|
30 دی 1388 تصویربرداری از خیابانها و فیلمسازی درباره شرایط ملتهب جامعه
پاسخ به وجوه اشتراک چند پاسخ به نوشته "چه کسانی از رویدادهای خیابانی فیلم میگیرند؟"
روبرت صافاریان
در پاسخ مقاله "چه کسانی از رویدادهای خیابانی فیلم میگیرند؟" چهار پاسخ نوشته شده است که فارغ از مسائل متفاوتی که در آنها مطرح شده است همه در یک نکته متفقالقولند، اینکه من مستندسازان را از تصویربرداری از رویدادهای خیابانی منع کردهام و گفتهام آنها حق ندارند از رویدادهای خیابانها فیلم بگیرند. پرویز جاهد نوشته: "آيا میتوان با استفاده از تئوری های سينمای مستند، سينماگران مستند را از ثبت رويدادهای اجتماعی و سياسی پيرامونشان برحذر داشت يا برای آنها محدوده خاص و معينی تعيين کرد؟" عنوان فرعی نوشته پیروز کلانتری هست: "پاسخ به نوشته روبرت صافاریان درباره صاحبان حقّ ثبت رویدادهای تاریخی". سعید محصصی نوشته: "دربارهی اینکه چرا جدای از خبرنگاران دوربینبهدست، خود مستندسازان هم در چنین احوالی باید حق داشته باشند دوربینهای خود را به خیابان ــ اما نه تنها به خیابانــ بیاورند، پیروز کلانتری و پرویز جاهد به میزان کافی سخن گفتهاند". و احمد میراحسان میپرسد: "وقتی تکنولوژی دیجیتال به هر فرد شرکت کننده در یک بیان آرا معترضانه حق ثبت تصویر عمل و اقدام شهروندی اش را می دهد چگونه ما حق داریم مستند ساز را محروم از این تجربه نو کنیم؟!" امّا نکته این است که در نوشته من کلمهای درباره حق مستندسازان یا کس دیگری درباره تصویر گرفتن از رویدادهای خیابانی وجود ندارد. در آن مقاله گفته شده است که به عنوان یک فاکت چنین است که کار تصویربرداری از رویدادهای خیابانی را تصویربرداران رسانهها میکنند، نه اینکه برای کسی حق تعریف کنم. مقاله خود را دوباره میخوانم تا ببینم چه نوشتهام که موجب این سوء تفاهم شده است. شاید این تکه از مقاله: "ثبت رویدادهای تاریخی همان طور که گفتم کار خبرنگاران دوربین به دست رسانههاست نه مستندساز به طور اعم. اینها دو حرفه جداگانه هستند که ممکن است در جاهایی همپوشانی داشته باشند و بدون تردید به هم مربوطند، امّا هر کس که فیلم مستند ساخته باشد لزوماً در جرگه آن خبرنگاران جان بر کف دوربین به دوش در نمیآید". عبارت "ثبت رویدادهای خیابانی کار مستندساز به طور اعم نیست" را میتوان چنین تعبیر کرد که منظور این است که آنها حق ندارند در این کار دخالت کنند. امّا به گمانم ادامه نوشته روشن میکند که بحث حق نیست، بلکه صحبتِ دو کار جداست که به هم مربوطند. مستندساز میتواند تصویربرداری از رویدادهای خیابانی را هم بکند، امّا در هنگام انجام این کار در مقام تصویربردار این کار را میکند. یا برعکس تصویربرداری که از رویدادهای خیابانی فیلم میگیرد میتواند به جای سپردن تکه فیلمهایش به یک کارگردان مستندساز خود فیلم مستند بسازد و از ماده خامی که در دست دارد در آن فیلم استفاده کند. به عنوان فاکت بیشتر اوقات در فیلمهای مستندی که از رویدادهای سیاسی بزرگ ساخته شده بخش تصویرهای تظاهرات و جنگ و درگیری خیابانی و ... کارِ خود مستندساز یا حتی تیم مستندسازی نیست. در میان ما هم این طور نبوده است. در یک کلام، حرف من این نیست که مستندسازان حق ندارند از رویدادهای خیابانی فیلم بگیرند، بلکه این است که مستندسازان از رویدادهای خیابانی فیلم نمیگیرند. به طور کلی در یک پراتیک حرفهای در دنیا چنین است و در میان ما هم در واقعیت همین طور است. بحثِ فاکت است، میتوان درباره درستی و نادرستی این فاکت سخن گفت، امّا تعیین حق و منع و از این حرفها، ابداً. از سوی دیگر به نکته دیگری که نوشته من با آن شروع شده است هیچ یک از دوستان توجهی نکرده و پاسخی نداده است. این که: "ارائه تصویری از جامعه ملتهب امروزی فارغ از تصویربرداری از تظاهرات خیابانی یا با استفاده از ماتریالی که در این زمینه از رسانهها پخش شده است نیز ممکن است. تنها به عنوان یک نمونه اشاره میکنم به فیلم مستند کیارستمی به نام “قضیه: شکل اول، شکل دوم” که یکی از سندهای مهمی است که درون جامعه ایرانی را در یکی از ملتهبترین دوران خود نشان میدهد بدون اینکه هیچ تصویری از آنچه در خیابانها روی میداد در آن باشد." اصلاً مقصود من از طرح جدا بودن دو کار مختلفِ تصویربرداری از خیابانها و مستندسازی این بود که مستندساز علیرغم منع تصویربرداری از خیابانها میتوانست و میتواند درباره شرایط ملتهب جامعه فیلم بسازد. آیا این طور هست یا نه؟ آیا مستندسازان ما فیلمی درباره شرایط ملتهب امروز ساختهاند یا نه؟ علاوه بر نقل قول بالا در نوشته این نقد است نیز همین پرسش را مطرح کردهام. نقل میکنم: "پرسش من از امضا کنندگان بیانیه این است: فیلمی به جشنواره دادید که جشنواره به خاطر انعکاس رویدادهای سیاسی اجتماعی ماههای اخیر، آن را رد کند؟ لابد میگوئید اصلاً مگر میگذاشتند فیلم بگیری؟ بله، امّا به هر حال خیلیها فیلم گرفتند. تازه منابع دیگری وجود داشتند (و دارند): گفتوگو با آدمهای درگیر، منابع گرفته شده از رسانههای عمومی، اظهار نظرهای رسمی، ... به هر حال میشد درباره ماجراهای این روزها فیلم ساخت." مقاله این نقد است نه مچگیری این پرسش بسیار کلیدی است. واقعاً نمیشد درباره شرایط ملتهب جامعه فیلم مستند ساخت؟ هر مستندسازی که خود را حساس نسبت به شرایط جامعه میداند باید به این پرسش بیندیشد و پاسخ خود را به آن بدهد.
لینک نوشتههایی که در این مقاله به آنها پاسخ داده شده است:
این اتفاق های این روزهای مستند / احمد میر احسان مستندسازان ايرانی و نظريه پردازی در زمينه فيلم مستند / پرویز جاهد کدام رسانه و کدام خبرنگار تصویر بردار؟ / پیروز کلانتری دوربین بهدستهای این روزها و هزار حسرت به دل ما / محمدسعید محصصی
|
|
|