دانش آموخته ی سینماست و فارغ التحصیل دانشکده سوره تهران. از او فیلم نخل روز دهم را دیده بودیم که کوششی بود در افکندن نگاهی نو به واقعه ی عاشورا و فیلم های دیگری چون درخانه پدربزرگ، کویرلوت، ارگ بم، نخل روز دهم، دستها و نجواها و حالا یادداشت های یک مسافر. فیلمی خوش ساخت که همچنان نگاه سنجیده و حسی بابک به موضوع را، در خود قاب کرده است. فیلم نگاهی انتقادی است به بحث ایرانگردی و ظرفیت های بالای اقتصادی آن، و تحسری که چرا از این ثروت ملی که می توان از آن به عنوان هماورد و  جایگزین اقتصادی مناسبی برای نفت یاد کرد، آنطور که باید و شاید سود جسته نمی شود.

فیلم به گونه ی مستند داستانی تعلق دارد و صحنه های فیلم، با خط کمرنگی از داستان پیش می روند. به این صورت که با گزینش شخصیتی که به حرفه ی راهنمای ایرانگردان اشتغال دارد؛ روند پیشرفت فیلم طراحی و بنا شده است. او که طبق حرفه اش راهنمایی گردشگران مختلف ایرانی و خارجی است؛ در سفرهای متعددی آنها را به نقاط مختلف ایران راهنمایی می کند؛ ما را نیز به همسفری پذیرفته و در تجربه های ریز و درشتش سهیم می کند.

فیلم از تالاب میانکاله[1] آغاز شده و در یزد به پایان می رسد. گزینش خط داستانی کمرنگی که بخوبی و به صورتی یک نواخت، فیلم را به پیش می راند؛ و روایتی که به صیغه ی اول شخص مفرد نگاشته شده و در تناسبی مثال زدنی با ساختار فیلم قرار دارد؛ از نکات ارزشی چشمگیر فیلم محسوب می شوند:

«شب آتیشی روشن کردیم و کلی با هم گپ زدیم.بعدش هم سازی و آوازی. چه آرامشی! چه صفایی! جاتون واقعاً خالی.اصلاً نفس سفر به همین لحظه های آشنایی و دوستیش خوشه. به همین کنار هم بودن ها. شاید واسه همینه که 30% کل درآمد گردشگری دنیا از راه طبیعت گردی و بوم گردیه.»

گاه روایت به لحنی طنز آلود نزدیک می شود:

«صبح زود بلند شدیم که طلوع آفتاب کویر و ببینیم؛ ولی انگار شترها از ما سحرخیز تر بودند.»

مصاحبه همانطور که در قالب فیلمهای مستند کارکردی ویژه می یابد در این فیلم نیز بکار گرفته می شود؛ کاربردی ظریف و پنهان که در سازگاری کامل با منطق نمایشی فیلم قرار گرفته و دریچه ی دیگری بر روایت فیلم می گشاید.بابک در کاربرد مصاحبه ها علاوه بر تلاش جهت کاهش میزان آنها کوشیده است طوری این پازل ها را در جای خود و در کنار قطعات دیگر فیلم بنشاند که نگاه روبه دوربین و مستقیم مصاحبه شونده تناسب رویکرد غیرمستقیم فیلم را خدشه دار نسازد. در این رابطه تنها یکی دو مورد استثناء دیده می شوند که این قاعده را برنتابیده و ذمختی خاصی را با خود به فیلم راه می دهند. به عنوان نمونه می توان به مصاحبه ی مرد بچه به بغلی اشاره کرد که همراه مصاحبه بعدی، در فصل جندق، روال قبلی را با محرومیت از زمینه چینی های نمایشی نادیده می گیرد.

از موسیقی نیز به گونه ای دوگانه و ظریف سود جسته شده است. نخست نوعی از موسیقی که در تقویت حال و هوای حسی فیلم به گونه کاملاً مؤثری عمل کرده و در عین حال فضاسازی فیلم را با توفیقی چشم گیر روبرو می سازد. این نوع موسیقی برآمده از آوازهای مسافرانی است که در اتوبوس و یا شباهنگام و کنار شعله های آتش خوانده می شود. ترانه های خاطره انگیزی چون بهار دلنشین بنان و یا ترانه محلی قدیمی می خوام برم کوه و غیره نمونه های موفقی از این نوع به شمار می روند.

کاربرد موسیقی به عنوان موسیقی متن، نیز نوع دیگری از موسیقی است، که به سهم خود در توفیق فیلم مؤثر افتاده است.

صرفنظر از ساختار سنجیده ومحکم فیلم که در هاله ای از حس و حال خود را به چشم می کشد؛ می بایست از نگاه انتقادی فیلم نیز یاد کرد که اگرچه با ارائه ی آمار های متعدد آمیخته است؛ لیکن بستر نمایشی فیلم و نحوه ی ظریف طرح آن، مانع از نفوذ این خشکی به فیلم شده است.  چنین رویکردی، فیلم را بواسطه ی برخورداری اش از تفسیری که سازو کار نمایشی فیلم آنرا هز هرنظر شایسته ی اطلاق مستند می سازد؛ در جایگاهی قرار می دهد که خاطره اش را تا دیرهنگام در ذهن مخاطب باقی می گذارد. و کلام آخر این که بابک بهداد، فرحناز شریفی، پژمان مظاهری پور فرناز جمشیدی مقدم مستند سازان توانمند نسلی هستند که اگر چه پیشینه ی چندانی ندارند؛ لیکن با کارهایشان، امید های بسیاری برانگیخته اند. باشد که بیالند و سیمای غرورآفرین مستندسازی این دیار را سالها بعد در زیبا و شایسته ترین شکل خود ترسیم کنند.


[1]  - تالاب میانکاله واقع در شبه جزیره میانکاله, در منتهی الیه جنوب شرقی دریای خزر، و در 12 کیلومتری شمال بهشر در استان مازندرانواقع شده است.

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]