مصاحبه در فیلم مستند

روبرت صافاریان

مقدمه

مصاحبه که از ابزارهای اصلی مستندسازی است. مصاحبه در یک دسته بندی کلی به دو نوع تقسیم می شود: مصاحبه با آدم ها درباره زندگی خصوصی و حرفه ای خودشان و مصاحبه با کارشناسان یک رشته برای بهره گیری از نظریات شان در یک زمینه خاص. برای اینکه مصاحبه‌های فیلم ما موثر، موجز و حاوی اطلاعات لازم باشند، چند عامل را باید در نظر گرفت:

ــ انتخاب آدم درست و مناسب برای مصاحبه.

ــ جلب اعتماد مصاحبه‌شونده.

ــ طرح پرسش های درست.

ــ انتخاب مکان مناسب برای مصاحبه، پسزمینه مناسب، زاویه دوربین و میزان نزدیکی و دوری دوربین به موضوع به نحوی که با اغراض فیلم خوانایی داشته باشد.

در مستندهایی که زندگی یک هنرمند یا چهره اجتماعی را می خواهند به تصویر بکشند، غالباً با آدمی روبه‌رو هستیم که از یک سو به سبب نقش مهمی که در رشته ای از هنر یا فن دارد یا نقش مهمی که در اجتماع یا سیاست بازی می کند، احترامش واجب است، نسبت به تصویر خود در انظار عمومی حساس است، و باهوش است. چه بسا تصویری که مستندساز می­خواهد بر اساس پژوهش و شناخت خود از چهره اجتماعی، هنری یا علمی او ارائه کند، در همه ابعادش مطلوب مصاحبه‌شونده نباشد. در اینجا مصاحبه‌کننده (فیلمساز) همزمان در موقعیت دشوار یک بازپرس (به این معنا که می‌خواهد او را به گفتن واقعیت ترغیب کند و نسبت به بیان حقیقت متعهد است) و یک انسان اخلاق‌گرا (که نمی‌خواهد چیزی خلاف واقع و خلاف میل موضوع از زبان او بیرون بکشد) قرار می‌گیرد و مصاحبه به کشمکشی پنهان یا آشکار بین فیلمساز و موضوع فیلم بدل می‌گردد.

در مرحله تدوین نیز، مصاحبه مسائل خود را دارد. انتخاب جذاب‌ترین حرف‌های مصاحبه‌شونده که در عین حال با نیت اصلی او مغایرت نداشته باشند مسئولیت اخلاقی خطیری بر دوش مستندساز است. از سوی دیگر چگونگی چیدن مصاحبه‌های آدم‌های دیگر درباره موضوع اصلی فیلم ظرافت زیادی می‌طلبد و باید هدفمند باشد.

بحث مصاحبه در فیلم مستند پرتره یک وجه فلسفی هم دارد. همه مصاحبه‌ها، و بخصوص مصاحبه با آدمی که درباره گذشته خودش، و چه بسا گذشته‌های دور حرف می‌زند و نسبت به آنچه می‌گوید ذینفع است، همیشه با یک پرسش اساسی روبه‌رو است که حرف‌های او تا چه اندازه قابل استنادند و آیا با واقعیت خوانایی دارند. ناراستی سخنان مصاحبه شونده می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد، از خیانت حافظه گرفته که معصومانه‌ترین نوع نادرستی محتویات کلام مصاحبه‌شونده است تا نگفتن بخش‌هایی از حقیقت تا تحریف آشکار حقیقت تا برداشت‌های شخصی که ناخودآگاه تحت تاثیر منافع گوینده هستند. وارد شدن به هریک از این مباحث از یک سو ما را به بحثی فلسفی درباره راست و دروغ کلام انسان می‌رساند و از سوی دیگر ضرورت یافتن تمهیداتی برای نشان دادن میزان انطباق حرف‌های مصاحبه‌شونده با واقعیت را آشکارتر می‌کند.

اینک تحت چهار عنوان جداگانه به هریک از این مباحث می‌پردازیم:

عوامل تعیین‌کننده کیفیت یک مصاحبه

ویژگی‌های مصاحبه با یک شخصیت مشهور

تدوین مصاحبه و مسائل اخلاقی و حقوقی

راستی و ناراستی حرف‌های مصاحبه‌شونده

 

عوامل تعیین‌کننده کیفیت یک مصاحبه

مصاحبه خوب مصاحبه‌ای است که موجز و اثرگذار و حاوی اطلاعات نو و غافلگیرکننده‌ای باشد که با موضوع فیلم خوانایی داشته باشند. علاوه بر این، سبک بصری نماهای مصاحبه هم باید با سبک بصری کل فیلم هماهنگ باشند. عوامل زیر در تعیین کیفیت مصاحبه نقش مهمی بازی می‌کنند:

ــ انتخاب آدم درست و مناسب برای مصاحبه. آدم درست آدمی است که در زمینه مورد بحث صاحب نظر باشد یا اطلاعات دست اول داشته باشد و مهم‌تر از آن، بتواند خوب حرف بزند. اگر شخصیت اصلی مستند پرتره که حرف‌های او بخش مهمی از فیلم را تشکیل خواهند داد، آدم خوش صحبتی نباشد، همان بهتر که مصاحبه‌های او به حداقل کاهش پیدا کند. اگر فیلم را با مصاحبه با آدمی که خوش‌صحبت نیست (خوش‌صحبت بودن هم یک خصلت ذاتی است. جه بسا شاعران یا نقاشان یا فیلمسازان خوبی که آدم‌های خوش‌صحبتی نیستند) از همان ابتدا باخته‌ایم.

در انتخاب آدم‌هایی که درباره شخصیت اصلی فیلم حرف خواهند زد نیز باید دقت زیادی بکنیم. آنها علاوه بر خوش‌صحبت بودن، باید انتخابشان توجیه شود. همیشه این پرسش مطرح خواهد شد که چرا این آدم‌های خاص برای مصاحبه درباره شخصیت محوری فیلم انتخاب شده‌اند. آنها یا باید اطلاعات دقیقی درباره زندگی خصوصی شخصیت اصلی داشته باشند (مانند اعضای خانواده او یا دوستانش) یا در زمینه کار او صاحب نظر باشند. 

ــ امّا آدم‌های خوش‌صحبت آدم‌های پرحرفی هم هستند. فیلمساز باید با طرح پرسش‌های درست بحث را به موضوعاتی هدایت کند که دوست دارد در فیلم مطرح شوند. فیلمساز در مقام مصاحبه‌کننده باید با آنها وارد بحث شود، با طرح پرسش‌هایی درباره موضوعات حساس او را برانگیزد و در ضمن بیشتر گوش کند، بگذارد بیشتر مصاحبه‌شوند حرف بزند، چون بالاخره فیلم قرار است درباره مصاحبه‌شونده باشد. طرح پرسش­های درست، یعنی طرح پرسش­هایی که مصاحبه شونده را به حرف زدن ترغیب کنند و پاسخ­هایی از او بگیرند که در ساختار کلّی فیلم موردنیازند.

ــ انتخاب مکان و پسزمینه مناسب برای مصاحبه اهمیت زیادی دارد. معمولاً فیلمسازان ترجیح می‌دهند شخصیت اصلی فیلمشان را در محیط زندگی و کارش نشان دهند. امّا خلاف این هم می‌تواند اتفاق بیفتد، یعنی مصاحبه شونده را از محیطش منتزع کنیم تا توجه بیننده هرچه بیشتر بر حالت‌های ظریف چهره او متمرکز شود.

انتخاب زاویه دوربین و میزان نزدیکی و دوری دوربین به موضوع به نحوی که با اغراض فیلم خوانایی داشته باشد، یکی دیگر از نکاتی است که باید از پیش به آن اندیشید. هرچه به چهره نزدیک‌تر شویم، بیشتر می‌توانیم حالات چهره را ثبت کنیم، و این حالت‌ها گاهی بسیار گویاتر از حرف‌هایی هستند که در همان زمان به زبان مصاحبه‌شوند می‌آید. تردید‌، استیصال، دستپاچگی و ... مصاحبه‌شونده در واکنش به پرسش‌هایی که از او می‌کنیم چه بسا بسیار بیانگرتر از کلام او هستند و این دقیقاً آن نکته‌ای است که مصاحبه تصویری را از مصاحبه کتبی (مصاحبه برای چاپ در مطبوعات یا کتاب) متمایز می‌کند. در مقابل هرچه بیشتر فضای زندگی و کار شخصیت اصلی فیلم را نشان دهیم، او را بیشتر به عنوان یک موجود اجتماعی و وابسته به فضای اجتماعی پیرامونش دیده‌ایم. همه می‌دانیم که فضای زندگی آدم و اشیایی که در آن هستند هریک داستان و خاطره‌ای در پس خود دارند و از طریق واداشتن مصاحبه شونده به گفت‌وگو درباره اجزا محیط زندگی‌اش می‌توان غیرمستقیم چیزهای بسیاری درباره گذشته او آموخت.

انتخاب شیوه نورپردازی و صدابرداری به نحوی که مانع راحتی مصاحبه‌شونده نشود و تحرک او را سلب نکند اهمیت زیادی دارد. نباید مدام به او تذکر داد که حرکتش به این یا آن سو باعث می‌شود صدایش خوب ضبط نشود یا “از نور خارج شود”. تنها با رعایت این نکته است که او کم یا بیش وجود دوربین را فراموش خواهد کرد، بخصوص اگر بتوانیم او را خوب درگیر بحث کنیم.

 

ویژگی‌های مصاحبه با یک شخصیت مشهور

مصاحبه با یک نقاش یا نویسنده یا بازیگر خوب، با مصاحبه با یک آدم معمولی تفاوت‌های مهمی دارد. این شخصیت سرشناس مستقل از فیلم‌ ما چهره‌ای اجتماعی دارد و سخت نگران حفظ یا تغییر این چهره اجتماعی به دلخواه خویش است. چهره‌ای که او می‌خواهد از خود به جامعه ارائه کند، لزوماً آن چهره‌ای نیست که فیلمساز می‌خواهد از او ترسیم کند. به این ترتیب مبارزه‌ای پنهان بین فیلمساز و موضوع فیلمش در می‌گیرد که اگر حتی در لایه‌های زیرین فیلم چیزی از آن بماند می‌تواند بسیار جذاب باشد. امّا پیش از ادامه این بحث بهتر است یک نکته را روشن کنیم. حضور در برابر دوربین یک حضور اجتماعی است، حتی اگر در خلوت خانه و تنها با حضور فیلمساز و گروه کوچکش اتفاق بیفتد. عدسی دوربین شخصیت اصلی ما را به همه دنیا وصل می‌کند. حتی اگر در واقعیت امر چند نفر بیشتر این فیلم را نبینند، امّا وقتی تصویر ثبت می‌شود، به طور بالقوه این امکان وجود دارد که همه آحاد جامعه فیلم را ببینند. بنابراین فیلمساز نباید بیهوده از موضوع خود انتظار داشته باشد که کاملاً “خودش باشد”. البته فیلمساز می‌تواند موضوع خود را به بحث‌هایی هدایت کند که مطلوبش است و از او بخواهد “حتی الامکان” خودمانی و راحت باشد و خیلی رسمی و خشک جلوی دوربین ظاهر نشود، امّا این در اصل مسئله که حضور جلوی دوربین یک حضور اجتماعی است تاثیری ندارد. و همان طور که گفتیم، آدم‌های سرشناس به چهره اجتماعی خود حساس‌اند و غالباً آن اندازه باهوش‌اند که این چهره اجتماعی‌شان را مدیریت کنند. یکی از نمودهای آن مبارزه پنهان بین فیلمساز و شخصیت اصلی فیلمش در اکراه فرد اخیر از وارد شدن در برخی از مسائل و مباحث حساس زندگی‌اش که مورد توجه فیلمساز هستند بروز می‌کند. مثلاً اگر با یک فیلمساز مشهور مصاحبه می‌کنید، او احتمالاً دوست نخواهد داشت راجع به فیلم‌های ناموفق خود و دلایل ناکامی آنها حرف بزند (هرچند خود در درون خود به ناکامی آنها اذعان داشته باشد). به هر رو، در مصاحبه با چنین فردی، مستندساز هم باید زیرک باشد و هم بر زندگی و آثار هنرمندی که روبرویش نشسته است احاطه داشته باشد.

 

تدوین مصاحبه و مسائل اخلاقی و حقوقی

تدوین مصاحبه نیز مسائل مخصوص به خود را دارد. نخستین پرسشی که مستندساز باید به آن پاسخ دهد این است که آیا می‌خواهد از تکه‌های بزرگی از مصاحبه‌های استفاده کند یا آنها را خُرد و در سراسر فیلم پخش کند. در حالت دوّم این پرسش مطرح می‌شود که تکه‌های کوچک مصاحبه که ممکن است از چند جمله بیشتر نباشند با چه منطقی کنار ماتریال دیگر فیلم قرار می‌گیرند. در این زمینه معمولاً یک نوع تقسیم‌بندی موضوعی اتفاق می‌افتد و حرف‌های آدم‌های مختلف درباره موضوع واحد که چه بسا با هم تناقض هم داشته باشند، در کنار هم (و در واقع در برابر هم) قرار می‌گیرند.

مصاحبه‌ها در مرحله تدوین به طور قطع کوتاه می‌شوند. در شرایط کنونی، به سبب ارزانی مواد خام، فیلمساز در مرحله تصویربرداری مقدار زیادی از مصاحبه شونده فیلم می‌گیرد با این اندیشه که در مرحله مونتاژ بهترین حرف‌های او را انتخاب خواهد کرد. این روش کار در مرحله تدوین مشکل انتخاب یکی دو دقیقه از حرف‌های هر مصاحبه‌شونده را از میان دقایق طولانی از سخنان او پیش می‌آورد و بیم آن می‌رود که تدوینگر و کارگردان به علّت طولانی شدن کار و بی‌حوصلگی ناشی از آن، اتفاقاً قسمت‌های بهتر و مناسب‌تر مصاحبه‌ را کنار بگذارند.

گرایش دیگری که در این مرحله ممکن است غالب شود، انتخاب قسمت‌هایی از سخنان مصاحبه‌شونده‌هاست که حاوی جملات کامل‌تر و بیان بی‌عیب‌ونقص‌تر‌ آنهاست، در حالی که واقعیت ممکن است بیشتر در مِن‌ومِن‌کردن‌ها و تردید‌های مصاحبه‌شونده‌ها بیان شود و نه در معنای سرراست و ظاهری کلام آنها.

و سرانجام باید از مسئولیت اخلاقی خطیر فیلمساز و تدوینگر در مرحله تدوین سخن گفت. در این مرحله فیلمساز در موقعیت برتر و فعال مایشایی قرار دارد که تقریباً هر کاری می‌تواند با مادّه خامی که در اختیار دارد بکند. می‌تواند سخنان مصاحبه‌شونده را چنان کنار هم بچیند که معنایی خلاف نیت او از آن استنباط شود یا تکه‌هایی از سخنان او را انتخاب کند که در آنها او اشتباه کرده یا نظرات افراطی داده (نظراتی که در جاهای دیگر تعدیل کرده است). البته راه‌های حقوقی برای محدود کردن اختیارات فیلمساز وجود دارد. مثلاً بسیاری از مصاحبه‌شوندگان تنها بعد از تائید بخش‌های انتخاب‌شده از سخنانشان برای فیلم نهایی با پخش آن موافقت می‌کنند، یا تنها به پرسش‌های از پیش تعیین شده پاسخ می‌دهند (و البته هریک از این روش‌ها هم دشواری‌های خود را دارند که در اینجا مجال وارد شدن در آنها نیست)، امّا در شرایط کنونی، مهم‌ترین عاملی که بازدارنده سوء استفاده از سخنان کسانی است که جلوی دوربین قرار می‌گیرند وجدان اخلاقی فیلمساز است. مستندساز پرتره باید بخش‌هایی از سخنان شخصیت محوری فیلم و کسان دیگری را که با آنها مصاحبه کرده است برای استفاده در فیلم نهایی انتخاب کند که چکیده نظرات آنها را به بهترین وجه بیان می‌کنند. چه بسا مصاحبه‌شونده در سخنانش اشتباهاتی مانند تاریخ آثار و رویدادها و  نام اشخاص مرتکب شده باشد. تدوینگر و کارگردان باید این قسمت‌ها را حذف کنند تا مبادا به بی‌اعتباری سخنان مصاحبه‌شوند بیانجامد. باید توجه کنیم فیلمساز و محقق او غالباً بسیار آماده‌تر به سراغ موضوع خود می‌روند و به نام‌ها و تاریخ‌ها و سایر معلومات از این دست احاطه خیلی بیشتری دارند، در حالی که چه بسا بازیگران تاریخ فیلم‌های خود یا نقاشان تاریخ نمایشگاه‌های‌شان را فراموش می‌کنند، امری که بسیار طبیعی است، امّا در قالب فیلم، معمولاً به زیان آنها تمام خواهد شد.

 

راستی و ناراستی سخنان مصاحبه‌شونده

امّا مهم‌ترین پرسشی که درباره هر مصاحبه به طور عام و درباره مصاحبه با یک شخصیت سرشناس درباره زندگی و آثارش به طور خاص مطرح می‌شود این است که سخنان مصاحبه‌شوند تا چه اندازه قابل‌استنادند. همان طور که گفتیم از ضعف حافظه گرفته تا تحریف آشکار حقایق می‌توانند باعث شوند که سخنان یک چهره مشهور درباره خودش و دیگران با حقیقت خوانایی نداشته باشند. نقش فیلمساز در این میان چیست.

نخستین وظیفه فیلمساز این است که تا حدّ امکان درباره گفته‌های شخصیت اصلی فیلمش تحقیق کند و ببیند آیا حرف‌های آدم‌های دیگر و اسناد سخنان او را تائید می‌کنند یا خیر و در صورت امکان از آن اسناد یا سخنان در تائید یا تکذیب حرف مصاحبه‌شونده در خود فیلم استفاده کند.

دوّم اینکه با استفاده از امکانات بصری، بیهوده سخنانی را که از صحت و سقم آنها اطمینان ندارد تاکید و تائید نکند. فرض کنید نویسنده‌ای که با او مصاحبه می‌کنیم خاطرات جدایی‌اش را از همسرش با لحنی حق به جانب تعریف می‌کند. فیلمساز نباید با گرفتن نماهای درشت و احیاناً با استفاده از موسیقی چنان عمل کند که گویا هرچه مصاحبه‌شونده می‌گوید عین حقیقت است. اگر امکان تحقیق در راستی سخنان گوینده وجود ندارد (کما اینکه در بیشتر موارد این طور است) یا حرکت در این راستا ممکن است فیلم را از هدف اصلی‌اش منحرف کند، فیلمساز باید همیشه در شیوه استفاده از امکانات سبکی، فاصله خود را با موضوع حفظ کند، مرعوب فضای عاطفی و حسی فیلمساز نشود و کوشش کند در عین نشان دادن لحظات حسی موضوع، با سردی او را نظاره کند.

اندیشه بیشتر در صحت و کذب سخنان مصاحبه‌شونده ما را به بحث‌های فلسفی درباره راست و دروغ می‌کشاند. می‌دانیم که در روانکاوی بحثی هست که حقیقت بیش از آنکه در معنای سرراست سخنان بیمار باشد، در آهنگ و لحن سخن گفتن او، در لغزش‌های زبانی او، و در استراتژی‌های کلامی او نهفته است. این نکته در مورد مصاحبه‌های سینمایی و تلویزیونی کاملاً صدق می‌کند. در بحث‌های عمیق‌تر به این پرسش می‌رسیم که حضور اجتماعی هر فرد در برابر دوربین تا چه اندازه می‌تواند با حقیقت وجود او خوانایی داشته باشد (و اصلاً حقیقت وجود او چیست؟)، به عبارت دیگر مصاحبه‌شونده تا چه اندازه می‌تواند در برابر دوربین “خودش باشد” و آیا او در نقش اجتماعی بیشتر خودش است یا در خلوت خویش. امّا این قصه سر دراز دارد و از حیطه بحث محدود ما درباره مصاحبه در فیلم مستند خارج می‌شود.

این نوشته نخستین بار در همایش "مستند پرتره" (فرهنگستان هنر) ارائه شده، سپس با تغییراتی در کتاب حقيقت در قاب مستند (انتشارات مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي، چاپ اول، پاييز 1387) به چاپ رسیده است.

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]