8 بهمن 1389

نگاهی به فیلم سبز و سفید و سرخ ساخته محمد رضا هاشمیان

 

فتح پرچم

 

امیرحسین بهبهانی

 

فیلم مستند سبز و سفید و سرخ ساخته محمد رضا هاشمیان روایتی است از سیر تحول رنگ و سمبل پرچم ایران که  در سینما سپیده اکران شده است.

همان طور که در فیلم گفته می شود، پرچم کارایی‌های بسیاری دارد. و بنا به اینکه کجا و در چه مراسمی برافراشته شود معانی متفاوتی با خودش می آورد. پرچم در جنگ، پرچم در میتینگ‌ها، پرچم در سردر سفارتخانه ها. پرچم همیشه جلوتر از همه وارد مکان می شود. پرچم نمادی است از قدرت، صلح، جنگ. نمادی  است از یک کشور، یک منطقه و خیلی چیزهای دیگر.  

کارگردان تغییرات رنگ و سمبل پرچم را از ایران باستان  تا به امروز دنبال می کند. اما این تحولات تا قبل از مشروطه و قانونی شدن رنگ پرچم، هیچگاه یکسان نبوده است و شاهان بنا به سلیقه ای که داشتند هر رنگ و شمایلی به آن پرچم می دادند تا نمادی از قدرت آنان باشد. و فتح پرچم یک شاه، یعنی فتح قدرت او.

اما متاسفانه کارگردان  عنان ماجرا از دستش خارج  می شود و به مانند کسی که هذیان می گوید از مطلبی به مطلبی دیگر می‌رود. او در اکثر اوقات فراموش می‌کند که موضوع اصلی فیلم همانا تغییر رنگ و سمبل پرچم است. بیشترِ وقتِ فیلم به روایت  تاریخ و به  قدرت رسیدن شاهان می گذرد. اما حتی در گزینش تاریخ نیز فقط به دوران‌های پر قدرت ایران اشاره می‌کند. و با از دست رفتن پرچم ایرانیان در جنگ قادسیه و افتادن آن به دست اعراب و نزول قدرت ایران، دیگر کارگردان به تحول رنگ پرچم ایران هیچ اشاره‌ای نمی کند و از روی دوره ای تقریبا هزار ساله بدون هیچ تحلیلی می گذرد تا به دوران صفوی می رسد. با بوجود آمدن پادشاهی صفوی و به قدرت رسیدن مجدد ایران کارگردان سعی دارد دوباره سیر تغییر پرچم ایران را نشان دهد. البته در آخر اشاره‌ای به عوض شدن رنگ پرچم جمهوری اسلامی می کند که رنگ سبز آن در بعضی موارد به رنگ آبی در آمده بود. که البته این مورد هم جای تامل دارد.   

اما یکی دیگر از ایراداتی که به  این فیلم می توان گرفت استفاده از فیلم‌های داستانی در فیلم مستند است. فیلم مستند بر اساس مستندات شکل می‌گیرد. اما در فیلم داستانی، طراحی صحنه و لباس و دکور از تخیل طراحان آن  شکل می‌گیرد. و استفاده از فیلم سینمایی در فیلم مستند کاری است کاملا اشتباه و ارزش فیلم را پایین می‌آورد.

گفتار فیلم در بعضی از دقایق از بی‌طرفی خارج می شود و  لحنی متلک وار نسبت به موضوع یا شخصی می گیرد تا بلکه بتواند از این طریق لبخندی بر لب تماشاگر بیاورد. مثالی از فیلم که عکسی از ناصرالدین شاه که در حال اصلاح سبیلش است و با گفتار این گونه همراه است: "وقت خود را به اصلاح امور می پرداخت"  فارق از اینکه او شاهی خوب یا بد بوده چه لزومی دارد متلک وار به شخصی که اصلا موضوع فیلم نیست در فیلم مستند این گونه اشاره شود. اما در جایی از فیلم به ماجرایی اشاره می کند و در آن گفته می شود در دوران صفوی نقش شیر برروی پرچم به صورت یک اصل در می‌آید ولی  یکی از شاهان صفوی  چون در سال گوسفند به دنیا آمده بود دستور می‌دهد که شیر را برداشته و عکس گوسفند را جای آن بگذارند. روایت این ماجرا علاوه بر مستند بودن، خنده را به لب تماشاگر می‌آورد.

  مطالبی تحلیلی در مورد رنگ پرچم و سمبل آن و تغییر سمبل پرچم در قدیم  لابه لای  روایت تاریخ گم می شود. در مورد شکل گیری پرچم حال حاضر نیز کارگردان به جای مصاحبه با طراح آرم جمهوری اسلامی با اولین تولید کننده پرچم مصاحبه می کند و ما دلایل سیاسی و اجتماعی این تغییر را نه از زبان سیاستمداران آن زمان و نه از طراح آن نمی شنویم.

تحقیق فیلم یکی از نقاط قوت فیلم بود که نشان از حساسیت زیاد کارگردان داشت که متاسفانه کارگردان نتوانسته بود از این تحقیق در فیلم استفاده مناسب کند. و در مورد تدوین نیز این اتفاق افتاده بود. گرچه فیلم ریتم خوبی داشت و استفاده های خوبی از فیلم‌های آرشیوی شده بود، اما تدوین فیلم می توانست با حذف خیلی از سکانسها، فیلم را از هذیان گویی و از این شاخه به آن شاخه پریدن‌های کارگردان کم کند و در راستای بهتر جلوه دادن فکر اصلی فیلم کمک کند، اما این اتفاق نیافتاده بود. استفاده از انیمیشنهای دو بعدی و سه بعدی از نقاط قوت فیلم بود.    

در مجموع فیلم به جای روایت رنگ و سمبل روی پرچم و چگونگی به وجود آمدن آن، به تاریخ و به مسائل حاشیه‌ای پرچم و فتح پرچم شاهان توسط یکدیگر، می پرداخت.

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]