28 آذر 1388

نوشته‌های پیاپی در مورد

بزرگداشت محمد تهامی نژاد

 

يك: شبی خوش است بدین قصه‌اش دراز كنید

 

احمد میراحسان

 

روز 25 آذر روز قشنگ بزرگ داشتن محمد تهامی نژاد، زادروز او، روز پژوهش و البته روز تولدوبسایت www.vamostanad.com  بود و یك نیمروز روشن و خوش بر من گذشت و به شب كشید و با همه نشانه‌های زبان رمزی راز و عالم غیب‌اش مرا مشحون كرد از سرخوشی و دوستی و هوای پاكیزه‌ای كه این روزها كمتر تنفس می‌كنی و من از آن نشان كه تأیید هوش باطنی هستی پنهان بود، بیشتر سرخوش و مشحون شدم و داستان سرراستش را رضا بهرامی‌نژاد كه جلسه را می‌چرخاند نقل كرد آن شب برای همه كه قبلاً از آن باخبر بودم:

زادروز وبسایتشان -ومستند- را روز پژوهش قرار داده بودند پژوهشگر ماه سیما سینمای مستندمان، محمد عزیزمان را در این روز ارج و سپاس بنهند و وقتی به سراغش رفتند او را حیرت زده یافتند كه از كجا این روز را اینها یافته‌اند و وقتی اینها دانستند سبب حیرت او چیست خود شگفت‌زده‌تر مانده بودند كه یعنی چی؟ كه آن روز بی كه بدانند زادروز محمد بود و آن كسان دیگر هم كه این روز را روز پژوهش اعلام كرده بودند مسلماً نمی‌دانستند زادروز محمد را برگزیده‌اند.

و حالا در فیزیكی‌ترین اذهان، متافیزیك محمد، اشارتگر و صریح‌الوجه، گواه حقیقتی رمزی و دانا و هوشی هشیار بر نهان چیزها بود كه جای حقی نشسته بود ولو اگر همه موانع و جداره‌های یك مدرن بودن كهنه شده، توان فیزیكی تردید را از كف داده باشد و نخواهد این تناسب‌ها و نشانه‌های رمزی را باور كند! اما من باور می‌كنم و همه می‌دانند من از هستی روشن عالم غیب و نیروی بیكران آن در عمق همین دم و هردم و دمادم این عالم ظاهر دفاع می‌كنم. و حالا روز محمد توأم شده بود برایم با زمزمه درونی و مداوم وجود. و جاری شده بود هستی داننده و زنده و توانا و برپا و ازلی و ابدی و حقیقت متعال باطنی در اعماق لحظه‌های روزمره زندگی كه همیشه جاری و ساری در همه وجود است و با همه وجودم گواهی می‌دهم كه هست و دمی بدون حضور نو به نوی این بینایی و شنوایی همواره زنده و بینا و شنوا و پویا نمی‌گذرد و البته این از بدی من است كه آن را مدام از دست می‌دهم و فراموشش می‌كنم و تسلیم هواهای خودم می‌شوم و محمد كوشید تسلیم و بنده خوب خدایش باقی بماند. و من این را می‌گویم چه كسی خوشش بیاید یا به سبب خامی اینها را خرافه بپندارد!

زیرا چون بنده حقیقت متعال ماندن محمد تهامی‌نژاد و از سوی ما بندگان خودخواهی خودمان معنایی وارو دارد. البته او قابل نفی است كه چرا این‌گونه نیك است این قدر! و آدمی مثل همه، یكی از اهل دوزخ جهانی كه ظهور بیرونی نفس و محل پاسخ بی‌مهار به میل است، نیست!

***

خب، وقتی تو یك شب خوش، میان دوستان می‌گذرانی و همه چیز در سادگی دلپذیر  تفاهم بی‌دروغ، از صمیم دل دوست داشتنی است، چگونه سپاسگزار خدایت نخواهی بود كه شمیم و نسیمی از مهربانی و دوستی وزانده است، آن هم در روزهایی این گونه دچار عذاب الهی و آلوده به نادرستی و بی‌مروتی و كینه‌مندی و خشونت و اتهام و تاریكی و تفرقه و ناراستی و هتك و هتاكی، كه خود را برادران و دوستان سابق می‌خوانند و ابایی از سر كوفتن برادران ندارند و داوری مبتنی بر خفه كردن دیگری و خود قاضی و شاكی تنها به قاضی رفته و دادستان و دادرس بودن با هم و یكجانبه داوری كردن و پوشاندن شكوه‌های دیگری را می‌پسندند و راضی برمی‌گردند.

پیداست كه در چنین فضای دود و كبود و نارفیقی، نفس كشیدن در هوای رفاقت و مهربانی و پاكیزگی و دوستی و یكدلی و همدلی و تفاهم، مجالی كمیاب است و باید از محمد برای آن كه وجودش كانون و پرتو این روز خوش را ساخته تشكر كنم.

و مثل همه ایرانی ها در لحظه‌هایی كه زبانشان كوتاه است از لسان‌الغیب كه حافظ ذخیره‌های اعماق هستی و زبان رسای آن و بیان بی‌دروغ حس و حال و آزمون نهان جان ماست، مدد می‌گیرم و بگویم آن شب مدام درونم زمزمه می‌كرد:

شبی خوش است بدین قصه‌اش دراز كنید

 

مطالب مرتبط:

درباره نیك‌نفسی و مدرنیسم محمد و معنی نقد

پيرها و جوان‌ها و يك سپاس و يك پيشنهاد

آقای شفیع آقامحمدیان خطابم به شماست

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]