9 تير 1389

درباره فیلم جای خالی آقا یا خانم ب ساخته فیما امامی و رضا دریانوش

 

شرارت شیطانی دیجیتال علیه جهان کهنه

 

احمد میراحسان

یادم می‌آید مدت‌ها پیش در گیرودار روزهایی پرازدحام فیلم فیما امامی و رضا دریانوش را دیدم و از آن لذّت بردم و برای نوشتن یک بررسی جامع درباره آن طی بازبینی مفصلاً یادداشت برداشتم و ... امّا یادداشت‌هایم در گیرودار آن روزها با باد رفت، بر باد رفت و اصلاً از یاد بردم که چرا آن یادداشت‌ها را برداشته‌ام تا اینکه روبرت زنگ زد و .... حالا یادداشتی که می‌نویسم صرفاً زاویه دیدی خاص را در بر می‌گیرد تا جای آن نقد را نگیرد. این زاویه دید همان نکته مورد علاقه من است که سال‌هاست درباره‌اش می‌نویسم: تکنولوژی دیجیتال منجر به تحول در سبک فیلم مستند به سود مکاشفه زنده‌تر روابط انسانی و حتی نزدیک شدن به شخصیت و مناسبات درونی‌تر اجتماعی می‌شود. فیلم آقا و خانم ب ... یکی از مناسب‌ترین آثاری است که این رخداد را به نمایش می‌گذارد.

مایکل بیکر درباره نقش تکنولوژی جدید که منجر به پیشرفت در شکل مستند شده یادآوری می‌کند: “در دهه پنجاه زمانی که دوربین‌های گت و گنده و دستگاه‌های ضبط صدای بدقواره و پرمصرف تنها وسائل موجود بودند، سینمای مستند نیز مقید به همین محدودیت‌های دست‌وپا گیر بود ..... عمیقاً احساس کنید. حتی در اثر برجسته جنینگز آتش‌سوزی‌ها شروع می‌شوند (1943) که پرداختی آگاهانه دارد تماشاگر پس از صحنه‌های گفت‌وگو ناچار است به خود یادآوری کند تصاویری که از ساختمان‌های شعله‌ور لندن در روزهای جنگ می‌بیند، واقعی هستند!

حرف بیکر آن است که در فیلم‌های آن دوره زندگی و رویدادهای آن به ندرت در لحظه وقوع ضبط می‌شد. امّا پیشرفت تکنولوژی شرایط را تغییر داد. یکی از این پیشرفت‌ها ابداع روش‌های مغناطیسی ضبط صدا بود توسط دستگاه نسبتاً کوچک منقولی و دیگری دوربین مجهز به صداخفه‌کن اکلر بود. در واقع حرکت فیلم در داخل دوربین صدای بسیار کمی تولید می‌کردکه با آن می‌شد با دوربین روی دست صدابرداری همزمان نیز انجام داد. فیلم‌دان این دوربین (محفظه قرار گرفتن حلقه فیلم خام) به گونه‌ای طراحی شده بود که هم پر کردن فیلم به سرعت انجام می‌شد و هم تعویض آن در چند ثانیه ممکن بود. ابداع بعدی کار گروه ریکی لیکاک و رابرت درو در شرکت تایم نیویورک بود. آنها مشکل کابل رابط دوربین و دستگاه ضبط صورت را که بسیار دست‌وپاگیر بود حل کردند.

نکته شیرین در ارتباط با فیلم امامی آن است که تک تک تحولات تکنولوژیک تا پیدایش دوربین دیجیتالی که جای خالی خانم یا آقای ب با آن گرفته شده، اثرش را در زنده از آب درآمدن فیلم، در نزدیکی سازندگان به سوژه، در ایجاد یک فضای طبیعی بی‌واسطه و حتی پوشش دادن به مداخلات فیلمساز برای پیشرفت ماجرا، به جا نهاده و قابل اشاره است. ابداع‌هایی که طی دهه شصت اشکال فیلمبرداری در محل واقعی را دگرگون کردند و سینمای بی‌واسطه (بدون مداخله کارگردان) و سینما-وریته (با مداخله کارگردان) را به عنوان دو روش متکی بر خودانگیختگی رویداد و رها کردن فیلمنامه و تاثیری که اینها در اختراع دوربین‌های مناسب‌تر داشتند (سبک منجر به اختراع تکنولوژی تازه‌تر و تکنولوژی جدید منجر به تحولات ساختاری جدید شد)، همه و همه در متن فیلم امامی و دریانوش مستتر است و ما با رجوع به صحنه‌های آن و توصیف و تجزیه و تحلیل کنش درون نما و سکانس، وجوه دیداری و شنیداری، می‌توانیم چون یک کلاس درس به این ابداعات توجه کنیم و تاثیرهای دوسویه یادشده را پی‌گیری نماییم.

تحرک دوربین و امکانات ضبط دیجیتالی دو امکان به کارگردان داد:

یک: ضبط بی‌واسطه واکنش‌های مرد و زن، چیزی که نوعی خلوص به فیلم داده است. لحظه‌هایی که زن با تردید، ترس و هیجان روبه‌رو می‌شود. طرح مسئله طلاق دادن روبه‌روی دوربین تاثیر آنی روی زن دارد. اعلان خبر حامله شدن زن در درمانگاه زن را تا سرحد جنون هیجان‌زده می‌کند و ناب‌ترین عکس‌العمل‌های طبیعی انسان در برابر وقوع خبر تحقق رویاهایش را ثبت کرده است و ... از این لحظه‌ها در فیلم کم نیست. در واقعی فیلم سرشار از مثال‌های متعددی است در زمینه امکانات فیلمبرداری با دوربین دیجیتال.

این درست است که دوربین در اینجا پنهان نیست (این تمایز فیلمسازی دیجیتال با سینمای بی‌واسطه است) امّا آشنا شدن و محرم شدن با دوربین این نکته را جبران کرده است. وجود دوربین در اینجا مانع خودانگیختگی و روشنی واکنش‌های طبیعی نگشته، زیرا دوربین دیجیتال اساساً با دوربین پردردسر آنالوگ که مدام خود را به نمایش می‌گذارد متفاوت است و تدارکات دست‌وپاگیر و پردنگ و فنگ را از سر راه برداشته است. و در این فیلم این تاثیر بر سبک و رخدادهای مستند کاملاً آشکار است.

دو: امکان دیگری که دوربین دیجیتال برای فیلم جای خالی خانم یا آقای ب فراهم آورده پوشش دادن به ایجاد شرایط مناسب برای عریان کردن حقیقت است. یعنی می‌توان گفت این فیلم از نظر ساختار دو سبک و نگرش کاملاً متفاوت آمریکایی و اروپایی مستندسازی مدرن را در هم آمیخته است. سبک سینمای مستقیم در زادگاهش با سینما- وریته متفاوت بوده است. یک جا تا حد پنهان سازی دوربین به رویداد خالص اهمیت داده می‌شده و جای دیگر (در سینما - وریته) ایجاد شرایط مصنوعی برای ظهور حقایق پنهان روابط انسانی اصل بوده است. حال در این فیلم، از برکت حضور دوربین دیجیتال، با یک سبک ترکیبی روبه‌رو هستیم، یعنی هم با فضاهایی برخاسته از نگرش سینمای بی‌واسطه و ضبط مستقیم روابط و رخدادهای مستند مواجهیم و هم می‌توانیم مشاهده کنیم که کارگردان از پیش شرایطی چیده که رفتار حقیقی شوهر نسبت به زن و عکس‌العمل‌های زن را ضبط کند.

در این فیلم تاثیر تکنولوژی دیجیتال در ایجاد یک شکل پیشرفته نفوذ در مناسبات زندگی روزمره با مهارت فیما امامی و رضا دریانوش ممکن گردیده است. فیلم سند و گواه ضرورت تغییر یک فرهنگ کهنه ستمگرانه مردانه است و ربطی به فمینیسم ندارد. به حقوق انسانی ربط دارد؛ حقوق انسانی زنان در برابر تعدی و خودسری و خودخواهی سنتی مردان! به ویژه در اقشار عقب‌مانده و کم‌سواد جامعه‌ای در حال گذار.

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]