|
تدوين شخصيت دوم تنظيم: ساسان پارسي نكته منحصر به فردي كه درباره تدوين در سينما وجود دارد، مهجورتر ماندن آن نسبت به فنون ديگر سينماست. هر فرد با كمترين آشنايي با حرفه سينما، ميتواند تعريفي يك خطي درباره هر كدام از فنون آن ارائه دهد، ولي درباره تدوين به عنوان يكي از اين فنون اينگونه نيست. اين ويژگي، حالتي اسرارآميز و مرموز براي تدوين ايجاد ميكند. تعاريف گوناگوني براي بخش تدوين وجود دارد كه كمترين آن كنار هم قرار دادن قطعات پيشبيني شده و بيشترين آن خلق يك فيلم خواهد بود. به عبارت ديگر، افرادي، تدوين را در كمترين حد آن ديده و معتقد به وجود نقشهاي از قبل هستند. در اين ديدگاه به دليل وجود محدوديتهاي فني، ناچار به استفاده از قطعها و ايجاد وقفههايي در زمان فيلمبرداري يا تصويربرداري هستيم كه در نهايت فردي به نام تدوينگر، اين وقفهها را جبران كرده و فيلم را به همان شكل كه از ابتدا در ذهن سازندگان بوده، ارائه ميدهد. اين تعريف، نوعي تعريف حداقلي از تدوين است. يعني پازلي وجود داشته و نقاش آن هم هست. با كمي فكر و صبر و حوصله ميتوان اين پازل را مرتب كرد. اما مرحله تدوين اينگونه ساده نبوده و با ارائه مثال پازل، افرادي معتقدند كه در تدوين نقشه، اين پازل در دسترس نيست. يعني قطعات يك نقاشي به عنوان پازل در اختيار تدوينگر قرار گرفته و او بدون در اختيار داشتن نقاشي اصلي، بايد جاي قطعات را يافته و آنها را در جاي خود قرار دهد. در اين صورت نيز با توجه به اين كه قطعه اضافهاي در اين پازل وجود ندارد، با كمي صبر و حوصلهي بيشتر، اين اتفاق صورت خواهد گرفت. اما در برخوردي واقعبينانه، تعريف تدوين فراتر از اينهاست. به عبارت ديگر، در همان مثال پازل، نوعي پازل را در نظر بگيريد كه از ادغام چند تصوير ساخته شده و به وسيله آن ميتوان چندين تصوير را ايجاد كرد. اين تعريف، نوعي خلاقيت را در مرحله تدوين ايجاد خواهد كرد. به عبارت ديگر، مرحله تدوين در اين تعريف، از كار مكانيكي صرف دور شده، تا اندازهاي در روند خلاقه فيلم شركت ميكند و حتي به باور برخي، ارزش تدوين با ارزش كارگرداني در خلق اثر هنري مقايسه ميشود. اين باور به ويژه درباره فيلمهاي مستند كه ماده خام بيشكل در بخش تدوين شكل ميگيرد، جلوه بيشتري خواهد داشت، اما به طور كلي درباره هر كدام از تعاريف ذكر شده براي تدوين، ميتوان نمونه فيلمهايي را نام برد. يكي از نكاتي كه درباره تدوين ميتوان به آن اشاره كرد، اين است كه نگرش تدوين، در اطراف زندگي و به ويژه در پديدههايي كه به آنها هنر گفته ميشود، وجود دارد. همچنين علاوه بر سينما، در عرصههايي چون نقاشي، شعر، ادبيات و... تدوين، نقش بسيار تعيينكنندهاي را ايفا ميكند، اما اگر بخواهيم براي كسي كه آشنايي چنداني با اين مقوله ندارد مثالي بياوريم، بايد گفت كه تدوين، شباهت بسيار زيادي به ويرايش متون ادبي دارد و اصول آن كاملاً مشابه با اصول ويرايش متن ادبي است. يكي از ويژگيهاي مهم مرحله تدوين كه به هر چه ناشناختهتر ماندن آن منجر ميشود، مربوط به مقطع پس ازتوليد (post production) فيلم است. به عبارت ديگر، براي ساخت فيلم، پس از سپري شدن مراحل ايده، طرح، فيلمنامه و... و در نهايت اجرا كه بسيار جذاب بوده و در طي آنها خلقكردن كاملاً احساس ميشود، به پس از توليد ميرسيم كه به آن كمتر اهميت داده و از جذابيت كمتري برخوردار است. در اين مرحله، ناخودآگاه، فرد، خلق اثر هنري را تمام شده دانسته و احساس ميكند كه در ادامه راه، كار زيادي باقي نمانده است. اينچنين نگرشهايي نسبت به بخش تدوين و ديگر مراحل پس از توليد، موجب دورتر شدن از آنها خواهد شد، اما همانگونه كه گفته شد، تدوينگر در روند خلاقه فيلم شركت ميكند، هر چند كه قرار بر تغيير هيچ چيز در بخش تدوين نيست، بلكه وظيفه تدوين، بهترين وجه ارائه اثر هنري است. در سينماي مستند اغلب و در سينماي داستاني گاهي كارگردان فيلم، تدوين آن را نيز بر عهده ميگيرد، در اينصورت، وجود دو شخصيت در درون كارگردان الزامي است، چون اگر با دو روحيه متفاوت در بخشهاي كارگرداني و تدوين برخورد نشود، موفقيتي به دست نخواهد آمد. كساني كه فيلمهاي ساخته خود را تدوين ميكنند، لازم است كه شخصيت ديگري را نيز در درون خويش پرورش دهند. فيلمساز، فردي كاملاً بيروني، زميني و خاكي بوده و حرفهاش، به شدت نيازمند مديريت و ارتباط جمعي است، در حالي كه تدوينگر به تنهايي يا حداكثر با يك يا دو دستيار كار خود را به انجام ميرساند، بنابراين، كارگردان كه فيلم را خود تدوين ميكند، بايد در مرحله تدوين از شخصيتي كه فيلم را ساخته جدا شود، در غير اينصورت بايد تدوين فيلم را به فرد ديگري واگذار نمايد. فراموش نشود كه نخستين تماشاگر فيلم كه حتي راشها و مواد خام را به همان شكل ابتدايي ديده و به افكار و ذهنيت كارگردان پيميبرد، تدوينگر است. حتي شايد كارگردان به طور دقيق نداند كه چه نمايي ميگيرد و اين نما در كجا قرار خواهد گرفت، بنابراين وجود شخصيت دومي با روحيات و نگرش متفاوتي نسبت به كارگردان لازم به نظر ميرسد كه اين شخصيت دوم، ميتواند در وجود كارگردان يا در وجود افراد ديگري باشد. اما تدوين چه ميكند و امكانات تدوينگر چيست؟ تنها كارهايي كه تدوينگر ميتواند آنها را انجام دهد، برشنما، حذف و يا جابهجايي است، به عبارت ديگر، امكانات تدوينگر در همين سه عامل خلاصه ميشود. تدوينگر در فيلم نگاتيو، 24 نقطه در ثانيه و در فيلم ويدئويي، 25يا30 نقطه در ثانيه براي برش در اختيار دارد كه برش در هر كدام از اين نقاط ميتواند درست يا نادرست باشد. چيزي كه در اين مرحله، كار را دشوار ميكند، تصميمگيريهاي بسيار و امكان خطا در تدوين است و برش در فريم درست، به دليل ريسك بسيار بالا در تصميمگيري، مهمترين عامل در تدوين بوده و تدوينگر، بيشتر از دو عامل ديگر با آن سر و كار دارد و پس از طي مراحل پيچيده، به درستترين نقطه براي قطع ميرسد. در مونتاژ حداقلي كه تعريف آن گفته شد، تعدادي اصول مكانيكي وجود دارد و همواري نماها و ديدهنشدن تدوين، هدف اصلي است، اما در تعاريف ديگر تدوين، تدوينگر بايد در يك بيست و چهارم ثانيه تصميمگيري كند، به عبارتي تأكيد مدنظر كارگردان و تدوينگر، نقطه درست برش را تعيين خواهد كرد. با تغيير جاي برش، مفاهيم تغيير كرده و در ريتم، لحن و ميزان جذابيت و كشش فيلم تغيير ايجاد خواهد شد. اگر فيلم را موجودي فرض كنيم كه كارگردان آن را خلق كرده و به آن جان ميبخشد، در بخش تدوين با دميده شدن روح در كالبد فيلم كارگردان در مييابد كه فيلم تهيه شده، آن چيزي كه او فكر ميكرد نيست، البته در اتاق تدوين ميتوان اشتباهات گذشته را تصحيح كرد. تعبير ديگري كه در اين زمينه وجود دارد، اين است كه از لحظهاي كه كارگردان تصميم به ساخت ايده خود ميگيرد، تا لحظهاي كه فيلم به نمايش در ميآيد، تمامي انسانهاي اطرافش، سعي در منحرف كردن وي دارند. حتي در مرحله تدوين نيز اين اتفاق ميافتد، به عبارت ديگر، همه ذهنيتها و خلاقيتهاي اطراف كارگردان، به ظاهر در خدمت وي بوده و در واقعيت او را از هدف خود دور ميكنند، اما اين دوري، در نهايت به جاي بدي نخواهد رسيد بلكه در بخش تدوين ميتوان به ميزان انحراف و فاصلههاي ايجاد شده پي برد و با جبران آنها به نقطه اصلي بازگشت و موفق و خشنود از اتاق تدوين خارج شد. در پايان، يادآوري اين نكته ضروري به نظر ميرسد كه مهمترين امر در تدوين فيلم و به ويژه تدوين فيلم مستند، ايجاد و پرورش شخصيت دوم است، زيرا در تدوين فيلمهاي مستند، كارگردان فيلم به تدوين آن ميپردازد.
http://www.fpm.ir/archive/no_180/farsi/articles/08.htm
مجله فرهنگ و پژوهش |
|
|