|
سینما "شهر قصه " چه شد ؟ پیروز كلانتری شهر فرنگ ملی ساختۀ مجتبا اسماعیل زاده به بهانۀ افتتاح سینما آزادی، با حضور چند فیلم ساز و سینمادار و صاحب نظر سینمایی، موضوع سالن های سینما و سینماداری را در سال های بعد از انقلاب تا امروز دنبال می کند. فیلم به سه علت در معرفی و بررسی موضوعش ناموفق است : اول این که فیلم ساز برای کارش تحقیق و طراّحی مؤثر و کارآمدی نداشته تا به کار سامان بخشی و تدوین حرف های آدم های جلوی دوربینش بیاید و عمدۀ کارش در مرحلۀ پیش از فیلم برداری به صرف انتخاب آن ها محدود مانده است.. دوم این که علاوه بر سالن های سینما، خود سینمای ایران را هم موضوع کرده و تمرکزش را از دست داده است. سوم این که در برخورد دادن نظرات و پیش بردن فیلم، فرم و ترفندی را انتخاب کرده که جذّاب و بامزه است، اما به خاطر مشکلات اول و دوم، خود این فرم، موضوع فیلم می شود و در خاطر می ماند، که به نظر نمی رسد برای فیلمی که می خواهد حرفی بزند و چیزی بگوید، نتیجۀ مناسبی باشد. فیلم ساز مکث ها و واکنش های لای صحبت ها، تصاویر لحظه های پرت فیلم یرداری و کنش های حاد شخصیت های جلوی دوربین را فعال کرده و حرف ها و واکنش های معمول و معقول، اما جوراجور هر فردی را به کار نفی و پاسخ و بازی و شوخی با کنش ها و نظرات دیگران گرفته است. در نتیجه، با فضایی از گفت و گو و گاه مجادله میان تک گفته های آدم های جدا جدا رو به رو می شویم و بازی گوشی، مطایبه و طنزی شکل می گیرد که بیش از آن که از ابتدا اندیشیده و طرّاحی شده باشد، سر میز تدوین و در ایجاد یک فضای بزن بکوب در این مرحله به دست آمده است. روشن است که هم چون هر وضعیت مشابه و این چنینی دیگر (غیر جذاب دیدن حرف ها و ماندن در تدوین آن ها) در این جا هم، جوری که از همین گفته های باقی مانده پیداست، صحبت ها حسی و غیر کارشناسانه و عمدتا" حق به جانب و در ردّ و نفی وضعیت موجود سالن های سینما بوده است. پس، در کنار هم، فضای تکراری و پس زننده ای را پیش آورده است. ترفند فیلم ساز، راه به رفع آن مشکل اساسی نبرده، اما فیلم را با طراوت و قابل دیدن کرده است. این سؤال هم هست که این نوع بازی گوشی میان آدم هایی که تصور حضور معقول و متعادلی از خودشان را دارند، تا چه حد چنگ اندازی به حریم آن هاست ؟ به نظر می رسد این سؤال، هم در بحث عمومی تر اخلاق و حریم در سینمای مستند و هم در واکنش مثبت و منفی تک تک این آدم ها به این بازی جذّاب یا برخورنده جواب می گیرد. دو نقد و نظر جالب را هم یرایتان بازگو می کنم : فرهاد توحیدی می گوید سینمای ملی، سینمایی است که دستش توی جیب تماشاگر باشد و سعید عقیقی از خاطرات فیلم های خوبی که در سینما شهر قصه دیده و از ضایع شدن حق این سینما در نحوۀ بازسازی سینما آزادی حرف می زند. نقل از مجله فیلم ویژه پاییز 87 |
|
|