گزارش میزگرد فیلم های مستند

اصفهان شناسی در تالار هنر

 

محمد  سعید محصصی

    کارگاه سینمای مستند در محل تالار هنر شهرداری اصفهان با هدف ساخت مستندهایی با موضوع اصفهان  شناسی و  حیات شهری،  نزدیک به دوماهی است که در جریان است. یکی از جلسات این کارگاه به  صورت یک میزگرد چندساعته و با مخاطب عام  تر برگزار شد که با استقبال بینندگان موجه گردید. در این میزگرد که ضمن نمایش چند فیلم از دو مستندساز شناخته  شده  ی اصفهانی یعنی رضا مهیمن و فرشاد احمدی دستگردی، احمد میراحسان به ایراد سخن پرداخت. او با عنوان روی  کرد به واقعیت پیرامون و تاثیر آن و عناصر سینمای مستند با مصداق  فیلم  های مستند اصفهان  شناسی  سخن  رانی کرد و در ادامه  میزگردی با شرکت میراحسان، هر دو فیلم ساز، مهندس درویش و نگارنده به  عنوان مجری ، مباحث مطرح  شده توسط میراحسان به بحث گذاشته شد. پیش از آوردن خلاصه  ی این برنامه لازم است  نام مستندهایی که به نمایش گذاشته  شد آورده شود:

اصفهان شهری که ساخته  ایم
نصف  جهان در قاب
قوس بر قزح زنده  رود
                               
ساخته 
ی فرشاد احمدی دستگردی
رازها و نیازها
عکس روی تو
بهشت بر زمین
رواق منظر دوست
                                ساخته ی رضا مهیمن

 
خلاصه  ی سخنرانی میراحسان

   
به  نظر می  رسد زندگی در اصفهان می  تواند سرمنشاء الهام  های بسیاری باشد برای ساختن فیلم مستند.  کلی از نگاه  های جدیدی که در کتاب  ها درباب مقوله  ی شهر و مدرنیته آمده، در اصفهان مصداق  های خوبی دارد. خشک  شدن چهره  ی رودخانه در چند سال اخیر، خود محله  ی جوباره، محلات فقیرنشین در زینبیه و ...، امامزاده  های مشترک میان مسلمانان و یهودیان و بسیاری دیگر از این موارد، مواردی برای مطالعه در باب این مقولات است. در دوران  دیجیتال، این  که چگونه امکان دیدن شهر را هر روز داریم از دست می  دهیم و به رغم همه  ی امکانات ساختن مستند، فرصت  ها را داریم از
دست می  دهیم، شایسته  ی این شهر نیست. چه کمبودهایی در میان است؟ به  نظر می  رسد که برای پاسخ به این مسئله باید ابتدا به موضوع نگاه ویژه  ی فیلم  ساز و ضعف بسیاری از مستندسازان از این نظر به  عنوان کاستی اصلی بپردازیم.
   
کاستی  ای که در ابتدا بسیار به  نظر می  آید ساحت  های نیندیشیده در نگاه به شهر است. به  رغم بسیار گفته  ها و مقالات موجود، ساحت  های نیندیشیده  ای که می  تواند سبب شود کارهای تازه در این باب ساخته شود؛ کم نیست. از جمله  ی این ساحت  ها می  توان به ساحت زنانه  ی شهر اشاره کرد: شهر به  عنوان زهدان و پناه  گاه. مهم  ترین ویژگی زن، زایش، آغوش و آسایش است. اینکته در تمام سیر تفکر فلسفی غرب بازتاب دارد. فمینیسم در هیچیک از مکاتب آن مورد توجه من نیست، اما تجارب فکری ما در تطور خویش فضای زیادی برای پرداختن به همین سرشت زنانه  ی شهر و در نتیجه تولید
تفکری اینجایی در برخورد به مقوله  ی شهر برما می  گشاید. من حتی برآنم که دیلوگ که منش و روش ویژه  ی دوران مدرن است یک امر زنانه است دربرابر دانای کل و روایت  های مأخوذ از آن.
   
نکته  ی دیگر این است که ما در تفکر اسلامی ــ ایرانی خود به مقوله  ی شهر مجازی (جابلسا وجابلقا و ناکجاآباد) برمی  خوریم. در کارهای فرشاد احمدی دستگردی سوای از ارزیابی  هایی که باید کرد، با آن نحوه  ی کار با آثار وابنیه  ی اصفهان و تقطیع رایانه  یی ، یک نوع مجازی  کردن و بازآفرینی یک شهر مجازی و تصاویر شهری وجود دارد و این یک فکر است. مثل کارهای برت هاآنسترا. خلاصه این عبور از ساحت  های قبلی و ورود به ساحت  های تازه یک اصل است.
     
سینمای مستند به  عنوان آیینه و چشم دنیای مدرن امکان تماشا کردن و دیدن خودش را مطرح کرد. این دیدن با دیدن در دنیای سنتی تفاوت بارزی دارد و یک ویژگی دیدن مدرن در کانون بودن «نفس» است که با اساس قرار دادن نفس و تماشای خود، ما سینمای مستند را تجربه کردیم. شهر در این صورت مکانی است که تخیلات نفسانی ما در آن می  شکفد. شهر نشانگر تجلی آن «من» است. آنچه که در اصفهان به  وجود می  آید و این ساخت و سازهای غول  آسا در کنار زاینده  رود و این بی  قوارگی  های پدید آمده، این تخریب در قالب و لباس سازندگی و توسعه  ی شهری؛ نشانه  ی بروز این «من» نفسانی است.
   
اصفهان شاید مهم  ترین شهر ایران باشد که در آن چالش میان دو جهان سنتی و مدرن در آن وجود دارد. از نگاه  ها و منظرهای گوناگونی می  توان درباره  ی آن فیلم ساخت، ختی از منظری فاوست  گونه و از منظر «شر». مثلاًٌ می  توان از نگاه آن  که تخریب همه  ی عناصر سنتی شهر به اصفهان نگاه می  کند فیلم ساخت و چرا نه؟ حق تولید تصویر به  صورت آزادانه باید به  رسمیت شناخته شود. من اعتقاد دارم که هر حکومت عاقلی باید برای سینمای مستند با این ویژگی  ها که برشمردم سرمایه  گذاری کند و از تولیداتش بهره بگیرد. این فیلم  ها بهترین راه ادراک مشکلات واقعی توسعه است. هیچ
رییس جمهوری نمی  تواند با 70 میلیون جمعیت کشورش به  طور واقعی ارتباط ایجاد کند، مگر از طریق فیلم  های مستند خوب. این فیلم  ها هستند که چنین ارتباطی را امکان  پذیر می  سازند.
   
خلاصه این  که من می  خواستم درباره  ی یک نکته  ی دیگر هم صحبت کنم و بیشتر به مکتب و مشرب الهی اصفهان و شیخ بهایی و ملاصدرا بپردازم و این واقعیت که شهر اصفهان برمبنای آموزه  های این مکتب ساخته شد. اما در حال حاضر سوال این است که شهر اصفهان ِ امروز در مسیر توسعه  اش بر مبنای کدام مشرب بازسازی می  شود؟
   
کار مستندساز اما، جست  وجو در همین باب است. و پرسش درباره  ی مقولات مغفول در این روند شتابان
.

 

خلاصه  ی میزگرد

محصصی: می  شد به  جای روی  آوردن به مستندهای ساخته  ی فیلم  سازان اصفهانی، یک  سر برویم سراغ همان چهره  های شناخته  شده  ی دهه  ی 40. اما ترجیح دادیم تلاش  های این دو مستندساز را بررسی کنیم. حال بهتر است برای نزدیک شدن به این موضوع بررسی  ی عینی  تری از کار این دو فیلم  ساز داشته باشیم.
میراحسان: من دو گونه فیلم  سازی مشاهده می  کنم. احمدی دستگردی رویکردی جوان  تر به موضوع دارد و کارهایش به  طور عمده روی رایانه شکل گرفته و تأکید او بر رایانه یک رویکرد ساختاری درپی دارد. در آثار مهیمن شیوه  ای را می  بینیم که ما را به یاد سینمای آنالوگ می  اندازد، سینمای مستندی که در دهه  ی 40 با کارهای طیاب و اصلانی آغاز شد. تناسب و تناظر جامع، فاخربودن تصاویر و موسیقی و لحن فاخر زبان ادبی گفتار از شاخصه  های کارهای اوست. با این  که این فیلم  ها با ذائقه  ی من چندان جور نیست اما با آن  ها بیشتر از کارهای احمدی ارتباط برقرار کرده  ام. نگاه مهیمن تناسب کاملی دارد با همه  ی عناصر حکlت متعالیه و این تناسب اتفاقی نیست و همین سبب شده که این فیلم  ها طراوتی خاص بیابند. با این  همه مکالمه  ی فیلم  ساز با زمان خودش برای من مهم است، این  که چگونه ما چیزی را می  بینیم و گذشته را به امروز خود احضار می  کنیم پرسشی است که درباره  ی آثار مهیمن برای من وجود دارد. اما کارهای احمدی یک شور و جوانی و همه  ی چیزهایی که یک اثر سینمایی سرزنده باید داشته باشد و آشنایی  زدایی  ها، دیده می  شود؛ اما متاسفانه این جرقه  ها بدل به یک عنصر ساختاری که کلیت فیلم را انسجام و معنا بخشد نمی  شود. این فیلم  ها به  نظر هنوز
از پختگی لازم برخوردار نیست. فکر می  کنم که میان  مایهگی  های سرایت کرده از تلویزیون به این کارها، زیاده  گویی  ها و مسایلی از این دست باعث شده که مثلاً قوس بر قزح زنده  رود هم وحدت مکانی خود را بشکند و هم قراردادهای خود را زیرپاگذارد. اما وجود همه  ی این مشکلات آن هسته  ی بداعت فیلم  های احمدی دستگردی را نفی نمی  کند.
مهندس درویش: خود من از سخنان آقای میراحسان خیلی استفاده کردم. اما درباره  ی فیلم  های امشب باید بگویم که فیلم  های مهیمن به دلیل تجربه  ی بالای سازنده، نگاه خاصی در آن  ها مشاهده می  شد و فکر می  کنم به  طور احسن ظرایف و واقعیت  های بناهای تصویرشده در این فیلم  ها عیان شده است. معماری و سینما زبان محکم و گویایی دارندو هم  جواری این دو هنر با موسیقی هم یک فرصت بی  همتاست. اما ترکیب این سه هنر با متون پیچیده  ی ادبی ممکن است یک مشکل جدید بیافریند. نظر من این است که در این فیلم  ها باید متوجه این موضوع بود. من فکر می  کنم که آن دسته از فیلم  های مهیمن بیشتر موفق بوده  اند که از گفتار متن سبک  تری بهره می  جستند. اما درباره  ی آثار احمدی دستگردی با نظر میراحسان کاملاً موافقم. جوانی، احساس و انتزاعی  گری در آن  ها بسیار بود؛ اما آن انسجامی که آدم انتظار دارد دیده نمی  شد و در عوض سرعت ریتم آن  ها امکان تعمق لازم را از بیننده سلب می  کرد. اما مطمئنم که با پیگیری و تجربه  ی بیشتر او هم توفیق لازم را پیدا خواهد کرد.
   
اما در یک نگاه معمارانه یکی از موارد مهم در پرداختن به سینمای مستند اصفهان‌شناسی، جنبه‌های اجتماعی و انتقادی و مسایلی از این دست باید مد نظر قرار گیرد.به دلایلی در شرایط  گذار ی که در آن قرار داریم فیلم‌ساز مستند باید مدیران و مسئولان را به یاری نگاه حساس و منتقدانه‌ی خود آگاه کند تا مسیر اجتناب‌ناپذیر توسعه‌ی شهرها وادارد که سنجیده‌تر و آگاه‌تر طی حرکت کنند.
 
مهیمن: خوش‌حالم که سینمای مستند می‌تواند چنین تعداد تماشاگر را به سالن بکشاند و این مایه‌ی دلگرمی ماست. چیزی که در سخنان میراحسان درباره‌ی فیلم‌های من گفت یک توضیح البته لازم دارد: نگاه زمانه به‌هرحال در نگاه فیلم‌ساز اثر می‌گذارد. به‌طور مثال در دهه‌ی 40 و به‌ویژه در کارهای منوچهر طیاب می‌بینیم که یک نگاه فرم‌گرا به تمام معنی حاکم بوده است که این انعکاسی از گرایش مسلط زمانه بوده است. پس از انقلاب نگاه معناگرا و گرایش به رمزگشایی بسیار نمود می‌یابد و من هم ناخودآگاه به این سو گرایش می‌یابم و نگاه خاص مستتر در کارهایم
انعکاس این گرایش مسلط است.
 
میراحسان: نکته‌ای که درباب نگرش عرفانی و مکتب اصفهان گفتم البته ویژه‌ی پس از انقلاب نیست و در همان دهه‌ی 40 هم به‌خصوص در کارهای اصلانی شاهد هستیم.
 
فرشاد احمدی دستگردی: درباره‌ی انتقاداتی که درباره‌ی کارهایم مطرح شده یک بار در جشنواره‌ی کیش در میزگردی مطرح کردم: به نظر من در کار فیلم‌برداری تفاوت اساسی‌ای میان فیلم 16 میلی‌متری و ویدیودیجیتال وجود ندارد و همان قانون‌مندی‌ها در نورپردازی اعمال می‌شود با این تفاوت که در ویدیو رنگ آن کیفیت مقبول فیلم 16 را ندارد. تدوین رایانه‌یی ویدیو دیجیتال هم همه‌ی امکانات فیلم 16 را دارد به‌اضافه‌ی سرعت و دقت و آسانی بسیار بیشتر. اما درباره‌ی استفاده از وله‌ها باید بگویم که اغلب این تروکاژها نه رایانه‌یی بلکه حاصل پاشیدن رنگ به درون آب و یا پرده‌ی آبی بوده که اصلاً چیز جدیدی نیست. اما سرعت ریتم در کارهای من یک امر خاص و شخصی است که توضیح خود را لازم دارد. من فکر می‌کنم که نحوه‌ی نگارش متن که به آن ایراد گرفته می‌شود اگر که مبنا را کتاب غلط ننویسیم ا. نجفی قرار دهیم ممکن است دچار خطا شویمٕ زیرا زبان یک موجود زنده است و عمل کردن به کتاب دکتر نجفی در حالی‌که زبان امروز فرسنگ‌ها از آن کتاب فاصله گرفته می‌تواند ضعف در بیان به‌دنبال داشته باشد. من وقتی که به کارهای اصلانی دقت می‌کنم می‌بینم که همین کارها با زبان در کارهای او شده است و این است که هربار چیز تازه‌ای از او یاد می‌گیرم. درباره‌ی زیاده‌گویی باید بگویم علت تاکید روی مثلاً موضوع ترور یک خلیفه‌ی عباسی این بوده که این اتفاق در نزدیک پل شهرستان روی داده است و باید این امر را می‌آوردیم. نگاه به پل مهمی مانند شهرستان بدون ذکر رویدادهای تاریخی نوعی نقض غرض محسوب می‌شود و باید این‌ها را گفت تا ارزش تاریخی این پل برای بیننده شناخته شود.
 
میراحسان: اتفاقاً من فکر می‌کنم که احمدی دستگردی اصل را بر رعایت غلط ننویسیم گذاشته است نه عدم رعایت آن! به‌همین دلیل متن فیلم قوس بر قزح زنده‌رود زیادی فاخر از کار درآمده است. در کارهای مهیمن زبان فاخر ادبی با عناصر ساختاری تصویر هماهنگ اسد اما در کارهای احمدی این زبان ایجاد تناقض می‌کند. دوم این‌که وله‌ها و افکت‌های رایانه‌یی در این کارها اساساً به سلامت کار لطمه‌زننده است و برای کل سینمای مستند چندان مفید فایده نیست.
محصصی: بحث میزگرد به دلیل فضای صمیمی و بی‌تعارف آن تازه به نقطه‌ی حساس و جالب‌اش رسیده است، اما متاسفانه به دلیل اتمام وقت تاکید شده که آن را تمام کنیم. این شاید از بدشانسی‌های من باشد، این دومین باری است که من مسئول جلسه‌ای شده‌ام که میراحسان در آن حضور دارد و نمی‌توانیم بحث خوبی را که شروع کرده، به نحو جامعی جمعش کنیم. من فکر می‌کنم که در این جدل‌های علمی ِ بدون تعارف و صمیمانه است که می‌توان انتظار کشف حقیقتی را داشت. آرزو داشتم که این مباحثه ساعات زیادتری ادامه می‌داشت که تا خودم هم به جمع می‌پیوستم و شاید با وجود چند موضع
متفاوت مباحثه‌ای مفیدتر و جذاب‌تر می‌داشتیم. به هرحال از تمام حضار و میهمانان گرامی تشکر می‌کنم و امیدوارم که همان‌طور که مدیریت تالار به‌دنبال آن است چنین مباحثی را در مقیاس بزرگ‌تری دنبال کنیم

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]