يک مقاله‌ بسيار مهم و راه‌گشا، اما...!

محمدسعيد محصصي

       مقاله‌‌ي ده موضوع دعوا، در سينماي مستند ما! نوشته‌ي پيروز کلانتري را در کتاب حقيقت در قاب مستند به‌اهتمام اسماعيل ميهن‌دوست (از انتشارات:مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي پاييز 1387) خواندم و مانند هميشه که مقالات پيروز را مي‌خوانم هم در انديشه شدم و هم از آن بهره بردم. پيش از پرداختن به آن از زاويه‌ي نقد بهتر است بگويم که پيروز کلانتري در طرح مباحث نو واقعاً خيلي خوب عمل مي‌کند و هر بار که مي‌بيني‌اش پر از حرف و حديث براي انديشه در باب سينماي مستند است. از اين‌رو وجود او بي‌تعارف و علاوه براي ما دوستان نزديک او و در جمع کوچک  "گروه مطالعات سينماي مستند"، براي کل سينماي مستند ايران مغتنم است. پيروز در اين مقاله ده موضوع را که «معرکه‌ي آراي» منتقدان سينماي مستند ما است(1) طبقه‌بندي کرده و در پيرامون هر يک از آن‌ها بحث کوچکي (در حد ورود به مطلب) کرده است.

 اين موضوع‌ها به‌اين‌قرارند:

    1—مستندساختن کار راحتي است؟

    2— آيا فيلم مستند حذاب است؟

    3 – سينماي مستند واقع‌گراست؟

    4— سينماي مستند مخاطب ندارد؟

    5 -- آيا فرقي ميان فيلم مستند با ديگر انواع سينما وجود دارد يا نه؟

    6 – آيا سينماي مستند سينماي انديشه و حقيقت‌جويي است؟

    7 – سينما با فيلم مستند آغاز شده است؟

    8 – آيا همه‌ي سينماي مستند ايران در مستندهاي دهه‌ي چهل شمسي خلاصه مي‌شود؟

    9—در مستندسازي پژوهش مقدم است يا طراحي؟

   10—آيا سينماي مستند آن‌قدرها که مي‌پنداريم مهم هست يا نه؟

 نخستين نقد و درواقع ايرادي که بر نوشته‌ي پيروز مي‌توان گرفت اين است که چرا اين ده موضوع واقعاً مهم و اساسي را به‌صورت حکم و نه پرسش مطرح کرده است؟! البته همين حالت مي‌تواند خود، سؤال ايجاد کند؛ زيرا با خواندن آن‌ها به صورت حکم‌هاي درست‌دانسته‌شده‌ــ‌ازپيش، و نکته‌گيري‌هاي بعدي نويسنده، حالت مکالمه‌يي‌ ِ مبتني بر پرسش‌‌ ِ قوي‌تري خلق مي‌شود. اين، امر درستي است که در مطلب کلانتري اتفاق افتاده است. حسن و درواقع نقطه‌ي قوت ديگر اين مطلب اين است که کلانتري در پس طرح هرکدام از موضوع‌هاي ده‌گانه‌ي بالا ايرادهاي اساسي به معتقدان به آن حکم‌ها گرفته است. مثلاً او در بحث پيرامون تقدم طراحي بر تحقيق نوشته: « ...داشتن ايده به اين معني است که تنها به موضوع بسنده نکرده‌ايد و موضوع به حس و نظر شما (يعني همان ايده) گره خورده است. تا اين‌جا انگيزه و دريافت اوليه‌ي شما از موضوع روشن شده است. آن بحث مرغ و تخم‌مرغ از اين‌جا شروع مي شود. اغلب مواقع، وقتي که ايده داريد يعني تا حدودي موضوع را مي‌شناسيد، يعني بخشي از روند تحقيق از پيش در شما طي شده است. اگر از من مي پرسيد، از مرحله‌ي ايده به بعد، حتماً بايد طرح اوليه‌اي داشته باشيد تا بدانيد موضوع‌هاي مشخص‌تر و دايره‌ي تحقيق‌تان چيست. گاهي آسيب گم‌شدن در گرداب و آشفته‌بازار تحقيق سنگين‌تر از فيلم‌سازي بدون تحقيق است؛....» (2) اين مسايلي که پيروز مطرح مي‌کند از کليدي‌ترين مسايل مستندسازي به‌شمار مي‌آيند و هر کس که با اين سينما به‌طور عملي و بسيار جدي درگير شده باشد، به‌عينه و با تمام وجود اهميت اين موارد و ديگر موارد ذکرشده در اين مقاله را درک مي‌کند. همين است که مقاله‌ي پيروز را همانند ديگر نوشته‌هاي او خواندني و مفيد مي‌کند.

    تابه‌اين‌جا از فوايد مقاله گفتم، اما نکته‌اي که خواننده‌ي بي‌طرف (و شايد خرده‌گيري مثل من) را به‌ خارخار مي‌اندازد اين حقيقت است که پيروز در بررسي هر يک از موضوع‌هاي ده‌گانه‌اي که آورده، وارد بحث با مخاطب فرضي‌اش شده و به‌جاي طرح پرسش‌هاي ريزتر ِ بيش‌تر (که به روشن‌شدن ذهن بيننده و فرستادن او به دنبال يک بحث وسيع‌تر و عميق‌تر) تکليف او را تاحد زيادي روشن مي‌کند.

    فکر مي‌کنم که اگر پيروز همين نکته‌گيري‌ها، ريزبيني‌ها و احتجاج‌ها را که در بحث از اين موضوعات محل دعوا به‌خرج داده، به‌گونه‌اي پرسشي مطرح مي‌کرد؛ سبب مي‌شد اين مباحث با ضرب و قوت بيشتري به ذهن بيننده وارد مي‌شد. و بهتر مي‌بينم اگر که خود پيروز در مقاله‌ي کنوني‌اش کمتر موضع مي‌گرفت و ضمن حفظ موضع خود، نتيجه‌گيري را به وقتي ديگر و پس از درگرفتن يک مباحثه‌ي بسيار پردامنه احاله مي‌داد. دربرابر و با دردست‌داشتن اين مقاله و نتيجه‌گيري‌هاي کلانتري خواننده احساس نمي‌کند که بحث تازه آغاز شده است. و اين حالت در شرايطي که نسل عجول کنوني هم‌چنان که بر طبق روال فضاي سايت‌ها و وبلاگ‌ها و روزنامه‌ها دنبال يافتن پاسخ‌هاي سرراست و کوتاه است، با خواندن اين مقاله تکليف خود را روشن‌شده تلقي مي‌کند و خود را از جست‌وجو و کندوکاو بيشتر بي‌نياز حس مي‌کند.

   و به‌رغم فوايد بسيار اين مقاله‌ي پيروز، اين نقطه‌ي ضعف يک مقدار اذيت کننده است.

   

(1)    استاد بها‌ء‌الدين خرمشاهي قرآن‌پژوه ِ گران‌قدر در بحث از برخي از آيات خاص قرآن کريم عادت دارد از عبارت «معرکه‌ي آراي مفسران» استفاده کند. اين اصطلاح را از او وام گرفته‌ام.

(2)    کلانتري، پيروز؛ ده موضوع دعوا، در سينماي مستند ما! صفحه‌ي 289، حقيقت در قاب مستند، نشر: مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي، چاپ اول، پاييز 1387

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]