|
9 اسفند 1388 بایگانی یا اِسناد
احمد میر احسان
در بحث از آرشیو، ما با دو پرسش توامان سر و کار داریم. یک: عدم پژوهش در مورد آرشیو، کاربرد آرشیو، آرشیو مواد مستند و ... که پرسشی است مربوط به توسعه مدرن. دو: بحث فضای سایبر، از قطعیت افتادن سند و استغراق در موارد آرشیوی که بحثی است مربوط به دوران پسامدرن. سال گذشته برای ساختن فیلم « پایان دوران کودکی » به طور وسیع نیازمند مواد آرشیوی از دو واقعه عظیم و دگرگون کننده زندگی مان شدم. پیش از آن نیز در زمانی که سردبیر ویژه نامه ی سینمای مستند – فصلنامه – فارابی بودم و مطالب مربوط به فیلم مستند را گرد می آوردم و باز پیش تر از آن در میزگردی برای ویژه نامه ایرانشهر با شرکت رخشان بنی اعتماد، تهامی نژاد، کلانتری و صافاریان؛ و باز قبل از آن وقتی درگیر چگونگی آرشیو راش های مستند در ایران و پراکندگی و نابودی آنها بودم، مدام با مسئله آرشیو و فیلم های آرشیوی سروکار یافتم. واقعا ما کمتر حرف مضبوط، سرزنده و روشن و مرتبط با مسایل مان درباره آرشیو شنیده و خوانده ایم. در این سالها بارها به مسئله فاجعه بار آرشیو مستند در ایران ومشکلات عدیده بر سر راه استفاده از فیلم های آرشیوی برخورده ام. سال پیش روی پروژه مستندی کار می کردم که مبتنی بود بر پیگیری ساعت ها راش های آرشیوی گمشده ای که منوچهر مشیری تولید کرده بود و در تلویزیون نابود شد. آن پروژه سرنگرفت. اما جستجوی مشیری هم نتیجه ای نداد جز آنکه خبر یافتم مدت ها آن راش ها در راهروهای تلویزیون وانهاده شده بود و حتی برای دکمه سازی به کارگاهی پیشنهاد فروش آنها را داده بودند که قبول نکرد و بدیهی است که راش ها به احتمال زیاد به شیوه دیگر بر باد رفته است. راش هایی که تصویر سیمای زندگی ما را در شگفت انگیزترین سال های حیات ایران معاصر ثبت کرده بود و سالها وسالها به کار هر مستند سازی می آمد که هیچ چیز جایگزین آن ها نتواند شد. این ها مسایل مربوط به توسعه نیافتگی آرشیو در جامعه ما و نیز در قلمرو سینمای مستند است. اصلا قصد نفی زحمات مسئولان آرشیو و یا محققانی نظیر محمد تهامی نژاد در میان نیست. این ها به جای خود. مسئله عوامل حفظ یا عدم نگه داری تصاویر مستند در آرشیوها، یک مسئله بنیادین ومسئله چگونگی استفاده از فیلم های آرشیوی در سینمای مستند هم موضوعی کاملا متمایز است و بررسی این ها هرگز اجر کسانی را که با مشقت برای آرشیو فیلم های مستند می کوشند ضایع نمی کند. بدون تردید وضعیت نگه داری ودسترسی و اهمیت اسناد بایگانی شده در جامعه ای معین ارتباطی جدی با سطح پیشرفت و امکان استفاده و حدود چگونگی استفاده از فیلم های آرشیوی دارد. در واقع هر دو این ها وابسته به نگاه اصلی تری است که با سطح توسعه اجتماعی و نظام توسعه یافته یا توسعه نیافته فکری، سیاسی و سینمایی پیوندی وثیق می یابد. و این ها مسایل کلان و عمده ای است که متقابلا بر مسئله آرشیو اثر می نهد. در این نوشته، قصد پرداختن به علل، عوامل و دلایل و اسباب، مهم شدن امر بایگانی به طور کلی و نگه داری تصاویر مستند به طور خاص و موشکافی آن در میان نیست. از زمان کورش به بعد تا امروز مدام هر حکومت و کلا هر حاکمیت در چهارچوب رفتار دیسپوتیزم شرقی اولین اقدامی را که انجام داده نفی بازمانده های حکومت قبلی بوده است. خدا و پدر نمی تواند دو تا باشد. و وقتی پدر و خدا در یک حکومت مستبد ایرانی گرد می آید جایی برای خدا/ پدر پیشین و شکست خورده وجود نباید داشته باشد. این است که قدرت ها آثار حکومت پیشین را نابود می کرده اند. به قولی نقاشی های چهلستون شش لایه پی در پی دارد و هر حاکم روی نقاشی های حاکم قبلی را پوشانده است. ویرانگری اسناد، سابقه تاریخی، نفی فضای باقی مانده از گذشته بوده و این سنت حکومت کردن در ایران با تداوم به طور مداوم مخالفت ورزیده است. همواره حاکم جدید سرآغاز تاریخ قلمداد شده است. و مشخص است که اسناد و آثار بجا مانده از قبل یا حفظ و نگه داری آن تا چه حد متناقض و ناسازگار با این تفکر و برداشت است. این ها مربوط به سابقه نفی آرشیو و ریشه های آن! اما از سویی دیگر نهان روشی و نیز ندیده گرفتن دیگری از وجوه منفی ویژگی های فرهنگ ایرانی است که در برابر خصوصیات مثبت طی قرون شکل گرفته است. هر قدر که امور دلخواه و مایه اعتبار « من » امری دوست داشتنی و قابل نگه داری به شمار می آید، اسناد و اوراق مخالف دلخواه های من ، نفی کردنی و بیهوده است. امور نامطبوع را به طور فوق العاده پیگیرانه ای زدوده و پنهان می کنیم و این امر نیز با آرشیو کردن نمی سازد. آنچه نگه می داریم سند نیست بلکه گزینش شده های یکسویه و غیر قابل اتکا است. در واقع بحث تنها بر سر قدرت نیست. و در مردم ما همه تقابل با آرشیو سابقه دارد. در حالی که تجربه مدرنیته متکی به اهمیت آرشیو است. به هر رو می توان در کنار عوامل کلی به جزییات فراوانی در خصوص علل تقابل نظام های غالب سیاسی / اجتماعی ما در دوره معاصر با آرشیو بی طرفانه و اجازه دادن به استفاده از اسناد و مدارک، یا عدم علاقه به اوراق و اسناد تاریخی از زمان رضا شاه تا امروز اشاره کرد. یک مثال از امروز؛ شما یکی دو سال اخیر است که بسیار گذرا تصویرهایی از روزهای انقلاب می بینید که محتوای بصری آن با موازین اخلاقی قدرت سازگار نیست. مثلا در تظاهرات زنان بی چادر دیده می شود. همین روزها من مشغول نوشتن مقاله ای درباره عکس های بهمن جلالی بوده ام. اسپری سرخ خط خطی روی تابلوی عکاسخانه و گمان امحا عکس های زنان بی حجاب موضوع بخشی از مقاله ام بوده است. این برخورد مبتنی بر محو کردن اسناد مستند نادلخواه در قلمرو سیاسی و عرصه های دیگر اجتماعی می تواند پیگیری شود تا مسئله این همه بی اعتنایی به آرشیو آشکار گردد. و این بحث مفصل تر از آن است که با چند صفحه به پایان رسد. خصوصا که استفاده از آرشیو در فیلم مستند بخش دیگری است که باید به آن بپردازم. و مسئله آرشیو و روابط اش با عقل مدرن و پژوهش و تحقیق علمی در جامعه مدرن مقاله ای جداگانه می خواهد. *** کاربرد archives به معنی 1- بایگانی 2- اسناد 3- سوابق تاریخی 4- مرکز اسناد، هم پیوند درونی مترادف های کلمه و هم رابطه هر چهار مورد را با فیلم مستند و کاربرد مواد آرشیوی در فیلم مستند آشکار می سازد و چگونگی استفاده از آرشیو در یک فیلم مستند با هر چهار شق معنایی آن و آگاهی علمی و آشنایی به متدولوژی و فهم از بایگانی، کاربرد سابقه تارخی و اسناد و ارتباط و مرکز اسناد با مستند پیوند خورده است. *** 1- رابطه document و archives ار تباطی ذاتی است. بالقوه document های کنونی ماهوا به اسناد و اوراق تاریخی تبدیل توانند شد. و هر document منطقا محتاج بایگانی و حفظ در جایی مرکزی است.papers تنها نوعی documents و archives را می سازند. بدیهی است image ها و اسناد visual و pictorilدر این مورد با همان ضرورت ها سر و کار دارند. نگهداری و بایگانی، ظاهرا با دیدگاه مدرن و آکادمیک، مستند و آرشیو رابطه ای بنیادی دارند. بنابراین یک فیلم مستندdocumetry یعنی فیلم سند دار در وجهی از وجوهش فیلمی است متکی بر archive. یعنی کاربرد اسناد اعم از مکتوب – papers – یا pictorial و فیلم های مستند آرشیوی در یک فیلم مستند جدید بدیهی و کاملا ضروری و غالبا بنیادین است. باید توجه داشت مفهوم کلی تر آرشیو با امر آزادی از یک سو و با مسئله منافع مادی از آرشیو با و وجه کالایی آن در جامعه سرمایه داری از سوی دیگر مرتبط است و روی موضوع آرشیو تاثیر می نهد. یعنی اینکه آرشیو کردن با درجه توسعه یافتگی نظام اجتماعی، تولید ثروت، ضروریات علمی جامعه مدرن بستگی دارد و مسلم است. زیرا تهیه و تولید آرشیو واقعا پرهزینه است و تا ضرورت های جدی آرشیو کردن را از امر تجملی و تزیینی خارج نکند و به امر ضروری بدل نسازد و به طور سیستماتیک با مسئله پاسخ به نیازهای عملی پیوند نخورد این امر نهادینه نمی شود. حقیقت آن است که آرشیو در جامعه مدرن سرمایه داری نه تنها یک امر مربوط به علم و پژوهش بلکه یک کالا و مرکز داد و ستد است. اگر هزینه آرشیو و سود آن به کف نیاید هیچ کس منفعتی در آرشیو گری نمی یابد. هر چند در رژیم های تمرکز گرای توتالیتریستی و میلیتاریستی ، دولت ها صاحبان آرشیوها هستند اما حتی در آن جوامع هم منع استفاده از ماتریال آرشیوی به آزادی و استفاده انحصاری از آرشیو به دلخواه، دارای منافعی نه صرفا « معنوی » بلکه کاملا ملموس و مادی برای حکومت هاست. اینکه شرایط اجتماعی و سیاسی، عقب ماندگی دستگاه اداری و انواع موانع و توسعه نیافتگی تا کجا مانع تحقق رابطه آزاد و ضروری است البته امر دیگری است و از بالقوگی امر اجتناب ناپذیری نمی کاهد که گواه است بر رابطه ذاتی آرشیو و مستند و نیازهای پژوهشی. 2- اینکه آثار مستند و ژانرهایی در سینمای مستند وجود دارند که اساسا خود مبنای آرشیو آینده اند و استفاده از مواد آرشیوی در آنها ضروری نیست و یا اصلا امکان پذیر نیست کاملا درست است. و باید به آن توجه داشت. خواهیم دید با نگاهی نوتر اصلا خود آرشیو و غرق شدن در آرشیو و عدم لمس زنده پدیده ها مورد پرسش قرار می گیرد. 3- عدم ضرورت استفاده از سابقه تاریخی و اسناد و فیلم های آرشیوی به معنی آن نیست که مستند هایی وجود ندارند که از مواد آرشیوی استفاده نمی کنند، اما این عدم استفاده محصول کاهلی یا عدم اعتنا به اسناد و سندیت و سابقه تارخی و عدم دسترسی است نه آن که این فیلم ها را هم بتوان جزو آثاری به حساب آورد که ذاتا نیازمند سند نیستند. به هر رو درباره موارد متعدد کاربرد archives درdocumetry وسیعا می توان پژوهش کرد و جنبه های مختلف اش را مورد کاوش قرار داد. *** سیماهای استفاده از آرشیو 1- متدولوژی و روش و نیز نگرش و محتوا و سیماهای گوناگونی برای استفاده از مواد آرشیوی در فیلم مستند وجود دارد. متاسفانه در بسیاری اوقات در ایران استفاده از قطعه ای آرشیوی در فیلم مستند وجهی تزیینی و روشی غیر علمی دارد. و به معنی سخن مستند متکی بر مواد اسنادی نیست. درباره جنبه کالت بودن فیلم قیصر حرف زده می شود و همین طور تکه ای از فیلم در مستندی درباره قیصر به نمایش در می آید که معلوم نیست چرا باید گواه این ویژگی فیلم شمرده شود. 2- عدم تمهیدات ساختاری در کاربرد تکه آرشیوی گاه سند تصویری یا مکتوب از نظر مضمونی به درستی استفاده می گردد. اما هیچ تمهید ساختاری برای ارتباط تکه آرشیوی و پس و پیش فیلم مستند اصلی در نظر گرفته نمی شود. حتی توجهی به یک امر ساده ساختی مثل کات و پیوند و تدوین موثر نمی شود. این نکته در استفاده از آرشیو است که باید به آن پرداخت. 3- جدا از کاربرد معمولی تکه های اطلاعاتی درباره سابقه تاریخی و سندیت، موضوع خود اسناد بایگانی شده سوژه یک مستند توانند بود و جستجوی اسناد گمشده یا اسناد موجود در بایگانی محتوا و فرم فیلم مستندی را می سازند. چنین مستند هایی یک زیرگونه مهم در سینمای مستند جهان را تشکیل می دهند. 4- باید توجه داشت که تنها در مستند های پژوهشی و علمی نیستند که آرشیو اهمیت می یابد. یا در یک مستند گزارشی، در فیلم مقاله های مستند، مستند های آموزشی و مستند های گوناگون مرتبط با تحقیق نیست که تکه های آرشیو و گونه های نقش گواه و شاهد را ایفا می کنند بلکه در مستند های مشاهده گر و گونه های مختلف ساختاری غیر از مستند خطابه ای و القایی هم آرشیو مهم است. اما در مستند تعاملی و حتی در سینما ی بی واسطه و سینما وریته هم که آرشیو به عنوان امر مستقیم قابل استفاده می تواند باشد، عموما نوعی اکراه سبکی وجود دارد و آرشیو همچون خیانت به زندگی و لمس تجربه زنده به شمار می آید. 5- رابطه کاربرد آرشیو با ساختارها و ژانرها هم موضوعی است که باید به آن توجه کنیم. قرارداد فیلمساز و مخاطب از نظر انتظام فرم دهی البته نقش مهمی در کاربرد یا عدم کاربرد مواد آرشیوی در مستند دارد. خواهیم دید در دوران پسامدرن، مسایل روش شناختی و دیدگاهی علیه غرق شدن در آرشیو و تردید در قطعیت آن، نقش یافته است. 6- استفاده از آرشیو با محتوای proof سیمای دیگری از کاربرد آرشیو در اثر مستند است. در واقع proof هم به معنای مدرک و سند است. اما یا همچون سند اموال برای اثبات، برهان، حجت و دلیل به کار می رود.یعنی گواه و نشانه است یا برای آزمایش به کار می آید و حکم نمونه چاپخانه ای و امتحان را دارد . مثل نمونه عکس عمل می نماید. در این موارد مواد آرشیوی برای محک زدن سندی که قرار است خود فیلم مستند اصلی آن نقش را ایفا کند مورد استفاده قرار می گیرند، در پیش چشم ما ظاهر می شوند تا احیانا عیب و کاستی آن مورد مشاهده و تامل قرار گیرد و غلط گیری شود و فیلم مستند با پرسش هایش آن را بازپروری و فرآوری نماید. اکنون زمان آن فرا رسیده که با حفظ و درک ضرورت آرشیو به دیدگاه ها و سبک و ساختارهایی که علیه قطعیت انگاری آرشیو وجود دارد توجه کنیم. *** بررسی مواد آرشیوی در عصر دیجیتال، فضای مجازی و قطعیت ناپذیری معلومات عینی، نکته بالنسبه تازه تری است که در مباحث پست مدرنیست هایی چون بودریا و باتای و دیگران مطرح می شود. این نگاه ها سبک های زنده ای را پدید آورده اند که اعتنایی به آرشیو ندارند و با نگاه شکاکانه به آن می نگرند و اساسا تعریف تازه ای از مستند دارند که با تعریف پوزینیویستی آن نمی سازد. آنها مستند را در پرتو نگاه فردی و ذهنی مستند ساز ارزیابی می نمایند و از نظر این افراد ما در واقع در معرض بمباران اطلاعات آرشیوی و مواد و مصالح مدعی سندیت قرار داریم. رسانه ها چون کهکشان قدرت و دستکاری فهم و آگاهی ما مدام در فعالیت اند تا در پیوند با قدرت های بزرگ حاکم بر ذهن و هویت ما گزارش های مستندی بپرورند و به مهندسی افکار عمومی بپردازند. هر شب فیلم های فراوانی در تلویزیون های دولتی و غر دولتی، در شبکه های ماهواره ای و در اینترنت و فضاهای ارتباطات مجازی پخش می شود که در نقش اسناد حاضر می شوند. اسناد و تصاویر مدام بایگانی می شوند و دیگر حتی پژوهش امکان پذیر نیست واقعیت آن است که شما ابتدا طعمه یک روایت کلان یک نگاه و دیدگاه ایدئولوژیک و فرهنگی، سیاسی، اقتصادی می شوید و با هزار مولفه اعتقادی در شما شکل می گیرد. سپس با دادن اسناد در دسترس شماست تا آن را همچون حقیقت به دیگران القا کنید. این نگرش پست مدرنیستی ستیزنده با اسناد و آرشیو می کوشند به عدم قطعیت آرشیو و عدم عینیت اسناد و سابقه های تاریخی به ویژه در عصر کنونی توجه کند. صرفا یک موضع نفی گرای روشنفکرانه نیست که می کوشد نشان دهد تا چه حد مرز دروغ و راست در مواد آرشیوی متزلزل است و آنچه که به عنوان سند مورد استفاده قرار می گیرد تا کجا اطمینانپذیر است. این دیدگاه محصول همه واقعیت ها، پیشرفت فهم، عمق پژوهش در مورد وجه ذهنی سند است. در نتیجه آن ادعای مطلق سندیت را از سندیت و اعتماد کورکورانه می اندازد و در آن نگاه عینیت پرستانه و تحقیقی خشک و جزم خلل می اندازد. شما در عالی ترین جستجو های مستند همچنان طعمه محدودیت های ذاتی رابطه انسان و امر عینی هستید و در این جا سند و مدرک و آرشیو یکسره امر ذهنی است. ( مثل همه معلومات که هرگز از عینیت برخوردار نیست. ) در حقیقت تردید افکنی در اعتبار آرشیو مرحله ای فراتر از آرشیو گرایی مدرن و علمی قرن نوزدهمی است که در نیمه دوم قرن بیستم با شک روبرو شده است. یعنی شما با در اختیار داشتن آرشیو امکان تردید به آن را می یابید و این تردید به معنی حذف آرشیو نیست بلکه تنها تردید نگری جدید نسبت به آرشیو است. بدون تردید این نگرش بر روی ساختار فیلم مستند تاثیری ژرف به جا می نهد. به تجربه همچون یک روش می نگرد.مسئله ابطال پذیری سند و شالوده ی اختیاری و عینیت علمی آرشیو و اصل بودن قانع شدن ذهنی را مطرح می سازد. وارد شدن به این بخش بحث برای خوانندگان عمومی نوشته و مستند سازانی که علایق ویژه فلسفی ندارند البته کسل کننده خواهد بود. برای همین آن را درز می گیرم اما مطمئنا جا برای یک محقق جدی آرشیو در سینمای مستند و اعتبار آن محققی که از حد دانش تجربی قرن نوزدهم و پوزیتیویسم می خواهد پا فراتر بگذارد، اندیشیدن به منطق اکتشاف پژوهشی و استفاده از آرشیو ضروری است. زیرا وقتی گزاره های شالوده ای در این زمینه آسیب می بیند نگاه ما در مورد کاربرد آرشیو هم تغییر می نماید. ابطال گری و مقایسه درجات ابطال پذیری در مورد مواد آرشیوی مسئله تفسیرهای عینی و ذهنی و نکات مربوط به احتمالات در کاربرد تکه های جدا شده آرشیوی که همچون سند ظاهر می شوند، گزینش، استقلال، عدم حساسیت، بی ارتباطی امر عینی و proof بمثابه نمونه عکاسانه درجه آزادی در پی گیری توالی ها، نفی توالی قطعات در سند ارائه شده، تحقیق در وجوه استنباط ما از آرشیو، تاثیر روابط عدم حتمیت و راههایی که تکه های آرشیوی برای اثبات صحت فرضیات یک فیلم مستند به کار می آید و نقادی محدودیت این روش عینیت گرا و ... همه اینها چیزهایی است که مرتبه ای پرسشگرانه درباره آرشیو فراتر از درکی ساده در فیلم مستند بر می سازد. |
|
|