5 آبان 1388

بربساطی که بساطی نیست....؟!

  سحر سلحشور

این روزها که می گذرد، متاسفانه شاهد فضای غبارآلودی در بین مستند سازان هستیم ، که همواره در طی سالیان گذشته با عنوانهای صنف برتر خانه سینما و صنف شریف  خوانده میشد و نمیشود  کتمان کرد که اعضای این صنف با عواید مالی محدود حرفه ای ، پا به این عرصه نهاده اند چرا که دغدغه های والای فرهنگی شان آنان را به راه مستندسازی کشانده است. اما چرا در این سه چهار واکنش مستندسازان در چند ماه اخیر، بیانیه تحریم سینما- حقیقت اینقدر مناقشه برانگیز شد؟

سینما حقیقت در دوره های پیشین خود توانست به رغم وابستگی های دولتی اش که بر هیچکدام از ما پوشیده نیست، پا را فراتر از ممیزی تلویزیون و ارشاد بگذارد و آثاری هرچند محدود از سینمای مستقل مستند به نمایش بگذارد. این حرکتی بود که از سمت مدیریت  مرکز گسترش شروع شده بود و میتوانست با پشتیبانی و پایمردی مستند سازان به حرکتی رو به پیشرفت ودر جهت حذف هر چه بیشتر ممیزی تبدیل شود .اما بخشی از دوستان مستندساز بر خود لازم دیدند ، در شرایطی که حق حرفه ای آنها مبنی بر ساخت ونمایش بدون ممیزی آثارشان  گرفته میشود و امنیت لازم را برای انجام حرفه شان ندارند، به گونه ای اعتراض مدنی خود را در غالب بیانیه تحریم "سینما حقیقت" ابراز کنند. اما با تحریم  و واگذاری جشنواره "سینما حقیقت"، سنگری که می توانست از آن ما باشد، آینده اش به خطر افتاد. با توضیحاتی که این روزها از طرف امضا کنندگان حقیقی این بیانیه داده شده متوجه شده ام که آنها مخالفتی با جشنواره یا نهاد برگزار کننده آن نداشته اند اما این واکنش آنها چه بخواهیم چه نخواهیم ،آثار سوء خود را بر این جشنواره تحمیل کرد و در آینده نیز خواهد کرد. چنانکه از میان آثار پذیرفته شده در این دوره شاهد نمایش تعداد بسیار کم آثار مستقل سینمای مستند واز آن میان باز هم کمتر آثار مستند اجتماعی با تهیه کننده مستقل یعنی آنچه نمیتوانیم از تلویزیون ببینیم،بودیم . غیر شفاف عمل کردن در معرفی هیئت انتخاب به صورتیکه  هیچکس تا روز اول برگزاری جشنواره از اسامی آنان با خبر نشد. پوستری خاص برای جشنواره طراحی نشد و لوگوی جشنواره جای پوستر را گرفت. حذف بخش مسابقه بین الملل وپایین آمدن  اقبال تماشاگران به این جشنواره که صدمه اش به فرهنگ جامعه بسیار مهلک تر از آسیب آن به جشنواره وسینمای مستند است. بسیاری از این افرادی که تحریم کردند میتوانستند در هیئت های انتخاب یا داوری حضور داشته باشند و سلیقه خود را اعمال کنند واز سپردن کار به انسانهای نامرتبط به فضای مستند جلوگیری کنند.بسیاری از آنها میتوانستند با نشان دادن فیلمهایشان چرخه فیلمسازی را با نمایش آثارشان کامل  و رسالت فرهنگی شان را انجام دهند.من و فکر می کنم بسیاری شبیه به من که میتوانیم مصداق بیانیه باشیم، کاملا با اعتراض آنهایی که امضا کردند و بر سر حرفشان ایستادند همسوئی خود را اعلام می کنیم اما اینکه جشنواره سینما حقیقت را دستاویز اعتراض قرار دهیم،مخالفیم.چرا که معتقدیم باید بسازیم و بالاتر برویم نه اینکه ناچیزی که داریم را در معرض نابودی قرار دهیم.همانطور که تجربه نشان داده است تحریم و جا خالی دادن، دردی را دوا نمی کند، بلکه ایستاده بر داشته ها و طلب حق کردن و بیشتر خواستن، تغییر ایجاد می کند.

اما دو گروه دیگر نیز در بین مستند سازان بودند: یکی آنها که امضا کردند و امضایشان را پس گرفتند،که دنیا و آخرتش پای خودشان و دیگری آنها که امضا نکردند .هر کدام از ما دلایلی داشتیم و بر اساس آن واکنشی. آنچنان که دموکراسی حکم می کند هر کدام از ما حق این را دارد که بین این گزینه ها انتخاب کند.اما فضا آنجا غبارآلود می شود که هر گروهی به دیگری تهمت منفعت طلبی شخصی، خصومت شخصی، خریده شدن توسط نهادی و.....بزند و یا طیفی در این میانه معتقد باشد که تنها اوست که درست و بجا  عمل کرده و خارج از دایره یکسر گناهکار و بی مایه اند. آنچه دلم را به درد آورد و مرا وادار به نوشتن کرد، نه مخالفت اعضا بر سر این موضوع بلکه دیدن جملاتی توهین آمیز در یادداشتهای هر دو طرف بود. به جای اینکه بر سر گرفتن حقوق حقه حرفه ای مان متحد شویم و مسئولان امر را قانع کنیم که نه تنها مخل امنیت نیستیم ، بلکه رسالتمان ثبت وضبط زندگی امروز مردم جامعه مان است، در گیر و دار جزئیات حتی به یکدیگر تهمت می زنیم و فضای غیر شفاف تر از آن چیزی پدید می آوریم که به آن اعتراض داریم و می خواهیم این گونه نباشد که هست.

می دانم که این را همه می دانیم اما میخواهم به عنوان عضوی کوچک از این خانواده بزرگ و شریف  تکرار کنم که هر چند با هم اختلاف داریم اما میتوانیم به یکدیگر احترام بگذاریم وآنچه را که در جامعه خواهانش هستیم که همانا دموکراسی است ، در صنف گرانقدرمان انجمن مستندسازان خانه سینما جامه عمل بپوشانیم.

29 مهرماه 1388

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]